معلمی نامیرا و زنده
محبوبه ولی
دنیا محل گذر است. بسیاری آمده اند و رفته اند. بعضی ها یادی گذاشته اند و برخی هم گویی خیلی خسیس باشند، همه چیز حتی خاطراتشان را هم از میان مردم برده اند و البته گاهی مردمان، خاطره ها را دور ریخته اند. به هر حال از بین آنها که ماندگار شده اند؛ برخی دلاوری ها و سلحشوری هایشان را و بعضی جنایات و قساوتشان را گذاشته اند و رفته اند، بعضی محبتشان را و بعضی فکر و اندیشه و شیره جانشان را. بعد مردمان می مانند و کتاب و آثار و حرف ها و هر چه از مردی صاحب اندیشه و فکور مانده است. این روزها که سالگرد شهادت استادی نامیرا و زنده چون "مرتضی مطهری" است، ما هم گذری از کوی دوست کرده ایم و گفتگویی با دکتر "حسین سوزنچی" مؤلف کتب دینی مدارس؛ تا در سامان و نظم و نسق این همهمه آراء و عقاید پیرامون وی سهمی ادا کنیم.

آقای سوزنچی از بین تمام متفکران و فلاسفه و اندیشمندان معاصر که در جریانات انقلاب اسلامی نیز افراد تأثیرگذاری بودند، شاید بتوان گفت شهید مطهری بیش از خیلی های دیگر همچنان ماندگار است و آثارش همچنان طرفدار دارد، رمز این ماندگاری چیست؟
نکته اصلی عمق آثار و تفکرات استاد و همچنین نزدیکی آن به زبان مخاطب است. کمتر آثاری را داریم که با وجود این سطح از محتوا به زبان مخاطب نیز باشند. مثلاً آثار آقای جوادی آملی عمیق هستند، اما به زبان مخاطب نیستند. به بیان دیگر آثار شهید مطهری دارای مبانی فلسفی - حکمی است که استاد آنها را هضم و وارد تفکر روز کرده است. اگر تفکري عميق باشد، ماندگار است. چرا فلسفه ملاصدرا زنده است؟ ملاصدرا نیز بسیار عمیق می اندیشیده است. به همان علت که ملاصدرا در حوزه فلسفه زنده است، انديشه هاي شهید مطهری نیز زنده است.
اگر بخواهیم نمونه هایی مثل استاد مطهری را مثال بزنیم، از چه کسانی می توان یاد کرد؟
علامه طباطبایی، هم طیف اندیشه ای و فکری استاد بودند، همسویی تفكر و روش شهید مطهری و امام خمینی (ره) هم که بدیهی است. اما در خصوص شهید بهشتی نیز باید گفت که كمتر از شهید مطهری به فلسفه پرداخت، اما اگر وارد فلسفه می شد، بعید نبود که اندیشه های او نیز امروزه حضور جدي خود را نشان ميداد.
موقعیت شهید مطهری و آثار و اندیشه هایش را به ویژه در بین جوان ها چطور می بینید؟ برخی طرفدار آثار ایشان هستند و برخی هم مخالف. این توافق ها و تقابل ها بر چه اساسی شکل گرفته است؟
در عين حال که مهمترين عامل بقاي انديشههاي ايشان عمق و استواري آن انديشههاست، اما بايد اذعان داشت که در فضاي کنوني یک مقداری جو له ایشان و علیه ایشان به خاطر این است که برخي شهید مطهری را دیدگاه رسمی حکومت می دانند با او موافقند و خیلی ها هم به همین دلیل با او مخالفند. يعني برخي از این مخالفت ها و موافقت ها به خاطر این است که در مورد شهید مطهری، فضاسازی بیشتر از معرفی اندیشه وی صورت گرفته است.
یعنی شهید مطهری را سیاسی کرده اند؟
سیاسی به معنی منفی کلمه. حمایت امام خمینی (ره) از شهید مطهری باعث شده کسانی از ایشان دفاع کنند که اگر مطهری زنده بود، با آنها، افکار و عملکردشان مخالفت می کرد. گاهی هم کسانی که با شهید مطهری مخالفت می کنند، اصلاً آثارش را نخوانده و بر اساس همین فضاسازی ها تصمیم می گیرند و قضاوت می کنند.
