فيلسوفان اسلامي تعاريف و ديدگاههاي ويژه درباره زيبايي دارند
حجتالاسلام حسين هاشمنژاد در گفتو گو با خبرنگار آيين و انديشه فارس، به بررسي فلسفه هنر از ديدگاه فيلسوفان بزرگ اسلامي پرداخت و گفت: هر چند فلاسفه اسلامي بخش مستقلي را در آثار خود به فلسفه هنر اختصاص ندادهاند، اما بهطور پراكنده در لابلاي مباحث گوناگون به طرح مباحثي پرداخته كه در قالب فلسفه هنر ميگنجد.
وي با اشاره به اينكه يكي از مباحث محوري در فلسفه هنر بحث زيبايي است، افزود: فيلسوفان اسلامي تعاريف و ديدگاههاي ويژه درباره زيبايي دارند به عقيده حكماي اسلامي زيباييهاي موجود در اين عالم جلوههاي ناقص و مقيدي از زيبايي مطلق يعني حقتعالي هستند.
اين پژوهشگر دومين بحث محوري در فلسفه هنر را نقش خيال در پيدايش آثار هنري دانست و ادامه داد: حكماي اسلامي وجه مبسوط به بحث خيال، قوّه خيال، عالم خيال و تاثير آن در پيدايش آثار هنري مثل شعر پرداختهاند.
وي گفت: از طرف ديگر در تلقي متعالي صدرالمتالهين از فلسفه هنر، منشأ هنر برخي اسماء و صفات الهي از قبيل خالقيت و احسن الخالقيت حقتعالي دانسته شده است به اين بيان كه همه انسانها به نحو تشكيكي خليفه خداوند و وارث صفات الهي هستند.
هاشم نژاد با بيان اينكه هنرمندان هم با خلق آثاري در حدّ خود تجلي بخش اين اسماء و صفات الهي هستند خاطرنشان كرد: حكماي اسلامي تلقي متعالي از محاكات دارند كه با تلقي افلاطون و ارسطو از محاكات تفاوت عميق دارد و بسيار ژرفتر از آنها است.
وي در ادامه يكي از اقسام فلسفههاي مضاف را فلسفه هنر عنوان كرد و اظهار داشت: فلسفه هنر به تبيين چيستي هنر و مباني نظري و فلسفي آن ميپردازد و گاهي از اين مباني نظري با عنوان مباني متافيزيكي و مابعد الطبيعي هنر نام ميبرند كه بايد توّجه داشت در اين كاربرد «متافيزيك» يا «مابعد الطبيعه» به معناي عامّ به كار رفته و معادل «الهيّات» نيست.
وي اساسيترين پرسشها در فلسفه هنر را «منشأ هنر چيست، غايت و هدف هنر كدام است، مصاديق هنر چيست، كاركردهاي هنر براي شخص هنرمند و مخاطبها كدام است، كاربردهاي هنر چيست و آيا هنر ميتواند معرفتزا يا معرفتافزا باشد يا نه؟» عنوان كرد.
اين استاد دانشگاه درمورد ريشهشناسي واژه هنر تصريح كرد: واژه «هنر» در زبانهاي اروپايي به يوناني «تخنه» (techne)، به فرانسه «آر» (ar) و به انگليسي «آرت» (art) گفته ميشود كه از ريشه هندي و اروپايي ar به معناي ساختن، به همپيوستن و درست كردن آمده است.
هاشمنژاد در ادامه بيان داشت: اين الفاظ در تاريخ گذشته اروپا فقط براي هنرهاي خاصّ بهكار نميرفته بلكه به معناي فضيلت استفاده ميشده است، هر چند بيشترين كاربرد آن در فرهنگ هنرهاي فكري يوناني و در اصطلاح هنرهاي هفتگانه آنها كه در قرون وسطا در اصطلاح هنرهاي آزاد بوده است.
