دالان مخاطب شناسي
محبوبه ولي
عكس از: محمد ساكي
قسمت دوم
در ابتدای راهیم و تقریباً جز رصد، انجمن ها، و مرحله اول افکارسنجی و مرحله ی ابتدایی بانک پرسش ها، در مورد بقیه ی طرح ها در مرحله ی آغازیم. برای مثال افکارسنجی ما را به این نتیجه رسانده که اولویت اول بسیاری از دانشجویان ادبیات است، در حالی که جنس کارهای کانون مباحث فلسفی و جامعه شناختی است. اما متوجه شدیم که امروزه از 12 کتاب برتری که در میان دانشجویان خوانده می شود، 10 عنوان برتر آن ها، کتاب های ادبی است.
.jpg)
پس در واقع یکی از نتایجی که در این شناخت به آن رسیدید، این بوده که مخاطب شما بیش از فلسفه به ادبیات علاقمند است؟
به چیزهای بسيار دیگري هم رسیدیم و به تبع آن یکی از کارهایی که صورت گرفت، این بود که امسال تمام عناوین پژوهشی را از دل همین نتایج استخراج کردیم. نتیجه ی دیگر آن بود که از میان 12 چهره ای که آثار آنها مورد مطالعه قرار گرفته، می توان به "جلال آل احمد"، "صادق هدایت"، "بزرگ علوی"، "پائولوکوئیلو" و "شریعتی" آن هم از لحاظ بعد ادبی اش اشاره کرد و تنها کسی که از حیث مباحث فکری مورد مطالعه قرار می گیرد، استاد شهید دکتر "مطهری" است. نفر دیگر "آنتونی رابینز" نویسنده ی کتاب هایی در حوزه روانشناسی نوین مثل به سوی کامیابی است که نسبت به او و آثارش نیز گرایش های زیادی بین دانشجویان دیده می شود. حتی برخی چیزها را خیلی عجیب و غریب دیدیم؛ مثلاً چهار پرسشنامه ای که در افکارسنجی داشتیم، نشان داد که تقریباً نزدیک به 70 درصد دانشجویان ماهواره نمی بینند. این کاملاً خلاف آن چیزی بود که فکر می کردیم و فهم ما را نسبت به مخاطبان خیلی تغییر داد.
نکته ی دیگر اینکه میزان مطالعه ی غیر درسی دانشجويان بسيار پایین است و بخش زیادی از آنها، مسایل غیر درسی شان را، بیش از همایش ها، پرسش و پاسخ ها و کلاس ها، از دل کتاب ها فهم می کنند و با کتاب خیلی مأنوس ترند.
موضوع دیگری که مورد بررسی قرار دادیم، فروش آثارمان در نمایشگاه بود که علی رغم تبلیغات کم و درگیر بودن با همایش "نصر"، امسال با فروش 10 هزار جلد کتاب، شاهد یکی از پرفروش ترين سال ها بودیم و در دل آن به استقبال زیاد از كتاب "چنین گفت نیچه" پی بردیم که هنوز مي توان به انديشه هاي افرادی مثل "نیچه"، "هایدگر" و امثال آنها پرداخت و دانشجویان نیز نسبت به آنها سؤال دارند. این مخاطب شناسی به ما نشان داد علی رغم اینکه خیلی ها فکر می کنند دکتر شریعتی و مباحث مربوط به او، جزء اولویت های چندم جامعه است، اما جزء اولویت های اول است. طرح "رصد" نيز نشان داد در جامعه فکری ما بحث دکتر "سروش" به شدت مهم است، اما نظرسنجی در محیط دانشجویی حاکی از این بود که دکتر سروش چندان برای جامعه ی دانشگاهی مسأله نیست و یا حداقل به شدتِ مطبوعات، به آن نمی پردازند و خیلی یافته های دیگر. گرایش به عرفان های نوپدید نیز یکی دیگر، از موضوعاتی است که جزء اولویت های کاری ماست.
مخاطب شما از لحاظ روانی چگونه است؟
با قاطعیت می توانم بگویم 70-60 درصد از مخاطبانی که با آنها مواجهیم، نسبت به خیلی از مسایل یقین ندارند. به خیلی از اعتقادات دینی که ما به آنها باور و ایمان داریم، یقین ندارند و در شک و تردید به سر می برند. این موضوع را به راحتی در موضوعات مربوط به خدا، پیامبر(ص)، ائمه اطهار(ع) و ... در پرسشنامه ها می دیدیم. البته نمی توانم بگویم که اعتقاد ندارند، اما در عین حال هم نمی توانم بگویم که اعتقاد و یقین راسخ دارند، بلکه در یک فضای تردید به سر می برند.
