12 ربیع الاول
محمدمظهری:1. روایت تحلیلی: 12ربیع الاول روز میلاد پیامبر اسلام به روایت اهل سنت و 5 روز پس از آن یعنی 17 ربیع الاول میلاد آن حضرت به روایت شیعیان است.
گرچه این اختلاف روایت می تواند امری طبیعی در میان معتقدین و مؤمنین هر آئین و دینی باشد، اما در واقع اختلافی که بین دو جریان اصلی جهان اسلام (تشیع و تسنن) وجود دارد به این دست تفاوتها و تغایرهاختم نمی شود، بلکه گذشته ای دارد به درازنای تاریخ دین اسلام و عمقی گاه به اندازه تکفیر و تردید در مسلمانی طرف مقابل.
تاریخ تمدن اسلامی با همه گوناگونی و تنوع درونی اش دارای چهره ای دوگانه در رابطه با فرق مذهبی بوده است . یک چهره نمایانگر تفاوتها از منظر شکوفایی و گسترش این تمدن بوده، اگر قائل به تعریفی جامع و شامل از اسلام به مثابه یک تمدن باشیم. و چهره دیگر نمایانگر اختلافها به مثابه درگیری و تنش درونی و زمینه های تفرقه بوده، اگر تعریفی تنگ و بنیادگرایانه از آن داشته باشیم .
نگاه اول، تنوع و تفاوت را نقطه مثبتی برای یک دین و اصولاً نتیجه طبیعی توسعه و گسترش جغرافیایی آن می داند. دین اسلام در قرن هفدهم میلادی با ظهور پیامبر بزرگ آن محمد بن عبدالله (ص) در شبه جزیره عربستان و در حقیقت در سرزمینی که تا آن زمان بستر حوادث و درگیریهای بزرگی بود به وجود آمد. این تفکر الهی –توحیدی به سرعت گسترش یافت و قلمرو عظیمی را از اقیانوس اطلس تا کرانه های غربی اقیانوس آرام در بر گرفت و در حال حاضر مجموعه عظیم جغرافیایی جهان اسلام با ترکیبی بسیار متنوع از نظر انسانی و طبیعی مواجه است. لذا این گوناگونی نه نماد تفرقه و تجزیه، بلکه حکایت از پویایی و ظرفیت بالای این تمدن دینی دارد .
در مقابل نگاه دوم، تنوع و تفاوت را به مثابه انحراف از مسیر اصلی بنیانگذار دین و نوعی بدعت می بیند. طرفداران نگاه بنیاد گرایانه، خود را پیروان واقعی و خالصدین دانسته و مدعی مالکیت حقیقت دین انند. این دسته دیگران را به تخطی از اصول اولیه و بنیادین دین متهم می سازند و تعاریف "جامع" و "شامل" از دین اسلام را رد و رفض کرده و قائل به نوعی تعریف "مانع"از آنند.
"جامع گرایان" به واقعیت موجود جهان اسلام نظر داشته و "مانع گرایان" به حقیقت دین اسلام (با تعریفی که خود از آن دارند)و هریک تلقی خود را از مفهوم وحدت اسلامی دارند. از نگاه جامع گرایانه وحدت اسلامی منافی کثرت و تنوع درونی نیست، بلکه به معنی تأکید بر همسویی در مسائل اساسی در عین اختلاف در امور فرعی است. اما از نگاه "مانع گرایانه" وحدت به معنای یکی شدن, از بین رفتن تنوعها و تفاوتها و هضم شدن همه گرایشها در یک گرایش خاص است که مدعی حقانیت است.
2. روایت تاریخی: گذشته از چارچوپ تحلیلی فوق، در واقعیت امر، امروز در جهان اسلام جریان ها و گرایشهای مختلفی وجود دارد که البته جریان تسنن و جریان تشیع اصلی ترین آنهاست. این اختلاف بر خلاف دسته بندیهای موجود در مسیحیت است که یک جریان جدید از دل جریان سنتی و قدیمی تر سربرآورده و علیه آن طغیان کند. ماجرای تشیع و تسنن در واقع ریشه در همان ابتدای تاریخ دین اسلام دارد که تا به امروز هم گاه در قالب رقابت و گاه در قالب خصومت ادامه داشته است.