هاشمنژاد تصريح كرد: واژه هنر در قلمرو زبان فارسي در طول تاريخ معاني متنوع از جمله كمالات، فضايل، حسنات، برتريها، صفات نيك، توانايي، قابليّتها، توانمندي، قدرت، صنعت، حرفه، كسب، و خطر و تهديدي داشته است.
وي با اشاره به اينكه صرف نظر از معناي عام هنر كه حتي امروزه هم كاربردي گسترده دارد، افزود: هنر در معناي خاص خود به مصاديق ويژهاي از قبيل شعر، نقّاشي، فيلم، عكّاسي، خطّاطي، تئاتر، منبتكاري، مجسّمهسازي، نمايشنامهنويسي، و... نيز اطلاق ميشود.
اين استاد دانشگاه در ادامه درمورد ماهيّت هنر گفت: مفهوم هنر از جمله مفاهيمي است كه در طول تاريخ انديشه، دهها بلكه صدها تعريف براي آن ارائه شده، در حاليكه هنوز هم عقيده بر اين است كه تعريف تامّ و تمام براي هنر عرضه نشده است.
وي ادامه داد: مفهوم هنر از اين حيث با مفاهيمي از قبيل «دين» و «فرهنگ» شباهت دارد و از اين رو در بيان ماهيت هنر نبايد به دنبال جنس و فصل حقيقي و حدّ تام گشت؛ بلكه بايد به تعريفي كه تا حدودي جامع افراد و مانع اغيار باشد، بسنده و قناعت كرد.
او يادآور شد: چنانكه ميدانيم، در تعاريف منطقي به دنبال ويژگيهاي ذاتي معرف ميگردند. تعيين اين كه ويژگي ذاتي هنر كه در همه آثار هنري موجود باشد چيست، از محوري ترين مباحث فلسفه هنر در محافل آكادميك است.
هاشمنژاد با بيان اينكه از ديدگاه افلاطون ويژگي ذاتي در هنر تقليد است، افزود: مبسوط اين نظريه در كتاب دهم جمهوري افلاطون آمده است و به عبارت ديگر، تقليد، اساس و بنياد هنر را تشكيل ميدهد؛ از اينرو در هر اثر هنري و در همه اقسام هنرها تقليد به چشم ميخورد.
اين پژوهشگر با بيان اينكه به عقيده افلاطون، هنرمند گاهي دو مرحله و گاهي سه مرحله از حقيقت دور است، خاطرنشان كرد: چون به نظر افلاطون حقايق اشيا همان ايدههاي اوليّه يا حقيقتهاي مثلي هستند كه يكي ديدگاه معروف ديگر در تعريف هنر، نظريه مكتب احساس گروهي يا اكسپرسيونيسم است.
وي با اشاره به اينكه تولستوي در اين نظريه بر اين باور است كه يك اثر هنگامي اثر هنري است كه احساسات هنرمند را به مخاطبان انتقال دهد، افزود اگر اين ويژگي در يك اثر وجود نداشته باشد نميتوان آن را اثر هنري ناميد. بنابراين بنياد و بنيان هنر بر سرايت احساسات از هنرمند به مخاطب بنا نهاده شده است.
وي فقدان تعريف واحد و معيار مشخّص براي زيبايي و هنر در دوران معاصر كه منجر به پيدايش نوعي هرج و مرج در تعريف آثار هنري ميشود دانست و اظهار داشت: چه بسا تابلو نقاشي از ديد يك ناظر زيبا تلقي ميشد و از ديد ناظر ديگر زيبا نبود. در نتيجه هرج و مرج در معناي زيبايي و هنر، در قرن بيستم مكتبي شكل گرفت كه تعريف فوق العاده باز و عامّي براي هنر ارائه كرد كه در پرتو آن، بسياري از آثار پديد آمده كه در تعاريف ديگر، هنر تلقي نميشدند، اثر هنري نام گرفتند.
