حجتیه از کلاس تا مناظره اینترنتی
دومین جلسه از سلسله کلاس های "حجتیه در چالشگاه اندیشه اسلامی" شنبه 30 تیرماه برگزار شد.
به دنبال درج خبر تشکیل اولین جلسه این کلاس ها، سایت کانون با حجم وسیعی از نظرات متنوع مخاطبین خود مواجه شد، به گونه ای که شکل مناظره ای اینترنتی به خود گرفت.
بازخورد اولین جلسه کلاس و آمار 90 درصدی ثبت نام کنندگان اینترنتی مشتاق به شرکت در این کلاس، بیانگر علاقمندی جوانان و قشر دانشجو به کنکاش در این مقوله چالشی است.
(1).jpg)
استاد سلیمی نمین در این جلسه ضمن آسیب شناسی انجمن حجتیه اظهار داشت: مشکل بزرگ این انجمن پیش از انقلاب، ایجاد اشتباه در تشخیص دشمن در اذهان کسانی بود که می توانستند از جمله مبارزان خوب مذهبی باشند.
وی در ادامه تأکید کرد: انجمن برای این عده از فعالان مذهبی این ذهنیت را به وجود آورده که قطع یکی از دست های دیو، مهمتر از نابودی خود دیو است....
سایت کانون به اطلاع کلیه علاقمندان می رساند آخرین جلسه این کلاس شنبه 13 مردادماه در محل کانون اندیشه جوان برگزار می شود. همچنین پس از اتمام این دوره دکتر سلیمی نمین به بحث "بهائیت در چالشگاه اندیشه اسلامی" می پردازد.
سلام آقای پژوهش
شما جواب سوال مرا ندادید هیچ تازه فکر میکنم از درج مطالب گوش زد شده ترس دارید.لطفا روی حرفهای بنده کمی فکر کنید
سلام علیکم
من سوالی تز شما عزیز زحمت کش روشنگر چالشهای اسلامی دارم؟ تا به کی می خواهید از هر طرف که ظربه خوردید به جون انجمن افتید؟ شما بهاییت و وهابیت را که متاسفانه امروزه مانند یک غده سرطانی شروع به ریشه افکنی در جامعه اسلامی نموده رها کردید و دل به یک سری تهمتها بستید و انجمن را فقط به خاطر حرفی که خودتان نقل کردید که دین از سیاست جداست متهم نمودید.ببینید چطور در نکبت گیر کردید که اگر جوانی در محافل عمومی حرف از امام زمان بزند به او انگ انجمن میچسبد باور ندارید یک نمونه بارز آقای دکتر احمدی نژاد که فقط چند بار برای حضرت دعا کرد چه حرفها که زده نشد.و یا بعد از سخنرانی و توسل رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه به امام عصر من خودم با یک واسطه شنیدم که گفته شد رهبر هم انجمنی شده.شیطان چطور شما را از حضرت دور میکند و از طرف دیگر خادمان حضرت را در فشار می گذارد قدری تامل و رجوع به گذشته بد نیست.قدری صحبت رو در رو با بچه های انجمن و شنیدن باورها واعتقاداتشان ضرری ندارد شاید باعث شد یک طرفه به قاضی نروید. یاعلی
آقای پژوهش...
علامت تعجب در نوشتهتان نشان میدهد که مطلبم را و بالطبع مطالباتم را خواندهاید. تعجم میکنم که نادیده گرفتهاید! گمان نکنم سوالات من اینقدر کم اهمیت باشند! موفق باشید.
سخن پایانی
با دوستان کانون اندیشه جوان
از حضور در جمع شما خرسند شدم.باب گفتگوئی که گشودید شجاعانه و کم نظیر بود وبه گمانم روشنگر برای کسانی که تا به حال یکسویه و با نگاه منفی درحوزه وارد می شدند .
