سخن روز

میرزا محمد تقی شیرازی فردی بسیار هوشیار و دارای اخلاقی نیکو بود. دیدار او انسان را به یاد خدا می آورد. رخسار قدسیان را داشت. از کسی چیزی درخواست نمی کرد، حتی وقتی تشنه می شد خود بلند می شد و آب می آشامید.

شیخ آقا بزرگ تهرانی

هوای اعتیاد به سرت نزند! :: اردوی جهادی با حقوق مکفی! :: تو به راستی شیعه ای؟ :: فروش سیگار در بوفه دانشگاه ها

دوشنبه، ۱۳ خرداد ۱۳۸۷
بزرگ مردانی از دید مردی بزرگ

مهدي محمدحسيني

قسمت سوم

آنچه این قسمت از گفتگو را با دیگر قسمت ها متفاوت کرده است، نوع شناخت دكتر طباطبايي از امام خمینی (ره) و نگاه ايشان به اطرافیان و انعکاس دیدگاه ها و برخوردهای ایشان برای الگو برداری در نظام اجتماعی امروز است.
دكتر طباطبايي در بهمن 57 همراه امام به ايران آمد، ابتدا در وزارت كشور معاونت سياسي و اجتماعي آن وزارتخانه و برگزاري رفراندوم نظام جمهوري اسلامي ايران را بر عهده گرفت. بعد از آن نيز به عنوان معاونت سياسي مهندس بازرگان و سخنگوي دولت موقت مشغول خدمت به نظام شد.
بعد از استعفاي مهندس بازرگان تا رياست جمهوري شهيد رجايي، سرپرستي نخست وزيري را با حكم حضرت امام برعهده داشت. او سال هايي را که در اروپا به سر مي برد با شهيد چمران و دايي خود امام موسي صدر پیوسته در ارتباط بوده و به تلاش های سیاسی و انقلابی همگام با آن بزرگان مشغول بود.
وي در عرصه نويسندگي و ترجمه نيز سابقه اي طولاني داشته و كتاب هايي نظير "طلوع ماهواره و افول فرهنگ"، "تكنوپولي"، "زندگي در عيش، مردن در خوشي" و "زوال در كودكي" را به رشته تحرير در آورده است.
زیبایی این مجال وقتی پررنگ تر می شود که دکتر طباطبایی، صحبت از جمع افراد و نگاه های افرادی دارد که گاهی با امام (ره) در تفکرات خویش در تضادي آشكار هستند.

وی درباره مهندس "مهدی بازرگان" می گوید:
«اگر چه در حوزه های فکری، مهندس بازرگان ولایت مطلقه فقیه را نمی پذیرد،اما امام همیشه بر صداقت، امانت و دیانت ایشان تأکید داشتند و دیگران نیز با دیده احترام به او می نگریستند.
یادم هست که در اوایل سال 1356 برای دادن گزارشي از حرکت های اسلامی اروپا به نجف خدمت امام رفتم و بعد از دادن گزارش به ایشان گفتم: "بچه های اروپا از کندی بعضي حركات در ایران گله دارند. مثلاً شاخه نهضت آزادی در اروپا نیز مواضع و افكار نزديكي به شما دارد، اما از مهندس بازرگان انتظار ديگري دارند و ... " امام گفتند: "ایشان را به من واگذار کنید. مبادا اسائه ادبی به ايشان بشود." و این جمله نشان می داد که نگرشي كه امام به آقای مهندس بازرگان داشتند، مثبت بود.
یک بار نیز با آقای "حبیبی" در هامبورگ به دیدن دکتر "بهشتي" رفتیم و پس از پایان دیدار به من گفتند بمانید. سپس اضافه کردند: "من از ارتباط شما با دکتر حبیبی بسیار خوشحالم و به خاطر داشتن دانش فنی و فرهنگ و خلق و خوی اسلامی، استعدادی را در شما می بینم که با اين ترتيب اميد است مهندس بازرگان دیگری در ایران داشته باشیم."
امام خمینی (ره) اهل نان قرض دادن و مبالغه کردن نبودند. ايشان هم در حکم انتصاب و هم بعد از استعفای مهندس بازرگان بر دیانت، صداقت و امانتداری وی شهادت دادند. به نظر من هدف امام و بازرگان یکی بود، اما هر کدام از راه خود وارد شدند و جریانات بعدی و تأثیرات تعلقات و نگرش های حزبی باعث شد تا اختلافات ظاهري، حالت سیاسی بگيرد و حجابی بین دو طرف ایجاد شود. در این بین طرفداران بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق نیز بر مشکلات دامن می زدند و هر حرفی از فرد وابسته به نهضت آزادی را به كل این حزب تعمیم می دادند. اما آنچه مسلم است این بود که امام حمایت خود را هیچ گاه در دوران دولت موقت از بازرگان برنداشتند.
مهندس بازرگان و جمعیت وابسته به ایشان، به خاطر بیانیه های سیاسی مخالف بر ادامه جنگ - پس از فتح خرمشهر - و نیز اصرار بر صلح در سال های 64 و 65، از امام فاصله گرفتند.»

