خانه سبز
محمد اكبري
عكس از: محمد گل خواه
قسمت اول
درب سبز رنگ باز می شود. وارد ساختمان منزل و موزه دکتر حسابی می شویم. همه چیز سبز است؛ از نرده ها و حصیرهای نصب شده جلوی ایوان تا درختان متنوع و زیبا. از یک سو صدای فواره های حوض به گوش می رسد و از سوی دیگر نغمه پرندگان.
در عرض چند ثانیه با مشاهده و لمس کردن موقعیت موجود، کنجکاوی و تحیرمان به بالاترین حد خود می رسد. با چرخش 360 درجه به دور خود، این احساس به ما دست می دهد که اینجا انگاره کوچکی از بهشتی زمینی است. و زمانی به این نکته ایمان می آوریم که درمی یابیم خالق این زیبایی ها و طراوت، مخلوقی بهشتی بوده که عمری بی منت و بدون هیچ ادعایی بزرگترین خدمات را در قرون اخیر به ایران اسلامی رسانده است.
صبح یکی از روزهای گرم تابستانی در سایه گاه درختان بیت دانشمند فرزانه "سیدمحمود حسابی" روبروی نگاهبان نام استاد "سیدایرج حسابی" نشسته ایم. او قرار است برایمان از خدمات بنیاد حسابی، تلاش های استاد و ناگفته های دیگری از زندگی ایشان بگوید. متن زیر حاصل این گفتگو است.
ابتدا برایمان بگویید مهمترین فعالیت بنیاد دکتر حسابی چه بوده است؟
شاید یکی از مهمترین کارهای بنیاد این باشد که سالی 300 هزار پروژه علمی را دریافت و از آن 30 هزار عنوان را انتخاب می کند. تقریباً 300 پروژه دبیرستانی و 18 – 17 هزار پروژه را هم به صورت دانشگاهی به نمونه سازی می رسانیم. حال من این سؤال را به جرأت از شما می پرسم؛ غیر از این بنیاد، به من جایی را معرفی کنید که چنین حوصله ای داشته باشد و پروژه های جوانان و نوجوانان را به نمونه سازی برساند؟ آن هم به صورت کاملاً رایگان. این راهی بود که جناب دکتر ایجاد کردند و امروز علی رغم تمام مشکلات در حال ادامه یافتن است.
آیا مورد حمایت از سوی نهاد یا وزارتخانه ای قرار گرفته اید؟
به هیچ وجه. این جوانان اینجا کار را ادامه و نمونه سازی را ارائه داده و به جشنواره های علمی ژنو، سئول و لهستان می روند و مدال می آورند و همه با حلقه گل به استقبال آنها می آیند، ولی متأسفانه یکبار دیده نشده کسی از این جوان ها بپرسد چه کسی از پروژه تو حمایت کرد تا به نتیجه برسد. نه تنها حمایت نمی شویم، بلکه حمایت بنیاد از علم هم بعضاً کتمان می شود.
با توجه به رقم 80 هزار بازدیدکننده در سال و تأثیرات روحی این خانه و اشیای آن بر روی جوانان، بگویید این تأثیر و علاقه مندی از چه نشأت گرفته؟ چون شاهدیم که بسیاری از نوجوانان پس از بازدید از این منزل دچار تحول شده اند.
نمی دانم، شاید این به خاطر آن باشد که دکتر حسابی تلاش کرد سال ها در جنگ با جهل دست از جهاد برندارد. آنچه که منطقه جنگی را برای جوان جذاب و تأثیرگذار می کند، خاک و رمل بیابان و تانک سوخته نیست، بلکه اثر جهاد او است که در صحرا به یادگار مانده و بر روی جوان تأثیر می گذارد. جناب دکتر سال های سال در جبهه دیگری مشغول جهاد بودند و آثار این جهاد در نقطه به نقطه زندگی و محل سکونتش نمایان است. ایشان وقتی به ایران بازمی گردد، در گفتگو با وزیر علوم وقت، اظهار می دارد که:دکتر هستم. وزیر علوم به ایشان می گوید: پس می توانید مطب بزنید و طبابت را شروع کنید. مرحوم پدر می گوید: من دکتر فیزیک هستم. وزیر علوم در اینجا قدری فکر می کند و خطاب به ایشان می گوید: فیزیک دیگر چیست؟ دکتر حسابی برای اینکه بتواند وزیر علوم را قانع کند، می گوید: فیزیک شباهت به شیمی دارد. و با گفتن این جمله در دل خود این اندیشه را مرور می کند؛ از وزیری که فیزیک نمی داند، چگونه باید تقاضای ایجاد دانشگاه داشت! کار بسیار سخت است و راه طولانی.