* تعريف هنر از ديدگاه فيلسوفان اسلامي
هاشم نژاد در ادامه اين گفتوگو با بررسي هنر از ديدگاه فيلسوفان اسلامي پرداخت و گفت: در كتابهاي فيلسوفان اسلامي براي هنر (يا معادل عامّ آن يعني فنّ و صنعت) به معناي امروزي آن كه شامل مصاديق متعددي ميشود، تعريفي وجود ندارد بلكه بهطور عمده به تعريف جداگانه مصاديق هنر از قبيل شعر، موسيقي و غيره پرداخته شده است.
وي با اشاره به "كل كلام مخيّل يقتضي لنفس قبضاً وبسطا " (حلّي، 1381: ص438) تصريح كرد: يعني شعر هر سخن خيالانگيزي است كه باعث قبض و بسط روح ميشود.
اين استاد حوزه و دانشگاه در ادامه اظهار داشت: امّا با در نظر گرفتن مجموعه نوشتهها و سخنان فيلسوفان اسلامي ميتوان تعريفي براي هنر بازسازي كرد كه در آن، عنصر زيبا آفريني، ذاتي هنر است و در هر اثر و فعاليت هنري ويژگي زيبا آفريني، حضور دارد.
وي قوام هنر در نظر فيلسوفان اسلامي را زيبايي دانست و افزود: هر چند در تعريف زيبايي و چگونگي آن و اينكه آيا مطلق است يا نسبي ميتوان بحث و مناقشهها كرد اما ترديدي نيست كه زيباي مطلق و زيبايي كه بين همه انسانهاي داراي فطرت سالم، زيبا تلقي شود، داريم.
او ادامه داد: از طرف ديگر، خيلي از زيباييها هم هستند كه نسبياند و طبق ذائقه افراد تفاوت ميكنند و صرف نظر از هر تعريفي كه براي زيبايي داشته باشيم، در ذات هنر، زيبايي و زيبايي آفريني نهفته است.
*فلسفه هنر نزد فيلسوفان اسلامي
وي با انتقاد از اينكه فيلسوفان بزرگ اسلامي كتاب ويژهاي كه تنها به مباحث فلسفه هنر بپردازد تاليف نكردهاند، بيان داشت: علت عمده آن اين بود كه در دوره آنها فلسفه هنر به صورت يك دانش و معرفت خاصّ تمايز پيدا نيافته بود. چنانكه درباره معرفت شناسي يا ساير فلسفههاي مضاف هم وضع به همين منوال است.
هاشم نژاد تصريح كرد: امّا مباحث مربوط به فلسفه هنر كم و بيش در آثار فيلسفان اسلامي به صورت پراكنده مطرح شده است و به طور معمول بحث از چيستي زيبايي و خاستگاه آن ذيل مباحث مربوط به صفات كماليّه و جماليّه حقتعالي مطرح ميشود.
*واژه فن و صنعت به جاي هنر
اين پژوهشگر در ادامه گفت: فيلسوفان اسلامي به جاي واژه هنر از دو كلمه «فن» و «صنعت» استفاده كردهاند؛ امّا اين دو واژه هم فقط در مورد هنر به كار نرفتهاند بلكه كاربرد گسترده و عامّي دارند كه فقط يكي از كاربردهاي آنها در كتابهاي فيلسوفان اسلامي در معناي هنر است.
وي در ادامه به تعريف زيبايي از منظر فارابي و ابنسينا اشاره كرد و گفت: در نظر فارابي زيبايي پيدايي وجود برتر هر موجودي و حصول واپسين كمالش است كه اين فهم فارابي خالي از صعوبت نيست، اما ابنسينا سه امر را مقوّم زيبايي تلقي ميكند.
هاشم نژاد ادامه داد: داشتن نظم، تاليف و اعتدال كه حصول آنها تناسب و هارموني است را تعريف ابنسينا از زيبايي دانست و افزود: تعريف زيبايي به تناسب و هماهنگي پيوسته مناقشاتي به دنبال داشته است.