وقتی از چهره های اندیشمند و دین مدار غیر روحانی قبل از انقلاب صحبت به ميان مي آيد، غیر از مهندس بازرگان و یارانش، بدون شک پیش از هر کسی نام دکتر "علی شریعتی" برده می شود و وقتی درباره دیدگاه امام نسبت به دکتر می پرسم، آقای طباطبایی با قاطعیت می گويد:
«امام همواره با احترام خاصی از دکتر شریعتی یاد می کردند. قبل از انقلاب، زماني كه عده اي از روحانيون ايشان را كوبيدند و بي انصافي هايي شد، رژيم هم از فرصت استفاده و شروع به تبليغ كرد. موضوع را به امام گفتم. گفتند: "«مسأله حجاب» را كه آقاي مطهري نوشتند، يكي از همين آقايان به من نوشت كه اين كتاب را در محله ما دخترها خوانده اند و بي حجاب شده اند. برايشان نوشتم اگر يك آخوند پيدا كرديد كه آنقدر نفوذ دارد كه با يك نوشته همه چيز عوض مي شود، او را حمايت كنيد."
يكبار هم كه خبر دادند شريعتي نسبت به مفاتيح موضع گیری كرده، امام گفتند: "کسی که به آن زیبایی در مورد نیایش قلم فرسایی می کند، نمی تواند علیه دعا چیز بنویسد. اما در مورد مفاتیح، خوب مفاتيح هم يك كتاب نيايش است. چه بسا انتقاد ايشان همان چيزهايي باشد كه ما خودمان هم يك وقت هايي به آن انتقاد داريم."
هنگامی که دکتر علی شریعتی در لندن بطور مشکوکی از دنیا رفت، امام در پاسخ به تلگراف تسلیت انجمن های اسلامی، قریب به این مضمون نوشتند كه نامه های زیادی از اروپا و ایران در فقدان دکتر علی شریعتی رسیده که به تک تک آنها نمی توانند پاسخ دهند. همچنین آقای "دعائی" که در تشییع جنازه شريعتي در دمشق و زینبیه شرکت کرد، بدون تردید بي اجازه امام نمی توانست آمده باشد. از طرف دیگر امام موسی صدر علیرغم میل روحانیت آن زمان ایران، مراسم با شکوهی هم در تشییع جنازه و هم در مراسم اربعین دکتر برگزار کردند و می گفتند بی مهری روحانیون به دکتر شريعتي، جوانان را از روحانیت دور می کرد و من با این کار مانع انقطاع نسل جوان از روحانیت شدم.
مدتی قبل از فوت ایشان، هنگامی که دکتر در پاریس به دیدن آقای صدر می روند، به ایشان گفته می شود: "شما باید کمی استراحت کنید تا آرام و قرار روحی پیدا کرده و بعد می توانیم حسینیه ارشادي در تبعید تأسیس کنیم تا کانونی برای جوشیدن اندیشه های اسلامی داشته باشیم"؛ كه متأسفانه عمر دکتر وفا نکرد.»

اگرچه توجه امام و احترامشان نسبت به آیت الله "طالقانی" بر کسی پوشیده نیست، اما حرف های دکتر طباطبایی درباره ایشان نيز شنیدنی بود:
«امام احترام زیادی برای آیت الله طالقانی قائل بودند. وقتی شورای انقلاب در پاریس تشکیل شد، شهید مطهری و شهید بهشتی و مهندس بازرگان و دوسه نفر دیگر به دیدن امام آمدند و قرار شد تا اعضای شورای انقلاب در ایران به دلایل امنیتی اعلام نشوند و برخی اعضای شورای انقلاب، در اروپا به طور رسمی اعلام گردند.
دو روز بعد از این جلسه، مهندس بازرگان طی یک تماس تلفنی به امام خبر دادند که آیت الله طالقانی در جمع عده ای طی سخنانی گفته اند: "نمی شود که مردم را بدون حساب و کتاب راهی خیابان کرد و باید شورایی باشد که هدایت امور را به دست گیرد." این نکته نشان می داد که مرحوم طالقانی خبر از تشکیل شورای انقلاب توسط امام نداشتند. از این رو امام دستور دادند: "به ایشان تشکیل این شورا را خبر دهيد و از طرف من بگویید خودشان نه تنها عضو این شورا هستند، بلکه باید رییس این شورا در ایران نیز باشند."
امام براي فوت آيت الله طالقاني بيانيه اي صادر كردند و ضمن معرفي وي به عنوان ابوذر زمان، فرمودند: "از بدي عمر زياد اين است كه آدمي رفتن دوستان و عزيزان خود را مي بيند" و اين نشان از ارادت امام به اين شخصيت بزرگ بود.

