تبرك از ديدگاه قرآن
آيا تبرك از ديدگاه قرآن پذيرفته شده است؟
در قرآن كريم با آيات پرشماري رو به رو مي شويم كه بر تبرك جستن مهر تاييد زده اند :
1.پيراهن يوسف (ع) و بازيابي بينايي يعقوب (ع) ؛ يعقوب در فراق يوسف (ع) ساليان درازي گريست و بينايي خود را از دست داد. پيراهن يوسف، كه بوي محبوب داشت، به امر خداوند شفابخش چشمان او شد.
اذهبوا بقميصي هذا فالقوه علي وجه أبي يات بصيراْ
اين پيراهن مرا ببريد و آن را بر چهره پدرم بيفكنيد [تا]بينا شود.
پيراهن يوسف، تافته جدابافته نبود.از همان پنبه مصر رشته و دوخته شده بود، ولي خواست خداوند آن بود كه فيض خويش را از اين راه به بنده خود برساند. بنابراين، يعقوب با نهادن پيراهن بر صورت خود، بينايي خود را باز يافت.
فلما أن جاء البشير القاه علي وجهه فارتد بصيرا
پس چون مژده رسان آمد ، آن [پيراهن] را بر چهره او انداخت، پس بينا گرديد.
2. صندوق عهد مايه آرامش و پيروزي ؛ موسي (ع) در واپسين روزهاي عمر خود الواح مقدس را كه احكام خدا بر آن نوشته شده بود، به همراه زره خود و يادگاري هاي ديگر در آن نهاده و به وصي خويش يوشع بن نون سپرد. بدين ترتيب، اهميت اين صندوق در نظر بني اسرائيل بيشتر شد از اين روي، در جنگ هايي كه ميان آنان و دشمنان رخ مي داد، آن را با خود حمل مي كردند و از اين طريق بر دشمن پيروز مي گشتند. تا زماني كه اين صندوق خاطره انگيز، با اين محتويات مقدس در ميانشان بود، با سربلندي زندگي مي كردند، ولي بر اثر ضعف ديني، دشمنان بر آنان چيره شدند و اين صندوق را بر گرفتند.
پس از مدتي، خداوند طالوت را براي فرماندهي لشگر بني اسرائيل برگزيد.پيامبر آنان خاطرنشان كرد و گفت : نشانه فرماندهي او از سوي خدا اين است كه صندوقي را كه مايه آرامش شما بود، در صورت شركت در نبرد به شما باز مي گرداند :
و قال لهم نبيهم ان آية ملكه أن ياتيكم التابوت فيه سكينة من ربكم و بقية مما ترك آل موسي و آل هارون تحمله الملائكة ان في ذلك لآية لكم ان كنتم مومنين
و پيامبرشان بديشان گفت : در حقيقت نشانه پادشاهي او (طالوت) اين است كه صندوق [عهد] كه در آن آرامشي از طرف خدا نهاده شده بود و در آن بازمانده خاندان موسي و خاندان هارون قرار داده شده بود به سوي شما خواهد آمد، در حالي كه فرشتگان آن را حمل مي كنند. مسلماً اگر مؤمن باشيد، براي شما در اين [رويداد] نشانه اي است.
قرآن در اين جا تبرك بني اسرائيل به اين صندوق را از زبان پيامبرش نقل مي كند و در شرافت آن همين بس كه حاملان آن را فرشتگان مي داند، و اگر چنين كاري بر خلاف اصول توحيد بود، پيامبرشان آن را به عنوان يك خبر شادي بخش به آنان بازگو نمي كرد.
3. تبرك به جايگاه اصحاب كهف ؛ يكتا پرستان و نمازگزاران، پس از آگاهي از مدفن اصحاب كهف، همگي بر اين اتفاق كرده اند كه روي قبر آنان مسجد بسازند و از عبادت در كنار اجساد پاك آنان تبرك بجويند قرآن اين حقيقت را چنين نقل مي كند :
قال الذين غلبوا علي امرهم لنتخذن عليم مسجدا
[سرانجام] كساني كه بر كارشان غلبه يافتند گفتند : حتماً برايشان معبدي بنا خواهيم كرد.
به اعتقاد مفسران، هدف از مسجد سازي نمازگزاران در آن، تبرك جستن به اجساد آنان بوده است.
4. تبرك به مقام ابراهيم (ع) ؛ خداوند بخشي از زمين را كه با بدن مناديان توحيد در تماس بوده، محل عبادت قرار داده است؛ براي نمونه، دستور مي دهد كه جايگاه ابراهيم (ع) نماز بگزارند :
و اذ جعلنا البيت مثابة للناس و امنا و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلي؛
و چون خانه كعبه را براي مردم محل اجتماع و [جاي] امني قرار داديم [و فرموديم :] در مقام ابراهيم نمازگاهي براي خود اختيار كنيد.
دليل اين امر خداوند آن است كه اين مقام به وسيله ابراهيم متبرك گشته و نمازگزاران از آن مكان تبرك جويند.به همين گونه است فاصله دو كوه صفا و مروه كه محل عبادت قرار داده شده است ؛ چرا كه قدمگاه هاجر، اين يكتاپرست فداكار بوده است. خداوند زايران خانه خويش را امر مي كند كه هفت بار ميان اين دو كوه ، همانند هاجر هروله كنند.
دقت در آيات ياد شده، مارا به يك اصل علمي و قرآني راهنمايي مي كند و آن اين كه خداوند مي خواهد مواهب نعمت هاي مادي و معنوي خود را از طريق اسباب طبيعي در اختيار بشر بگذارد. در اين موضوع ، ميان امور مادي و معنوي تفاوتي نيست، مثلاً خداوند در هدايت مردم از اسباب عادي بهره مي گيرد و پيامبراني را براي هدايت آنان بر مي انگيزد . ولي در عين حال، گاهي خواست او آن است كه فيض خويش را از غير مجراي طبيعي و طريق اسباب غير عادي به بشر برساند و تبرك جستن، جز اين نيست كه انسان به يك سبب غير عادي تمسك جسته و فيض خدا را از اين طريق دريافت كند.
از سوي ديگر، توجه و دقت در اين آيات نشان از اين حقيقت دارد كه تبرك جستن، در اديان و اقوام پيشين نيز امري متداول و معمول بوده است.
عناوین دیگر :
عالمان اهل سنت و تبرك
اعتقاد به توسل از منظر اهل سنت
تبرك از ديدگاه قرآن
توسل جستن
تبرك جستن





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


