پارسي نژاد در غرفه كانون
علیرضا فتاح
“کامران پارسی نژاد” نویسنده ی دو کتاب "هویت شناسی ادبیات و نحله های ادبی معاصر" و "خورشید می ماند"، در تاریخ هيجدهم اردیبهشت، میهمان غرفه ی کانون اندیشه جوان در بیست و سومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بودند.

-آقای پارسی نژاد! امسال وضعیت نمایشگاه بین المللی کتاب را چگونه دیدید؟
انتقادی که ما قبلاً نسبت به برگزاری نمایشگاه بین المللی داشتیم این بود که غرفه ی کودکان و نوجوانان محیط خیلی مناسبی نداشت. قسمتی از نمایشگاه که فضایی خیلی تاریک و سرد با دیوارهای سیمانی داشت و مکان تقریبا مخوفی بود، برای کودکان و نوجوانان در نظر گرفته شده بود. من چندین بار این نکته را که اینجا جای مناسبی برای کودکان و نوجوانان نیست، در مکان های مختلف اشاره کرده بودم. خوشبختانه امسال دیدیم که آن قسمت را تعطیل کردند و قسمت مناسبتری را برای کودکان و نوجوانان گذاشتند. به همین نحو فضای بین غرفه ها هم خیلی باز بود و تجمع شدیدی روی هر غرفه نبود و فضا، فضای خیلی شادی به نظر می رسید. به نظر من اختصاصاً درباره کودکان و نوجوانان کار خیلی خوبی صورت گرفته است، که انشالله سالهای بعد اگر بخشهای دیگری از مصلي ساخته شد، باز بهترین بخشها را برای کودکان و نوجوانان اختصاص دهند. نباید روند مدیریت غرفه های نمایشگاه آنطور باشد که بخش های بهتر را به بزرگسالان بدهیم و به کودکان و نوجوانان بی اهمیت باشیم.
در مورد بخش عمومی و بزرگسال هم، نمایشگاه تفاوت چندانی با پارسال ندارد. یعنی همان روال سال های گذشته که موفق هم بود ادامه یافته است. من کاملاً موافقم که نمایشگاه کتاب در مصلي برگزار شود تا در جایی مثل نمایشگاه بین المللی تهران. آنجا مشکلات متعددی وجود داشت مثل مشکلات رفت و آمد و ترافیک های سنگین و سالنهای متعدد خود نمایشگاه که باعث می شد مردم فضاهای طولانی بیهوده ای را با خستگی فراوان طی کنند. اما در مصلي همه انتشارات در یک سالن بزرگ جمع می شوند. به نظر من این خیلی خوب است و فضاهای غرفه ها هم مناسب به نظر می رسد. همچنین بخش های جنبی مثل سرای اهل قلم بسیار مفید هستند. من کارنامه-ی این بخش ها را که می بینم به این نتیجه می رسم. مخصوصاً در دولت جدید این بخش ها مثل سرای اهل قلم خیلی جدی تر گرفته شده اند. دوره های قبل در این بخش، فعالیت به این اندازه چشمگیر نبود اما حالا بر خلاف قبل در تمام زمینه ها، و نه فقط زمینه های ادبی، بلکه حتی موضوعات تسلیحاتی نشست هایی برگزار می کنند. حالا فقط باید تدابیری بشود که علاوه بر مخاطبین خاص همیشگی، مخاطبین عام هم حتی به خاطر مسائلی فرضاً مثل گرفتن بن کتاب به این نشستها قدم بگذارند. چون بسیاری از این نشست ها می تواند برای عموم هم مفید باشد. نشستهایی مثل بررسی یک رمان یا بررسی وضعیت کتاب خوانی می تواند باعث ارتقای سطح فرهنگی عموم بشود.
- امسال چه کتاب هایی از شما در نمایشگاه موجود است؟ لطفا آنها را تا حدی معرفی کنید.
