تعداد بازدید : 476
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
پنجشنبه، ۲۶ شهریور ۱۳۸۸
آفرينش زن

گفته مي شود كه زن در خلقت اصالت ندارد و از دنده ي چپ مرد (=حضرت آدم(ع)) آفريده شده است، آيا از ديدگاه اسلام وجود زن پست تر از مرد است؟

با مراجعه به آيات، و روايات و تعاليم دين، درمي يابيم كه اسلام مرد و زن را در آفرينش از يك جنس مي داند. اساساً انسانيت و كمالات انساني به روح مربوطند و روح، نر و ماده ندارد.(عبد الله جوادي آملي: زن در آئينه جلال و جمال، صص 71-66.)

يا أيُّها النّاسُ اتّقوا ربكم الّذي خَلقَكم مِن نفسٍ واحدة و خَلقَ منها زوجَها و بَثَّ مِنهُما رِجالاً كثيراً و نِساءً.

اي مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد. همان كسي كه همه ي شما را از يك انسان آفريد و همسر او را (نيز) از جنس او خلق كرد و از ان دو، مردان و زنان فراواني (در روي زمين ) منتشر ساخت.(نساء (4):1)

با توجه به ظاهر اين گونه آيات، خلقت حضرت حوّا(ع) بعد از حضرت آدم(ع) بوده است، ولي صرفا تأخير زماني در آفرينش يك موجود به معناي پستي وجود متأخر نيست، چرا كه هر دو از يك گوهر وجودي هستند و امتيازي بين آنها نيست مگر به اوصاف و اخلاق اكتسابي، (عبد الله جوادي آملي: زن در آئينه جلال و جمال، صص 36-33.) ثانياً فرض آنكه زن از بدن مرد آفريده شده باشد يا بالعكس، دلالتي بر طفيلي بودن حقيقت وجودي يك جنس نيست، علاوه بر آنكه فرع بودن خلقت حضرت حوّا به معني فرع بودن جنس ساير زنان نيست.(محمد رضا زيبايي نژاد و محمد تقي سبحاني: درآمدي برنظام شخصيت زن در اسلام، ج 1، صص 60-53.) در قرآن آمده است:

او خدايي است كه (همه ي) شما را از يك فرد آفريد و همسرش را نيز از جنس او قرار داد تا در كنار او بياسايد.(اعراف (7).)

اين آيات به خوبي نشان مي دهد كه زنان از جنس مردان هستند پس ماهيت و آفرينش ايشان يكي است. بعضي كتب آفرينش زن را از مايه اي پست تر از مايه ي مرد دانسته اند و بر اين باورند كه همسر حضرت آدم از عضوي از اعضاي سمت چپ او آفريده شده است. در قرآن اثري از اين قبيل باورها نيست و گرچه براي اثبات اين ادعا به بعضي روايات ضعيف هم استناد شده، اما اين طرز فكر در قرآن و احاديث معتبر صريحاً مردود شمرده شده است.

زُراره مي گويد از امام صادق (ع) از آفرينش حوّا سوال شد كه برخي مي گويند خداوند حوّا را از دنده ي پايين و چپ آدم آفريد. امام(ع) فرمود:

خدا منزه و برتر است  از اين نسبت. آن كس كه چنين مي گويد، مي پندارد كه خداوند قدرت نداشت براي آدم، همسري از غيرِ دنده اش بيافريند! اينان راه را بر خرده گيران باز مي كنند... اين ها چه مي گويند؟

خداوند ميان ما و آنان داوري مي كند. خداوند بزرگ آنگاه كه آدم را از خاك آفريد و به ملائكه فرمان داد تا او را سجده كنند، خوابي عميق بر او چيره ساخت، سپس مخلوقي جديد بيافريد... كه وقتي به حركت درآمد، از حركت او به خود آمد. چون بدان نگريست، ديد زيباست و همانند خود اوست، جز اين كه زن است... آدم در اين هنگام گفت: خداوندا اين مخلوق زيبا كيست كه من نسبت به او چنين احساس انس مي كنم؟ خداوند گفت: اين بنده ي من حوّاست...)).(محمد باقر مجلسي: بحار الانوار، ج 11، ص 221.)  

زن در تفكّر قرآني همانند مرد، تكامل پذير و اوج گراست، قرآن هرگاه از كمالات انساني سخن مي گويد، زنان را نيز هم دوش مردان مطرح مي كند. راه رسيدن به كمالات انساني و تقرب به خداوند متعال، به طور مساوي براي مرد و زن باز است.( ر.ك: نساء (4): نمل؛ (27): 97؛ توبه (9): 72؛ احزاب (33): 35؛ الفتح (48): 5 ، 6؛ حديد (57): 12 ، 13؛ يس (36): 56.) در سوره ي نساء مي خوانيم:

و كسي كه چيزي از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالي كه ايمان داشته باشد، چنان كساني داخل بهشت مي شوند و كمترين ستمي به آن ها نخواهد شد.

