انجمن هاي فكري، خط شكني كانون انديشه جوان در عرصه فرهنگ
امیر حمزه نژاد
سید علی متولی امامی، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه باقر العلوم است. او از شهریور سال 1388به عنوان مسئول انجمن های فکری کانون اندیشه جوان مشغول به کار است.
متولی امامی پیش از این نیز مسئولیت بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی و مسئولیت سایت عفاف و حجاب وزارت ارشاد را بر عهده داشته است.
او ايجاد ظرفيت ارزشمندي از نخبگان جوان به عنوان مشاوران فكري كانون انديشه را هدف اصلي انجمن هاي فكري مي داند كه به خصوص در سه عرصه شناخت، نقد و نحوه مواجهه با جريان هاي فكري موجود به كانون انديشه جوان مشاوره مي دهند.
پیش از همه می خواستم در مورد دغدغه های خودتان برایمان صحبت کنید و بگویید که چه انگیزه ای باعث ورود شما به کار فکری و فرهنگی شد؟
با توجه به فضاي تاريخي كشورمان، دغدغه های من بیشتر در زمینه علوم انسانی بوده است و از همان ابتداي ورود به دانشگاه در فعالیت های بسیج دانشجویی و دانشگاه با دیگر دوستان یک مجموعه فکری و فرهنگی شديم، که در آنجا مسأله ما، مسأله مبانی علوم انسانی و تأمل دراین امور و توجه به فضای جنبش نرم افزاری بود.
من معتقدم ما با یک بحرانی، بعد از مشروطه تا به حال مواجه هستیم، بحرانی که به معنای واقعی کلمه بحران است، اگر من بخواهم این بحران را تشبیه کنم به مانند آن بحرانی که در واقعه کربلا حادث شد و مسائلی که در وقایع اخیر انتخابات رخ داد است.
وضعیت را از چه لحاظ بحرانی می دانید، آیا نزاع و درگیری ما بین دو اندیشه اسلامی و سکولار را دلیل بحرانی بودن فضا می دانید زیرا در این وقایعی که مثال زدید این مسأله مشهود است؟
این مسأله که اشاره کردید در آن هست، اما من به این موضوع می خواهم اشاره کنم که بحرانی بودنش را درک کنیم. در واقعه ي کربلا یک بحرانی اتفاق افتاده به این معنا که با فاصله کمی بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) نوه ایشان در قتلگاه به شهادت می رسند، بدون اینکه صدای کسی در بیاید. البته بعد از آن قیامهایی صورت گرفت اما این موضوع باعث نشد که از شهادت امام حسین (ع) جلوگیری شود. در یک جامعه دینی، بزرگ آن جامعه کشته می شود و صدایی از کسی در نمی آید، این یعنی بحران.
دراصل می خواهم بگویم که ما در واقعه کربلا بحران داشتیم، در مشروطه یک بحران داشتیم. شيخ فضل الله اعدام مي شود اما اتفاق خاصي نمي افتد و در وقایع انتخابات هم شاهد یک بحران بودیم كه البته تلفات سنگين نداشتيم و بركاتي هم داشت. بحران یعنی اینکه جامعه در درون خودش اتفاقاتی را شاهد باشد، که توان پاسخگویی به آن را ندارد و نمی تواند آن را تحلیل و هدایت کند. این بحران فکری و فرهنگی تا به امروز ادامه دارد و تا آن را نپذیریم و به آن نپردازیم، از آن رهایی نخواهیم یافت.
مسأله مهم این است که ما با فرهنگ جدیدی که متعلق به ما نیست، مواجه هستیم. فرهنگی که با بنیاد و مبنای تفکرات ما اختلاف دارد. در اینجا نوع مواجهه با این مسأله بسیار مهم است. بیش از صد و بیست سال از مشروطه گذشته، هنوز ما با این فرهنگ به طور مطلوب مواجه نشده ایم و به طور منفعل در برابر آن عمل کرده ایم. مسأله اصلی ما نحوه رویارویی با فرهنگ غرب است.
