سخن روز

«المومن  من له قصد فی غنی، و تجمل فی فاقه»

مومن کسی است که در بی نیازی میانه روی می کند و هنگام تنگدستی ظاهری آراسته دارد.

A believer is the one who: Dos not abandon moderation when he is rich

 and at the time of povetry shows his  outward pretty

فراخوان آثار پژوهشي |  توسل جستن  |  نقد و بررسی کتاب "رجزمویه "  |  علم فقه و علوم ديگر  |  مرتضي فخاري: رسالت كانون انديشه جوان، ترويج گفتمان انقلاب اسلامي است |  درآمدي بر كتاب شناسي انقلاب اسلامي  |  انتشار عقل و وحی به زبان مالایی |  انتشار ارتداد و آزادی به زبان مالایی |  همايش علمي اصلاح الگوي مصرف  |  برگزاری ششمین نشست از سلسله نشست های درباره علم |  کانون اندیشه جوان  |  

تعداد بازدید : 437
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
شنبه، ۲۴ فروردین ۱۳۸۷
الف مثل انديشه

قسمت دوم

سیده سارا ميرقاسمي

بعضی ها مدعی اند که جوانان این نسل اهل اندیشیدن نیستند، به دنبال ظواهرند و برای انجام عمل خاصی بایست از طریق اعمال زور متوسل شد. شما به عنوان یک جوان که با جوانان نيز کار می کنید، نظرتان چيست؟
من معطوف به تجربه سؤال شما را پاسخ می دهم. شما اگر نگاهي جزئی به دانشگاه های فنی داشته باشید، جوانان متعددی را می بینید که هر چند در رشته های فنی تحصیل می کنند، اما دغدغه های اجتماعی و حتی فلسفی زیادی دارند. جو قالب اینگونه نیست که جوانان فقط به دنبال مدرک گرایی و داشتن شغل و درآمدزایی باشند، گرچه ممکن است عده ای اینگونه باشند يا حتی گرایش به سیاست بازی داشته و سياست زده شوند، اما وقتی کار اندیشه ای صورت می پذیرد، استقبال درخور توجهی صورت می گیرد. این شاید بدان معنا باشد که ما جوانان یاد نگرفته ایم که کار اندیشه ای انجام دهیم و کسی به ما نگفته است که چنین راهی وجود دارد و شما به بیراهه می روید. اگر چنین فضایی مثل کانون وجود داشته باشد و راه را برای ایجاد کارهای اندیشه ای فراهم سازد و دانشجويان خود را در چنین فضایی ببینند، بسیار مؤثر است.

متأسفانه برای کار اندیشه ای در جامعه ما فرهنگ سازی صورت نپذیرفته است. یعنی در مقاطع مختلف تحصیلی خوراک فکری لازم به افراد داده نمی شود و از آنها انتظار می رود که مطابق با ضوابط از پیش تعریف شده ای عمل کنند...
به نظرم فرهنگ سازی، اتفاقی نیست که الان تصمیم بگیریم و طی سه روز عمل کنیم و روز چهارم آن را بسازیم. در واقع اتفاقی است که به صورت آزمون و خطا و بحث و تبادل نظر اتفاق می افتد و در طول زمان این پروسه کامل می شود. اما آنچه ما را از این مسأله دور کرده این است که بعد از هر انقلابی فضایی که در آن جامعه حاکم می شود، فضا و تفکرات انقلابی است - البته به معنای تفکرات رادیکالی که در آن خط بندی ها و صف بندی ها خیلی پررنگ است - یعنی من و شما به راحتی در صف بندی هاي سیاسی قرار می گیریم و یکدیگر را دشمن خطاب مي کنیم که این امر مجال کار فکری و فرهنگی را بسیار محدود می کند. در انقلاب اسلامی با توجه به تدبیر حضرت امام و اسلامی بودن انقلاب، این فضای رادیکال و صف بندی ها کمتر بود. اما باز این نظرات وجود داشت و در هر مرحله ای، گروه و حزب خاصی روی کار آمده و کارهای مختلفی را انجام داده اند.
در زمان فعلی بعد از تجربه کردن سه، چهار دوره کارهای اجرایی، شما می بینید همان افرادی که در اوایل انقلاب نظرات خاصی داشته اند، در این زمان چه اندازه معطوف به عقلانیت عمل می کنند و به چه میزان از آن فضای انقلابی و رادیکال فاصله گرفته و منطقی تر عمل کرده اند. البته این به معنای فاصله گرفتن از ارزش ها نیست، بلکه شما وقتی از فضاي عمل اجتماعی فاصله می گیرید، بیشتر به گرایش های فکری روی می آورید. طبیعتاً این اقتضای انقلاب بوده که گذرانده شده و الان زمان آن فرا رسیده  است که انقلاب ما فارغ از آن فضاهای رادیکال به تولید فکر و فرهنگ خاص خود بپردازد. اين توليدات تا به حال در جهت رسیدن به ثبات سیاسی بوده است که بحمدالله محقق شده  است، اما اکنون می رود به سمت تولیدات فکری - اندیشه ای و تبدیل آن به علم و نظر که البته پروسه ی زمانبری است.