 در هر دو جناح حقّ و باطل، هم مردان وجود دارند و هم زنان.(ر.ك: توبه (9): 67، 68، 71؛ نور (24) 26. ) قرآن بر خلاف آنچه كه در عهد عتيق (عهد عتيق از كتاب مقدس، سفر پيدايش، باب سيّم، آيات 1 تا 13. البته نيازي به ذكر نيست كه به عقيده يهود و غير يهود، تورات فعلي تحريف شده و اين كتابي نيست كه بر موسي (ع) نازل گرديده چون داستان مرگ موسي و حوادث بعد از آن را نيز ذكر مي كند.) (=تورات) و بعضي ديگر آثار ادبي جهان آمده، زن را عنصر گناه و شيطان كوچك نمي داند و حوّا را علت رانده شدن آدم از بهشت معرفي نمي كند، بلكه مي گويد شيطان آن دو را وسوسه كرد و فريفت.(ر.ك: بقره (2): 35،36؛ اعراف (7): 19-23؛ طه (20):117 -122.) در ايه ي 20 از سوره ي اعراف مي خوانيم:

سپس شيطان آن دو را وسوسه كرد تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشكار سازد.

قرآن برخلاف برخي نظريات تحقيرآميز كه زن را در مقام استعدادهاي روحاني هم رديف مرد نمي دانند، دوشادوش مردان بزرگ از زنان بزرگ نيز ياد مي كند چنانچه از همسران آدم و ابراهيم (ع) و از مادران موسي و عيسي (ع) (نگاه كنيد: طه (20): 38،39،40؛ آل عمران (3): 33-37 و42-47؛ اعراف (7): 19-27.) در نهايت تجليل، نام برده است.به عنوان نمونه در سوره ي آل عمران امده است:

و (به ياد آوريد) هنگامي را كه فرشتگان گفتند: اي مريم! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان، برتري داده است.

اگر قرآن، همسران نوح و لوط (تحريم (66): 10.) را زناني ناشايسته مي داند، از زن فرعون (تحريم (66): 11.) به عنوان زني بزرگ ياد مي كند. در تاريخ اسلام كمتر مردي به مقام خديجه (ع) مي رسد و هيچ مردي جز پيامبر(ص) و علي (ع) ... به شايستگي و هم سنگي؛ حضرت زهرا (ع) نيست.

اسلام بر خلاف برخي آيين ها و مروّجين رهبانيت، ازدواج را مقدس و مستحب مي داند (اشاره به حديث نبوي معرف ((النّكاح سنّتي فمن رَغِبَ عن سنّتي فليس منّي)) محمد بن حسن عاملي: وسائل الشيعه، ج 14، باب اول از مقدمات نكاح ) و دوست داشتن زنان را از اخلاق انبياء مي شمارد.(اشاره به حديث پيامبر(ص) ((من اخلاق انبياء، حبّ النّساء)) محمد بن حسن عاملي: وسائل الشيعه، ج 14، باب سوم از مقدمات نكاح، روايت 2.)

اسلام باز بر خلاف برخي نظريات حقارت بار كه كه وجود زن را مقدمه اي براي وجود مرد مي دانند و اصالت را به مرد مي دهند، زمين و آسمان و ابر و باد و گياه و حيوان را در اختيار انسان مي داند، اما هرگز زن را مقدمه اي براي آفرينش مرد نمي داند.

قرآن مي فرمايد:

زنان زينت و پوشش شما هستند و شما مردان زينت و پوشش آن ها.(بقره (2): 187.)

قرآن وجود زن را نه شرّ و بلا، بلكه مايه ي خير و آرامش و تسكين مرد مي داند.(روم (30): 21.) قرآن سهم زن را در پيدايش فرزند – همان گونه كه در علوم روز نيز به اثبات رسيده است – كم تر از مرد نمي داند و نسل انسان ها را از آدم و حوّا – هر دو – مي داند. در آغاز سوره ي نساء مي فرمايد:

اي مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد. همان كسي كه همه ي شما را از يك انسان آفريد و همسر او را (نيز) از جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان فراواني (در روي زمين) منتشر ساخت.(نساء (4):1.)بنابراين از ديدگاه اسلام و قرآن، مرد و زن در جهت آفرينش و ماهيّت انساني يكسان و نسبت به يكديگر برتري دارند.

