حماسه ماندگار
محمد اكبري
آنگونه كه شاعر مرثيه گو سروده «اين حسين (ع) كيست كه دلها همه ديوانه اوست»، قرن ها است كه عاشقان مكتب حسين(ع) بدنبال شناختن و شناساندن او هستند. چرا كه يقين است با شناخت او خدا شناخته مي شود. در ميان شيفتگان مكتب حسيني طي عصر حاضر، معلمي پا به عرصه حضور گذاشت كه تشنه شناخت حسين و شناساندن حماسه او بود، آنگونه كه براي يافتن علت ديوانگي دل هاي عاشق حسين و سوختن پر پروانه هاي حسين، حسيني زيست و حسين گونه شهيد شد. قطعاً معلم شهيد «مرتضي مطهري» بيانگر حماسه حسيني در خطابه ها، منبرها و سخنراني ها بيشترين شور و شوق را براي شناساندن حسين و مبارزه با انحرافات و ايجاد شبهه در فرهنگ غني عاشورا نسبت به ديگر هم عصران خود داشته تا آنجا كه خود و «حماسه حسيني» اش جاودان شدند.
براي شناخت و واكاوي انديشه هاي حسيني استاد شهيد، پاي صحبت دكتر «حسين سوزنچي» پژوهشگر ديني و معارف اسلامي مي نشينيم تا بهتر بشناسيم معلم شهيد و حماسه حسيني او را ...
به عقيده شما شهيد مطهري از چه رو در برهه زماني خود لزوم پرداختن به حماسه حسيني را از دريچه اي كه كمتر به آن پرداخته شده بود، احساس كرد؟ 
سخنراني هاي شهيد والامقام مرتضي مطهري را در خصوص امام حسين(ع) و حماسه عاشورا، در وهله اول مي توان گفت بخاطر رسالتي بود كه بر دوش ايشان و تمام روحانيان بوده و هست. چرا كه بسيار روشن و واضح است كه يكي از وظايف اصلي مبلغان ديني در مكتب شيعه، تبيين فرهنگ عاشورايي و ارائه فرهنگ ناب محمدي(ص) است. اما علاوه بر اين اعتقاد من اين است كه حماسه حسيني براي مخاطبان عصر خود و خوانندگان و شنوندگان آن، يك ابتكار عمل در تبيين فرهنگ حسيني بشمار مي رود. ابتكاري كه شايد پيش از اين، از سوي فرد ديگري صورت نگرفته بود.
استاد شهيد در سخنراني خود در خصوص حماسه حسيني تكيه مستقيمي به بحث امر به معروف و نهي از منكر و تبليغ فرهنگ اهل بيت (ع) بواسطه قيام حسيني دارد، اين نيازي بود كه شايد در آن زمان بخاطر فضاي موجود قدري مغفول مانده بود.
يعني به اعتقاد شما شهيد مطهري به خاطر غفلت جامعه آن زمان نسبت به اين دو مورد، به آنها پرداخت؟
اگر به تاريخ سخنراني هاي شهيد مطهري در رابطه با حماسه حسيني توجه كنيم، درمي يابيم كه اين سخنراني ها در سال هاي 50 تا 56 انجام شده و تمام آنها در ايام محرم صورت گرفته است. در اين گفته ها همانند ساير بيانات شهيد مطهري، جاهلان و جامدان جامعه دو طيفي هستند كه شهيد مطهري نسبت به برخورد آنها با حماسه حسيني مقابله مي كند. لازم به ذكر است كه در انديشه استاد، منظور از جاهلان، روشنفكران جاهل نسبت به معارف دين و جامدان، متحجرين مي باشد كه نگاه اين دو طيف به عاشورا را آفت تبيين صحيح حماسه حسيني عنوان مي كند.
استاد مطهري با ارائه مسأله امر به معروف و نهي از منكر در فرهنگ حسيني(ع) و بيان آن به عنوان دستاورد عاشورا، موفق مي شود قيام امام حسين (ع) را با يك نگاه ديني عميق و نه فقط يك مسأله صرفاً اجتماعي، تحليل كند. برخلاف نگاهي كه در اثر شهيد جاويد «صالحي نجف آبادي» قابل رؤيت است.
