وقتی همه خوابیم
ديدن يادداشتي بر روي سايت كانون درباره فليم بيضايي و تعريف و تمجيدهاي مستقيم و غير مستقيم از او در قالب عباراتِ بگذريم ( به اين معنا كه درباره تك تك اين ها مي توان نوشت و احتمالا او را ستود) از جمله اتفاقات عجيب سال نو بود. عجيب از آن جهت كه خط مشي كانون اصولا محافظه كارانه تر از آن بوده است كه امكان انتشار مطلبي درباره افراد معلوم الحال را فراهم آورد. اما گويا علت اصلي اين كار آن بوده است كه كانون به مرور زمان دريافته است كه مخاطب اصلي اش يعني قشر جوان علاقمند به حوزه انديشه از چنان حداقل هایي بر خوردارند كه مي توان فعاليت هاي فكري و فرهنگي افرادي كه در جهبه مقابل كانون قرار دارند را نيز مطرح ساخت. با اين شرط كه ديدگاه مطرح شده يا در خدمت انديشه اي باشد كه كانون خود را متعلق به آن مي داند و يا اينكه ضمن معرفي اثر فكري و فرهنگي جريان مخالف، كاستي ها و نواقص آن گوشزد شده باشد. در هرحال به هر دليلي اين اتفاق افتاده باشد، چنين حركتي، اتفاقي ميموني است كه بايد سال ها پيش رخ مي داد.
با چنين منطقي ياداشت سايت درباره فيلم جديد بيضايي بوده و از اينكه بيضايي با پرداختن به مافياي موجود در سينما پرده از نامردي ها و بد اخلاقي هاي سينما برداشته و تنها او قادر بوده است چنين كاري را انجام دهد، به تمجيد او پرداخته است. «داستان فیلم از چیزی حرف میزند که فقط بیضایی میتوانست آن را بگوید. کس دیگری یا نمیگفت یا اگر میگفت گفتنش اینگونه درنمیآمد».
اگر همه چيز محدود به آن چيزي بود كه نويسنده يادداشت مد نظر داشته، بي ترديد بايد چنين فردي ستايش مي شد، اما گره كار آنجاست كه كارگردان فيلم چه مساله اي را مطرح كرده و با مطرح شدن اين مساله چه چيزي در سايه قرار گرفته است؟ به عبارت ديگر به نظر كارگردان مشكل سينماي ايران چه بوده و عملا ذهن مخاطب به چه سمت و سويي توجه داده شده است. مشكل سينماي ايران و به قول نگارنده يادداشت حتي سينماي جهان وجود مافيایي است كه بايد ها و نبايد هاي اين عرصه را مشخص مي كند «حرف فیلم چیزی بود که سینمای ایران مدتها انتظار شنیدنش را میکشید. چیزی که حضور پررنگ و تأثیرگذارش در همه لایهها و زوایای سینمای ایران و در نگاهی کلیتر جهان، انکارناشدنی و البته نگفتنی است؛ مافیای سود و سرمایه.»
اما واقعيت آن است كه آنچه در همه لايه ها و زواياي سينماي ايران و در نگاهي كلي تر جهان بيش از همه به چشم مي خورد و بسياري سالهاست انتظار شنيدنش را دارند نه مافياي سود و سرمايه كه تسلط انديشه ترويج شهوت گرايي و شهرت پرستي بر همه عرصه هاي آن است و كسي را نه ياراي سخن گفتن از آن است و نه توانايي ايستادن در مقابل آن.
در چنين شرايطي يكي از اهالي سينما فيلمي مي سازد كه جهت گيري نگاهها را از اين موضوع به سوي موضوعي ديگري جلب كرده و همگان را درگير مسائلي مي سازد كه در نگاه اول با مساله اصلي سينما فاصله زيادي دارد. وقتي همه خوابيم ما را به خواب عميق تري دعوت مي كند و پيامد تاثير پذيري از آن غافل شدن بيشتر از خاربني است كه هر روز ريشه هايش عميق تر و تنه اش قطورتر مي شود.
لب مطلب فيلم آن است كه مافياي سود و سرمايه اجازه ساخت فيلم به فيلم سازاني چون بيضايي را نمي دهد! و البته اين سئوال بسيار مهمي است كه اگر چنين مطلبي صحت داشته باشد فيلم بيضايي چگونه ساخته شده و نمايش داده مي شود. همين نكته است كه انسان را به تامل وا مي دارد تا به اين پرسش پاسخ دهد كه فيلم در خدمت چه جرياني است؟ علاوه بر اين اصولا بيضايي چه فيلمي مي سازد؟( فيلم ها و نمايشنامه هاي او پاسخ اين سئوال است.)