وي تصريح كرد: در آثار فيلسوفان اسلامي حُسن و زيبايي مساوي با خير و نيكي تلقي شده است. نه صرفاً به معناي خير و نيكي اخلاقي بلكه به معناي خير و نيكي هستيشناسانه و وجودي است.
*منشأ زيبايي از نظر فيلسوفان اسلامي
وي ادامه داد: فيلسوفان اسلامي منشأ همه زيباييها را زيباي مطلق يعني حق تعالي ميدانند. در ديدگاه آنها زيباييهاي موجود در اين جهان همگي سايه وجلوهاي از زيبايي حق تعالي است و ابنسينا معتقد است واجبالوجود داراي زيبايي محض و حسن محض است و مبدأ و منشأ زيبايي و حُسن هر چيزي است.
اين پژوهشگر درباره ديدگاه صدرالمتالّهين نسبت به زيبايي گفت: ملاصدرا حق تعالي را سرچشمه هر نيكي و كمال، و منشأ هر زيبايي و حُسن ميدانست.
او ادامه داد: صدرالمتالهين در جلد دوم اسفار، هر زيبايي را كه در اين جهان است سايه و پرتوي از زيبايي موجود در جهانهاي بالا و عوالم ديگر ميداند كه البته در آن عوالم خالي و عاري از هر گونه نقص و شائبه و تغييرند؛ اما در اين جهان مشوب به ماده و نقص و تغييرند.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: از ديدگاه فيلسوفان اسلامي وقتي زيبايي مورد ادراك واقع شود، لذّت حاصل ميشود و به تعبير ديگر لذّت يا دستكم قسمي از لذّت نتيجه ادراك زيبايي است و هر قدر زيبايي شديد و ادراك زيبا قوي باشد به همان اندازه لذّت هم شديد و قوي خواهد بود از اين رو چون خداوند زيباي مطلق است و ذات خود را به نحو اتمّ واكمل درك ميكند، بيشترين ابتهاج و سرور را دارد.
*نقش محاكات در هنر از ديدگاه فيلسوفان اسلامي
هاشم نژاد محاكات يا بازنمايي و حكايتگري طبق ديدگاه فيلسوفان اسلامي از جمله مقوّمات برخي يا همه هنرها دانست و افزود: در هنر شعر نقش محاكات اساسي است و شاعر چه بسا با شعر در ذهن مخاطب صحنهسازي و صحنهآرايي ميكند اما در واقع از سوژه مورد نظرش حكايت ميكند و نمايشي از آن در خيال و ضمير شنونده برپا ميكند.
وي در تعريف محاكات در نظر فيلسوفان اسلامي گفت: محاكات در نظر فيلسوفان يوناني مساوق و مترادف با تقليد (Mimesis) است؛ امّا محاكات نزد فيلسوفان اسلامي اغلب به معناي حكايتگري است. چنانچه تعليم و تعلّم را هم قسمي از محاكات تلقي كردهاند، بنابراين مفهوم محاكات نزد فيلسوفان اسلامي خيلي عامتر از مفهوم آن نزد افلاطون و ارسطو است.
*معناي متعالي محاكات در نزد حكيمان اسلامي
وي اظهار داشت: درباره منشأ موسيقي و نغمههاي خوش و زيبا دو ديدگاه بين حكيمان اسلامي رايج بوده كه اين دو ديدگاه در باره ساير مصاديق هنر هم كم و بيش گفته شده است؛ البته با اندكي تفاوت و تمايز.
وي گفت: ديدگاه اوّل درباره سرچشمه و منشأ نخستين موسيقي و الحان و آواز خوش و نغمههاي زيبا اين است كه حركت افلاك و سيّارهها داراي نظم و حساب ويژهاي است و از هماهنگي و هارموني ويژهاي پيروي ميكند كه از اين حركات هماهنگ، اصوات زيبا و دلانگيزي توليد ميشود و فقط انسانهاي خاصّي كه داراي روح بسيار لطيف و منزّه هستند ميتوانند آنها را بشنوند.
