تعداد بازدید : 156
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
شنبه، ۱۵ اسفند ۱۳۸۸
این حرف ها مال مارکس نیست

 


محمد الیاس قنبری
مدت زمان زیادی در اروپا ،ویکو (1744-1667) را اولین کسی می دانستند که در فلسفه تاریخ به بحث پرداخته و او را نخستین پایه گذار فلسفه تاریخ خوانده اند همچنین وقتی کتابهای جامعه شناسی را ورق می زنیم اولین نامی که با آن بر خورد می کنیم آگوست کنت است و همچنین نامهای بزرگ دیگری چون مارکس، وبر، دورکیم، زیمل، پارتو، اسپنسر، دوتوکویل و... در نظریه های جامعه شناسی بسیار دیده می شود اما امروزه در خود اروپا و آمریکا متوجه نام دیگری شده اند که 350 سال پیش از ویکو به بحث در فلسفه تاریخ پرداخته و بیش از 450سال قبل از آگوست کنت این متفکر رسماً و با صراحت و قدرت دانش جامعه شناسی را پایه گذاری کرده است.
 جالب است بدانید که 300 سال قبل از اینکه گالیله در کلیسا زانو بزند و مجبور به اظهار ندامت و توبه شود فقط به جرم اینکه معتقد بود زمین ثابت نیست و به دور خورشید می چرخد این متفکر بزرگ به ارائه نظرات خلاقانه و پیشرو خود پرداخته است.
این شخص که خیلی اتفاقی یک متفکر مسلمان در اسلام باختری است (سرزمینهای غربی اسلامی) شخصی است بنام ابو زید عبدالرحمن محمد که شما احتمالاً او را به نام "ابن خلدون" می شناسید.
سیری در آثار و افکار ابن خلدون او را بدون شک در زمره یکی از بزرگترین متفکران میان رشته ای قرار می دهد که اندیشه های او به ویژه در جامعه شناسی بسیار عمیق و واجد اهمیت است.
همان طور که می دانیم نامهایی چون مارکس، دورکیم، وبر، اسپنسر نشان دهنده نقاط عطفی در سیر تفکر جامعه شناختی است و جامعه شناسان کوچک و گمنام دیگری ،ما بین این اسامی وجود دارند که فقط شارحین و پیروانی برای این نامهای بزرگ محسوب می شوند و از اینجا متوجه بزرگی و اهمیت این متفکران می شویم که هر کدام قله ای از معرفت اجتماعی بشر را بر افراشته اند اما اهمیت ابن خلدون از آنجا بیشتر روشن می شود که وی اولین کسی است که بدون اینکه وارث یک تفکر عظیم جامعه شناختی باشد و بدون هیچ گونه پشتوانه ای از متون جامعه شناختی در گیر تفکرات اجتماعی می شود و بنا به گفته صریح خود علم الاجتماع را پایه گذاری می کند.
جامعه شناسان همواره در تلاش اند تا تحت تاثیر گفتمان های حاکم بر جامعه نباشند تا بتوانند بدون ارزش داوری و با دیدی باز نظریاتی جهان شمول و زمان شمول ارائه کنند و برای همین هم همواره خود را در معرض نقد قرار می دهند با این حال پیش بینی آنچه در آینده جوامع رخ خواهد داد امری بسیار دشوار و تقریباً محال است در نتیجه افق های تازه ای که به مرور زمان گشوده خواهد شد نظریات گذشته را دچار فرسایش خواهد کرد و نیاز به متفکران و اندیشمندان جدیدی خواهد بود تا سوار بر شانه اندیشمندان متقدم پتانسیل های جدیدی از انسان و جامعه را کشف و تبیین کنند با ذکر این مطلب می خواستم بیان کنم که آرا و افکار ابن خلدون نیز پس از گذشت 700 سال از این قاعده مستثنی نیست ولی پرداختن به ابن خلدون و آشنایی با این متفکر بزرگ از چند منظر حائز اهمیت است که در زیر به آنها اشاره می کنم :
1- اول اینکه ابن خلدون یک متفکر مسلمان است و ذهن او همواره درگیر مسئله اساسی اندیشه اسلامی یعنی برخورد و اختلاف روش سنتی (مبتنی بر نقل و اخبار) و فلسفه (مبتنی بر عقل و برهان) در مطالعه انسان و جامعه است ، اسلام و جامعه اسلامی در مرکز نظریات وی قرار دارد .
همچنین شناخت و مطرح کردن متفکران بزرگ اسلامی مانند ابن خلدون سبب خود باوری و اعتماد به نفس و رهایی از انفعال و ترجمه محوری در بین متفکران اسلامی خواهد شد .
براستی اگر قرار است در برخورد با مسائل مهم در حوزه اندیشه رویکردی اسکولاستیکی داشته باشیم چرا فقط نام متفکران غربی را که بیگانه از فرهنگ و دین ما هستند لقلقه زبان قرار دهیم و مدام بگوییم :