شناختی که بعد از فعالیت های مخاطب شناسی به آن دست یافتید، با آن شناخت اولیه که در ابتدای کار نسبت به مخاطبان داشتید، چقدر فرق دارد؟
برداشت هایمان نسبت به برخي امور واقعاً تغییر کرد. مثلاً در جلساتمان به این توافق رسیدیم که "فلسفه خلقت" مسأله ی مهمی است، اما وقتی كه وارد فضای اجرایی شدیم، دیدیم استقبالی که باید می شد، نشد و اتفاقی که باید مي افتاد، نیفتاد. یا اینکه بارها در جلسات مختلف بحث "فقه پویا" را به عنوان بحثی پویا و قابل بررسی مطرح کرديم، در حالي كه تصور برخی دوستان این بود که اهمیتی ندارد. اما بعد از دل کارهای رصد و غیره دیديم که فقه پویا واقعاً از سرفصل های خيلی مهم است. اینکه آیا فقه ما می تواند پاسخگوی مسایل و مباحث روز باشد؟ حیطه ی ورودش چقدر است؟ اینکه اجتهاد چقدر با اقتضائات زمانه پیش می رود؟ مثلاً امروز بسیاری از احکام را داریم که با حقوق بشر همخوانی ندارد و جزء محکمات فقه ما هستند. نشریه "شهروند" که جزء پرمخاطب ترین نشریه هاي فکری کشور است، در چندین شماره این موضوع را مورد بحث قرار داد و ما نیز به این نتیجه رسیدیم که اين موضوع جزء دغدغه های درجه اول است. زیرا به هر حال این اولين بار در طول تاریخ است که انقلاب کردیم و فقیهان ما صاحب حکومت شدند. بحث را ارجاع می دهم به قرن دوم و سوم و مباحثی که اهل سنت با هم داشتند. وقتی اهل سنت به حکومت رسیدند و این حکومت یک حکومت جهانی شد، پیوند مباحث فقهی و کلامی و این مسأله که آیا فقه می تواند پاسخگوی مباحث حکومت باشد، دو - سه قرن متنفکران اهل سنت و امامیه را درگیر خود کرد. امروز نيز وقتی حرف از فقه پویا زده می شود، منظور مباحث و اصول شریعت است که با بحث حقوق زن، پوشش، حجاب، موسیقی، دین و رسانه، دین و توسعه، دین و ارزش های مدرن، حقوق بشر و بسیاری موضوعات دیگر گره می خورد و تمام اینها مستقیم یا غیر مستقیم برای مخاطب ما دغدغه است. مجموعه اين آموزه ها تفكر جمعي ما را در كانون تغيير داد.

آیا به تناسب تغییر در شناخت، آنچه که برای مخاطب تدارک می بینید نیز تغییر کرده است؟
همینطور است. به طور مثال قبلاً پژوهش ها بر این اساس بود که فردی و یا جمعی احساس می کردند که موضوعی برای مخاطب جوان خوب است، اما امروز موضوع پژوهش ها از دل مخاطب شناسی تعیین می شود؛ حدود 500 پژوهش داریم كه امروزه اکثر آن ها در دالان مخاطب شناسی قرار گرفته اند. برای مثال پیش از این کتاب ها اغلب به شکل پایان نامه ای بودند، اما امروزه حتی قالب را هم برای استاد تعیین می کنیم. مثلاً از او می خواهیم که در قالب داستان به موضوعي بپردازد.
با توجه به اينكه فهميديم ادبیات اولویت اول است، در معاونت خودمان یعنی "معاونت مطالعات و بررسي ها" باشگاه ادبی جوان را راه انداخته ایم که پرداختن به ادبیات را در کانون تقویت كنيم. اولین مجموعه داستان ادبی ما راجع به زندگی "شیخ بهایی" اثر آقای "پارسی نژاد" زیر چاپ است. جلسات شعرخوانی در کانون برقرار است و تا یكماه دیگر نيز جلسات داستان خوانی برگزار می شود. نمونه دیگر اینکه قبلاً مسیحیت برای ما اصلاً مهم نبود، اما امروز تیمی برای پرداختن به این مسأله فعالیت می کند. این تغییرات در نگرش سبب شد که عملکرد حلقه ها، سایت، آثار، انجمن ها و بقیه را تحت الشعاع قرار گیرد.
یکی از اشکالاتی که به کارهای پژوهشی گرفته می شود، این است که با وجود صرف هزینه، وقت، علم و انرژی، به مرحله ی کاربرد نمی رسند و خاک می خورند. آیا در مورد پژوهش های کانون نیز چنین است؟
دو جنس پژوهش داریم؛ یکی معطوف به اثر و کتاب و یکی دیگر معطوف به بسته های راهبردی. مسیر کتاب ها که مشخص است. اما در مورد بسته های راهبردی؛ این پژوهش ها هم مورد استفاده کانون و نهادهای هم سو قرار می گیرد و هم تبدیل به بسته هایی می شود که برای تشکل ها و فعالان دانشجویی که کارهایی شبیه کانون انجام می دهند، ارسال می گردد.
تا به حال کانون چند پژوهش و کتاب داشته است؟
تا به حال نزدیک به 200 اثر منتشر شده و قريب به 450 تا 500 پژوهش نیز در دالان های گوناگون قرار دارند تا اینکه به مرحله نشر برسد. در مورد پژوهش ها راهبردی نیز تعداد بسیار بالاست، هر شماره رصد خود یک پژوهش محسوب می شود.