متانت علمی و ادب که ازسوی اینجانب رعایت شد دستمایه ای بود که در فضای تحقیق و تدقیق ونه اتهام و دشنام برای این روشنگری بکار گرفته شد و موثر افتاد.امیدوارم بر این سیاق همه گفتمان ها درون و برون دینی شکل گیردکه مدل برتر در دعوت و ارشاد است.چنانکه در وبلاگم ذکر کرده ام من سخنگوی آنها نیستم و چنین افتخاری ندارم وفقط به پاس بهره مندی سالیانی از محضر آنان و معطرشدن به عطر آموزه ها ی برآمده از ثقلین وآشنائی با ساحت قدسی خاتم الائمه (عج) که در کلاس ها و جلساتشان نصیبم شده احساس وظیفه فردی کردم که روشنگری هائی داشته باشم و این کار بدون مشورت آنان انجام شدوگرنه انجمن حجتیه مهدویه در این چند دهه تلاش دینی هیچگاه خودنمائی نکرده و نیازی به پاسخگوئی حتی به دشنام ها ازسوی دشمنان یا دوستان ناآگاه ندیده است و همچنان به انجام وظیفه مشغول بوده و در این راه همراهی و تایید همه موجهین جامعه در حوزه و دانشگاه و مسئولان نظام را همراه داشته است که جای طرح آنها در اینجا نیست...بی مهری یکی دو مامور نیز چیزی نبوده که موجب گلایه ای باشدمهم آن است که همه موجهین از مومنین وقتی در خلوت و جلوت دوستان را می دیده اند تایید می کرده اند و ابراز آمادگی برای کمک می کرده اند و التماس دعا می گفته اند...
فرقه ضاله شاخه بوده یا دست غول یا گرده منتشره(!) باید چاره جوئی می شد و انجمن با نظر همه فقهای زمان این ماموریت را به خوبی انجام دادو مورخان این پیروزی را در کارنامه این گروه ثبت کردند و پس از انقلاب هم مسئولیت این ماموریت را به عهده نظام نهاد و خود به حفظ آمادگی علمی و تعمیق آموزش ها برای پذیرش ماموریت های علمی در همان راستا مشغول گردید.
اکنون آن نسل دهه چهل و پنجاه توانسته اند در طول دهه های شصت و هفتاد و هشتاد نسل جدید را بر همان باور ها وآمادگی ها برای مقابله با افکار انحرافی تربیت کنند و مبلغانی شجاع در برابر مضلین هتاک پرورش دهند.آن پیر غلامان آستان مهدوی خرسندند پرچم خدمتگزاری بر زمین نماند و نسل مدافعان تا تحویل این رایت پیروز به دستان صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از پاننشینند.کشور امام زمان علیه السلام باید در سایه تلاش های همه خدمتگزاران در همه صحنه های علم و صنعت و تولیدو رزم و معرفت و مدیریت و...بر فراز باشد و آماده نقش آفرینی در جهان تحت عنایات صاحب الزمان ان شا،الله !
دوست عزیز جواد آقا
از آشنائی با حضرتعالی خوشحالم.
این بحثی که به همت کانون گشوده شد حقیقتا گفتمان نوینی در این حوزه بود که طرفین مطالب هم را ببینندو دیدگاه خود را بیان نمایندوقضاوت با خوانندگان باشد.
امادرمورد اظهارات شما:
1-از اینکه روش حقیر را مودبانه و علمی شمردید متشکرم. اما ندانستم به کدام سوال پاسخ شفاف نداده ام ویا سوال را عوض نموده ام!
اگر منظور تمثیل شاخه و ریشه (یا بقول نمین دست و پیکر دیو )است مبنای تمثیل را با یک سوال مردود دانسته و تعبیر شاخه برای فرقه ضاله و درخت برای شاه را غلط معرفی کرده ام و از عقل فطری خواننده مدد گرفته ام که مرگ شاخه یا دست بعد از مرگ درخت و بدن قطعی است پس اگر سی سال است که نه تنها شاخه و دست پس از مرگ درخت و بدن شاه باقی است نشان دهنده این است مبنای همه استدلال های برآمده بر این تمثیل غلط بوده و اطلاق شاخه یا دست بر بهائیت و اطلاق دیو یادرخت بر شاه غیر قابل قبول است!!
اگر این بیان به اندازه کافی شفاف نبوده کمک کنید شفاف شود!
آیا در بیان علت شروع این ماموریت و انگیزه های تصمیم آیه الله حلبی قدس سره بر آغاز مبارزه با فرقه ضاله که سوال یکی از عزیزان بود شفاف سخن نگفته ام و سوال را عوض کرده ام و بیانم فرار به جلو بوده است؟!
