تعداد بازدید : 1744
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
چهارشنبه، ۸ خرداد ۱۳۸۷
ناگفته های امام و انقلاب

مهدي محمدحسيني

قسمت اول

ايام الله هاي دهه فجر مي آيند و مي گذرند، اما حرف هاي ناگفته ي انقلاب و امام راحل (ره) هيچ گاه تمامي ندارد. انقلابي كه با امامي رقم مي خورد كه ساعت به ساعت زندگي اش سرشار از خاطره ها، آموزش ها و تصاويري از صفات جلاليه و جماليه است. هر عارف بزرگي به دنبال تكميل و نزديك كردن خود به صفات الهي است و همين توجه به فطرت دروني و خدايي است كه هر انسان فطرت جويي را با هر عقيده اي به سمت ايشان مي كشاند.
اگرچه افراد زيادي تا امروز درباره امام گفته و نوشته اند، اما اين بار قرعه به نام كسي افتاده است كه حضور پررنگي در سال هاي قبل و بعد از انقلاب دارد و با داشتن ارادت قلبي و نسبت سببي با امام راحل (ره)، همواره در سال هاي سخت در كنار امام مانده و در برخي صحنه هاي حساس تصميم گيري ايشان، حضوري فعال و مثبت داشته است.
دكتر "سيدصادق طباطبايي" فرزند "آيت الله سيدمحمدباقر سلطاني طباطبايي" از اساتيد برجسته تاريخ حوزه و برادر همسر "حاج سیداحمد خمینی"، نامي آشنا براي تمام كساني است كه با انقلاب و فرهنگ آن بيگانه نيستند و بارها وقايع آن را از كلام ايشان شنيده اند.
وقتي براي اين گفتگو اواخر سال گذشته وارد خانه ايشان شدم، با فضايي سرشار از معنويت و مزين به تابلوهاي خطاطي، نقاشي و كتاب هاي زيادي در گوشه گوشه آن مواجه شدم كه خود حكايت از درون زلال دكتر و متفاوت بودن او با ديگران داشت. 
از امام که سخن مي گفت، آنقدر به وجد مي آمد كه متوجه ساعت ها گفتگويمان با ايشان نشدم و در اين بين تنها گوشه اي از سيره عملي امام را در خاطرات متعدد او جست و جو مي كردم. سيره اي كه نياز جامعه امروز ماست و بايد به نسل جوان منتقل شود تا بدانند چرا تمام قدرت هاي جهاني مقهور و مبهوت شخصيت امام شدند و در مقابل ايشان سر تعظيم فرود مي آورند. امامي كه به اعتقاد دكتر طباطبايي اصيل ترين حرف ها از انديشه ايشان سرچشمه مي گيرد و همين باعث مي شود تا هر جايي كه به عنوان امام تصميم مي گيرند يا هر جمله اي را كه مي گويند، تمامي نحله ها و جناح هاي سياسي خود را با فرموده هاي ايشان همخوان نمايند.
آري، اگرچه ما با سؤال هاي زيادي به سراغ دكتر طباطبايي رفتيم، اما كلام ايشان باعث شد تا ما پيش از اين كه به فكر سؤال هاي خود باشيم، به اين بينديشيم كه نبايد راه امام را گم كنيم، بلكه بايد آن را پيدا كرد و به ديگران نشان داد، راهي كه همگام با مردم و براي آن ها رقم خورد و با آن ها نيز به سرانجام خواهد رسيد و اين همان چيزي بود كه آقاي طباطبايي نيز به آن اعتقاد داشت:

«امام براي نظر ديگران ارزش زيادي قائل بودند. زماني كه امام در پاريس بودند، دكتر بهشتي هميشه اخبار و وقايع روز ايران را جمع آوري مي نمود و با توجه به اختلاف ساعت ايران و فرانسه (ساعت 18:30 به وقت پاریس و 21 به وقت تهران) تلفني گزارش مي داد و اين گزارش ها ضبط مي شد و به اطلاع امام می رسید.
مطالب ضبط شده از 20 دقيقه تا دو ساعت و گاه بیشتر نیز بود و امام در جلساتی که بعد از نماز مغرب و عشا در حضورشان تشکیل می شد، درباره آن از حاضرین نظر می خواستند. ايشان همواره در حالي نظر جمع را جويا مي شدند كه نظر خودشان مشخص بود، اما هميشه نظرات ديگران را مي شنيدند و درباره نظرات مخالف، از افراد مي خواستند كه استدلال هايشان را براي جمع بگويند و بعد از شنيدن تمام نظرات و استدلال ها، تصميم گيري مي كردند.
در اكثر اين تصميم گيري ها امام نظر جمع را مي پذيرفتند. در حالی که خودشان نظر دیگری داشتند و لازم است یادآور شوم که در بيشتر موارد نيز اين نظرات اشتباه از آب در مي آمد و تجربه به ما نشان داده بود كه اگر طبق نظر امام عمل مي كرديم، بسيار بهتر و نظر ايشان همان نظر درست و اصيلي بود كه عملي نمي شد.
روش امام در ايران هم به همين ترتيب بود. برخلاف تصور نسل شما كه امام را يك فرد لجوج، عصباني و خودرأي مي پنداريد، اصلاً اينگونه نبود و هميشه نظر ديگران براي ايشان اهميت زيادي داشت. بعد از تشكيل مجلس شورای اسلامی، امام در اغلب موضوعات اظهار نظر نكردند، زيرا معتقد بودند مجلس نماينده مردم است و آنها بايد تصميم بگيرند و اين نشان از باور امام به رأی مردم داشت که دارای اهميت بسیار بالا و ارزشی بود كه ايشان به مردم مي دادند.
امام انقلاب را ثمره تلاش مردم مي دانستند و شخصيت شان هم شخصيتي بود كه راسخ سخن مي گفت و همان گونه هم عمل مي كرد. در همين مورد نمونه اي را برايتان نقل مي كنم كه نشان مي دهد امام تا چه اندازه براي رأي مجلس، حتی در مقابل تصمیم و نظر خودشان، اعتبار قائل بودند؛
بنياد شهيد برای امام بسيار ارزشمند بود و به آن علاقه داشتند. در جلسات خصوصي هم بارها گفته بودند كه من از بنياد شهيد راضي ام و هيچ كس نيز تا امروز از آن گله و شكايتي نداشته است.
يك روز آقاي "كروبي" كه در آن زمان سرپرست بنياد شهيد بود، نزد امام آمد و گفت من يك كاري در بنیاد مي خواهم انجام بدهم که نياز به اجازه شما دارم. امام هم موافقت كردند و بعد از نوشتن درخواست ايشان، آن را امضاء كردند. چند روز بعد آقاي "ميرحسين موسوي" لايحه اي را براي سازماندهي نهادهاي انقلابي و نحوه اداره آن ها روانه مجلس كرد كه در صورت تصویب، با دستور امام برای بنیاد شهید تناقض داشت. آقاي كروبي سراسیمه نزد امام آمد و از ایشان خواست كه موضوع مربوط به بنیاد را از شمول لایحه مجلس خارج كنند. امام از آقاي كروبي نامه را پس گرفته و روي امضاء خود خط كشيدند و گفتند: هر چه مجلس تصويب كند همان بايد اجرا شود.»

دكتر صادق طباطبايي تأكيد بر اين داشت كه امام معتقد بودند بايد پيچيده ترين معضلات و مشكلات با نظر مردم حل شود و هيچ گاه اجازه نمي دادند كسي برخلاف نظر مردم عمل كند.
وی در توضیح این مطلب به خاطره ای از دورانی که در پاریس پیش نویس قانون اساسی به دستور امام و توسط دکتر "حسن حبیبی" تنظیم می شد پرداخت و افزود:


«يادم هست دکتر حبیبی به موردی برخورد کرد و به دنبال توضیح، تبصره و راه حلی می گشت. موضوع این بود که اگر مجلس قانونی را تصويب كرد و بعد از طي مراحل قانوني در اختيار رييس جمهور قرار گرفت تا آن را توشیح کرده و به سازمان هاي تابعه جهت اجرا ابلاغ كند، - مي دانيم كه رييس جمهور منتخب مردم است و به قرآن قسم خورده تا حافظ قانون اساسي و مصلحت كشور باشد. - ممکن است رييس جمهور در برخورد با یک چنین لايحه ای به اين نظر برسد كه اين كار به صلاح كشور نيست و اگر امضاء كند خلاف نظر خودش و تعهدي كه نسبت به جامعه دارد عمل کرده و اگر امضاء نكند مقابله با مجلس است. اين مشكل توسط آقاي حبيبي به استحضار امام رسید. امام پرسیدند: در اینجا (اروپا) چگونه عمل مي كنند؟ من جواب دادم: به طور مثال در آلمان ارگانی با عنوان دادگاه قانون اساسي كه متشكل از قضات بسيار باتجربه است، وجود دارد که تشكيل جلسه مي دهد و پس از بررسی یك حكم قاطع و غير قابل تجديدنظر را صادر مي كند. امام پرسیدند: قضات این دادگاه را چه مقامی منصوب می کند؟ گفته شد اين قضات را صدراعظم تعيين می کند. امام اينجا به اصل تفكيك قواي سه گانه در اروپا خدشه وارد كردند و افزودند: در كشوري كه صدراعظم را اعضاي پارلمان انتخاب مي كند و قوه مجريه توسط قوه مقننه انتخاب مي شود، و دادگاه قانون اساسی اش توسط ريیس قوه مجریه تشکیل می شود، تفكيك قواي سه گانه معنايي ندارد. دکتر حبیبی به موارد مشابه در دیگر کشور ها اشاره کرد، اما امام هیچکدام را نپذیرفتند و ادامه دادند: اين اتفاق ها كم مي افتد، اما به هر حال بايد براي آن جواب و راه حلی داشت. آنگاه نظر خود را برای برون رفت از این مشکل چنین ابراز کردند: در چنین مواردی به آرای مردم از طریق همه پرسی رجوع شود.
آن روزها كلمه رسانه هنوز معناي امروزي و خارجي نداشت. اما پیشنهاد دادند رييس جمهور موضوع را از طريق صدا و سيما و مطبوعات به اطلاع مردم برساند و ضمن ارائه استدلال هاي طرفين و تشریح موضوع، بعد از دو هفته یا بیشتر، يك همه پرسي انجام شود تا بر اساس رأي مردم موضوع حل گردد. نکته جالب در دنباله نظر امام است؛ گفته شد ممکن است گاه اتفاق بیفتد که بین ريیس جمهور و مجلس، بر اساس مصالح حزبی یا مشابه آن اختلافی بروز کند و به چنین حالتی منجر شود. در رد چنین احتمالی و برای جلوگیری از بروز چنین مورد سوئی، امام پیشنهاد دادند در تکمله آن ماده، ارجاعی به رأی مردم آورده شود که اگر نظر مردم مؤید رأی ريیس جمهور بود، مجلس منحل گردد و مردم نمایندگان جدیدی که به شرایط جهانی آشنايی دارند، انتخاب کنند و در صورتی که رأی مردم در تأیید نظر مجلس بود، ريیس جمهور عزل گردد و مردم دوباره برای انتخاب ريیس جمهور جدید که به اوضاع و شرایط جهانی وارد است دعوت شوند؛ انتخاباتی که ريیس جمهور معزول نمی تواند دوباره نامزد سمت ریاست جمهوری گردد. با این شگرد امکان لج و لجبازی بین ريیس جمهور و مجلس به صفر میل می کند؛ چون هیچکدام ریسک عزل و انتخاب نشدن مجدد را بر خود نمی خرند.
ملاحظه می کنید که این نظریه دموكراتيك ترين نظريه در قانون نویسی در تمام جهان است.