آيا تفاوتهاي حقوقي و اجتماعي ميان زن و مرد، نشان دهنده ي نگاه مردانه ي اسلام نسبت به انسان نيست؟    

همان طور كه مي دانيد برخي احكام اسلام با احكام ديگر مكاتب و آنچه در جهان امروز مي گذرد، تفاوت دارد. اسلام براي زن و مرد در همه ي موارد، حقوق واحد يا وظيفه و حكم واحدي قائل نشده است، بلكه بين بين اين دو جنس تفاوت هايي در مورد وظايف خانوادگي، شهادت دادن، قضاوت، ارث، ديه، قصاص و حجاب برشمرده است. با اين وجود سوال اساسي اين است كه آيا اين اختلافات نشان آن نيست كه اسلام نيز مانند بسياري از مكاتب ديگر نگاه تحقيراميزي به زن دارد؟!

شكل منطقي (استدلال به صورت يك قياس استثنايي است كه از رفع تالي به رفع مقدم پي مي بريم. در اين باره مي توانيد به كتب منطق از جمله ترجمه كتاب المنطق از محمد رضا مظفر يا منطق صوري از دكتر محمد خوانساري مراجعه كنيد.) استدلال مخالفين به اين صورت است: اگر اسلام زن را انساني تمام عيار و مساوي با مرد مي دانست، حقوقي مشابه و مساوي با مرد براي او وضع مي كرد، لكن حقوقي ناهمسان با مرد، براي زن وضع كرده است، پس زن را در انسانيت با مرد مساوي نمي داند. بنابراين كم تر بودن حقوق زن، نشانه ي برتري مرد است.(مرتضي مطهري: نظام حقوق زن در اسلام، بخش پنجم.)

اين اشكال را به تعداد تفاوت هايي كه در حقوق و تكاليف زن و مرد وجود دارد، مي توان مطرح كرد. مثلا مي توان گفت: اگر مرد و زن در اسلام مساوي بودند، مي بايست ميزان ارث آن ها نيز مساوي مي بود، امّا مقدار ارث آن ها متفاوت است، پس در دين اسلام زن و مرد مساوي نيستند و به همين ترتيب در مورد ديه، قصاص، حجاب و ساير موارد.

اين اشكال ناشي از پيش فرضي نادرست است كه لازمه ي اشتراك زن و مرد در حيثيت انساني را تساوي و تشابه آن ها در همه ي حقوق و وظايف مي داند. ترديدي در اين نيست كه تساوي در انسانيت، تساوي در حقوق انساني را به دنبال دارد، چه اگر انسان بودن، علت و منشأ داشتن حقي است، در هر دو جنس به يكسان وجود دارد، پس هر دو بايد داراي حقوق مساوي باشند. اما سخن در تساوي و تشابه حقوق در همه ي ابعاد است.

در اين باره مي توان به طور مختصر گفت كه گرچه زن و مرد در موارد زيادي با هم اشتراك دارند، اما در ابعاد مختلفي هم با يكديگر تفاوت دارند.(تفاوت هاي زن و مرد، در بحث مستقلي آورده شده است. به آن پرسش رجوع كنيد.)

اسلام براي مراعات تفاوت هاي جسمي و رواني مهمّي كه بين زن و مرد وجود دارد و لازمه ي نظام احسن آفرينش است، در بعضي موارد حقوق و وظايف متفاوتي هم وضع كرده است.

اشتراك زن و مرد در انسانيت و برابري در داشتن قوا و اميال بشري، برابري ديني آن ها را در حكم نماز، روزه، حفظ چشم و شهوت از حرام، حدّ زنا و سرقت و اصل فعاليت اجتماعي و اقتصادي در پي داشته است.(ر.ك: محمد تقي مصباح يزدي: پرسش ها و پاسخ ها، ج 5، صص 17-11.)

از سوي ديگر دوگانگي در ويژگي هاي جنسي مرد و زن مانند اختلاف دردر دستگاه تناسلي و سينه ها، دوران قاعدگي، ميزان مشاركت در امر بارداري، شيردهي و پرورش كودك، تفاوت در نيروي بدني، انفعال و تاثير پذيري و نيز قدرت تدبير و كنترل عواطف (محمد تقي مصباح يزدي: پرسش ها و پاسخ ها، ج 5، صص 22-18و43-41.) – كه همه براي حفظ نسل بشر ضروري است – حقوق و تكاليف دوگانه اي را به بار مي آورد.




- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
آفرينش زن
آفرينش زن
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 1059
بازدید دیروز: 2229
بازدید از ابتدا: 1291873
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۹ شهریور ۸۹