منظورتان از افرادی که مدافع شهید مطهری هستند، اما اگر استاد زنده بود با آنها مخالفت می کرد، چه کسانی است؟
تقریباً این روزها مد شده که همه بگویند طرفدار شهید مطهری هستند، اما منظورم از کسانی که طرفداریشان به شخصیت شهید مطهری ضربه می زند و هیچ سنخیتی با ایشان نیز ندارند، "خشکه مقدس ها" به ویژه در مسؤولین حکومتی است.
فکر می کنید کدام ویژگی استاد بیش از همه مغفول مانده است؟
تعقل استاد. یکی از مبانی مهم بحث های شهید مطهری میدان دادن به تفکر و تعقل و بحث آزاد و معتدل بود. بحث هایی که هر مسؤولی نمی تواند تحمل کند. اولویت شهید مطهری همیشه، ارائه ی معقول نظام و تفکرات اسلامی بود. یکی از مهمترین نقاط مثبت استاد در این زمینه دیدگاهش به مسأله حق و باطل است. او معتقد بود باطل محض وجود ندارد و هر باطلی از نیروی حق استفاده می کند. مطهری از درون هر باطلی وجهه ی حقش را پیدا می کرد. مثلاً در مقاله ی "رهبری نسل جوان" در کتاب "ده گفتار" آنچه امروزه به عنوان بدی های جوانان معرفي ميشود، به عنوان نقاط قوت آنها تلقی می کند. شک و شبهه و زیر بار مسایل تعبدي نرفتن جوان ها را ناشی از روحیه ی تعقل و عقل گرایی و حقیقت جویی جوان ها می بیند. بر اساس همین تفکر شهید مطهری، بر خلاف نظر خیلی ها که می گویند جوان های امروز بی دین ترند، فکر می کنم قدرت معنوی و ظرفیت دینی آنها خیلی بالاتر از جوان های دوران جنگ است، چون نظام فکری معقولی از دین را طلب می کنند.
.jpg)
بعضی از گفته های شهید مطهری در تقابل با عرف قرار می گیرد. آیا این مباحث قابلیت مطرح شدن و اجرا را دارند؟
در مورد اینطور مباحث باید ببینیم معیار ما عرف است یا حقیقت. مثلاً یکی از مسایلي که استاد مطرح کرده و عرف نمی پذیرد، بحث ازدواج موقت است. استدلال استاد در این زمینه استدلالی تام و کامل، و در عین حال ساده است. شهید مطهری می گوید که اگر فاصله ی بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی زیاد شد، که الان در کشور ما تقریباً 10 سال است، سه راهکار داریم؛ اول هرج و مرج یا کمونیسم جنسی، دوم رهبانیت که مورد قبول اسلام نیست و سوم ازدواج موقت. بهترین گزینه ازدواج موقت است که باید روی مشکلاتش فکر کرد، نه اینکه آن را کاملاً نفی کرد. اگر به نقش پیامبران در تاریخ و مثلاً بت شکنی حضرت ابراهیم نگاه کنیم، می بینیم که عرف در جاهایی اشتباه می کند و باید شکسته شود.
چرا با وجود اینکه بسیاری از سازمان ها و مؤسسات فرهنگی بر روی آثار شهید مطهری کار می کنند، اما اندیشه ی وی آنطور که باید و شاید مطرح نمی شود؟
کار مطالعاتی، کاری جدی است، اما بسیاری از کارهایی که انجام می شود جز آمار پر کردن حاصلی ندارد. مثلاً سؤالی از یکی از کتاب های استاد طرح می کنند و شرکت کنندگان مسابقه هم جوابش را پیدا می کنند و تست می زنند؛ این کار مطالعاتی مؤثر نیست. این طرح ها بیشتر جنبه تبلیغاتی دارند. مشکل دیگر اینکه، افراد حال و حوصله ی مطالعه ندارند و در مجموع روحیه علمی در کشور ما کم است. امید من به کارهای مطالعاتی کوچک، بیشتر از کارهای گسترده ولي با عمق کم است.