اولین موضوع این است که تا به امروز شناخت درستی از اين تفكر و فرهنگ حاصل نشده، دوم اینکه درست نتوانستیم آن را نقد كنيم و سوم اینکه راه مواجهه با آن را هنوز نمی دانیم. تفکر غرب از این جهت متفاوت است که به طور زیربنایی "قدس زدایی" از عالم کرده است و نگاه دینی و قدسی به عالم ندارد. این در عرصه هستی شناسی آن نمود دارد. در عرصه انسان شناسی هم به تعبیر فوکو « انسان اختراع اخیر است. » خوب این سؤال برای ما پیش می آید "چه اتفاقی افتاده که انسان جدیدی بوجود آمده و این انسان جدید رو به پایان است"
در دیگر عرصه ها نظیر علوم طبیعی، نگاه تفکر غرب یک نگاه استیلاطلبانه و ابزاری است و تعبیر "بیکن" خیلی گویاست که می گوید « طبیعت را باید در میز آزمایشگاهی خواباند و آنقدر شلاق زد تا به حرف بیاید، طبیعت را باید مثله و تکه تکه کرد تا آن را شناخت.» خوب این نشان می دهد این تفکر و فرهنگ نسبت به طبیعت یک نگاه استیلا طلبانه ای دارد که با نگاه دینی ما که اعتقاد داریم باید با طبیعت تعامل داشت، جمع نمی شود.
باتوجه به این نکاتی که ذکر کردید، کار و فعالیت اصلی انجمن های فکری کانون چیست؟
خوب این شواهدی است که می رساند ما با این تفکر مشکل داریم. من معتقدم که کانون اندیشه باید نسبت و جایگاهش را در سه عرصه مشخص کند. اول ارائه شناخت عميق و همراه با بصيرت نسبت به تفكر و فرهنگ مدرن، دوم نقد تفكر و فرهنگ مدرن و سوم نیز راه مواجهه با این تفکر را نشان دهد که این کار سخت و دشواری است، به این دلیل که سالیان سال این فرهنگ خودش را آزمایش کرده و پخته شده و امروز قدرت سیاسی پیدا کرده است.
نکته ای که وجود دارد این است که مواجهه با این موضوع از عهده اساتید ما خارج است، به این خاطر که اساتید ما تعلقات و ذهنیت های شکل گرفته ای به جریانات فکری مختلف دارند و امروز این انتظار از آنها نمی رود که خودشان را از تعلقاتشان جدا سازند و یک نگاه بیرونی به آن چیزی که در ذهنشان دارند، داشته باشند.
به نظر می رسد این موضوع از قشر جوان برمی آید. دانشجویان جوانی که به تعبیری متفکران سیال هستند و می توانند از بیرون مسائل فکری را وارسی کنند. اینجا توجه به قشر جوان مهم می شود. اینجا آغاز کار است و ما از جهتی باید در این عرصه خط شکنی کنیم.
یکی از مهمترین خط شکنی ها و کارهای بزرگ کانون اندیشه جوان، وارد کردن قشر جوان در این عرصه هاست. یعنی به این جوانان اجازه داده که به این موضوعات فکر کنند و به کانون اندیشه جوان مشاوره بدهند.
یک نکته دیگری که در آن جوان بودن خیلی مهم است در زمینه نوآوری و خط شکنی است. جوانها شأن علمی ندارند. یعنی درمقابل اساتید که یک شأن علمی برای خودشان قائل هستند، جوانها بعضاً بی پروا هستند و به کنکاش مسائل بدون هیچ واهمه ای می پردازند. این نشان می دهد کسی که این تعلقات را ندارد، می تواند راحت به طور سیال در زمینه های فکری دیگر جستجو کند و به نقد و بررسی آزاد مسائل بپردازد. شايد اساتيد حاضر نباشند از رويكرد يكديگر بپرسند، شايد به راحتي نقد كنند كه اين هم كم پيدا مي شود اما تقريباً اين اتفاق نمي افتد كه استادي از استاد ديگر راجع به نوع فكر و نگرش وي سئوال كند براي اينكه بيشتر بداند اما اين از جوان بر مي آيد.
