شاه رفت
حسن شمس آبادي
«شاه رفت» تيتر صفحه اول روزنامه اطلاعات، اما اين بار بدون القاب پر طمطراق و توهم خيالي؛ دي ماه 1357 از راه رسيد هوا بتدريج سرد شده بود اما قلب مردم توفتده و گرم؛ به آينده اي نه چندان دور كه در انتظار آنها بود، سخناني از جنس ديگر كه رهبرشان همواره از نوفل لوشاتو براي آنها ارسال مي كرد آنها را دلگرم مي داشت. اما در آنسوي ديگر مردي قرار داشت كه به ترتيب به چهار دهه بر اين سرزمين حكومت كرده بود، وقتي از كاخ سلطنتي به سوي فرودگاه مي رفت و به اين مدت طولاني حكومت خوش مي انديشيد، هرگز به ذهنش خطور نكرده بود كه روزي فرا خواهد رسيد كه مردم از رفتنش مسرور گردند.

معادله آساني است .آمدنش بي اختيار بود چه در شهريور 1320 و چه در مرداد 1332 . اين بار سرنوشت وي در كنفرانس گوادلوپ در جزيره اي به همين نام در درياي كارائيب رقم خورد. "والري ژيسكاردستن" رئيس جمهور وقت فرانسه، "جميزكالاهان"، نخست وزير انگليس ، "هلموت اشميت"، صدر اعظم آلمان و "جيمي كارتر" و "زيپگنو پرژينسكي"، رئيس جمهور و مشاور امنيت ملي ايالات متحد، درآستانه انقلاب در 14دي ماه دور يكديگر جمع شدند، پرداختن به اوضاع سياسي ايران محوريترين بحث آنها بود. «شاه از دست رفته و ديگر قادر به كنترل اوضاع نيست. راه حل واقعي براي جانشيني او هم وجود دارد. مردان سياسي كه در ميدان مانده اند، توانايي هاي محدودي دارند ، به علاوه بيشتر آنان با رژيم ارتباطاتي داشته اند و آلوده به مشكلات و مسائل اين رژيم هستند. ... » اين، سخنان جميز كالاهان، اولين سخنران كنفرانس بود . و ديگران نيز به تناسب جايگاهشان سخن گفتند اما سخنان كارتر كه در واقع تصميمات اتخاذ شده در كاخ سفيد بود، جمع بندي كنفرانس بود.« اوضاع ايران بسيار آشفته است. شاه ديگر نمي تواند دوام بياورد. مردم ايران ديگر او را نمي خواهند و دولتمرد توانايي در ايران باقي نمانده كه حاضر به همكاري با او باشد .» پس سران چهار كشور چنين توافق كردند: « شاه ايران سرانجام بايد تصميم خود را بگيرد كه يا در ايران بماند يا براي يك مرخصي كه ممكن است به پايان سلطنتش منجر شود، برود آمريكا به خاطر مخالفت هاي فزاينده و همه جانبه ايرانيان نمي تواند از او حمايت كند.» جاي درنگ نبود. شاه ديگر ياراي ماندن در كشور را نداشت. تظاهرات صدها هزار نفر از مرد و زن در سراسر شهر ها اين نكته را گوشزد كرده بود . در يكي از اين بندهاي قطعنامه مردم ايران در تظاهرات ميليوني عاشورا به بازگشت امام به كشور و تشكيل حكومت اسلامي اشاره شده بود. در چنين خواسته ايي شاه جايگاهي نداشت، او به همراه شهبانو فرح و سه فرزندش كاخ سلطنتي را به سمت فرودگاه مهر آباد ترك كردند. دل كندن از تاج و تخت سخت بود، اما كاري از او ساخته نبود چطور مي توانست بماند حال آنكه شبانه فريادهاي الله اكبر مردم تا پاسي از شب خواب را از چشمان او مي ربود . از روزي كه رفتنش قطعي شده بود، نيروهاي نظامي را آماده پرواز نگه داشته بود تا شاه هر زمان كه اراده كند به پرواز درآيد. هواپيما از نوع جمبوجت 727 ايران اير بود . ساعت يازده و چهل و پنج دقيقه صبح، هلي كوپتر شاه در حالي كه با شش هلي كوپتر نظامي اسكورت شده بود، در مهرآباد تهران بر زمين نشست. شاه در مقر ويژه به انتظار نشست. "شاپور بختيار" نخست وزير غير قانوني در مجلس در حال رايزني با نمايندگان جهت كسب رأي اعتماد آنها به كابينه اش بود. انتظار به سر رسيد . بختيار با "جواد سعيد" رئيس مجلس به فرودگاه رسيدند. از نظاميان نيز تيمسار "عباس قره باغي" نامزد تصدي سمت رياست ستاد ارتش و تيمسار "امير حسين ربيعي" فرمانده نيروي هوايي درجمع بدرقه كنندگان شاه حاضر شدند. فضاي غم آلودي بر فرودگاه حاكم شده بود. شاه در حالي كه مضطرب و نگران بود در مصاحبه كوتاه با خبرنگاران ،دليل سفرش را تشريح كرد : « همانطور كه در موقع تشكيل اين دولت(بختيار)گفته بودم، مدتي است احساس خستگي مي كنم و احتياج به استراحت دارم .