نقدهای رسانه ای، بزرگترین مشکل نقد ادبی در ایران (گفتگوی اختصاصی با عبدالقادر طهماسبی) – قسمت اول

مهدی محمدحسینی: امروزه هر کسی در جامعه ادبی ما به تعریف تازه ای از دنیای ادبیات و نقد آن مشغول است و سوال اولیه ای که ذهن هر ادیب و شاعر متعهدی را به خود جلب کرده پاسخ به این سوال است که واقعاً جامعه ادبی ما و ادبیات چه نیازی به نقد دارد و این نقد باید توسط چه کسی و بر اساس چه معیارهایی صورت گیرد.
از یک سو نقد در لغت نامه دهخدا به آن چیزی اطلاق شده که حاضر و عاجل باشد و در حال داده شود و کتاب ناظم الاطبا نقد را همان خرده گیری و نکته سنجی خوانده و هویت نقد را در سره گری و نکوهش جست وجو می کند.
هنگامی که شما به عنوان یک مخاطب عرصه های ادبی سراغ معنای نقد را از کتب مختلف قدیمه و لغت نامه های رایج در کشورمان می گیرید به معانی جالبی چون آشکار کردن علم کلام و عیب کلام ـ اقرب الموارد ـ ، نوک زدن مرغ در دام ـ ناظم الاطباء ـ ، گزیدن مار ـ آنندراج ـ ، حقیقت و ذات هر چیزی یا کسی ـ فرهنگ سخن ـ ، نگاه دزدکی کردن ـ فرهنگ نظام ـ و تمیز دادن پول خوب از پول بد ـ لغت نامه دهخدا ـ برمی خورید که از ترکیب این واژه با ادبیات ، یک ترکیب اظافه به نام نقد ادبی ایجاد می شود که علاوه بر گرفتن معنای تازه ، می تواند تمامی معانی درونی خود را نیز داشته باشد .
در واقع نقد ادبی باید همان نگاه دزدکی منتقد به اثر باشد تا در بین متن ادبی بهین را گزین کند و با نگاه خریدارانه خود بتواند جلوه گاه های اثر را به مخاطب نشان دهد و با خرده گیری و نکته سنجی منتقد ، حقیقت و ذات اثر ادبی از زوایای مختلف به نمایش گذاشته شود تا نه تنها سره از ناسره جدا شود بلکه در هر اثر ادبی علم کلام و عیب آن نیز آشکار شود تا ظرفیت های تازه ای در ادبیات ما ایجاد کند.
در این مباحث نکته غیر قابل اجتناب این است که امروزه نمی توان آنچه تاریخ ادبیات ، سبک شناسی و لفظ شناسی می نامند و می خوانند را از قلمرو نقد ادبی بیرون کرد و این ها تمام هویت درونی و بیرونی ادبیات را اشغال کرده اند و باید به سراغ کارشناسان عرصه ادبیات رفت و دید که این اشغالگری چه قدر توانسته این هویت را به مخاطبان جدی ادبیات نشان دهد و منتقدان ما چه میزان از معانی و ظرفیت های نقد را در آثار خود متجلی کرده اند.
استاد « عبدالقادر طهماسبی » متخلص به« فرید»، عضو شورای عالی شعر و موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و برگزیده بخش ادبیات آیینی جشنواره شعر فجر به عنوان پژوهشگر و منتقد ادبی ، یکی از کسانی است که سال ها در این عرصه قلم فرسایی کرده و ما را بر آن داشت تا با رویکردی دوباره به سراغ او رفته و نه تنها دیداری تازه کنیم ، بلکه نقد را از دیدگاه او نیز معرفی کنیم.
ـ سلام استاد ، شما نقد ادبی را چه طور تعریف می کنید؟
به طور کلی نقد ادبی واسطه ای میان مخاطب و مؤلف است که با یک بازخوانی دقیق از اثر هنری ، به تحلیل و تفسیر آن می پردازد و نقاط قوت و ضعف هر اثر هنری را برای مؤلف و مخاطب اثر نمایان می کند.
ـ جایگاه نقد در جامعه ادبی ما کجاست؟
وقتی یک سؤال کلی نظیر این پرسیده می شود از زوایای زیادی می توان آن را ارزیابی کرد و من حرف های زیادی در این زمینه برای گفتن دارم.
