ايران دل من است
نگاه که می کنم به اوضاع دلم، می بینم، سال هاست که انگار روز به روز بی سر و سامان تر شده. بهمن ماه که می آید، با این سرود های انقلابی هم داستان می شوم و خیالاتم را مزمزه می کنم، انگار: "بوی گل سوسن و یاسمن آید"... بهانه خوبی می شود انقلاب. خیال می کنم ایران، دل من است. یا دلم تمام ایران که اوضاعش به هم ریخته. که سخت در هم و بر هم است. که پاک از دست شده. که دوران استبداد نفس است. که حالات شیرین روحانی اش در بند است. که انفاس قدسی اش در خفقان است. که هر روز هزار شمشاد معرفتش در میدان عمل سرکوب می شود. که روح الله اش در تبعید است (و مگر نه این که از روح خودش در ما دمید محبوب؟!) با خودم قرار می کنم که بی قراری کنم. که دل دل کنم. که انقلاب شود. که روح الله بیاید و بدمد مسیح وار. تا هوای نفس برود. که: "دیو چو بیرون رود فرشته در آید"... که......عزیز! از ایران تو چه خبر؟ از دلت؟
* حالا که فکری شده ای، حالا که داری کوچه پس کوچه های ملک دل را زیر و رو می کنی و دیوار نوشته ها را می خوانی. حالا که ورق می زنی دفتر خاطرت را، بگذار برایت بگویم که انقلاب و هر اتفاقی در تاریخ پیشینه دارد و این طور نیست که یک باره مثل قارچ از زمین سبز شود. اگر محمدرضای ایران در بهمن ماه پنجاه و هفت سوخت، شراره ها از خرداد چهل و دو شروع شده بود. بگذار برایت بگویم که هر چیز مقدمه ای می خواهد، زمینه ای می خواهد و تو اگر به فکر ساختن از دوباره این ویرانه های دلی، که سبز و شاد و خوش و خرم شود، که حال بالت خوب شود و برای خودت "مرده بدم زنده شدم" بخوانی، بدان که باید دانه ای کاشته باشی که این خاک _دل را می گویم_ عجیب حاصلخیز است. شاید اول باید روح الله ات را بیابی. باید شروع کنی با نا فرمانی از همین نفس اماره، همین شاه پهلوی و کم کم از پذیرفتن یوغ استعمار و استثمار نفس اماره شانه خالی کنی.
من فکر می کنم در دل های ما باید اتفاقات سبزی بیفتد مثل سیب. تا آماده باشیم برای انقلاب بزرگ آن منجی، که با دل های ما کار دارد. آن که صاحب اصلی همین انقلاب اسلامی است. من فکر می کنم باید اول صفایی به خودمان بدهیم. کم کَمک منتظر باشیم. چشم به راه باشیم. آگاه باشیم. که خوب شویم، بعد به خیابان بزنیم، بعد کوچه های دلمان را آب و جارو کنیم، بعد در مسیر راهش گل بکاریم. دلمان را می گویم. دلتان را.
matlabe kheili khub va garmi bud.. be del mishine..kheili ziad..omidvaram hamishe az in matlabaye garm ke tu in sarma michasbe montashet konid ta ma inja yakh nazanim..mer30
وسعت دل ها که بشود ایران؛ اتفاق سبزی می افتد مثل سیب؛ مثل انقلاب ...
وسعت دل ها که بشود ایران؛ اتفاق سبزی می افتد مثل سیب؛ مثل انقلاب ...
سلام . آدم کیف می کنه وقتی می بینه حال و هوای این روزاشو کسی نوشته... این نوشته از دل بود به دل هم نشست.. دستتون درست استاد
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
"قلب شكسته به قيمت دانشجويي"
فراتر از فتنه
جاي مرتضي خاليست
دلمان را بتكانيم
تصميم بابا