فکر نمی کنید شما مأمورید که میراث معنوی و تأثیرگذار پدر را ابلاغ کنید؟ چگونه می توان گنج تأثیرگذار علمی، فرهنگی دکتر حسابی را به بهترین وجه به جوانان منتقل کرد؟
علی رغم تلاش های انجام شده و تبلیغاتی که بعضاً خودجوش نسبت به ایشان و زندگی شان صورت گرفته و در جامعه فوق العاده تأثیرگذار بوده، چه می توانیم بکنیم؟ وقتی در میان برخی مسؤولین گوش شنوایی برای پیام دکتر نیست و وقتی صدا و سیمای ما سریال 92 قسمتی نرگس را در قسمت های 52 دقیقه ای که در هر قسمت آن نیز پیام غیر اخلاقی به جوان و جامعه می دهد - داماد جاسوس مادرزن و عروس جاسوس پدرشوهر است، همسر هر گاه به حمام می رود، زن جیب های او را وارسی می کند - را به ابلاغ زندگینامه و تلاش علمی حسابی ترجیح می دهد، چه توقعی می توان داشت که دکتر حسانی را بیشتر از این بضاعت بتوان تبیین کرد. دیگر جایی برای تبیین نمی ماند.
آیا هیچ گونه علاقه مندی از سوی صدا و سیما برای ساخت سریال حسابی دیده نشده، آنچنان که دیدیم زندگی مشاهیری چون دکتر غریب و شهریار به تصویر کشیده شده است.
نمی دانم. مسؤول سیمافیلم یکی از دوستان خوب من است و همسر ایشان در شهر ری مجموعه آموزشی دارد. ایشان این نکته را تصریح می کنند؛ از زمانی که شما برای نوجوانان این واحد آموزشی در خصوص دکتر حسابی صحبت کرده اید، میزان رشد قبولی کنکور بالا رفته و این بخاطر دکتر حسابی است. با این همه چرا تلاش برای ساخت یک مجموعه وزین از زندگی سراسر درام دکتر نمی کنند، نمی دانم؟ چندی پیش این دوستم مرا دید و گفت: آقای حسابی بالاخره این سریال تصویب شد. من به خیال اینکه سریال دکتر به تصویب رسیده، با خوشحالی گفتم: کی شروع می شود؟ در جوابم گفت: منتظریم تا المپیک تمام بشود، چون در حال حاضر سر آقای دایی خیلی شلوغ است. من در آن زمان بود که متوجه شدم قرار است سریال علی دایی ساخته شود.
آیا واقعاً دکتر حسابی را نمی بینند؟ این کوتاهی در تبیین شخصیت و مقام علمی و تلاش های علمی او بخاطر چیست؟ این سؤالی است که برای من هم بوجود آمده. اما فکر نمی کنم دکتر و مقام ایشان را نبینند، بلکه علاقه مند به دیدن ایشان نیستند. چون اگر قرار باشد ايشان را نبينند بايد شاگردان ايشان كه به شاگردي ايشان افتخار مي كنند را هم نبينند.
مي توانيد تعدادي از شاگردان استاد را برايمان معرفي كنيد؟
از كدام يك بگويم؟ شهيد دکتر چمران، دكتر غلامعلي حداد عادل، دكتر عفوري فرد و يا از شاگرداني كه در ابتداي انقلاب مشهور بودند همچون آقاي كتيرايي، مهندس مهدي بازرگان و يا اينكه افرادي چون پروفسور جوان از مخترعين ليزر، پروفسور لطفي زاده مخترع سيستم هاي هوش مصنوعي، پروفسور هشترودي رياضي دان و يا پروفسور فاطمي و نوروزيان فيزيك دان؛ اينها اشخاصي بودند كه نامشان اكنون به ذهنم آمد و چه بسيار افراد نامداري كه به شاگردي كردن در محضر استاد افتخار مي كنند و بارها خود آن را اعلام كرده اند.