امروزه به خاطر اختلاط اشتباهی که در ایران رخ داده شعر و نقد و شاعر و منتقد با هم تلفیق شده و هیچ کدام نتوانسته اند جایگاه واقعی خود را در ایران پیدا کنند و با وجود شاعران جوان و رو به رشدی که در محافل ادبی دیده می شوند هیچ نقد در خور توجه و شایسته ای در بین آن ها دیده نمی شود چرا که تعداد منتقدان ما بسیار اندک است و دقتی که در خلق آثار ادبی به چشم می خورد هیچ گاه در نقدها وجود ندارد.
همچنین در دوره جدید ، اغلب آثاری که عنوان نقد ادبی را به دوش می کشند به جای این که مشکلات زبانی و معنایی اثر را کم کرده و فضا را برای ارتباط مخاطب هموار کنند بار دیگری اضافه کرده و با زبان دشوار خود، گره دیگری بر دوش مخاطب می گذارد و به جای بازخوانی ، تحلیل و تفسیر اثر ادبی، به مجالی برای اظهار فضل و خودستایی منتقد و یا نان قرض دادن به یکدیگر تبدیل شده و با این کار ، دو عنصر نقد و ادبیات را از تعهد و رسالت خود دور می کند .
البته در این بین کسانی هم چون دکتر شفیعی کدکنی وجود دارند که به دور از تمام این هیاهوها ، با رویکردی متفاوت به تعهد شاعری و نتقدی خود پایبند بوده و آثار برجسته ای در حوزه ادبیات کلاسیک چون «تازیانه های سلوک» را پدید می آورد.
ـ مهم ترین رویکرد در برخورد با نقد و نقادی چیست ؟
وقتی صحبت از نقد و نقادی می شود ، مهم ترین نکته این است که یک منتقد قرار است ما را به کدام سو هدایت کند ، باید دید جایگاه و رشادت قلم کسانی چون «محمد حقوقی» ، «احمد شاملو» ، «یدالله رویایی» ، «رضا براهنی» ، «عبدالعلی دستغیب» و «میر شکاک» که از چند دهه قبل تا امروز در عرصه نقد
کار کرده اند کجاست و ما را تا کجا برده اند.
ـ چه مشکلاتی بر این عرصه در ایران سایه انداخته و آیا ما نقدی حرفه ای و شایسته ادبیات خود داریم یا نه؟
یکی از مشکلات منتقدان ما این است که از خود حرفی برای گفتن ندارند ، منتقد گمان می کند با خواندن چند جلد کتاب نظیر «دیوید جونس» و یا «شیوه های نقد دبیر» و استفاده از واژه های آن می تواند خود را به عنوان منتقد مطرح کند و تنها خود را به تعدادی منابع قدیمی و یا غربی محدود کرده و حرف تازه ای برای گفتن ندارد از این رو دنیای نقد از افق های تازه و دیدگاه های جدید ادبی تهی شده و منتقدان نمی توانند قله های دست نیافتنی شعر معاصر را به مخاطب نشان دهند و او را به سوی بخش هایی که در باور نمی گنجد هدایت کنند.
مشکل دیگر این که منتقدان زمان ما از خلاقیت و ظرفیت هنری کمی در نقد برخوردارند ، ببینید نقد یک علم است که نگرش ها و قواعد خاص خود را دارد ولی شعر یک هنر اصیل بوده که از تخیل و احساس آدمی برخواسته و سرشار از زوایای پنهان خلاقانه است و با یک نگرش واحد نمی توان به کشف و شهود آن پرداخت و باید برای رسیدن به آن زوایای پنهان هنری و خلاقانه ، از همان ابزار شکل دهنده یعنی هنر و خلاقیت استفاده کرد و زمانی که منتقد شیوه مشخصی را انتخاب کرده و به بررسی اثر ادبی می پردازد از این زوایا مغفول مانده و حاصل کاری او برای هنرمند شاعر و مخاطب آزار دهنده می شود و همین امر جامعه را از شرایط رسیدن به نقدپذیری نیز دور می کند.
از منتقدان که بگذریم دنیای نقد نیز در ایران با مشکلات زیادی مواجه شده است که یکی از مهم ترین آنها عدم بومی گری در نقد است و رسانه ها نیز خود به مشکلی دیگر در این عرصه تبدیل شده اند.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آويني تقواي ستيز داشت نه تقواي گريز
زمان كشف اهميت آثار آويني هنوز فرا نرسيده است
از دیدار با فردید تا هم نشینی با آوینی
درباره جستارهایی در ادبیات داستانی
مرتضی خیلی تنها بود(گفتگوی خبرگزاری فارس با محمد علی فارسی،مستندساز)
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايستهها و بايستهها، به مدد دانش و پژوهش ميكوشد تا خواستهاي خردگونهي جوانان و دانشجويان دانشپژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعلهي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد.