خواهشمندم جایگاه این چرخش که به نظرتان آمده بیان فرمائید تا شفاف تر توضیح دهم.
آیا در نقل تاییدات علما از انجمن وتحلیل مبتنی بر آن شفاف عمل نکرده ام که گمان ندارم این گونه باشد و به روشنی بیان کرده ام این حرکت بر آمده از غیرت دینی توسط یک روحانی زمان شناس ومدیر با امداد از صاحب الزمان تایید همه مراجع را به دنبال داشت از نیم قرن قبل تا همین لحظه که این سطور را می نویسم...
باز اگر جائی شفاف نبوده بر قلم و اندیشه ام خرده مگیرید که جبران خواهم نمودوشما بر بزرگی تان ببخشائید!
اما فرموده اید: دردوبحث کسانی نقددارند:
یک:بررسی عملکرد انجمن قبل از انقلاب
دو: بررسی عملکرد انجمن بعد از انقلاب
نقدتان را بگوئید تا پاسخ داده شود.انجمن یا هر نهاد یا فردی قابل نقد است.تنها این دیکته نا نوشته است که بدون غلط خواهد بود!! و به جد می گویم انجمن به لحاظ اخلاص خدمتگزاران از زمره کم غلط ترین تشکیلات عصر غیبت بوده که در حیطه عمل اجتماعی ظاهر شده است.ادعامی کنم و از عهده اثباتش بر می آیم اگر مجالی دست دهد.
واما در مورد افکار و عقاید انجمن در وبلاگ خود م مطالبی نگاشته ام اگر به میهمانی آئید و مرا به خواندنش بنوازید خرسند می شوم و با تذکر شما
سایر نگرش های ناگفته نیز باز گو خواهدشد.
هویت شاخص انجمن باور قلبی اسلام مبتنی بر ثقلین و خدمتگزاری آستان ولی الله الاعظم و خاموش نبودن بر گمراهی نسل مسلمان در برابر اضلالات مضلین و پذیرش ماموریتی خاص به قدر توان در این حوزه است که بطور ویژه فرقه ضاله بوده است...
حرکت در مسیر فقاهت اصل دیگری است که انجمن هماره بر آن پای فشرده است بدون آنکه کسی را بر گزینش مرجع معینی اجبار نمایدصرفنظر از اینکه دیدگاه مراجع در مورد حکومت در عصر غیبت چه باشد.هویت انجمن کارگروهی و منسجم تابعان فقهاست در بستر خدمتگزاری آستان مهدوی بدون خرده گرفتن بر گزینش آزادانه مرجع توسط هر کسی بر پایه تشرع و وظیفه دینی.ولذا تکثر مرجعیت در میان این خدمتگزاران هماره بوده اما همه در انجام ماموریت همدل و همصدا بوده اند.
و آخرین نکته شما در باره رفتار زشت حمله وران به جمع محبان مهدوی در اصفهان بوده است که اگر قفل بر زبان نمی بود نا گفتنی ها بیشتر گفته می شد که امثال شما بدانند بر فرقه ضاله آن محدودیت نمی رود که بر ناقدان فرقه می رود...این سخن بگذار تا وقت دگر.
از لطف شما ممنونم.
آقای پژوهش... سلام.
وقتی در در ک حرف من در مورد درخت و شاخه اینقدر به اشتباه رفتید، تصمیم نداشتم پاسخ بدهم؛ اما متاسفانه تاکید مجددتان باعث شد باز هم بنویسم. متحیرم که چگونه گمان کردید و از کجای نوشتهام برداشت نمودید که حرف شما را تایید کردهام.
از صراحتم، پیشاپیش عذرخواهی میکنم، اما ظاهرا جدا از دوری شما از منطق، از اصول اولیه و کلاسیک سیاست بینالمللی هم ناآگاهید!
