تعداد بازدید : 409
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
جمعه، ۲۲ آبان ۱۳۸۸
سیاست های ازدواج: اقتصادی یا فرهنگی؟

سینا کلهر- هر ساله با فرا رسیدن سالروز ازدواج حضرت علي عليه­السلام و حضرت فاطمه سلام­الله عليها (2 هـ ق)  که  روز ازدواج و خانواده نام گذاری شده است، همه کسانی که به نوعی خود را دلسوز جوانان این مرز بوم می دانند و دغدغه هدایت و حمایت آنها را دارند، از مزایا و فواید ازدواج بسیار سخن می گویند و دولت ها نیز متناسب با وضعییت تورمی جامعه  مژده افزایش چند درصدی وام ازدواج را می دهند.

در سال های اخیر مهم ترین سیاست دولت ها در قبال مساله ازدواج کمک مالی از طریق وام های قرض الحسنه بوده است  (البته با شرایطی که وام گیرنده حتما باید دو ضامن معتبر می داشت و اگر سه قسط وام را پرداخت نمی کرد، حقوق ضامن بسته می شد. !!!) در هر حال اینکه چند درصد ازدواج ها به خاطر وام اعطایی دولت انجام شده و چند درصد از زوجین به امید این وام زندگی مشترک خود را آغاز کرده اند، نیازمند گردآوری داده های دقیق در این ارتباط است هر چند که عقل سلیم و تجربه شخصی بسیاری از خانواده های پاسخی روشن به این سئوال دارند.

در همین راستا بود که دولت نهم صندوق مهر رضا را تاسیس کرد و با افزایش میزان وام پرداختی به زوجین کوشید شرایط ازدواج را در میان جوانان ایرانی تسهیل کند. با گذشت چهار سال از تاسیس این صندوق ناگهان اعلام شد که اولویت اصلی این صندوق کمک به اشتغال است نه ازدواج. گویا مسئولین امر نیز پی برده بودند که مشکل جای دیگری است اما آیا اشتغال می تواند مشکل ازدواج جوانان ایرانی به خصوص در شهرهای بزرگ را حل کند؟

پاسخ به این سئوال هم مثبت است هم منفی، واقعیت آن است که بخشی از جمعیت جوان کشور به دلیل عدم اشتغال و در نتیجه فقدان درآمد، توان تشکیل زندگی مشترک را ندارند و طبیعی است اگر شغلی با درآمد مکفی داشته باشند، زندگی مشترک تشکیل خواهند داد ، اما هستند گروهی از جوانان به خصوص در شهرهای بزرگ که نه تنها تمکن مالی دارند بلکه به لحاظ شغلی نیز دارای موقعیت اجتماعی مناسبی هستند اما نگرش مثبتی نسبت به ازدواج ندارند . این گروه یا ازدواج نمی کنند و یا در سنین بسیار بالا ازدواج می کنند.

صرف وجود این گروه مساله حادی در شرایط کنونی جامعه ایران نیست بلکه مشکل اساسی آن است که روند های موجود در جامعه نشان دهنده افزایش تعداد این افراد است که در سال های آتی می تواند معضل جدی برای جامعه باشد. مساله اصلی در میان این گروه از افراد دارای شرایط ازدواج، تغییر نگرش نسبت به مقوله ازدواج است.

عواملی متعددی باعث ایجاد این تغییر نگرش گردیده است که یکی از عوامل تاثیر گذار تغییر موقعیت و نگرش اجتماعی زنان در جامعه ایران است. در سال های اخیر در شهرهای بزرگ و  به دلایل متعددی، نوع تلقی زنان از خود تغییر کرده و در نتیجه هنجارهای رفتاری بسیاری از زنان نیز دگرگون شده است. تعریفی که از نقش سنتی (اصطلاح سنتی لزوما معنای منفی و بدی ندارد و مقصود نویسنده نیز نیست بلکه در بسیاری اوقات دارای ارزش مثبت است) زن در خانوداه و جامعه وجود داشت دگرگون شده در حالی بسیاری از مردان دارای نگرش های سنتی نسبت به زن و جایگاه اودر خانواده هستند از همین روی این رفتارها در نگاه و نگرش مردان گاها با عناوین چون زیاده خواهی و رفتارهای غیر متعارف برچسب می خورد و اصولا امکان تشیل زندگی مشترک را از میان بر می دارد. در نتیجه علاوه بر اینکه از تعداد ازدواج های صورت گرفته کاسته می شود بر تعداد طلاق ها نیز افزوده می شود، روندی که در شهرهای بزرگ به روشنی مشاهده می شود. تجربه های ناموفق ازدواج در نتیجه افزایش طلاق در جامعه بر نگرش منفی نسبت به مقوله ازدواج تاثیر زیادی می گذارد، به خصوص اینکه از نظر مردان در اغلب موارد طلاق مقصر اصلی طرف مقابل است.

در نتیجه تناقضی اساسی در جامعه پدیدار می گردد، به این معنی که از یک سو تعریف سنتی از نقش زن و مرد در خانواده و نوع رفتارهای زوجین با یکدیگر از طروق متعددی چون رسانه ها و نظام آموزشی به چالش کشیده می شود ( با وضعیتی که سریال ها تلویزیون و منابع آموزشی در علوم انسانی دارند) و الگوهای رفتاری متفاوت و متعارض با الگوهای سنتی تبلیغ می شود و از سوی دیگر نهادهای اجتماعی سنتی جامعه و لایه های زیرین زندگی اجتماعی جمعی ایرانیان بر مبنای تعریف سنتی از نقش زنان و مردان بنیان نهاده شده است. به بیان روشن تر در شهرهای بزرگ  تغییر نگرش زنان از نقش و جایگاه خود در جامعه،  منجر به حضور بیشتر آنان در جامعه می شود ، و در نتیجه حضور و توجه کمتری در خانواده پیدا می کنند، در چنین شرایطی مرد ایرانی یا باید نگرش سنتی خود را درباب خانواده و  نقش زن در آن تغییر دهد و یا اینکه قید ازدواج را بزند!!

هر چند عواملی چون تضعیف هویت دینی جوانان که منجر به بروز و ظهور رفتارهای غیر متعارف و روابط خارج از عرف در میان برخی از گروهی اجتماعی می شود نیز در پدیده عدم ازدواج نقش موثری دارد، اما به نظر می رسد چالش اصلی در جامعه تغییر  جایگاه و موقعیت زنان در خانواده و جامعه باشد.

اگر تمام گمانه زنی های که در بالا گفته شد را درست فرض کنیم باید اذعان کنیم مساله ازدواج بیش از آنکه اقتصادی باشد فرهنگی است؟ بنابراین باید در سیاست گذاری ها و برنامه ریزیها برای گسترش فرهنگ ازدواج در میان جوانان مسایلی فرهنگی مرتبط با مقوله ازدواج در اولویت قرار گیرد.

دیدگاه ارایه شده در این نوشتار نظر رسمی کانون اندیشه جوان نمی باشد




- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
این حرف ها مال مارکس نیست
رسول مهرباني
آغازی برای منتظر و منتظِران
فقط همين
نگاهي به تاريخچه شوراي عالي انقلاب فرهنگي
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 1417
بازدید دیروز: 2229
بازدید از ابتدا: 1292231
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۹ شهریور ۸۹