مسئله ازدواج
آيا براي ازدواج دختر، اجازه پدر شرط است؟
چرا اجازه مادر در تعيين سرنوشت دختر شرط دانسته نشده است؟
براي پاسخ به سؤال مذكور بايد به چند امر مسلم از نظر اسلام توجه داشت :
اول: اگر دختر و پسر، بالغ و عاقل و رشيد باشند، از نظر اقتصادي مستقلند و در همه اموال و املاك خود حق تصرف دارند و پدر يا مادر يا برادر يا ديگري حق نظارت و دخالت بر آن ها را ندارد.
دوم: پسر بالغ و عاقل و رشيد اختيار امور خود از جمله ازدواج را دارد و اجازه ديگري در امور او شرط نيست.
سوم: دختر بالغ و عاقل و رشيد اگر ثيبه (=غير باكره) و بيوه باشد در امر ازدواج اختيار دارد.
چهارم: پدر اختيار دار مطلق و بدون قيد براي ازدواج دوشيزگان نيست .
در روايات اسلامي صريحاً آمده است كه دختر اختيار دارد و سخن آخر و نظر نهايي در رد يا قبول ازدواج از آن اوست .
پنجم: اگر پدر بي جهت و بدون رعايت مصلحت و نياز دوشيزه اي از ازدواج او ممانعت كند، حق ولايت پدر ساقط مي شود و به اتفاق فقها دختر مي تواند در انتخاب شوهر، مستقلاً و آزادانه عمل كند.
آيا دوشيزگان حق ندارند بدون اجازه پدر ازدواج كنند و اگر ازدواج انجام شود، باطل است يا اين كه اجازه پدر براي ازدواج دختران باكره شرط نيست؟
اين مسأله مورد قبول همه فقها نيست. بعضي اين اجازه را لازم مي دانند كه نظرشان موافق با احتياط و سلامت دختران و جامعه است، بعضي از فقها هم اجازه را شرط نمي دانند كه در اين صورت اصلاً بحثي باقي نمي ماند.
فلسفه اين كه دوشيزگان لازم است- يا لااقل بهتر است- بدون موافقت پدر ازدواج نكنند، اين نيست كه اسلام دختر را قاصر و از لحاظ رشد اجتماعي كم تر از مرد به حساب آورده است، چه بين دختر هجده ساله باكره و دختري كه در همين سن بيوه است، فرقي نمي باشد. نيز اگر دين دختر را فاقد صلاحيت مي دانست، اجازه تصرفات اقتصادي و انجام معاملات مالي خرد و كلان را به او نمي داد.
شايد حكمت اين باشد كه ويژگي هاي رواني مرد با زن متفاوت است. مرد شكارچي و صياد است و زن خوش خيال و خوش باور. مرد بنده شهوت است و زن بنده محبت، ولو موقت و ظاهري باشد. زن در اثر خوش باوري و سادگي نسبت به مرد هر اظهار عشق و محبتي را واقعي و پاك مي پندارد و لذا خود را در اختيار آن قرار مي دهد.
پيامبر گرامي اسلام (ص)، بزرگ راهنماي الاهي مي فرمايند:
سخن مرد به زن كه (تو را دوست دارم) هرگز از دل زن بيرون نمي رود .
اين جاست كه دين مقدس الهي به كمك زن مي آيد و براي حمايت از او _ نه تحقير و محدوديت او _ حكم مي كند كه اگر دختر، پدري دارد بدون سوء نيت و در فكر صلاح او _ كه غالب پدران خيرخواه فرزندان خود هستند _ در ازدواج با او مشورت كند. دختري كه تاكنون مرد ناآزموده است، بايد با پدري خيرخواه كه از روحيات و احساسات خوب و بد هم جنسان خود بيشتر آگاهي دارد مشورت كند و سپس تصميم بگيرد تا درصد خطا و لغزش و پشيماني كم تر شود.
به همين جهت بعد از آن كه دختر جواني بكارت خود را از دست داده با تغيير شرايط _ ولو از جهت زماني فاصله چنداني نباشد _ اجازه پدر لازم نيست.
بايد دقت كرد كه مادر هم گرچه عزيز و نزديك است و در فكر صلاح فرزند خود مي باشد و تا حدي نيز تجربه دارد اما در هر صورت سرشار از عواطف و احساسات است و از اين جهت زنان و دختران چندان تفاوتي با هم ندارند.
ناگفته نماند كه اين بحث علمي، عمل خود سرانه برخي پدران و بي توجهي دست اندركاران امر ازدواج را نسبت به رضايت دختر يا پسر و رشد فكري آنها و ديگر اقدامات جاهلانه و خلاف قانون الهي را به هيچ وجه توجيه نمي كند .
عناوین دیگر :
مسئله ازدواج
مسئله خواستگاري
قضاوت زنان
حقوق زن بخش دوم
آفرينش زن





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


