سياست داني كه سخن داني مي دانست
سعيد بابايي
عكس از: حسين ساكي
قسمت دوم
جایگاه عقل نزد شهید بهشتی چگونه بود؟ بخصوص آنجایی که پای اعتقادات دینی به میان می آمد، ایشان چه موضعی اتخاذ می کردند؟
عقل به طور سنتی دو نقش در کلام و اندیشه و فلسفه اسلامی دارد؛ عقل مستقل و عقل به عنوان ابزار شناخت منابع دینی که ما آن را به عنوان منابع اجتهاد در نظر می گیریم. اما آنچه که ما می توانیم در نظر داشته باشیم این است که عقل در ادبیات دینی ما و آیات و روایات، به عنوان مبنای محکمی برای تصمیم گیری های فردی و اجتماعي مورد تأكيد است. البته اين مبناي مستحكم مي تواند منافاتي با دين نداشته باشد و آنطور كه آيت الله "جوادي آملي" مطرح كردند، در واقع اگر تمايزي هم هست بين عقل و نقل است، نه عقل و دين. با اين وجود امروزه ما درباره عقلانيت ها صحبت مي كنيم، نه يك عقلانيت. عقلانيت ديني يا توحيدي نوعي از عقلانيت است كه آن را امروزه مي توانيم با توجه به واقعیت پلوراليسم عقلانيت بپذيريم. بنابراين شهيد بهشتي با توجه به آنچه كه در منابع ديني است، به عقل به عنوان حجت باطني در كنار نقل به عنوان حجت ظاهري يا عقل به عنوان پيامبر دروني در كنار وحي به عنوان پيامبر بيروني اعتقاد دارد. اين نگاه خاصي است. اينجا ممکن است بين عقل و نقل تمایز پيش آيد، اما هر دو در يك جهت حركت مي كنند.
عقل ملاك ها و معيارهايي دارد براي اينكه بتوانيم بگوييم اين تفسير عقلاني نسبت به تفاسير عقلاني ديگري برتري دارد. مثلاً به دليل اينكه انسجام دروني بهتري دارد يا مقدمات و نتايج آن در شكل مناسب تري چيده شده است. همچنان كه در نقل هم براي تشخيص درست يا نادرست و سره و ناسره ابزارهايي چون علم درايه، حديث و رجال داريم. در هر دو حوزه ابزارهاي معرفتي مورد استفاده ما قرار مي گيرند.
عقل در انديشه شهيد بهشتي در حوزه وسيعي توانايي دارد. شهيد بهشتي تعبير لطيفي دارد كه نشان دهنده عدم تناظر بين عقل و وحي است. او مي گويد: تصور كنيد شما با چراغ قوه اي به نام عقل در بيابان راه خود را پيدا مي كنيد. حال اگر نورافكني در اختيار شما قرار داده شود، شما آن را قبول نمي كنيد؟ خود عقل به شما مي گويد از نورافكن پرنورتر استفاده كنيد. بنابراين عقل با وحي مخالفتي ندارد چون با يك منبع روشنايي و شناخت وسيع تري آشنا مي شويد. امروزه فلاسفه در دنياي معرفت شناختي پذيرفته اند كه عقل بشر محدوديت هايي دارد، گرچه خيلي هم راهگشاست. از اين رو اگر منبع شناخت و سيع تري در اختيار ما قرار گيرد، عقل در استفاده از آن ابايي نخواهد داشت. و اين يعني نوعي سازگاري بين عقل و وحي.
مرحوم بهشتي در عرصه فلسفه از محضر اساتيد مسلم فلسفه اسلامي مثل "علامه طباطبايي" بهره بردند. در صورت امكان درباره شاكله فلسفي ايشان توضيح فرماييد.
رهيافت ايشان در مواجهه با عرصه هاي مختلف عموماً فلسفي است. به عنوان مثال كتاب "بهداشت و تنظيم خانواده" از كتب جالب و پرمحتوايي است كه دربردارنده مباحثي فقهي پيرامون سقط جنين، تعدد فرزندان، تعقيم و بسياري موارد ديگر است كه شهيد بهشتي از ابزار فلسفي در اين كتاب استفاده كرده اند. علاوه بر اين، در حوزه هايي چون اقتصاد، ربا و بانكداري نيز مباني انسان شناسي نقش اساسي دارد.