- کتاب جدیدی که امسال منتشر شده است، کتابی است به نام "جلال آل احمد"، که این کتاب نقد و بررسی اندیشه ها، باورها و داستان های جلال است. چون همانطور که می دانید تفکر جلال فراز و نشیب بسیاری داشته است و زمانی حتی به گروه های کمونیستی پیوست، اما در آخر به اسلام بازگشت. نیاز بود که ما اندیشه ها و باورهای او را نقد کنیم و ببینیم که او در چه شرایطی دچار این تحولات شد و تا چه حد به جا عمل کرده است. در این کتاب سعی شده است بازتاب اندیشه ی خود جلال و فضای سیاسی آن زمان را هم در داستانهایش بررسی کنیم. این کتاب را خانه ی کتاب منتشر کرده است که کتاب "نقد ادبیات منطبق با حقیقت" را هم سال گذشته منتشر کرده بود. این کتاب نقد و بررسی نحله های ادبی غرب است و به کتاب "هویت شناسی ادبیات و نحله های ادبی معاصر" منتشر شده از کانون اندیشه جوان شباهت دارد.

- بپردازیم به کتاب جدیدتان از کانون اندیشه جوان به نام خورشید می ماند. انگیزه تان از نوشتن این کتاب با موضوع زندگی شیخ بهایی چه بود؟
- من از کودکی به شخصیت شیخ بهایی خیلی علاقه مند بودم و همیشه کنجکاو بودم که بفهمم شیخ بهایی چه کارهایی کرده است و چه اندیشه ها و باورهایی داشته است. این مسئله، انگیزه ی اصلی من بود. ایشان نقش بسیار مهمی در تثبیت تشیع در ایران داشته است. هرچند آن زمان حکومت صفوی ایران شیعه بود، اما به نظر من شیخ بهایی سعی در انسجام بخشیدن به نظام تشیع در ایران و پایداری آن داشته است. او خود بارها گفته است که صرفاً به این دلیل وارد دستگاه حکومت می شود. در آن زمان هر لحظه ممکن بود نظام سیاسی تشیع در ایران به حالت قبل خود بازگردد، اما شیخ بهایی قدر تنها حکومت شیعه جهان را می دانست و سعی در تثبیت آن داشت. من به این دلایل، قبلا کتابی را با این موضوع برای نوجوانان نوشته بودم، اما بعد متوجه شدم که شخصیت شیخ بهایی جای کار بیشتری دارد، چون ایشان در بسیاری از امور چون فقه و فلسفه و عرفان و بیشتر از همه مسائل عمرانی و فرهنگی صاحب نظر هستند. پس دیدم جای بسیاری دارد که این کتاب بالاخص برای قشر دانشجو نوشته شود. چون اندیشه های فلسفی و سیاسی را نمی توان برای نوجوانان به خوبی بیان کرد. از سوی دیگر بسیاری از کارهای شیخ بهایی شاید به نطر ساده بیاید، اما به نظر من خیلی مهم است. مثلا به نظرم خیلی جالب و مهم است که فردی بخشی از خانه اش را به اتاق های کوچک تقسیم کند و افراد مستمند را در آنها اسکان دهد تا پس از مدتی که آنها سر و سامان می گرفته اند و از آن خانه ها می رفته اند افراد دیگری را جایگزین آنها کند. این رفتار او می تواند طرحی اجتماعی برای دولت باشد. اصلا بخشی از زندگی شیخ بهایی سیاست است که این بخش زندگی او می تواند برای سیاستمداران ما بسیار راهگشا باشد.
- انگار شما جایی گفته بودید که این کتاب را پنج سال پیش نوشته بودید. چه شد که بین نگارش و انتشار این کتاب پنج سال وقفه افتاد؟
- این کتاب پنج سال پیش شروع شد و مراحلی طول کشید تا بازنویسی و مرور شود. اما بعد از آن متأسفانه در نوبت انتشارات و مراحل اجرایی آن قرار گرفت. و این زمان خیلی طول کشید. معمولاً یکی دو سال طبیعی است، اما پنج سال وقفه ای در نثر و تکنیک نویسنده می اندازد. البته این کار از وجه زندگی شیخ بهایی به نظرم کامل است.