برایتان گفتم که آنچه آن موقع انجمن دنبال میکرد، مبارزه با شاخه درخت بود؛ و اکنون از آن هم بدتر... انجمن تنها خود را مشغول گردهافشانیهای پراکنده آن ساقههای به زمین افتاده کرده است. هنوز نمیدانید که جایگاه یک بیانیه اینترنتی، یا اعتراضنامه یک تشکل غیردولتی در سطح بینالمللی چه جایگاه ضعیفی دارد! نمیدانید که اگر بهائیت شیطنتهای علنی میکند، آنقدر به ما لطمه نمیزند که یک حرکت در خفای حکومتی چون انگلیس. الان وضعیت با زمان شاه فرق کرده است؛ آن موقع شاه درخت بود و انجمن شاخه. اما اینک آن درخت انگلیس است و آن فرقه ضاله در حد گردههایی که در فضای اطراف پراکندهاند. دشمن اصلی بسیار بزرگتر شده است و دشمنی که شما کلان میپنداریدش، ضعیف!
راستی جمله جالبی از شما میبینم: "...متن آن نبود تا ضمن استفاده به نقد آن پرداخته شود." جالب است که نخوانده و نشنیده محکوم میکنید. منطق عجیبی است!
در مورد جهاد هم باز تکرار میکنم: مگر امام قیام مسلحانه کرد؟ مگر امام در خطر نبود؟ آقای پژوهش... کلیگویی دردی از بحث دوا نمیکند؛ از من و شما نیز! همه آن روایات و احادیث و اصولی که گفتید درست... چه ربطی به انجمن دارد؟! تا الان شما و دوستانتان از دیگران مدرک خواستید و سوال کردید؛ حال نوبت من است:
1- سند و "تاریخ" تک تک تائیدات علمای عظام را برایم ذکر کنید.
2- آنقدر برایم مهم است که دوباره تاکید میکنم: تاریخ بیانات آیات عظام را بیاورید.
3- تقسیم کاری را که در نوشتهتان آوردیهاید را به تفکیک گروهها شرح دهید و وظیفه و هدف انجمن را به تفصیل بیان کنید.
4- برایم دلیل بیاورید، یا سندی که وظیفه جهاد و یا همراهی با انقلاب و امام را از انجمن سلب نماید.
5- به عنوان آخرین مطالبه... از حال حاضر انجمن، توفیقات امروزین آنها و رویکرد و اهداف امروزین آنها بیان نمایید. دقت کنید که کارنامه بعد از انقلاب و علیالخصوص سالهای اخیر را میخواهم نه دوران قبل از انقلاب را!
با تشکر
بنده مباحث قبلی را دنبال میکردم و برایم عجیب است که این آقای پزوهش که در همان سبک و سیاق دوستان قبلی اش صحبت میکنند ولی با دیسیپرینی مودبانه تر و علمی تر چرااشتباه قبلی ها را تکرار میکنند و آن هم فرار به جلو است ایشان هم مثل قبلی ها این سیاست را دنبال میکنند که "جواب سوال را شفاف نده و به جایش سریع صورت سوال را عوض کن"
برادر عزیز دو تا بحث است :
یک:بررسی عملکرد انجمن قبل از انقلاب
دو: بررسی عملکرد انجمن بعد از انقلاب
خیلی ها هم که به انجمن نقد دارند گاه در بعد اول بحث میکنند وگاه در بعد دوم.
لذا در جواب دادن ها هم نباید مباحث را داخل کرد. حرف آقای سلیمی نمین مربوط به آن زمان است و خیلی واضح است که با رفتن شاه همه معضلات آن موقع به یکباره ناپدید نشد. مگر سلطنت طلبها دیگر بعد از رفتن شاه ساکت شدند یا بی حجابی تمام شد؟ ربطی ندارد که در جواب سوال اقای سلیمی نمین بگویی این چه دست دیوی است که بارفتن دیو ولی هنوز هست.
البته این همان اشکالی است که آقایان تهرانی و علوی و محمود نیز در جواب هاجر و علی و علیرضا و احمد گفتند و همان اشکال دائم تکرار میشود که این خود این دوست گرامی را به این نکته نمیرساند که افرادی که دارند بحث را دنبال میکنند زیرکند و بازهم ممکن است که گمان ببرند که این اقای پژوهش هم همان چهار بزرگوار دیگر است.
