تعداد بازدید : 1490
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
دوشنبه، ۲ اردیبهشت ۱۳۸۷
"قلب شكسته به قيمت دانشجويي"

نسيم اميدي

قلب هایی در دانشگاه در حرکتند که مثل دنده های چرخ دنده به هم درگیر شدند. قلب هایی که از بس به هم درگیر شدند، کم کم بی «در» شدند؛ «گیر شدند»! و اگر نخواهیم از مصدر «گیر شدن» استفاده کنیم، حتماً می توانیم از «گیردادن» به وفور بهره مند شویم.


***
قلب هایی در دانشگاه در حرکتند که اهل گیر دادنند و البته کمتر به درس، بلکه به حاشیه. کل قصه همین است، شاید هم کل غصه.
البته اگر بزرگ ترها از غصه قسط وام مسکن و اجاره خونه و بزن بزن های اداره و کشتی شکسته تجارت، اضافه بیاورند و كوچكترها از غصه قلب های شکسته، دلی برايشان باقی بماند وقت می شود كه به فکر این موضوع هم بیفتند که غصه می تواند انواع و اقسام داشته باشد؛ خلاقانه باشد و فقط از شكست "چرخ دنده هاي قلب هاي به هم درگير" توليد نشود.
فقط كافيه به امر غصه خوردن هم دقيق شد و كمي خلاقيت به خرج داد.
آن وقت مي توانيم براي چيزهاي ديگري هم غصه بخوريم؛ يكي همين دانشگاه. دانشگاهي سرشار از قلب هاي چرخ دنده اي كه اتفاقاً شكسته. قلب هاي شكسته اي كه آنقدر كه به فكر عاشقي و فارغي هستند، به فكر فارغ التحصيلي نيستند، قلب هاي شكسته ي حالا كه بعدها چرخ دنده صنعت را مي شكنند.
دانشجوياني با قلب هايي خالي از دغدغه علم و مملو از بي دردي (دردي كه اصالت داشته باشد) دانشجوياني كه حتي قادر نيستند آداب درس دادنِ مدرسه ايِ استاد محترمشان را تغيير بدهند. دانشجوياني كه حتي دوست ندارند درس بخونند. دانشجوياني كه حتي در حد قيافه (از نوع عالمانه) متفاوت نيستند.
دانشجوهايي كه علم مؤدبشان نكرده كه بعدها كارمند مؤدبي شوند، كه بعدها مادر فهيمي شوند، كه پدر اصيلي شوند، كه حتي غصه هاي متنوعي ايجاد كنند و فقط غصه شان شده "درد بي دوستي". (ملتف هستيد كه منظور از دوست چيه؟!)
صد رحمت به زماني كه "درد بي عشقي" مُد بود!
انگار غصه هم دچار انقلاب فرهنگي شده، فقط كاش بعضي قلب هاي متحرك در دانشگاه ها در غصه خوردن هم خلاق بودند!
***
حكايتي به عنوان اشانتيون از سعدي بزرگ!
"عالم را نشايد كه سفاهت از عامي بحلم در گذراند كه هر دو طرف را زيان دارد؛ هيبت اين كم شود و جهل آن مستحكم. معصيت از هر كه ظاهر شود، ناپسنديده است و از علما ناخوبتر. كه علم سلاح جنگ شيطانست و "خداوند سلاح" را چون به اسيري برند، شرمساري بيش بُرد." 

 


نظرات

حميد   چهارشنبه، ۱ خرداد ۸۷ :: ۰:۱۲ صبح

سلام خیلی خوب بود

پریسا   چهارشنبه، ۴ اردیبهشت ۸۷ :: ۸:۴۱ صبح

خوشحالم که دانشگاه الزهرا درس می خونم . یکی از قصه هام کم شد نه یکی از غصه هام کم شد!

پور فاطمی   سه شنبه، ۳ اردیبهشت ۸۷ :: ۱۰:۱۴ بعدازظهر

دوست عزیز خوب نوشتی ولی ای کاش بعد از اینهمه قصه گفتن و غصه خوردن آدمهایی پیدا بشن که از گناه دانشجو بگذرند و یه فکری به حال بزرگتر های بی درد دانشگاه کنند!!!

امین    سه شنبه، ۳ اردیبهشت ۸۷ :: ۰:۳۳ بعدازظهر

همه چی خوب بود جز این عکسه!


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
اي پاهاي من، به بلندي طبع بلندم به حرکت درآييد
خواب خفتگان خفته را آشفته تر می ساخت
میان ماه من تا ماه گردون / تفاوت از زمین تا آسمان است
به ياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر
از آن حلقه او نيز رفت
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 1647
بازدید دیروز: 2229
بازدید از ابتدا: 1292461
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۹ شهریور ۸۹