تعداد بازدید : 357
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
چهارشنبه، ۲۲ مهر ۱۳۸۸
ذکر ابن محمد جعفر الصادق علیه السلام

فرید الدین عطار نیشابوری، تذکرة اولیاء

آن سلطان ملت مصطفوی، آن برهان حجت نبوی، آن عامل صدیق، آن عالم تحقیق، آن میوه دل اولیاء، آن جگر گوشه انبیاء، آن ناقد علی آن وارث نبی، آن عارف عاشق جعفر الصادق رضی الله عنه، گفته بودیم که اگر ذکر انبیا و صحابه و اهل بیت کنیم کتابی جداگانه باید ساخت، این کتاب شرح اولیاست که بعد از ایشان بوده اند.

اما به سبب تبرک، به صادق ابتدا کنیم چون از اهل بیت بود و سخن طریقت او بیشتر گفته است و روایت از وی بیشتر آمده است، کلمه ای چند از آن او بیاوریم که ایشان همه یکی اند چون ذکر او کرده شود از آن همه بود، نه بینی که قومی که مذهب او دارند مذهب دوازده امام دارند یعنی یکی دوازده است و دوازده یکی.

اگر تنها صفت او گویم به زبان عبارت من راست نیاید که در جمله علوم و اشارات و عبارات بی تکلف بکمال بود و قدوه جمله مشایخ بود و اعتماد همه بر وی بود و مقتداء مطلق بود . هم الهیانرا شیخ بود و هم محمدیانرا امام و هم اهل ذوق را پیشرو و هم اهل عشق را پیشوا، هم عباد را مقدم و هم زهاد را مکرم، هم صاحب تصنیف حقایق، هم در لطایف تفسیر و اسرار تنزیل بی نظیر بود... آن می دانم که هر که به محمد (ص) ایمان دارد و بفرزندانش ندارد، به محمد(ص) ایمان ندارد.

نقلست که منصور خلیفه شبی وزیر را گفت که برو و صادق را بیار تا بکشم، وزیر گفت او در گوشه ای نشسته است و عزلت گرفته و به عبادت مشغول شده و دست از ملک کوتاه کرده و امیر المومنین را از وی رنجی نیست، از کشتن وی چه فایده بود، هر چند گفت سودی نداشت وزیر برفت به طلب صادق، منصور غلامانرا گفت چون صادق در آید و من کلاه از سر بردارم شما او را بکشید. وزیر، صادق را در آورد، منصور در حال برجست و پیش صادق بازدوید و در صدرش نشانید، به دو زانو پیش او بنشست. غلامانرا عجب آمد. پس منصور گفت چه حاجت داری؟صادق گفت آنکه مرا پیش خود نخوانی و به طاعت خدای بگذاری. پس دستور داد و با عزازی تمام روانه کرد. در حال لرزه بر منصور افتاد و دواج بر سر کشید و بیهوش شد. گوند سه نماز از وی فوت شد چون باز هوش آمد، وزیر پرسید آن چه حال بود؟

گفت چون صادق از در آمد اژدهایی دیدم که با وی بود که لبی بزیر صفه نهد و لبی بر بالای صفه و مرا گفت به زبان حال اگر تو او را بیازاری تو را با این صفه فرو برم و من از بیم آن اژدها ندانستم که چه می گویم، از وی عذر خواستم و چنین بیهوش شدم.






عناوین دیگر :
شبي براي بندگي
سلام بر ماه خوبي ها
خطبه نبی مکرم اسلام در آخرین جمعه ماه شعبان
مقدمه اي براي ورود به «ضيافة ‏الله‏»
ماه رجب خداحافظ
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 1423
بازدید دیروز: 2229
بازدید از ابتدا: 1292237
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۹ شهریور ۸۹