در مورد مرحوم حلبی هم باید سه سوال را با عنایت به شرایط قبل از انقلاب جواب داد اول اینکه آیا دفاع از اسلام و مبارزه با بهاییت که ایشان انجام دادند بد بود در همان زمان یا خوب بود؟ جواب اینکه: کی منکر این خدمت ارزنده است؟خداوند اجرشان دهد.
سوال دوم اینکه آیا همه رفتارها و سیاستهای ایشان در رسیدن به هدفش صحیح بود؟(خیلی نقدها اینجا وارد است.)
سوال سوم آیا عقاید انجمن که ایشان سمبلش بود(یعنی نگاهی کلان تر که مبارزه با بهاییت نیز در آن میگنجد یعنی مجموعه عقاید انجمن در مسائل مختلف دینی و اجتماعی )نیز صحیح است یا خیر؟(که خیلی از نقدها هم اینجا وارد است)
در مورد بعد ازانقلاب نیز یک بنده خدایی سوالی گفت و رفت نمی دانم چه کسی بود ولی این سوال است که واقعا انجمن الان هدف اصلی اش بهاییت است یا نه مسائل دیگری هم هست؟ مثلا قائل به عدم مشروع بودن حکومت اسلامی در زمان غیبت و انتقام از ....یا برخی تحرکات سیاسی ولی با شعار عدم دخالت در سیاست و.. در این مقطع نیز سوالهایی از این دست مطرح است.مثلا ان اقا که نمی دانم هاجر بود یا علی یا کس دیگر گفت امدند اصفهان دفتر انجمن را به هم ریختند و پلمب کردند و... آخه کی باور میکند که به خاطر مبارزه با بهاییت این کار را کردند؟ یا ازاین سوالها.
دوستان کانون اندیشه جوان
با سلام وتحیت
کلاس آسیب شناسی برگزار گردیدلیکن متن آن نبود تا ضمن استفاده به نقد آن پرداخته شود.تنها به دوجمله از اظهارات آقای نمین اکتفانمودیدکه:
"مشکل بزرگ این انجمن پیش از انقلاب، ایجاد اشتباه در تشخیص دشمن در اذهان کسانی بود که می توانستند از جمله مبارزان خوب مذهبی باشند".وی در ادامه تأکید کرد: "انجمن برای این عده از فعالان مذهبی این ذهنیت را به وجود آورده که قطع یکی از دست های دیو، مهمتر از نابودی خود دیو است.... "!!
یقین دارم جناب نمین مذاکرات انجام شده در سایت را ندیده و نخوانده بودند که چنین اظهاراتی نمودند زیرا فقط تمثیل را عوض کرده و به جای درخت و شاخه گفته بودند دیو و دست دیو !!
بنابر این پاسخی را به کاربران سایت در چند روز قبل دادم جهت استحضاربا توجه به تمثیل جدید آقای نمین باز نویسی می کنم:
با تمثیل مبارزه با درخت( شاه )یا شاخه (بهائیت )از سی وپنج سال پیش آشنایم و آن را مزاحی خوشمزه تلقی می نمایم. می گفتند چرا بجای مبارزه با درخت(شاه) با شاخه (بهائیت )مبارزه می کنید..!
فقط یک جمله در پاسخ کافی است:
این چه شاخه ایست (دست دیو ی است) که سی سال پس از مرگ ریشه (شاه=دیو) ,هنوز زنده است و یکی ازبزرگترین دشمنان خارجی نظام است که هر روز از طریق سازمان های بین المللی علیه نظام بیانیه محکومیت صادر می کند!!درخت و ریشه واصل سی سال است مرده و شاخه و جز ئ ,همچنان برپاست...!!
