فرق نهادن بين مجرمان و جرم ها
آيا فرق نهادن بين مجرمان و جرم ها تبعيض ناروا و ناسازگار با عدالت پروردگار نيست؟
درست است كه همه مجرمان و جرم ها، از نظر به هم زدن مرز بندگي ، يكسان و يكنواخت اند و نا فرماني خداوند به شمار مي آيند، اما خود جرم داراي مراتب گوناگوني است كه به دليل همين گوناگوني مراتب، كيفرهاي گوناگون را در پي دارد. مجرمان نيز از نظر روحيه دنائت، پستي، شرارت و هرزگي درجات گوناگوني دارند با توجه به اين تفاوت درجات، تبعيض ميان مجرمان و جرم ها، تبعيض ناروا و غير منطقي نخواهد بود.
به منظور توضيح مطلب به نمونه زير توجه كنيد ؛
تمام ظلمت هاي جهان و نا روشنايي، از اين نظر كه پيرامون خود را روشن نمي سازند، يكسان اند اما از لحاظ شدت و ضعف ظلمت با هم متفاوت اند. لامپ كوچك، تنها پيرامون خويش را نور مي بخشد، اما نورافكن ممكن است شعاع صد متري را نور باران كند. اين دو، نه تنها از نظر درجه نور و اثر، با هم اختلاف دارند، بلكه از نظر دستگاه مولد برق نيز با هم مختلف اند . دستگاهي كه بتواند شعاع صد متري را روشن سازد، حتماً بايد قوي تر از دستگاهي باشد كه ده متري را روشن مي كند. روحيه جواني كه تنها به زن نامحرم مي نگرد و بس، و هرگز حاضر نيست گام از آن فراتر نهد، قطعاً با روحيه جواني كه به شنيع ترين اعمال منافي عفت دست مي زند، چيزي را در انجام مقاصد كثيف و پليد خود مانع نمي بيند، تفاوت بسياري خواهد داشت . اين دو افزون بر اختلاف در روحيه و عوامل گناه ، از نظر خود جرم نيز متفاوت اند، جرم يكي نگاه و تجاوز سطحي به ناموس مردم است، در حالي كه جرم ديگري تجاوز عنفي به ناموس مردم است هرگز مفسده تجاوز به ناموس مردم، با مفسده نگاه به دختر مردم يكسان نيست.
بنابراين اگر چه برخي از مجرم ها و بعضي از جرم ها مشمول شفاعت شوند و بعضي ديگر از آن بي بهره گردند، تبعيضي ناروا و عملي غير منطقي نخواهد بود اگر كساني كه از شفاعت بهره مي گيرند، هيچ گونه شايستگي و برتري بر ديگران نداشته باشند و در اين شرايط به آنها ياري شود، و بر ديگران مقدم گردند، به يقين، اين كار گونه اي تبعيض ناروا خواهد بود ؛ ولي اگر برخي از گناه كاران به دليل پيوند هاي معنوي كه با خدا داشته اند و به سبب ارتباط ايماني كه با اولياي خدا برقرار ساخته بودند، و با توجه به جرم آنان، ياري شفيعان روز رستاخيز را از آن خود سازند در اين صورت شفاعت عين عدل و دادگري و نويد به آن در اين جهان وسيله تربيت و بازگشت گنهكاران از نيمه راه خواهد بود . آنان كه بر پيوند خود با خدا پاي بند مانده و با اولياي خدا نيز ارتباط معنوي دارند مشمول شفاعت اولياي او قرار مي گيرند ؛ ولي كساني كه اين دو شرط را ندارند، بر اثر دوري از مقام ربوبي و نداشتن چنين ارتباطي با اولياي حق، شايسته آن نيستند و اين كار تفاوت ناروا و تبعيض نادرست نخواهد بود.
روشنگر اين بيان، تفاوت هايي است كه قرآن ميان مشرك و غير مشرك قائل شده است . آنجا كه مي فرمايد :
ان الله لا يغفر أن يشرك به و يغفر ما دون ذلك؛
مسلماً خدا، اين را كه به او شرك ورزيده شود نمي بخشايد و غير آن را براي هر كه بخواهد مي بخشايد.
در اين آيه خداوند ميان مشرك و غير مشرك فرق مي گذارد و اين مربوط به پس از توبه نيست ؛ زيرا خداوند توبه پذير، توبه هر گروه را مي پذيرد و توبه حتي شرك را پاك مي كند.
جاي اين پرسش است كه چرا رحمت گستره حق شامل حال مشركان نمي گردد ؟ پاسخ آن است كه مشركان به اندازه از خدا دورند كه از تمام پيوند ها ي خود با خدا بريده و از پوشش رحمت او بيرون رفته اند، در حالي كه غير مشركان، بخشي از پيوند هاي خود را با خدا حفظ كرده اند . قرآن مجيد، پرهيز از گناهان بزرگ را كفاره گناهان كوچك مي داند :
إن تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم
اگر از گناهان بزرگي كه از آن ها نهي شده ايد دوري گزينيد بدي هاي شما را از شما مي زداييم.
با توجه به بيان ياد شده حقيقت مطلب روشن مي گردد؛ زيرا كسي كه از گناهان كبيره پرهيز كند بر بخش بزرگي از پيوند هاي خويش با خدا پاي بند بوده و تنها لحظاتي از خدا غافل گرديده است.هرگز چنين كسي را نمي توان با گنهكار غرق در فساد و آلودگي، مقايسه كرد و هر دو را يكسان دانست.
عناوین دیگر :
بهره مند نشدن از شفاعت
فرق نهادن بين مجرمان و جرم ها
آیا درخواست شفاعت در میان صحابه پیامبر گرامی اسلام پیشینه دارد؟
شفاعت از دیدگاه روایات
شفاعت یعنی چه و به چه معناست؟





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