علت نبود این روحیه مطالعه و جستجو چیست؟
بیشتر به تربیت برمی گردد. نظام تربیتی ما به گونه ای است که این روحیه را می کُشد و نظام آموزش و پرورش ما طوری است که بچه ها قبل از مدرسه رفتن مرتب می پرسند "چرا"، اما همین که به مدرسه می روند به تدریج سؤالاتشان کمتر می شود و وقتی درسشان تمام می شود، دیگر سؤالی نمی پرسند؛ به خاطر "نظام نمره" محور که همه را با یک خط کش می سنجد و اصرار بر تحمیل حرف هایش دارد. حتی در علوم تجربی نیز وقتی می گویند آب در 100 درجه جوش می آید، بی هیچ تجربه عملی و پرسشی باید آن را پذیرفت.
چه چیزی نظام تربیتی را به اینجا کشانده که نظام تربیتی گذشته، کسی مثل مطهری را ساخته است و امروز ...
نظام گذشته یعنی همان نظام مکتب، تحمیلی نبود. گرچه چند سال اول را سخت می گرفتند، اما پس از آن، بازاری به بازار می رفت، صنعتگر به صنعت می رفت و مکتبی در مکتب می ماند. ولی در نظام تربیتی امروز چنين القا ميشود که هر کس دانشگاه نمی رود، آدم نیست و دانشگاه رفتن هم فقط یعنی مدرک. البته ناگفته نماند که نظام آموزشي، دست یک نفر نیست، بلکه یک مجموعه است که باید پذیرفت اجزاي مختلفش اشکال دارد.
چرا با وجود حرف های تازه ای که شهید مطهری دارد و عطش هایی که برای شنیدن حرف های تازه است؛ بسیاری از اینگونه مباحث گریزانند؟
علت عدم استقبال بعضی ها این است که حرف های "بی خود" شنیده اند. متأسفانه مدعیان بی سواد در کشور ما زیادند. و خیلی وقت ها تا کسی بخواهد حرفی بزند، می گویند: "ما که می دانیم چه می خواهد بگوید". البته بخشی از این مشکل به مبلغین بر می گردد. از طرفی نیز برخی از آثار استاد باید کمی بازنویسی شود. برخی از این آثار، ادبیات دینی خاص و اصطلاحات تخصصی دارند که بهتر است به روز شوند. برای مثال كانون انديشه جوان اين كار را در قالب مجموعه "چهل چراغ حکمت" آغاز كرده است كه نمونه ی خوبی است.

مهمترین ویژگی شهید مطهری چیست؟
شاید بتوان گفت بحث تعقل شهید مطهری، مهمترین رکن شخصیت وی است. دینداری اي که جامعه ما به آن قائل است، دینداری اي تعبدی است نه تعقلی. اما شهید مطهری از فضای عقل به دین وارد شده است.
اغلب مردم، اسلام را ملاک و معیار همه چیز قرار می دهند، اما شهید مطهری اول تابع حقیقت بود، بعد تابع اسلام. اول حقیقت را پذیرفت و بعد چون اسلام را منطبق با حقیقت یافت آن را پذیرفت. اسلام برای خیلی از مردم یک دین آبا و اجدادی است و همين دين آبا و اجدادي ملاک همه چیز است. در حالی که تبعیت از دین آبا و اجدادی، حرف کفار است و در قرآن بارها به خاطر همين مسأله مذمت شدهاند. ما در قرآن کريم مرتباً با عبارتی مثل "افلا تعقلون" مواجه می شویم. مطهری قائل به حقیقت بود و اینکه از شبهه و سؤال نترسد، همانطور که خودش می گوید: من نه تنها از پیدایش امثال توده ای ها و کسرويها ناراحت نميشوم بلکه خوشحال هم می شوم. زیرا آنها شبهه و سؤال وارد می کنند و پاسخ علمای اسلام به شبهات آنها اسلام را روشن تر و صيقليتر معرفي می کند.