از تلاش جناب دكتر حسابي براي حفظ و نگهداري از زبان فارسي برايمان بگوييد؟
دكتر توجه ويژه اي به زبان فارسي داشتند و با دانش "واژه گزيني و اتيمولوژي" بهترين معادل ها را در زبان فارسي نسبت به برخي واژه هاي بيگانه ايجاد مي كردند. به عنوان مثال اين نكته قابل ذكر است؛ واژه اي كه به عنوان "فن آوري" مورد استفاده جامعه قرار گرفته، از لغت "فن" عربي و "آور" فارسي تشکیل شده است. همین لغتي كه ما از بيان آن لذت مي بريم و احساس رضايت مي كنيم از اينكه معادل خوبي براي تكنولوژي پیدا شده است. همانند لغت "شناور" به معني كسي كه در حال شنا است، "فناور" هم به معني چيزي است كه در حال فنا است.
حال جناب دكتر در اين خصوص لغت "تخشايي" را برگزيدند كه بسيار علمي تر و مناسب تر و كاملاً معادل فارسي تكنولوژي است. (تك = تخ. لوژي = شايي)
.jpg)
آيا شما مي دانيد براي حل اين مشكل در زبان فارسي چه بايد كرد؟ تمهيدات جناب دكتر در خصوص اصلاح زبان فارسي چه بود؟
وقتي كه يك جامعه شناس مسؤوليت واژه گزيني، برابرسازي و اتيمولوژي را به عهده داشته باشد، در صورتي كه برابرسازي و اتيمولوژي حوزه اي ست كه كارشناس خود را مي طلبد، نه يك جامعه شناس ناآگاه به اين علم، همين مي شود كه مي بينيم؛ به "پيتزا" مي گويند "لقمه ي كش دار" و به "كراوات" هم "دراز گره دار"... نمي دانم آيا اين كار سختي است كه در رسانه ي ملي به مادون قرمز، فروسرخ و به ماوراي بنفش، فرابنفش بگوييم؟
امروز نيروي هوايي و زميني ارتش و سپاه پاسداران به بنياد دكتر حسابي مراجعه مي كنند و رساله هايي برايمان مي آورند كه 500 واژه لغت در آن ها سؤال شده است. ما ظرف يك ماه لغت هاي اشاره شده را از روي پرونده هاي جناب دكتر برابر سازي مي كنيم و تحويل مي دهيم. سؤال اين است؛ به نظر شما آيا نبايد 100 جلد فرهنگ حسابي كه در بسياري از مسايل جامع و مانع عمل مي كند، در دسترس جامعه قرار گيرد؟ خوب اين نياز به حمايت دارد كه متأسفانه اين حمايت وجود ندارد.
حمايت امروز مسؤولين و جامعه از علم و عالم چگونه است؟
من فكر مي كنم علي رغم رهنمودات مقام معظم رهبري نسبت به توجه دادن مسؤولين و جامعه به عالم و مقام علمي او، حمايت و احترام خوبي به علم و عالم ديده نمي شود. شما وقتي به ايتاليا برويد و از يك ايتاليايي بپرسيد: شهر رم كجاست؟ او بلافاصله مي گويد: پايتخت تمدن جهان. و اگر در پاريس از يك فرانسوي همين سؤال را بكنيد، او مي گويد: پايتخت تمدن اروپا. حالا وقتي به رم برويد و در باغ ملي قدم بزنيد، خواهيد ديد 120 سال است كه تنها يك تنديس در آنجا وجود دارد و آن تنديس مربوط به فردوسي توسي است که همران آن زندگينامه و سه قطعه شعر او به چشم مي خورد. حالا اين را با ميدان فردوسي خود مقايسه كنيم، مي بينيم كه حتي لوح مربوط به نام فردوسي هم از پايين مجسمه برداشته شده، چه برسد به اينكه زندگي او هم در كنار نام او آورده شود و قطعه سنگي به هويت است؛ بدور از غرور فرهنگي و ملي.
و يا اين غم انگيز است كه در پاريس بلواري به نام زكرياي رازي وجود داشته باشد به علت گراميداشت نام او، نه به خاطر كشف الكل و ايجاد طب كودك، بلكه به اين دلیل که غربي ها اعتقاد دارند او بنيانگذار فيزيك نوين بوده و اظهار داشته ماده را ذرات تشكيل مي دهند. آيا امروز آنقدر به عالم توجه داشته ايم كه جوان بداند دانشمندش كه بوده و چه كرده؟ آيا تنها نامگذاري هاي بي هويت براي حمايت از دانشمند كافي است؟
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
منطقه ژاندارم نمي خواهد
آنجا كه نام كوچك تو آغاز شد
خورشيد مي ماند
اصالت فكر يا عمل
يك واقعيت بسيار تلخ