وي يادآور شد: نخستين بار هرمس بود كه اين نغمات آسماني را شنيد و بر اساس آن علم و هنر موسيقي را پديد آورد و بعد از او فيثاغورث بود كه به تكميل و تدوين موسيقي پرداخت.
اين استاد دانشگاه با اشاره به اينكه ديدگاه دوم از برخي حكيمان و عارفان است كه معتقدند اين الحان خوش و موسيقيهاي دلانگيز يادگار آن ايامي هستند كه انسانها به تبع حضرت آدم در بهشت بودند و در آن جا آوازهاي خوش و زيبا ميشنيدند. بعد از اينكه به زمين هبوط شدند، گاهي در اثر برخي لطافتها و تنزيه و تزكيهها بعضي از آن آوازهاي خوش و موسيقيهاي زيبا به يادشان ميافتد و اين منشأ و سرچشمه الحان خوش است. حال اين معرفت فطري به پروردگار را ميتوان تعميم داد كه شامل معرفت به الحان خوش و نغمات زيبا هم ميتوان دانست و همين منشأ الحان زيبا و موسيقي دلانگيز است.
اين قسم محاكات يعني محاكات از آسمانها و ملكوت و بهشت را ميتوان محاكات متعالي ناميد كه با محاكات متعارف فاصله بسياري دارد. در ادامه خواهيم ديد كه چنين ديدگاهي اختصاص به موسيقي و الحان خوش نداشته و شامل حدّاقل برخي مصاديق ديگر هنر هم ميشود.
وي در پايان با بيان اينكه وقتي سخنان فيلسوفان و عارفان اسلامي را درباره هنر و مصاديق گوناگون آن مثل شعر و موسيقي مورد تامّل قرار ميدهيم، هم توسعه قابل ملاحظه و هم ژرفاي شگفتانگيزي را مشاهده ميكنيم، خاطرنشان كرد: در آثار افلاطون و ارسطو اين مضامين باسط و عميق، موجود نيست. براي مثال، محاكات در ديدگاه افلاطون صرفاً به تقليد از طبيعت يا صاحبان صنايع مثل نجّارها اطلاق ميشود و از اين روي هنرمند را مقلّدي ميداند كه شايسته نيست به مدينه فاضله راه داده شود؛ امّا همين محاكات در انديشه حكيمان اسلامي معنايي بس متعالي مييابد كه گاهي حكايتگري از عالم ملكوت است و گاهي حكايتگري از بهشت عدن و طبق تذكار معرفت شهودي در عالم ذر و همين طور براي نمونه ميتوان ديدگاه پيشگفته صدرالمتالّهين را با ديدگاههاي افلاطون و ارسطو مقايسه كرد. چنين سخنان متعالي بدون ترديد بديع و نو است. بنابراين، كساني كه معتقدند ديدگاه حكيمان اسلامي، صرفاً تكرار و محاكات همان حرفهاي فيلسوفان يونان است، احتمالاً بدون پژوهش كافي و يا از روي غَرض سخن ميگويند
بهتر نبود با کسانی که واقعا در حکمت و عرفان اسلامی چْْیره دست اند مصاحبه شود نه آنانی که تنها چند کتاب را تورق زده اند؟؟؟؟؟!!!!!
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
فيلسوفان اسلامي تعاريف و ديدگاههاي ويژه درباره زيبايي دارند
علياكبر(ع)، خلاصه پيامبر و سه امام است
زندگي بدون «انتظار» انسان را دچار نيهيليسم ميكند
آويني تقواي ستيز داشت نه تقواي گريز
زمان كشف اهميت آثار آويني هنوز فرا نرسيده است





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