شهيد مطهري براي تنوير افكار از آفت نگاه جاهلانه و جامدانه به عاشورا، دست به اين اقدام زد و بحث ايشان در حماسه حسيني اين بود كه قيام حسيني نه از زماني كه كوفيان امام را دعوت كردند (که مسأله را فقط به عنوان يک عکسالعمل اجتماعي به وضع موجود ببيند)، بلكه از مدينه و مكه و پيش از اينکه کسي از ايشان دعوتي کند و با شعار امر به معروف و نهي از منکر آغاز شد.
پس هدف شهيد مطهري، بيداري جامعه اي بود كه خطر غفلت زدگي از فرهنگ عاشورايي به دليل تفكر جاهلانه و جامدانه نسبت به حماسه حسيني آن را تهديد مي كرد؟
بله، اين خطري است كه در صورت كوتاهي در ارائه فرهنگ ناب اسلامي، دامن جامعه امروز را نيز مي گيرد. اما به نظر من شهيد مطهري هدف ديگري غير از اين موضوع و تبيين مسأله مهم امر به معروف و نهي از منكر داشت، موضوعي كه در واكاوي انديشه ايشان پس از شهادن كمتر بدان پرداخته شد و آن تبليغ در نهضت حسيني است.
مسأله تبليغ در حماسه حسيني در گفته هاي شهيد مطهري چه جايگاهي دارد؟
ايشان به اين نكته پي برد كه مسأله مهم ديگري علاوه بر امر به معروف و نهي از منكر در حماسه حسيني وجود دارد و آن معرفي سيماي کامل اسلام در قالب حماسه عاشورا و به تعبير ديگر تبليغ معارف اسلامي بواسطه عاشورا بود. ايشان در يکي از سخنراني هاي خود به اين مطلب اشاره مي کند که چرا امام حسين عليه السلام در آن وصيت نامه معروفش پس از اين جمله که «اريد آن آمر بالمعروف و أنهي عن المنکر» اين جمله را اضافه مي کند که «و أسير بسيرة جدي و أبي» و توضيح مي دهند که معرفي اسلام به نحو کامل و زنده کردن سيره راستين پيامبر(ص) يکي ديگر از اهداف نهضت حسيني بوده است.
مي توانيد در مورد مبنا سازي انديشه انقلاب به واسطه بحث تبليغ حماسه حسيني قدري توضيح دهيد؟
استاد مطهري در سخنراني هاي خود علاوه بر پرداختن به مقابله با خرافات و شبهه افكني ها، توجه ويژه اي به مسأله امر به معروف و نهي از منكر و نهايتاً پيام عاشورا داشت. آنگونه كه گفته شده است برخي افراد با امام خميني (ره) در ابتداي نهضت اسلامي ايران پيرامون موضوع امر به معروف و نهي از منكر مشكل داشتند. چرا كه اعتقادشان بر اين بود كه شرط احتمال تأثير و شرط قدرت براي امر به معروف و نهي از منكر شرط وجوب است، نه شرط واجب؛ يعني همانند شرط استطاعت براي حج است نه شرط وضو براي نماز، يعني در صورت نداشتن قدرت، امر به معروف و نهي از منكر واجب نيست. اما امام خميني (ره)، امر به معروف را شرط واجب مي دانست و عقيده داشت اگر براي امر به معروف و نهي از منكر به قدرت نيازمنديم، پس موظفيم که قدرت را بدست بياوريم تا به امر به معروف و نهي از منكر بپردازيم. به زبان ساده تر در اختيار نداشتن قدرت، دليل بي توجهي به اين واجب به حساب نمي آيد. اين بحثي بود كه مطهري در نگاه به عاشورا و قيام امام حسين (ع) براي احياي امر به معروف و نهي از منكر بيان مي كند.