به نظر مي رسد نتيجه خواسته يا ناخواسته اين فيلم بيش از آنكه بخواهد مساله اي را در سينما حل كند، با طرح مساله اي حاشيه اي و مبهم، فضايي براي ترويج بي دردسر همان انديشه هاي رايج در سينماي ايران، فراهم آورده باشد؟ حتي اگر مقصود بيضايي از تهيه فليم چنين چيزي نباشد. تامل در اين سئوال كه سينمايي ايران القا كننده چه نوع زندگي و واسطهِ پخش چه انديشه اي در جامعه است؟ به خوبي بيانگر ماهيت و مساله اصلي سينماي ايران است. بديهي است كه در چنين فضايي هستند مردان پاك سرشتي كه صادقانه مي كوشند و نيت شان هم خدمت و فعاليت در راستاي اخلاق رحماني و تعاليم قراني است. افرادي كه براي همه اهالي سينما شناخته شده هستند.
حتی گفتن را بر نمیتابیم ...چه رسد به فریاد .
وقتی همه خوابیم فریاد بیضایی بود . بیضایی که بدون شک یکی از بزرگترین اساتید فیلمسازی این مرز و بوم است و دهه ای یک فیلم میسازد ... آن را هم بر نمیتابیم . چه خوب بود که این جماعت خواب به خواب میرفتند ... چه خوب بود که همه میمردند تا جهان آنگونه شود که نویسنده ی مطلب میخواهد ....
در ارتباط با نظر دوست عزیزم جناب آهنگر ، درست است ممکن است که هدف کارگردان پنهان کردن مساله اصلی نباشد اما به هر حال آن چه برای او مساله بوده این موضوع است و نه موضوع دیگر و شما بهتر از من می دانید که وقتی چهره مشهوری چون بیضایی مساله سینما را تعریف کرد چه پیامدهای در مخاطبان دارد؟!
آقا محمد ملاک من اندیشه ای است که در سینما مطرح می شود و به قول ارتباطی ها ، پیام فیلم برای مخاطب است. در یک تقسیم بندی کلی این پیام ها یا رحمانی اند یا شیطانی، حد فاصلی هم وجود ندارد. سئوال این است که سینمای ایران چه پیام های را برای مخاطبینش دارد؟ و چه شیوه زندگی را، چه گونه آدمی را، و چگونه بودنی را به مخاطبانش القا می کند؟ و نسبت همه اینها با آنچه ادیان الهی به خصوص دین اسلام مطرح می کند چیست؟ چه نسبتی میان سبک زندگی مورد توصیه دین و شیوه زندگی مطلوب و مورد ستایش سینمای ایران وجود دارد؟
از اینکه نگاه نویسنده مبتنی بر واقعیات است جای سپاس است اما نمی توان به خاطر اینکه شما با انجام عملیاتهای رادیویی و لیزی به کشف یک غده سرطانی در بدن آدمی نائل آمدهاید بر این نکته پا فشاری شود که قصد از آن و بیان و نشان دادن آن گمراه کردن از حقایق زندگی اوست. اندکی تامل نیاز است تا به ابعاد دیگر مافیایی بودن فعالیتهای انسانی در این روزگاران نیز پی برد.
بگذریم از اینکه یادداشت قبلی چه بود و چگونه! اما شما مشخص نکرده اید که با چه ملاکی معضل سینما را تعیین می کنید.
طرف مقابل هم می تواند بژرسد آیا شما خود مشکل اصلی سینما را به سایه نبرده اید؟
مهم این است که ملاک در این بحث روشن شود.
هر عملی نتیجه نیت مند و یا غیر نیتمندی داردف مهم نیت عمل است که شناخت آن هم در گرو شناخت و آشنایی با آثار و اعمال پیشینی فرد است
از چنین منظری با چیزی که گفتی موافقم اما موضوع به این سادگی نیست
ساده سازی مسایل پیچیده از جمله آفت های هر تحلیلی و پاسخ به یک یاداشت الزاما دلیل قانع کننده ای برای نادیده گرفتن ابعاد متفاوت یک قضیه نیست
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
اي پاهاي من، به بلندي طبع بلندم به حرکت درآييد
خواب خفتگان خفته را آشفته تر می ساخت
میان ماه من تا ماه گردون / تفاوت از زمین تا آسمان است
به ياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر
از آن حلقه او نيز رفت





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