مباحثي همچون اصل 43 قانون اساسي - درباره اصول اقتصادي قانون اساسي- تحت تأثير انديشه هاي شهيد بهشتي شكل گرفت. ايشان هر جا مي خواهد نفي استبداد، استثمار و ماشيني شدن زندگي را مورد انتقاد قرار دهد، باز هم به انسان شناسي فلسفي-دینی خود مراجعه مي كند. از اين رو فلسفه به عنوان يك ابزار همواره در كنار مباحث شهيد بهشتي ديده مي شود.
نام شهيد بهشتي همواره با مظلوميت همراه است. همانطور كه امام خميني (ره) هم در پيامي به مناسبت شهادت ايشان فرمودند "آنچه مرا بيشتر از شهادتشان ناراحت مي كند، مظلوميت شهيد بهشتي است". خيلي به اين موضوع پرداخته مي شود ولي حق اين مطلب ادا نشده است...
امام در اطلاعيه اي كه دادند آن تعبير را به كار بردند و ادامه دادند: "بهشتي مظلوم زيست، مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود." من چيزي اضافه مي كنم؛ شهيد بهشتي مظلوم زيست، مظلوم مرد و مظلوم ماند. زيرا بخشي از آن مظلوميت ايشان همچنان برقرار است. شايد هيچ ظلمي بدتر از اين نباشد كه انديشمندي را آنچنان كه بود نشناسند، و نشناسانند. شهيد بهشتي انصافاً آن نبود كه دشمنان داخلي و خارجي با تبليغات مسموم شان بر عليه ايشان به راه انداخته بودند. شهيد بهشتي برخلاف آن چيزي كه عنوان شد، هيچ وقت انحصارطلب نبود. فردي اصولي بود و در دفاع از اصولش جدي، و در عين حال بسيار متواضع و اهل گفتگو. هيچ كس در نظام ما به اندازه ايشان آماده گفتگو نبود. انتقادپذير بود، قدرت طلب نبود. اساساً زندگي را در فضاي ديگري معنا مي كرد. نيازي به قدرت هاي ظاهري نداشت. چون تمام زندگي او وقف اصلاح جامعه در دو حوزه مي شد؛ يكي شكل دادن به يك تفكر و منظومه فكري و ديگري تربيت نيرو بر اساس آن تفكر. براي همين بود كه در اوج قدرت و بعد از پايان كار شوراي انقلاب تصميم مي گيرد در مناصب حكومتي شركت نكند و تمام فعاليتش را به آن دو حوزه معطوف سازد. از اين رو تصميم داشت كه حزب جمهوري اسلامي را سامان دهد و دنباله تحقيقات خود را پيگيري كند تا اينكه امام تكليف مي كند ايشان رياست قوه قضائيه را قبول كند. فردي كه اينگونه نگاه مي كند، اساساً نمي تواند انحصار طلب باشد. البته هر فردي كه داراي صلابت باشد و اصولي داشته باشد، هم جاذبه دارد و هم دافعه.
درباره شهيد بهشتي چند عنوان و صفت بارز مطرح مي شود؛ مجتهد فقيه؟
نوعي اجتهاد پويا در آثار ايشان آشكار است. تا اينجا كه موفق شديم نيمي از اين آثار را منتشر كنيم، مي بينيم كه در عين پايبندي به اصول فقهي و علمي، به دنبال پاسخ گويي منطبق با مسايل روز و مقتضيات زماني و مكاني بودند. نمونه هاي بارز آن را در بهداشت و تنظيم خانواده، بانكداري، ربا و مسأله اصلاحات ارضي مي توانيد ببيند.

فيلسوف مكتب شناس؟
آيت الله "امامي كاشاني" يك بار نقل مي كردند كه در نظام فلسفي هگل به مشكلي برخورد كردم، با يكي از استادان مطرح كردم اما پاسخ قابل توجهي ندادند. با شهيد بهشتي تماس گرفتم و جواب را جويا شدم. گفتند بايد مطالعه كنم و جواب دهم. ايشان پس از مطالعه بحث را به خوبي برايم باز كردند.
طبيعي است؛ شهيد بهشتي بر فلسفه اسلام و غرب در حد بالايي احاطه داشت و به دليل تسلط به زبان انگليسي و آلماني از منابع دست اول استفاده مي كرد. ايشان مكاتب زمان خود چون ماركسيسم، اگزيستانسياليسم، نيهيليسم و ... را به خوبي مي شناخت.