پيش از اين كه ما بخواهيم به سراغ شهيد "مطهري" برويم، دكتر طباطبايي نام ايشان را در كنار دكتر علي شريعتي زنده كرد و گفت:
«امام خميني (ره) مطهري را محصول عمر خود مي دانست و نگرش عاطفي عميقي به او داشتند. شهيد مطهري قدرت استدلال و منطق بالايي داشت و در عمل مجتهدي روزشناس، موضوع شناسي بزرگ و در احکام نیز بسیار قوی بود.»

دکتر طباطبايی در فرازی دیگر از گفتگوی خود با ما گفت:
«هر چند امام، مطهری را محصول عمر خود می دانستند، اما دید مدیریتی و سازماندهی خود را بر روی شهید "بهشتی" متمرکز کرده بودند.
امام، بهشتی را مدیری می دانست که دید فوق العاده محکم و قدرت عقلانی والایی دارد و این توان سازماندهی تشکیلاتی او را تضمین می کرد. یادم می آید در زمان بنی صدر لیستی منتشر می شود که در آن از شهید بهشتی به عنوان مواجب گير دربار ياد شده بود. علیرغم بالا گرفتن دعوا، امام هیچ اظهار نظری نکردند تا مبادا تعبیر به جانبداری شود. اما من که در آن زمان در نخست وزیری بودم و پرونده های دربار در دست ما بود، بعد از بررسی پرونده ها دیدم آن مواجب گیر ی که در لیست دربار قرار داشت، دانشجوی فقیرِ درس خوانی بود که به توصیه دکتر "نصرت الله معینیان" وزير اطلاعات (انتشارات و مطبوعات ــ ارشاد ) برای ادامه تحصیل از مواجب دربار برخوردار شده بود و فقط یک تشابه اسمی با شهید بهشتی داشت. و وقتی این خبر را به امام دادم، گفتند: "من تصور می کردم مطلب نباید درست باشد، چقدر بی انصاف اند که این حرف ها را بدون تحقیق می زنند." بعدها وقتی امام خبر شهادت شهید بهشتی را شنیدند، با یادآوری این تهمت ها بود که گفتند: "در شهادت بهشتی آن چه بیش از همه دردآور است، مظلومیت ایشان است."
امام خمینی (ره) در تمام برخوردهای خود، چه در حضور و بویژه در غیاب، حرمت افراد را نگه می داشتند و به همه احترام می گذاشتند. همه ی انسان ها در چشم او بندگان خدا بودند.»

شخصیت امام و نوع برخورد او با اشخاص تجلی کاملی از چگونگی عواطف انسانی در جامعه ای اسلامی است که باید به عنوان الگوی کاملی به جوانان و نوجوانان عرضه شود. به یاد داشته باشیم که اگر امروز امامی نیست، اما راه او تا قیام حضرت مهدی (عج) ادامه دارد.
وقتی صحبت از "امام موسی صدر" شد و از طباطبايی پرسیدیم "چه طور طلبه جوانی در مدت به این کوتاهی این مدارج را طی می کند؟" ایشان جواب داد:
«صدر، سواد و بینش مطهری، قدرت ارگانیزه و مدیریتی بهشتی و تسلط به قرآن نظیر علامه طباطبايی را یکجا در خود جمع کرده بود.»

وقتي به اتفاق دوستان از خانه دكتر طباطبايي خارج مي شديم در حاليكه سرمست از شنيدن فرازهايي پرجذبه از زندگاني و راه امام بوديم با هم به بحث پرداختيم و همگي بر اين نكته متفق بوديم كه در حال حاضر مجسم ترين شكل راه امام، منش و رفتار فرزند معنوي ايشان و رهبر فرزانه انقلاب - آقاي خامنه اي – مي باشد كه متأسفانه چندان مورد تأكيد قرار نمي گيرد و برخي غفلتاً و برخي نيز عامداً به آن نمي پردازند. 

... قسمت دوم

 


نظرات


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
جامعه ای خالی از ایده های قرآنی
گنج جویان
خوش به مذاق جوان
بزرگ مردانی از دید مردی بزرگ
کُد مخصوص امام