در نگاه اول به تاریخ رابطه این دو جریان،در اکثر موارد تنش، دشمنی و طرد جلب توجه می کند؛ اکثریتی به نام اهل سنت یا جماعت که افسار حکومت و خلافت را در دست داشته اند, اغلب سوار بر قدرت بوده و گروهها و جریانهای رقیب (خاصه تشیع )را مورد سرکوب قرار داده اند.
سنت غالب و فقه رسمی در دست اهل سنت بود و دیگر قرائتها از سنت، کلام و فقه اسلامی توسط جریان رسمی مورد طرد و رد قرار گرفته اند. در این روایت از تاریخ شیعیان یا به قولی علویان هم از سوی دیگر همواره هر حکومت و فقهی غیر از اهل بیت را رد کرده و با جریان مسلط روزگار خود سر ناسازگاری داشته اند.
در این روایت همیشه بین حکومت یا خلافت و توده و بدنه مسلمانان اهل سنت هماهنگی و یگانگی وجود داشته و در واقع تخالف شیعه و سنی ریشه در فقه و قرائت مختلف شان از سنت پیامبر دارد و نه در حکومت و سیاست.
اما اگر با عینکی دقیق تر به تاریخ فرق اسلامی نظر اندازیم، روایت مذکور تا حدی مورد تردید واقع خواهد شد.
یگانگی بدنه مسلمانان اهل سنت با حکومت و خلافت با این پیش فرض که اختلاف شیعه و سنی همه جانبه (در کلام ، فقه و سیاست) بوده است, خود از موارد تاریخی است که جای تردید و یا حداقل تحقیق دارد. بر سر قدرت بودن یک فرد یا جریان لزوماً به معنی مشروعیت و مقبولیت آن در بین توده نیست. چه بسیار حکومتها و خلفایی که به زور سرنیزه بر تخت نشستند و رقبای خود را با زندان، سرکوب و یا قتل از میدان خارج ساختند. اصولاً جریان خلافت بعد از حکومت امام علی (ع) در مسیر جدیدی افتاد که رسیدن به خلافت و حفظ آن را بیشتر متکی به زور و ثروت (عصبیت) ساخت تا مشروعیت و مقبولیت.
از سوی دیگر نوک پیکان مخالفت شیعیان (علویان و زیدیان و ...تا امامیه) حکومت و عدم تطبیق آن با تعالیم پیامبر و اهل بیت بوده نه اختلاف بر سر الهیات و فقه . شیعیان در طی تاریخ اعتراض خود به خلافت همواره سعی در بیداری و همراه کردن قاطبه مسلمانان داشته اند و اصولاً مرز بین شیعه و سنی با این عمق و وسعت که امروز ملاحظه می شود و با این تعاریف نبوده است.
3. مؤخره: گرچه چارچوب تحلیلی "مانع گرا" و روایت تاریخی رسمی و غالب که در این نوشته مطرح شد از اشکالات و ان قلتهای اساسی برخوردار بوده و نقدهای قابل تأ ملی بر آن وارد است، ولی در تقابل با چارچوب جامع گرا تماماً هم خالی از واقعیت نیست و نمی توان به راحتی درباره هر یک از این دیدگاهها نظر قطعی داد.
طرفداران چارچوب تحلیلی "مانع گرا" درنسبت با وحدت اسلامی در دو جبهه شیعه و سنی حضور و بروز فعالی داشته اند؛ (جریانهای نو حنبلی, سلفی و وهابی در بین اهل سنت و برخی جریانهای تندروی غالی در میان شیعیان )- همانطور که طرفداران چارچوب تحلیلی جامع گرا در هر دو طیف یافت می شوند.