به نظر شما با توجه به پيروزي انديشه انقلابي امام خميني (ره) و شهيد مطهري و با گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اگر شهيد مطهري امروز در ميان ما بود با تأسي از مكتب حسيني در مواجهه با ناتوي فرهنگي دشمن چگونه رفتار مي كرد؟
اينكه شهيد مطهري امروز چگونه رفتار مي كرد، موضوعي است كه فقط خود ايشان مي تواند پاسخگوي آن باشد. ولي از آنجا كه ايشان در خصوص تهاجم فرهنگي اثر ارزنده اي را از خود به يادگار گذاشته اند و آن كتاب «علل گرايش به مادي گرايي» است، فكر مي كنم ايشان مي توانست در حوزه فرهنگي كارهاي اساسي كند. در اين كتاب استاد با بررسي ضربه هايي كه به جامعه مسيحيت در زمينه دينداري وارد شده، مطالبي را مطرح مي كند که مي تواند آسيبي براي دينداري امروز ما باشد. آنگونه كه اگر امروز نام كتاب را از علل گرايش به مادي گرايي به «راهکارهاي نفوذ تهاجم فرهنگي و مبارزه با آن» تغيير دهيم، مي بينيم كه اين شهيد بزرگوار بهترين توصيه ها نسبت به مواجهه صحيح با تهاجم فرهنگي را داشته و به بهترين وجه اين مسأله را بررسي مي كند. از اين رو اعتقاد دارم ايشان مي توانست امروز يك ايده مهم فرهنگي در حوزه فرهنگ دين و اجتماع با تمسك جستن به معارف اسلامي و فرهنگ عاشورايي و مهدوي ارائه دهد.
به نظر شما نقشي كه معارف مهدوي مكتب تشيع مي تواند در كنار انديشه حسيني براي فرهنگ سازي و رشد جامعه داشته باشد، به چه اندازه است؟
اصولاً عاشورا و مهدويت يك خط ارتباطي مستقيمي با يكديگر دارند و ظهور و تحقق مهدويت، نتيجه آرمان مطرح شده در حماسه حسيني به شمار مي رود، آنگونه كه در ادعيه ها و زيارات به خصوص زيارت عاشورا، بحث انتقام از قاتلان امام حسين (ع) از سوي امام زمان (عج) مطرح مي شود. نكته قابل توجه آن است كه انتقام در فرهنگ ما، انتقام از شخص موجود است. حال آنكه قاتلان كربلا به درك واصل شده اند، اين نشانگر تداوم خط فكري ديروز عاشورا و عاشوراهاي امروز و فردا است كه همه با هم يكي است. آنگونه كه مي گوييم «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» پس هر روز عاشورا است، و امام زمان (عج) هر روز نداي «هل من ناصر ينصرني» سر مي دهد و اين فراخوان از عاشوراي ديروز تا امروز استمرار دارد. اگر امام ظهور نمي كند، چون در كمك به امام كه همانا كمك به خود است، بسيج نشده ايم و اين نشانگر آن است كه آمادگي درك انقلاب مهدوي را هنوز نداريم از اين رو بايد با درك عاشوراي حسيني، استعداد درك عاشوراي مهدوي را پيدا كنيم و درك اين معادله روشن و تبعيت از آن است كه باعث رشد انسان مي شود.
پيام امام حسين (ع) در حماسه عاشورا چه ارتباطي با پيام امام زمان (عج) در حماسه مهدوي دارد؟
در حقيقت عاشورا پيام ساماندهي انسان ها براي تحول بود. اما از آنجا كه اين پيام در طول تاريخ بارها و بارها گفته شده، شاهديم كه نه تنها در كربلا بلكه در صفين، نهروان و ساير موارد اين عدم تبعيت از امام، موجب ظلم هاي بزرگ انسان به خود و امام زمانش شده است. همين عدم آمادگي براي تبعيت از امام حق است كه موجب عدم حضور ايشان گشته و در واقع تحقق ظهور منوط به حد نصاب رسيدن افراد جامعه منتظر و اعلام تبعيت از حضرت است، تبعيتي كه در عاشورا علي رغم فراخوان عمومي بي جواب ماند.