توجه به حضور مردم در صحنه هاي انتخابات و احترام به نظرات آنها باعث گردید تا امام سعه ي صدر زيادي در مقابل بعضي از عملكردهاي بد مسؤولان به عنوان منتخبان مردمي داشته باشند و آن را در سيره عملي خود به نمايش بگذارند. براي مثال 14 اسفند سال 1359، ضمن سخنراني "بني صدر" در دانشگاه، با تحریک منافقین و ایجاد حوادثی مصنوعی، به شدت كشور بهم ریخت.
همان شب، ساعت 11، براي ديدار با آقای بني صدر به ساختمان رياست جمهوري ( آن زمان محل زندگي رييس جمهور نيز در اين ساختمان بود) رفتم. عده اي از دوستان ایشان از جمله "عليرضا نوبری" و تنی چند از افراد دیگر نيز آنجا بودند. وقتي وارد شدم، آقای بنی صدر بر خلاف رویه همیشگی اش از جا بلند شد. گفتم: سيد! چي شده؟ چکار کردی؟ چرا کشور را با این بحران مواجه کرده و امام را رنجاندی؟ فكر نمي كني كه امامي هست و مردم چه طور به ايشان نگاه مي كنند؟ گفت: بيا نتایج نظرسنجي امروز را ببين؟ (در آن ايام توسط طرفداران "مسعود رجوی" یک نظر سنجي اي منتشر شده بود كه مردم را مخير به انتخاب امام یا رييس جمهور كرده و در آن 73 درصد به رييس جمهور و 13 درصد به امام رأي داده بودند) گفتم: تو اينها را باور داري؟ گفت: آره، چرا كه نه... گفتم: تصور مي كني كه تو مصدق هستي و امام هم كاشاني و يك جرياني مثل حزب توده، ايران را مي گرداند؟! باور مردم اين نيست!
هنوز دو هفته از اين ماجرا نگذشته بود كه شبی "آیت الله طاهري اصفهاني" از جبهه برگشت و طي ديداري كه با امام داشت، گزارش جبهه را خدمت ايشان داد و گفت: در شوراي عالي دفاع مطرح شد که بين كميته، ارتش، ژاندامري و سپاه اختلاف افتاده و منشاء آن رييس جمهور است. امام گفتند: می دانم. "آیت الله انوري" نیز گفت: آقا! بعد از تحقیقات معلوم شد ماجراي كتك كاري هفته پيش غرب تهران - که چند زن و مرد را به طرز وحشيانه اي كتك زدند – زير سر رييس جمهور است و دیگران نيز 5 تا 6 مورد ديگر برشمردند. امام هر موردي را كه مي شنيدند، مي گفتند: مي دانم. دفعه ششم، هفتم وقتی كه امام گفتند مي دانم، آقاي طاهري گفتند:خوب آقا! عزلش كنيد. امام به آقاي طاهري گفتند: شما عزلش كنيد. آقاي طاهري گفتند: من چه كاره هستم كه عزلش كنم. امام در جواب گفتند: من هم مثل شما چه كاره ام كه عزلش كنم؟ من رييس جمهور تعيين نكردم كه حالا عزلش كنم. من هم يك حق رأي داشتم. به مردم بگوييد كه عزلش كنند. گفتيم: آقا! چه طوري؟ گفتند: مردم نماينده دارند، مجلس دارند، از مجلس بخواهيد اين كار را بكند.
همین نمونه ها نشان می دهد که امام واقعاً مردم را باور داشتند.»

قسمت دوم

قسمت سوم

 

 


نظرات


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
آويني تقواي ستيز داشت نه تقواي گريز
زمان كشف اهميت آثار آويني هنوز فرا نرسيده است
از دیدار با فردید تا هم نشینی با آوینی
درباره جستارهایی در ادبیات داستانی
مرتضی خیلی تنها بود(گفتگوی خبرگزاری فارس با محمد علی فارسی،مستندساز)
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 1636
بازدید دیروز: 2229
بازدید از ابتدا: 1292450
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۹ شهریور ۸۹