چه چیزی در زندگی استاد مطهری، او را به این نگرش نسبت به اسلام رساند؟
فطرت حقیقت جویی كه به معنی واقعی کلمه در همه ی انسان ها وجود دارد. البته مطهری یک دوره شکاكیت را طی کرده؛ دوره ای که خودش (در مقدمه کتاب عدل الهي) می گوید در همه چیز حتی در خدا نیز شک می کردم ولي توانستم از این شک رد شوم و به حقانيت اسلام برسم، او می گوید شک منزلگاه بدی است، اما معبر خوبی است.
شهید مطهری با اهمیتی که به جوان ها می دهد، می گوید اگر هدایت و رهبری جوان ها به درستی انجام نشود آینده در خطر است. فکر می کنید هدایتی که شهید مطهری به آن اشاره کرده اند در مورد جوان ها اتفاق افتاده است؟
از جهاتي بله و از جهاتي خير. البته نظام حکومتی در جاهایی خوب عمل کرده است. با اینکه عده ای خلاف این نظر را دارند، اما فکر می کنم جو عمومی نظام، زمینه ی آزادی بیان را دارد. مثلاً مردم به راحتی به روحانی يا به يک مسؤول حکومتي که مثلاً اهل تجملگرايي است بد و بیراه می گویند و این اتفاق مثبتی است، چون نشان می دهد مردم از روحانی و مسؤول حکومتي انتظار بالایی دارند، و اين دلالت بر عدالت جویی مردم دارد. حتی گاهی با اینکه خیلی از مسؤولین سعی می کنند این آزادی را محدود کنند، اما ماهیت نظام قابلیت آزادی بیان را دارد و از این جهت در هدایت جوان ها موفق بوده، چون با پرورش روحیه ی تعقل، دینداری تعقلی خواسته ی جوان ها شده و اگر این خواسته در جامعه بالا رود، در دراز مدت مسؤولین مجبور می شوند که به آن پاسخ دهند و به دینداری تعقلی روی آورند.
و اگر این اتفاق نیفتد؟
برایم قابل فرض نیست که چنین چیزی محقق نشود. يعني فشار مطالبه تعقلگرايي در درازمدت بسياري از مسایل را حل ميکند و مخالفت ها بتدريج حذف خواهد شد؛ و البته اين امري است که نيازمند زمان است.
شما از مؤلفین کتب دینی مدارس هستید، به نظرتان کتب، کلاس های معارف و اخلاق در مدارس و دانشگاه ها چقدر منعکس کننده ی تفکر و اندیشه و ایده های شهید مطهری هستند؟
اول بايد تذکر دهم که در فرايند آموزش کتاب ها حداکثر 15 درصد در شکلگيري شخصيت مخاطب نقش دارند و ما در دفتر تألیف مبنایمان همین انعکاس اندیشه هایی چون اندیشه ی استاد مطهری است. مسأله ی دیگر فضای کلاس و استاد است که 80 درصد آموزش به آن برمی گردد، اما متأسفانه تعداد استادان خوبمان در این حوزه زیاد نیست. استاد معارفی را در دانشکده پزشکی می شناختم که کلاسش 5، 6 ساعت ادامه پیدا می کرد. اما تعداد چنین استادانی خیلی کم است، به ویژه اینکه بچه ها از معلم دینی فقط انتظار اطلاعات ندارند. انتظار اخلاق دارند؛ اخلاقی فوق معمول. از سوی دیگر روش آموزش فعال نیز باید وارد عرصه شود، نه اینکه دانش آموز یا دانشجو فقط گوش دهد و متکی به کتاب باشد. خود من سال پيش تست معارف كنكور را 80 درصد زدم! و اين يعني ارزشيابي آموزشي به گونه اي است كه حتي مؤلف كتاب هم نمي تواند از آن نمره كامل بگيرد.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آويني تقواي ستيز داشت نه تقواي گريز
زمان كشف اهميت آثار آويني هنوز فرا نرسيده است
از دیدار با فردید تا هم نشینی با آوینی
درباره جستارهایی در ادبیات داستانی
مرتضی خیلی تنها بود(گفتگوی خبرگزاری فارس با محمد علی فارسی،مستندساز)





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