آخرین تحولات معاونت شما چیست؟
قرار است نشر الکترونیک و نشر مکتوب با هم گره خورده و از یک جنس شوند. در این مسیر نشر الکترونیک به معاونت مطالعات و بررسی ها اضافه شده که شامل بخش های متعددی مثل نرم افزارهای سایه روشن زمانه، تراژدی غرب خودبنیاد، سایت باشگاه و سایت کانون است.
چگونه وارد کانون شدید؟
در چند مرحله وارد کانون شدم. اولین بار 19 سالم بود و همزمان با ازدواجم . در ابتدا در حوزه گفتمان ها و نشست های این چنینی مشغول بودم . همکاری هایی را هم با سایت باشگاه اندیشه شروع كردم. دو طرح ویژه با موضوع "سنت گرایی" و "جامعه اخلاقی" را در سایت می گرداندم. در حوزه ی همایش ها نیز در برگزاری همایش های نیچه، هایدگر، شهید مطهری، شهید بهشتی، فلسفه فلسفه و ... همكاري داشتم. پس از آن وارد فضای تهیه لوح فشرده شدم و با همکاری دوستان دیگرم نرم افزارهای "تراژدی غرب خود بنیاد" و "سایه روشن زمانه" را تولید کردیم. پس از آن مدتی از کانون فاصله گرفتم. در این مدت در صدا و سیما، مرکز پژوهش های مجلس و ریاست جمهوری و . . . به صورت موردی و یا تمام وقت مشغول بودم. اما دوباره به کانون برگشتم و الان تقریباً یک سال و دو ماه است که در معاونت مطالعات و بررسی ها هستم.

با توجه به جوان بودن و حضورتان در محافلی مثل کانون، اصلی ترین بحران و دغدغه ی جوان امروز را چه می دانید؟
بحران هویت. به این معنا که در زمانه ای ایستاده ایم که نمی دانیم کجايیم و کیستیم. گاهی جواب هایی داریم، اما متکثر و آشفته. اين اقتضای زمانه ی ماست.
اصلی ترین دغدغه ی خودتان چیست؟
اینکه باید چه بکنم. خیلی وقت ها، خیلی چیزها در زندگی ام تعارض پیدا می کند. اما همیشه اینکه وظیفه و تکلیف من کدام است، برای مثال در کدام حوزه باید مطالعاتم را ساماندهی کنم و بدانم که در موقعیت های گوناگون قرار گرفتن در چه جایگاهی درست است، برایم دغدغه مي شود.
فکر می کنید در شرایطی که جبهه ی مقابل خرج های بسیاری می کند و شرایط هم گاهی نامطلوب می شود، جریان هایی مثل شما می توانند کاری از پیش ببرند؟
متأسفانه جریان فکری دینی ما بسیار ضعیف است. در حدود صد سال اخیر، جریان مقابل ما نظام حاکم غرب بوده است. البته منظورم از غرب، نفسانیت و ساحت تفکر غرب است. برخی غرب زده اند و فکر می کنند که ضد غرب اند. امروز صدا و سیما به شدت با عنوان تفکر دینی، پلورالیزم دینی را تبلیغ می کند. در واقع اتفاقی كه سال ها پیش در غرب افتاد، امروز دغدغه ی صدا و سیمای ما شده است. آنچه در غرب پیش آمد، اتفاقی بود که بعد از جنگ جهانی، امثال نیچه و هایدگر از چیستی آن پرسش کردند، اما ما هنوز واله و شیدای آن هستیم و فکر می کنیم ليبرال دموکراسی بهترین نظام اجتماعی - سیاسی است. آنقدر که در غرب، نقد غرب وجود دارد، در هیچ جای دنیا نیست. اما ما در ایران دغدغه هایی از جنس غربي داریم که خود آنها می گویند آن چیزها قابلیت واله شدن را ندارند. قانون اساسی ما را اصلی ترین فراماسونر ها نوشتند، یعنی کسانی که تعلیم دیده بودند تا ما را غربزده کنند. با وجود اينكه يكي از بزرگترین بودجه های فرهنگی آمریکا صرف مدارس دینی اسلامی می شود، کارنامه فرهنگی انقلاب ما ضعیف ترین کارنامه ی انقلاب است. متفکرینی که ما در انقلاب فرهنگي داشتیم، بیشتر ما را غربزده کردند؛ انقلاب فرهنگی ای که چهره ی اصلی اش، سروش است. اما با تمام این احوال ما باید در این فرایند و در این شرایط کارمان را با تمام قوا گسترش دهیم، فکر کنیم، پرسش کنیم و این پرسش ها را تا جایی که می توانیم ادامه دهیم. زیرا رسیدن به مقام پرسش خیلی مهم است. باید اول به پرسش رسید و بعد به پاسخ. با توجه به اهميت اين مطلب ما باید با تمام قوا ادامه دهیم.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
منطقه ژاندارم نمي خواهد
آنجا كه نام كوچك تو آغاز شد
خورشيد مي ماند
اصالت فكر يا عمل
يك واقعيت بسيار تلخ