مشکل ديگري كه عموماً در سازمانهای فرهنگی وجود دارد، مشکل بی فکری و بی برنامه بودن است که ناشی از نبود مشاوران فکری قوی و کارآمد است.
کانون اندیشه جوان سعی کرده است تا با برنامه ریزی صحیح این مشکلات را رفع کند. کانون در این زمینه انجمن های فکری را تشکیل داده است که این انجمن ها متشکل از 50 دانشجو در حوزه های مختلف علوم انسانی است. انجمن های فکری شامل کارگروه هایی 5 نفره می شود، که در حوزه های مختلف خاص خود شروع به مطالعه می کنند و بر اساس این مطالعات به کانون مشاوره می دهند. درحقیقت در طی این مراحل دانشجویان تبدیل به کارشناسانی خبره و ورزیده می شوند که کانون در حین برگزاری برنامه های خود می تواند به این مشاوران رجوع کند.
البته تفکیکی اینجا باید صورت بگیرد تا اشتباهی بوجود نیاید و آن تفکیک بین مطالعات بنيادین و مطالعات راهبردی است مطالعات بنیادین زمان بر و بي دغدغه اجرا است و متفکرین و معمولاً فیلسوفان به اصطلاح صندلی نشین، بدون دغدغه های اجرایی به تفکر و مطالعه می پردازند و حاصل کار خود را در قالب کتاب یا مقاله عرضه می کنند. اما مطالعات راهبردی، نظر به اجرا دارد و فعالیتی که در انجمن های کانون اتفاق می افتد، معطوف به مطالعات راهبردی است که ناظر به اجراست. بنابراين انجمن هاي فكري به عنوان مشاوران جوان كانون علاوه بر مشورت در رويكردهاي كلان كانون در خصوص نحوه عمل كانون در سه عرصه شناسايي، نقد و مواجهه جريان هاي فكري علوم انساني نيز به كانون مشاوره مي دهند. هم چنين كانون انديشه جوان يك ظرفيت 50 نفري از نخبگان در سطوح فوق ليسانس و دكتري را به طور دائم در مجموعه خويش دارد و از اين ظرفيت براي بخش هاي مختلف خويش به عنوان مؤلف كتاب، ناقد و ارزياب و اساتيد كلاس هاي آموزشي بهره مند مي گردد.
نتایجی که در این مراحل بدست آورید چه بوده است؟
کاری که ما در پیش گرفته ایم حتی ادبیات خاص خودش را بوجود نیاورده است؛ به عنوان نمونه اگر به سازمانهای دیگری که در این زمینه فعال هستند، مثل مرکز پژوهش های مجلس و مرکز پژوهش هایی که در وزارت علوم است و ... توجه کنیم، درمی یابیم هنوز این سازمان ها نه تنها تعریف درست و مشخصی از مطالعات راهبردی و مطالعات استراتژیک ارائه نداده اند، بلکه حتی شاید بشود گفت که در حوزه علوم انسانی ورودی نداشته اند. یعنی مطالعه راهبردی در کشور ما هنوز درجایی به آن معنا شکل نگرفته است. اگر هم شکل گرفته است در حوزه هاي سياسي، مديريتي و نظامي بوده است. با همه این موارد هنوز در این عرصه چیزی متولد نشده تا به عنوان مطالعات راهبردی قابل اتکا باشد. به همین دلیل بنده اعتقاد دارم که در این عرصه کانون یک خط شکنی کرده است و یک حوزه ای را باز کرده تا جوان های ما بیایند و تجربه کسب کنند.

فعالیت های انجمن های فکری کانون اندیشه جوان در چه قالبی عرضه شده است؟
مجموعه این فعالیت ها در قالب جزوه های گزارش راهبردي ارائه داده می شود و در اختیار کانون قرار می گیرد. گاهی خود کانون نسبت به مطالعات راهبردی اعلام نیاز می کند و گاهی نیز از جنس مطالعات راهبردي خود انجمن های فکری است كه در راستاي رويكرد هاي كلان كانون صورت مي پذيرد.