انتخاب الگوی "مانع گرا" با روایت تاریخی خاص خودش برای وحدت اسلامی به معنای حذف و هضم جریانهای اسلامی به نفع یک جریان اصلی (سنی یا شیعه )است و انتخاب الگوی "جامع گرا" و روایت تاریخی دوم به معنای تأکید بر اتحاد در مسائل اساسی در عین حفظ تفاوتها و تنوعات است .
از نقاط قوت الگوی "مانع گرا" تلاش آن برای نزدیکی به دین حقیقی و پیراستن آن از نا خالصی ها است، اما از سوی دیگر از آنجا که امکان حذف هیچ یک از جریانها به نفع دیگری وجود ندارد و انتظار شیعه شدن همه اهل سنت یا سنی شدن همه شیعیان امر معقولی نیست، در عمل این تلاش برا ی حذف رقیب ( و یا نا خالصی ها به زعم هر یک از جریانها) منجر به تعمیق تفرقه و خصومتها می شود.
الگوی دوم هم با وجود نقدهای درستی که به الگوی قبلی دارد, و نیز واقع گرایی بیشتر و سازگاری با تنوعات و تفاوتهای درون دینی، ولی ممکن است دایره جامعیت آن به افراط کشیده شود و هر عقیده و مسلکی فارغ از تطابق آن با اصول و خطوط قرمز دین, درون آن بگنجد و دیگر حد و مرزی برای تمایز عناصر درونی آن دین با عناصر بیرونی باقی نماند.
لذا به نظر می رسد مناسب ترین استراتژی برای وحدت اسلامی دراین شرایط تأکید بر برخی جنبه های مشترک بین دو جریان که قابلیت ایجاد اتحاد را دارند در عین حغظ تفاوتها در جنبه های غیر قابل وحدت باشد. و حساس ترین نقطه ای که ظرفیت بالایی برای ایجاد یکپارچگی و همدلی بین مسلمانان دارد، عرصه سیاست است؛ همانطور که قضایای فلسطین با محبوبیت حماس، لبنان با محبوبیت حزب الله در میان توده مسلمانان شیعه و سنی این امر را به اثبات رسانده است.
اما اختلافات موجود در مباحث کلامی و فقهی که محصول انباشت سنت این دو جریان در تاریخ شان بوده و امکان وحدت سریع در این حوزه ها را بعید ساخته نیاز به نهاد سازی و نزدیکی فرهنگها در مدت زمان طولانی تری دارد. گرچه از نگاهی دیگر نفس این تفاوتهای فرهنگی حداقل در حوزه فقهی بر غنای فرهنگ و تمدن اسلامی می افزاید و نباید به عنوان جنبه منفی نگریسته شود؛ همانطور که در تاریخ اهل سنت چهار فقه اصلی در کنار هم همزیستی داشته اند، و تعدد مراجع در تشیع به رسمیت شناخته شده, امکان همزیستی مسالمت آمیز فقه شیعی و فقه اهل سنت در کنار هم بعید به نظر نمی رسد که گاهی هم در سخنان برخی از رجال دین اهل سنت چنین اذعانی را می بینیم .
در حوزه کلام و الهیات اسلامی هم که بین تشیع و تسنن اختلاف جدی بروز کرده و حتی با تاریخ سیاسی این دو جریان (ماجرای امامت و خلافت )پیوند عمیقی خورده، تصور وحدت در کوتاه مدت معقول نیست و به نظر می رسد تنها راه حل عملی نه وحدت بلکه، تحمل و مدارا در این حوزه است، همانطور که ادیان مسیحیت و یهودیت با وجود تحریف و حتی خروج از مسیر توحید هم چنان دراسلام جزء ادیان الهی شمرده می شوند و پیروان آنها از حقوق اهل کتاب بهره مندند. حال چنین رواداری و مدارایی بین دو جریان اصلی اسلامی ضرورتی تر حیاتی تر به نظر می رسد.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
اي پاهاي من، به بلندي طبع بلندم به حرکت درآييد
خواب خفتگان خفته را آشفته تر می ساخت
میان ماه من تا ماه گردون / تفاوت از زمین تا آسمان است
به ياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر
از آن حلقه او نيز رفت





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