و جهت استحضارشان این توضیح را در باره شرایط خاص آن دوران و تشخیص ضرورت انجام ماموریت زیر نظر فقها عرض می نمایم:
مرحوم آیه الله حلبی قدس سره وظیفه را به درستی تشخیص داد.مرزبانی از حریم قدسی صاحب الزمان در برابر دشمن عنودی مثل فرقه ضاله که دوره اسلام را پایان یافته و قرآن را منسوخ و خود را شریعتی متناسب با شرایط امروز جهانی در همه جا حتی در کنار حرم ثامن الحجج تبلیغ می کرد و از میان طلبه های حوزه های علمیه کسانی مثل سید عباس علوی و ابوالفضل گلپایگانی و اشراق خاوری و فاضل مازندرانی و موحد و...را شکار کرده به جان مسلمانان انداخته در جلسات آشکار امثال آیه الله بروجردی را به هماوردی می طلبید...و با اتکا به نفوذی های خود در حاکمیت شاه و پشتیبانی امریکا و اسرائیل (و پیش از آن روسیه و انگلیس) بی محابا بیوت تبلیغی خود را همه جا گسترده و ترس عجیبی در میان متدینین انداخته و مراجع تقلید را در نگرانی فرو برده بود...
وقتی که آن بزرگوار بی هیچ عده و عده ای یک تنه با اتکا به امداد امام عصر ارواحنا فداه در مقابل آنان بپاخواست و به تربیت جوانان کوچه و بازار پرداخت تا از آنان مدافعان موفقی در برابر آن مبلغان شرور و هتاک بسازد وظیفه را خوب تشخیص داد و لذا به سرعت مورد تایید مراجع قرار گرفت و با تلاش گسترده توانست این خطر را مهار نموده و موتور تبلیغی فرقه ضاله را در ایران متوقف نموده بطوری که شوقی افندی از انگلیس به زاری در آمد و دستور احتراز از مدافعان انجمن را داد...در های جلسات بسته شد.بیوت تبلیغی شان برچیده شد آهنگ مهاجرت از ایران کردند نقشه هاشان برباد رفت و...مدل بی نظیر آن مرحوم در اثبات قدرت علمی تشیع همراه با متانت و ادب اسلامی بار دیگر برفراز گردید...دل مومنین و مراجع از این پیروزی شاد و خطر تبلیغی آنها از میان رفت...تا اینکه انقلاب پیروز شد و انجمن ماموریتش را پایان یافته تلقی کرد و مسئولیت به عهده نظام قرار گرفت ...
ضمنا:
جهاد در فرهنگ اسلامی محدود به شمشیر نبوده ونیست وگرنه باید بر زندگی انبوهی عالم و خدمتگزار در طول تاریخ تشیع خط بطلان کشید.یکی در سنگر شمشیر(جاهدوا بانفسکم) یکی از طریق بیان (کلمه حق عند امام جائر)دیگری در سنگر قلم(مدادالعلما افضل من دما’الشهدا) دیگری در بذل مال(جاهدوا باموالکم) و آن یکی در سنگر تبلیغ(الذین یبلغون رسالات الله) و بانوان هم در جهاد در کانون خانواده(جهادالمراه حسن التبعل) و هیچیک نیز حق تخطئه دیگری را ندارد.بر اساس یک تقسیم کار هر کس باید در یک سنگر به جهاد بپردازد.آیه الله خوانساری در مورد انجمن فرمودند(کار آنها مصداق جهاد ومبارزه با باطل وبه عنوان واجب کفائی است... مبارزه انجمن در عین اینکه مبارزه دینی وفرهنگی است،جهاد سیاسی هم محسوب است)وآیه الله شیرازی فرمودند(این سنگر را از دست نداده وبه وظیفه خطیر خود مشغول باشید )و آیه الله خوئی فرمودند(ادامه مبارزه با فرقه ضاله بهائیه لازم و واجب است و هر امری که منافی با این عمل است نباید اقدام نمایند)و هکذا سایر مراجع بر عدم ترک این سنگر مطالبی را بیان کردند و انجمن بر اساس این ماموریت به خدمتگزاری مشغول بود)...امام هم که فرمود(اقدامات آقایان مورد تقدیرو رضای خداوند متعال است ... همکاری و همراهی با آنها مرضی ولی عصرعجل الله فرجه است )...
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
كتاب سطح سوم و چهارم سير مطالعات اسلامي (سما ) از سوي كانون انديشه جوان منتشر شد
فروش کم نظیر کتاب ریس جمهور
کتاب رئیس جمهور
اطلاعیه کارگاه نقد ادبی برای هنرجویان
برگزاري هجدهمين نشست همپرسگي با موضوع " فرهنگ پژوهي " در كانون انديشه جوان





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