در واقع کانون به دو صورت به انجمن های فکری مراجعه دارد، یکی در جایی که کانون اندیشه وارد حیطه عمل شده است و نیاز به مشاوران فکری دارد، که نه تنها به لحاظ مشاوره به کانون کمک کنند، بلکه فعالیت های دیگر نظیر نقد و تدریس و تأليف کتابهای کانون را نیز انجام دهد و این اتفاق در مراحلی روي داده است، یعنی بسياري از نیروهای کانون از دل انجمن های فکری بیرون آمده اند. از سوي ديگر انجمن هاي فكري با مطالعات راهبردي نسبت به رويكردهاي كلان كانون ارائه مشورت مي كنند.
جریان شناسی یکی از مراحل مقدماتي انجام مطالعات راهبردي است که انجمن های فکری در طی این دو سال انجام داده اند، به طور مثال "جریان شناسی حقوق بشر" که انجمن "فقه و حقوق" آن را انجام داده است. این در راستاي شناسایی بوده است، که ما قبل از اینکه در حوزه هاي علوم انسانی وارد بشویم، باید نقشه و شناخت لازم را کسب کنیم. بعد در چارچوب نقد و آسیب شناسی و مواجهه پیش برویم.
کاری که در اول مهرماه برای اولین بار انجام شد، یک پروژه اصول راهبردی بود، که تلاش كرد تا در زمينه رويكردهاي كلان كانون در علوم انساني به كانون مشاوره ارائه نمايد.
نحو ه جذب اعضای انجمن ها به چه صورت است؟
پیش از این ارتباط گیری و عضوگیری ما بیشتر در حد پرس و جو های عادی، شبکه ای و ارتباطی بود، اما در سال جدید یک پروژه ای را تعریف کرده ایم که چند هدف را پی گیری می کند. یکی از این اهداف شناخت ظرفیت های گفتمان انقلاب است. یعنی با جستجوي ميداني در دانشگاه ها نخبگانی که در حوزه علوم انسانی هستند را شناسایی می کنیم. شناسایی ظرفیت نیز یکی از کانال هایی است که می تواند کانون اندیشه جوان را در حوزه و بخش های مختلف تغذیه کند.
روش کار ما این است که دوستان مراجعه می کنند به دانشگاه ها و مراكز پژوهشی مختلف و در واقع شروع به شناسایی نخبگان می کنند و یک بانکی را به نام بانک نخبگان داریم که در آنجا این افراد شناسایی و حوزه ي کاریشان مشخص می شود و در هنگام نیاز برای همکاری از آنها دعوت به عمل می آید.
امسال برنامه خاصی دارید؟
امسال در مورد موارد اجرایی روش های جدیدی را مد نظر قرار داده ایم و بنا داریم در چند مرحله و به صورت زمان بندی شده آن را به اجرا گذاریم. انجمن های فکری در چهار مرحله به کار مطالعات راهبردي می پردازند.
در مرحله اول انجمن های فکری به مسئله شناسي در رشته هاي علوم انساني می پردازند.
در مرحله دوم یک جریان شناسی فكري را انجام می دهيم.
در مرحله سوم جریان شناسی در حوزه عمل انجام می گیرد.
در مرحله چهارم نیز هر کدام از انجمن های فکری اصول و سیاست های راهبردی کلان در حوزه و رشته خاص خودشان را به کانون اندیشه جوان عرضه می کنند و بعد از همه ي این مراحل به صورت تفصيلي بر روی این موارد کار می شود و بحث و نقد و پی گیری مسائل صورت می گیرد. مطابق با این روند ما تا اول شهریور یک مجموعه ی اصول و سیاست های راهبردی را به کانون ارائه می کنیم.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
گفتگوي اختصاصي سايت كانون با حجت الاسلام دكتر احمد حسين شريفي
بار فرهنگي كشور بر دوش شماست
گفت و گو با دكتر هادي وكيلي
حجت الاسلام محمد باقر پورامینی در غرفه كانون
كانون روند رو به رشدي داشته است





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