- در این کتاب سعی کرده اید بیشتر بر وجه ادبی داستان تاکید داشته باشید یا وجه تاریخی آن؟
- کلاً این گونه زندگی نامه ها همان طور که اشاره کردید، دو وجه دارد. یکی وجه تاریخی است و دیگری قالب داستانی. به نظرم نویسنده ای اگر بخواهد هر دو وجه را به طور کامل در نظر بگیرد، کار بسیار مشکلی پیش رو دارد. یعنی اگر بخواهید با وقایع کاملا تاریخی و با فضای داستانی بنویسید، کار بسیار سختی است که من سعی کرده ام این کار را انجام دهم. یعنی در کنار وقایع تاریخی صحنه های جزیی داستانی هم برای تقویت فضای داستانی قرار گرفته است. اما مثلا من قبلا کتابی درباره شهید مدرس برای انتشارات مدرسه نوشته بودم که در آن کتاب وجه تاریخی غالبیت داشت چون می خواستیم سیر تاریخی را بیشتر در نظر بگیریم.
- بیشتر آثار داستانی شما تا کنون، زندگینامه های تاریخی بوده اند. آیا علاقه ی خاصی به این نوع ادبی دارید؟ و آیا نمی خواهید به عرصه آثار داستانی غیر تاریخی وارد شوید؟
- کار اصلی من که ابتدا نقد و جریان شناسی ادبی بود. اما در کنار آن، من آگاهانه تصمیم گرفتم برای آثار داستانی با گروه سنی نوجوان و موضوع شخصیت های برجسته ی جهان شروع کنم. اما اکنون کارم را با رمان غیر تاریخی برای گروه بزرگسال ادامه می دهم. هم اکنون هم دو کار در دست دارم که یکی از آنها مجموعه داستانی است با موضوع دفاع مقدس که نگرشی جدید به این موضوع دارد. این را هم در پرانتز بگویم که به نظر من اصلاً داستان دفاع مقدس را باید سی سال بعد از جنگ نوشت، نه در دوران جنگ. زیرا در دوران جنگ، ما تحت تاثیر زمانه و تبلیغات هستیم اما اکنون می¬توانیم به نحوی ارزش های دفاع مقدس را در داستان بیان کنیم که خواننده فکر نکند در حال شعار دادن هستیم. فکر می کنم این کار تا یک ماه آینده آماده باشد، اما هنوز عنوانی برای آن انتخاب نکرده ام. کار دیگرم رمانی فلسفی است که در آن شخصیت اصلی داستان دچار مشکلات اساسی با هستی است و به مصاف اندیشه های مختلف می رود تا بالاخره یکی را بپذیرد.
چه شد که شروع کردید به همکاری با کانون اندیشه جوان؟ اصلا نظرتان راجع به این موسسه چیست؟
- به نظرم این کانون به شدت فعال است و فعالیتهایش هم مفید است. من، کانون را با فیلترینگ بسیار سختی که گذاشته و من آن را تجربه کرده ام، از سخت گیرترین ناشران کشور می دانم. که البته این سخت گیری باعث ارتقای محصولات شده است. متأسفانه انتشارات های دولتی طراحی جلد کتاب را به نحوه ی خوبی انجام نمی دادند و نمی توانستند جوانان را جذب کنند. اما طرح جلدهای کتاب های کانون بسیار مناسب و طبق سلیقه جوانان است. این مسئله هم که کانون حوزه های مختلفی را موضوع کار خود قرار داده است قابل تحسین است، چنان که می بینیم در ادبیات، سیاست، دین و ... محصولات متعددی دارد.
- خیلی متشکر از وقتی که به ما دادید.
عناوین دیگر :
گفتگوي اختصاصي سايت كانون با حجت الاسلام دكتر احمد حسين شريفي
بار فرهنگي كشور بر دوش شماست
گفت و گو با دكتر هادي وكيلي
حجت الاسلام محمد باقر پورامینی در غرفه كانون
كانون روند رو به رشدي داشته است





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