با توجه به توصيه شهيد مطهري بر ضرورت درك صحيح حماسه حسيني، شناخت ضرورت هاي فرهنگ جامعه امروز و به كار بردن آن نيازمند چه چيزهايي هست؟
به نظر من نكته حائز اهميتي كه خود راهگشاي يافتن ضرورت ها است و بعضاً از نگاه برخي مغفول مانده، يافتن مباني تفكر ديني است. كسي كه مباني در دستش باشد، ضرورت ها را مي شناسد. ركن اصلي موفقيت شهيد مطهري و امام خميني(ره) نيز در همين نكته بود. از همين رو باور داشتند كه ما مكلف به انجام وظيفه هستيم، نه دستيابي به نتيجه به طور محض.
با توجه به اينكه شهيد مطهري اكنون در ميان ما نيست، آيا فكر مي كنيد امروز جاي خالي ايشان در حوزه تفكر مباني ديني پر شده و چهره اي همانند ايشان وجود دارد تا به اين امور رسيدگي كند؟
تصور من اين است كه ما هنوز چهره مناسبي همانند و هم تراز ايشان نداريم، ليكن فكر مي كنم با وجود بزرگاني چون آيت الله «جوادي آملي» و «مصباح يزدي» اين خلاء از جهاتي پر شده است. در حقيقت من شهيد مطهري را جمع اين دو بزرگوار مي بينم. اما فكر مي كنم جاي خالي ايشان با توجه به علاقه مندي خودشان در يك جا مشهود است و آن حضور فعال در صدا و سيما است، چرا كه طبق گفته ها و نقل ها ايشان اعتقاد داشتند مي توانيم صدا و سيما را دانشگاه (دانشگاهي براي تعليم و رشد انسان ها) كنيم، نه فقط نمايشگاه (يعني صرف انعکاس خواستههاي مردم بدون هيچگونه دغدغهاي براي هدايت آنها).
از نظر شما دستگاه هاي فرهنگي جامعه به خصوصي رسانه ملي با چه نگاهي به عاشورا مي توانند آرمان شهيد مطهري مبني بر دانشگاه شدن رسانه را محقق كنند؟
عاشورا از هر نگاهي موجب رشد است. تك تك ابعاد حماسه عاشورا و فرهنگ حسيني آنگونه كه عرض كردم موجب ساماندهي انسان براي تحولي بزرگ است. پس بايد از همه ابزارها براي بهره گيري از آن استفاده كرد اما مهمترين نكته قابل ملاحظه عاشورا شايد همان فرموده مقام معظم رهبري در خصوص عبرت هاي عاشورا باشد، يعني پاسخ دادن به سؤالاتي مانند اينكه چرا فرزندان پيامبر (ص) را كشتند؟ علت اين ظلم بزرگ چه بود؟ فراريان از عاشورا و جذب شدگان در عاشورا چه كساني هستند و علت چيست؟ اينها به همراه بسياري از سؤالات، موجب عبرت گيري از عاشورا و يافتن راه است و اين رسالت بزرگي بر دوش رسانه هاي جامعه است كه با اعلام آنكه هر روز عاشورا و هر مكان كربلا است، مردم را دعوت به تفكر كنند.
ارزيابي شما از اقدامات فرهنگي رسانه ملي و ساير رسانه ها نسبت به ابلاغ پيام حماسه حسيني به جامعه در سال هاي اخير چگونه است؟
در مجموع تلقي من نسبت به صدا و سيما و ساير رسانه هاي ديگر آن است كه عده اي كارهاي خوب و تأثير گذار در اين زمينه ارائه داده اند و اين تأثير، بعضاً موجب رشد جامعه به طور عام شده است، اما در كنار اين تلاش، عده اي هم كارهاي ضعيف و نامناسب ارائه کردهاند. به تعبير ديگر من معتقد نيستم که واقعا کاري انجام نشده و مطلب را سياه و سفيد نمي بينم، هرچند شايد در برخي زمينهها مي توانستيم موفقتر عمل کنيم.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آويني تقواي ستيز داشت نه تقواي گريز
زمان كشف اهميت آثار آويني هنوز فرا نرسيده است
از دیدار با فردید تا هم نشینی با آوینی
درباره جستارهایی در ادبیات داستانی
مرتضی خیلی تنها بود(گفتگوی خبرگزاری فارس با محمد علی فارسی،مستندساز)
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.