سياست دان و سخن دان؟
شهيد بهشتي در عرصه عمل، مديريت و درايت را با هم يكجا داشت. بحث مدير بودن ايشان تا حدي ذاتي بود و بخشي از آن هم در عرصه تجربه تبلور يافت. ايشان دبيرستان "دين و دانش" را اداره مي كرد كه كار سختي بود، همچنين اداره مركز اسلامي هامبورگ را نيز بر عهده داشت.
از طرف دیگر، نوعي وسواس علمي در ايشان ديده مي شد. هر گاه نظري مطرح مي شد، براي اينكه به نظري صائب دست يابد، در آن بسيار تأمل، تعمق و ژرف نگري مي كرد وهمه جوانب را بررسي مي نمود. از ايشان داوري شتابزده سراغ نداريم. اين موارد اصولي است كه براي يك سياست مدار قابل توجه است.
يكي از ويژگي هاي ديگر يك سياست مدار اين است كه بداند چه حرف هايي را كجا و با چه الفاظي بزند. شهيد بهشتي در انتخاب الفاظ هنگام گفتن و نوشتن بسيار دقيق بود. ايشان هر از چند گاهي در سخنراني هاي عمومي مسايل را با مردم در ميان مي گذاشت. اين نشان دهنده اين است كه ايشان به معناي متعارف اهل سياست بازي نبود، اما به اين معنا هم نیست كه ايشان در فعاليت هاي تشكيلاتي حفظ اسرار نمي كرد.
همه اين ویژگی ها از انسان يك سياست مدار مي سازد.
اهل قلم و نويسنده؟
براي من جالب است ادبياتي كه شهيد بهشتي به كار مي برد، هنوز هم در جامعه مخاطب خود را حفظ كرده است. نسل جوان ما با آثار ايشان خوب ارتباط برقرار مي كند، در صورتي كه با برخي آثار ايشان 30 يا 40 سال فاصله دارد. اين يك هنر است. انتخاب الفاظ با دقت توسط ايشان انجام مي شد. واژه هاي فارسي را زيبا انتخاب مي كرد و در فارسي نويسي افراط و تفريط نداشت. گاهي اوقات نوعي واژه سازي هم مي كرد. ذوق و استعداد در كنار تمرين، لازمه اين صفت است.
به نظر شما اگر امروز بخواهيم از لابلاي كتاب ها و انديشه هاي ايشان چيزي كه به كار امروزمان بيشتر بيايد و مبتلابه مسايل روز باشد را بيرون بكشيم، آن چيست؟
به نظر من اگر شيوه هاي استنباط و استدلال شهيد بهشتي را مورد مطالعه قرار دهيم و بعد با استفاده از اين شيوه ها به سراغ منابع ديني برويم و خوانش و قرائت امروزين از دين داشته باشيم، مي تواند بهترين راهنما برايمان باشد.
ظرف ده سال گذشته آثار زيادي از ايشان به چاپ رسيده و آثار زيادي هم درباره ايشان منتشر شده است. فكر مي كنم فهم صحیح چارچوب ها، اصول و شيوه هاي استدلال و استنباط ايشان مي تواند براي زمانه ما مورد استفاده قرار گيرد.
شما به عنوان يك فرزند از پدرتان كه نمونه بودند، چه الگوهايي برداشت كرديد؟
من نمي توانم بگويم عامل به آن چيزهايي هستم كه ذكر مي كنم. ولي حداقل اين توفيق را داشتم كه در اين ده سال اخير با نگاهي دوباره به آثار و زندگي ايشان درس هاي زيادي فراگيرم. از رفتارهاي شخصي، زمان شناسي، نظم، تواضع، برنامه ريزي، شيوه هاي برقراري ارتباط با آحاد جامعه و مباحثي كه در خلال صحبت هايم به آن ها اشاره كردم تا عرصه هاي اجتماعي مانند نوع نگاه و دغدغه ايشان براي اصلاح جامعه، همگي مي توانند ملاك عمل قرار بگيرند.
ادعا نمي كنم در اين مدرسه شاگرد خوبي بوده ام، ولي به مطالب بسيار آموزنده و قابل تأملي برخورده ام و از بسياری از آنها درس گرفته ام.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
جنگ بین نور و وجود
حکیم اشراقی
ویژه های کانون
هنر ساده نويسي
پرفروش ها