به قول مارکس : ... ، بنا به گفته آدام اسمیت : ...، نیچه گفت : ...، هگل معتقد است که : ... و چرا نامی از متفکران مسلمان نبریم، افرادی که نه تنها سهم به سزایی در نو اندیشی و پیشرفت علم در غرب داشته اند بلکه حداقل تفکراتشان سنخیت بیشتری با جامعه اسلامی و روشنفکرانی دارد که در این فضا می اندیشند و این نکته به زعم من مهمترین دلیل برای پرداختن به آرای ابن خلدون می باشد.
2- دوم اینکه ابن خلدون به قدری که شایسته و بایسته اوست در جوامع اسلامی و حتی عربی شناخته شده و مطرح نیست که البته به نظر می رسد این امر به دلیل برخی نظریات خاص او درباره اعراب باشد و همچنین شاید به این دلیل که مذهب وی سنی و تابع فقه مالکی است سبب مهجوریت او در ایران و سایر جوامع شیعی شده باشد. این امر موجب تأسف بیشتری خواهد بود وقتی نگاهی به کتاب ها ، ترجمه ها و مقالاتی بیندازیم که درباره ابن خلدون در غرب منتشر میشود.
3- نکته سوم اینکه باید توجه داشته باشیم که نظریات ابن خلدون در چه بستر زمانی و مکانی مطرح شده است. ابن خلدون در مرز بین شرق و غرب و محل تصادم فرهنگ های اسلامی و مسیحی می زیسته است که این مسئله دریچه ای خواهد بود برای شناخت تمدن اسلامی که در آن زمان رو به افول و انحطاط گذارده بود و قوس نزول خود را طی میکرد.
4- هنوز بیشتر آرا و افکار ابن خلدون بسیار بدیع و راه گشا می نماید به طوری که وقتی به مطالعه آثار او می پردازیم در بعضی جاها گویی متنی از مارکس ، اشپنگلر و آدام اسمیت و برخی از متفکران متأخر را مطالعه می کنیم ( ابن خلدون قبل از مارکس به پدیده عدالت اجتماعی و نقش کار و مالکیت و مزد و اقتصاد پرداخته است) و البته به نظر من مسلم است که این متفکران و سایر متفکران غربی به طور مستقیم یا غیر مستقیم از نظریات ابن خلدون استفاده کرده اند حال اینکه چرا نامی از وی نمی برند و خود را وامدار وی نمی دانند الله اعلم .
5- آشنایی با افکار ابن خلدون به دلیل شخصیت جامع و میان رشته ای وی دریچه های تازه ای را برای علاقمندان به مطالعه در فلسفه تاریخ، فلسفه علم، فلسفه سیاسی، فلسفه اسلامی، تاریخ فلسفه اسلامی، جامعه شناسی، اقتصاد، تمدن اسلامی و ... خواهد گشود.
درباره محیط اجتماعی عصر او می توان گفت قرن هفتم هجری (سیزدهم میلادی) قرن آشوب ها و اغتشاشات و انقلابات است چه در شرق و چه در غرب، مغولان ممالک اسلامی را تسخیر کرده و اکنون وارد اروپا شده بودند فساد ناشی از این شکست ها بر ممالک اسلامی شرق اسلام سایه افکنده بود. تنها جزیره العرب و شمال آفریقا و اسپانیا از اثر آنها در امان مانده بود اما همواره از آشوب ها و کشمکش های داخلی رنج می برد.
 علاوه بر اوضاع اجتماعی عصر او و ظهور و سقوط دولتها که در پیش چشمانش اتفاق می افتاد و حضور او در متن این حوادث به دلیل انجام فعالیت های سیاسی خطیر که کاملاً بر اندیشه او مؤثر بود، مسلمانان در مناطق شمال آفریقا و اسپانیا با دو حوزه دینی دیگر نیز تبادل افکار داشتند و این امر در تفکر جامع متفکران مسلمان این حوزه مؤثر بود که هم باید پاسخگوی جامعه مسلمین و هم اندیشه های مسیحی و یهودی باشند.
از آنجایی که محیط اجتماعی او و فعالیت سیاسی و علمی وی در این بستر، تجربیات و همچنین سئوالات بی ،شماری را پیش روی او قرار داده است. آشنایی با شرایط زمانی و مکانی ابن خلدون در فهم سیر تفکرات او یاری بسیار خواهد نمود.
در باره زندگی پر فراز و نشیب و نظرات ابن خلدون در شماره های آینده مطالبی را خواهید خواند.


 





عناوین دیگر :
بانوي من بانوي زنان جهان است
من سوم خرداد را دیدم ...
بوی کتاب
معلمی، رسالتی فراتر از تدریس
برترین ذکر؛ تسبیح فاطمه زهرا(س)
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 1378
بازدید دیروز: 2229
بازدید از ابتدا: 1292192
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۹ شهریور ۸۹