ضمنا گفته بودم پس از اينكه خيالم راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت. اين سفر اكنون آغاز مي شود و تهران را به سوي آسوان ترك مي كنم. امروز با رأي مجلس شوراي ملي كه پس از مجلس سنا داده است اميد واريم كه دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پايه گذاري آينده موفق بشود و براي كار، ما به همكاري و حس وطن پرستي به اشد كلمه احتياج داريم. اقتصاد ما بايد راه بيفتد، مردم بايد زندگي عادي شان را از سر بگيرند و پايه ريزي بهتري براي آينده بكنيم .و سخن ديگري غير از حفظ وضع مملكت و انجام وظيفه براساس ميهن پرستي ندارم.» شاه در پاسخ به خبرنگاري در مورد مدت زمان سفرش تأكيد مي كند :«اين بستگي به حالت من دارد و در حال حاضر نمي توانم آن را دقيقاً مشخص كنم .»لحظه خداحافظي فرا رسيد و شاه با چشماني پر از اشك با حاضران خداحافظي كرد.اين آخرين باري بود كه مراسم دست بوسي انجام مي شد. شاه خود هدايت هواپيما را بر عهده گرفت و به سوي سرنوشتي مبهم روانه شد. با رفتن شاه خبرگزاري ها دست به كار شدند، خوراكي داغ مهيا شده بود كه مي بايست نهايت استفاده را از آن ببرند . بي بي سي كه در ايام انقلاب فعال بود، خبر خروج را روي تلكس برد . پس از اندك زماني اخبار سراسري ساعت چهارده :اين خبر را اعلام كرد .شهر ها منفجر شد، مردم به خيابان ها ريختند، ماشين ها با چراغهاي روشن و بوق ممتد به حركت در آمدند، همه جا شيريني و شربت پخش مي كردند . عكسهايي از امام و شهدا در دستان تكان مي خورد. شعارها از گوشه و كنار شهر به گوش مي رسيد : به همت خميني شاه فراري شد. كوروش به پا خيز گندش در اومد ـ مشروطه سلطنتي وقتش سر اومد و... چندي نگذشت كه مجسمه شاه و پدرش در ميادين و مناطق مختلف كشور به زير كشيده شد. امام كه اين روزها در نوفل لوشاتو بود ، به خروج شاه از كشور واكنش نشان داد . ايشان در پيامي به ملت ايران ضمن تبريك فرار محمد رضا شاه پهلوي فرمود: «شما ملت شجاع و ثابت قدم به ملت هاي مظلوم ثابت كرديد كه با فداكاري و استقامت مي توان بر مشكلات، هرچه باشد غلبه كرد و به مقصد، هر چه دشوار باشد رسيد.» اين گونه بود كه مجاهدتها و رشادتهاي ملت با رهبري مرجعيت ديني به بارنشست و خواسته هاي مردم تحقق عيني يافت به اميد دوام اين راه...
منابع:
1- والري ژيستكار دستن، كنفرانس گوارلوپ ،ترجمه محمد طلوعي ،پيك نشر و ترجمه ايران ،1368.
2- ابراهيم يزدي آخرين تلاشها در آخرين روزها،قلم،تهران ، 1363.
3-باري روبين ،جنگ قدرتها در ايران، ترجمه محمود مشرقي و آشتياني، تهران،1363.
4-خاطرات آيت الله طاهري خرم آبادي (از تبعيد تا پيروزي انقلاب اسلامي) ،جلد دوم، تهران ،مركز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ اول ،1384.
5-داود قاسم پور ، دهه سرنوشت ساز (12بهمن57 تا 22بهمن 57)،تهران ، مركز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ اول،1385.
6-روح الله خميني ،صحيفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.
عناوین دیگر :
نگاهي به تاريخچه شوراي عالي انقلاب فرهنگي
شاه رفت
عید غدیر خم
سیاست های ازدواج: اقتصادی یا فرهنگی؟
ذکر ابن محمد جعفر الصادق علیه السلام





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


