تعداد بازدید : 280
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
جمعه، ۲۹ خرداد ۱۳۸۸
خواب خفتگان خفته را آشفته تر می ساخت

 

دوران نوجوانی ام را نام مردانی خاطره انگیز کرده و اکثر اوقاتم به مطالعه آثارشان گذشته است و در جوانی با شور و حرارت از تفکراتشان دفاع کرده ام که هر یک به نوعی و به گونه ای شجره طیبه انقلاب اسلامی را بارور کرده اند. یکی را نام، علی بود و دیگری را مرتضی و هر دو نیز جام شهادت نوشیده و در راه دین جانفشانی کرده اند.

شریعتی و مطهری مردانی از جنس علم و عمل بودند، همان ها که هر سئوالی را در آثارشان پاسخی بود و بر هر دردی در کلامشان درمانی. سخنرانی هایشان فراز و فرودی داشت بسان فراز و فرود روح آدمی و با آهنگ کلامشان، جانهای شفیته را راهبر کمال بودند. 

از خواندن آثارشان و از شنیدن سخنانشان و از دیدن چهره هایشان، شوقی در خاطر پدید می آمد و جوششی در جانها می افتاد که اعتماد به نفس و امید به آینده و شناخت درست،کمترین ثمره های آن برای دوران نوجوانی و جوانی نسل من بود. آثار علی و مرتضی جلوه گر بودند مثل فصل بهار و به مانند این فصل پر ثمر و نیکو خصل. نیز این هر دو در فصل بهار به دیدار حق شتافتند تا در فصل رویش و شکوفایی طبیعت دیگر بار خونشان جوانه های نهال پرثمر اسلام و انقلاب را آبیاری کند. 

با آنکه صفحات بیشماری درباب آنها نوشته شده، اما شاید هنوز هم بیان مقام معظم رهبری وصف رسایی درباره آنها و به خصوص درباره شریعتی  باشد که «به نظر من شریعتی برخلاف آنچه که همگان تصور می کنند یک چهره همچنان مظلوم است! و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست. یعنی از شگفتی های زمان و شاید از شگفتگی های شریعتی این است که هم طرفدارانش و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کرده اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگه دارند و این ظلمی به اوست. مخالفان او به اشتباهات دکتر شریعتی تمسک می جویند و این موجب می شود که نقاط مثبتی که در او بود را نبینند.بی گمان شریعتی اشتباهاتی داشت و من هرگز ادعا نمی کنم که این اشتباهات کوچک بود اما ادعا می کنم که در کنار آنچه که ما اشتباهات شریعتی می توانیم نام بگذاریم چهره شریعتی از برجستگیها و زیبائیهایی هم برخوردار بود.پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او برجستگی های او را نبینیم. من فراموش نمی کنم که در اوج مبارزات که می توان گفت که مراحل پایانی قال و قیل های مربوط به شریعتی محسوب می شد امام ضمن صحبتی بدون اینکه نام از کسی ببرند اشاره ای کردند به وضع شریعتی و مخالفتهایی که در اطراف او هست. نوار این سخن همان وقت از نجف آمد و در فرونشاندن آتش اختلافات موثر بود. در آنجا امام بدون آنکه اسم شریعتی را بیاورند این جور بیان کرده بودند " کسی را که خدماتی کرده (چیزی نزدیک به این مضمون)به خاط چهار تا اشتباه در کتابهایش بکوبیم این صحیح نیست "این دقیقا نشان می داد موضع درست را در مقابل هر شخصیتی و نه تنها شخصیت شریعتی » (برگرفته از نشریه صبح دوکوهه - اسفند ۱۳۸۰)

 او را دوست داشتم چون در ایام جوانی و آنگاه  که عطش دانستن در وجودم شراره می کشید، کتابهایش آبی گوارا بود. می خواندم آثارش را چون جان تشنگان دانستن را سیراب می کرد. در کویرش شور عشق بود و فاطمه اش، فاطمه ای دیگر بود.

شنیده بودم زاده روستایی کوچک است. مسافر مشهد به تهران و تهران به پاریس بوده. در سفرهایش تاریخ و جامعه شناسی خوانده، تشیع صفوی را مقابل تشیع علوی قرار داده یکی را نکوهیده و آن دیگری را ستوده، درباره ابوذر نوشته و از مقام سلمان گفته. امت و امامت را در پرتو اسلام شناسی اش شناخته و شناسانده، در جستجوی انسان بوده و از انسان بی خود سخن گفته است. از همین رهگذر در جستجوی بازگشت به خویشتن خویش بوده است، پس باید مناسک حج را تحلیل می کرد، تشیع علوی را می شناخت، توتم پرستی را می شناساند، درباب جهاد و شهادت می نوشت تا جهان‌بینی و ایدئولوژی را بهتر توضیح دهد و در نهایت بگوید که حسین وارث آدم است و برای شناخت اسلام روشی لازم است و با چنین روشی، علی انسان کامل و فاطمه فاطمه است. در چنین زمینه ای فلسفه تاریخ در اسلام ، کویر (مجموعه مقالات) ، گفت‌وگوهای تنهایی، ما و اقبال، مذهب علیه مذهب، مسئولیت شیعه بودن، میعاد با ابراهیم، نامه‌ها، نیازهای انسان امروز، نیایش، هجرت و تمدن،هنر، یک جلوش تا بینهایت صفرها، ویژگی‌های قرون جدید، هبوط، استحمار، هبوط در کویر را نیز نوشته است تا دینش را درست بشناساند و دینش را به هموطنانش ادا کند.




- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
نامت بماند تا ابد ای جان ما روشن زتو
عفاف و حجاب گشت ارشادي
و او را دوست و دشمن مي ستود؟
اي پاهاي من، به بلندي طبع بلندم به حرکت درآييد
خواب خفتگان خفته را آشفته تر می ساخت
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايسته‌ها و بايسته‌ها، به مدد دانش و پژوهش مي‌كوشد تا خواست‌هاي خردگونه‌ي جوانان و دانش‌جويان دانش‌پژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعله‌ي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
همايش جان راولز
وبگاه نقد ادبی چامه
قول و غزل

آمار
بازدید امروز: 1793
بازدید دیروز: 2458
بازدید از ابتدا: 824129
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۲۰ بهمن ۸۸