سير مطالعاتي تان در مقاطع مختلف سني به چه صورت بوده است؟
در دوران دبستان اتفاقی برای من افتاد که خودم خیلی به آن اشراف نداشتم. نزدیک منزل ما، حسینیه ای به نام "یوم الغدیر" در منطقه 17 تهران بود که پدر حجت الاسلام پناهیان ، امام جماعت آنجا بودند. کتابخانه ای داشت که زیاد به آن توجهی نمی شد. یک روز از ایشان پرسیدم چطور می توانم از اين كتاب ها استفاده کنم؟ ایشان که پیرمردی بسیار خوش مشرب بودند، گفتند هر کتابی خواستی بخوانی، بیاور به من نشان بده، یک هفته وقت داری این کتاب را مطالعه کنی. جریمه نقدی ای هم برای من در نظر گرفتند که در صورت تأخیر بایستی پرداخت می کردم. آنجا کتاب های متعددی خواندم، از جمله "داستان راستان" شهید مطهری و داستان های پراکنده شهید دستغیب و کتب دیگری که مربوط به سنم بود. در دوران راهنمایی به طور پراکنده برخی از کتب شهید مطهری و کتاب های دیگری همچون "منتهی الامال" (زندگینامه 14 معصوم) را مطالعه می کردم. در دبیرستان هم کتب دیگر شهید مطهری از جمله: "علل گرایش به مادیگری"، "قیام و انقلاب حضرت مهدی (عج)"، "جامعه و تاریخ" و مخصوصاً کتب انسان شناسی ایشان مانند: "تکامل اجتماعی انسان"، "انسان و سرنوشت"، "انسان کامل" و ....
در اواخر دبیرستان بخشی از کتب سنگین تر مثل "فلسفه تاریخ" و "اصول فلسفه و روش رئالیسم" را مطالعه کردم که خیلی مؤثر بود. مشاورمان به خواندن رمان بسيار سفارش مي كردند که من "بینوایان" ویکتور هوگو و "جنگ و صلح" تولستوي را خواندم. پیش دانشگاهی كه بودم، در رابطه با زندگينامه شهدا زياد مي خواندم كه بسيار تأثيرگذار بود.

تأثيرگذارترين كتاب ها؟
بیشتر کتب استاد مطهری مثل "انسان و سرنوشت"، "انسان کامل" و دیگر کتب انسان شناسی و اجتماعی ایشان.

مي خواهم نظرتان را در خصوص دو شخصيت، در واقع دو نويسنده جويا شوم؛ دکتر سروش و دكتر شريعتي؟
از دکتر سروش کتاب هایی خوانده ام. کتاب هایی که در سال 57 و اوايل انقلاب نوشته اند. مثل کتاب "آشنایی با مکاتب و اصطلاحات" كه كاملاً با نگاهي انقلابي نوشته شده است و با آثار كنوني شان تفاوت هاي فاحشي دارد.
دکتر شریعتی هم به نظر شخصی من نگاهشان بیشتر یک نگاه معطوف به اجتماع بوده، نه يك نگاه دین شناسانه. یک آدم مسلمانی که در مواجهه با مسايل اجتماعی مواضع خاصی را اتخاذ کرده است. اینکه انتظار داشته باشیم ایشان دین شناس یا به عبارت بهتر اسلام شناس باشد و کاملاً مستند بر آیات، احادیث و منابع دین صحبت كند، چنین نبوده است.

یعنی یک نگاه جامعه شناسانه؟
تقریباً. تفکیکی وجود دارد که در همایش "روشنفکری ديني" دکتر فیاض مفصل راجع به آن توضیح دادند. دین دو بخش دارد؛ یک بخش اجتماعی که در هنجارها و ارزشها و عمل مردم دیندار نمود پیدا می کند که از آن تعبیر به مذهب می شود. اما بخش ديگر دین آن است که در احادیث، قرآن و ... ثابت است و اگر کسی با عطف نظر به آنها صحبت کند، می توان گفت که اسلام شناس است. دکتر شریعتی بیشتر به مذهب مردم توجه و آن را نقد و بررسی کرده اند.

ايده آل هايتان چيست؟
چه ایده آلی؟ ایده آل اجتماعی، عرفانی یا ...؟ کدام مد نظرتان است؟ مثلاً آقای "قاضی طباطبائی" در عرفان، آقای "علامه طباطبائی" در فلسفه، "شهید مطهری" در آزاد اندیشی و به عنوان کسی که نسبت به مسايل اجتماعی - سیاسی زمان خودش عکس العمل نشان می دهد.

منظورم الگو نیست. منظورم این است که برای خودتان چه دورنمایی دارید که می خواهید به آن برسید؟
معمولاً در هر موقعیت زمانی و مکانی که در آن قرار دارم، سعی من این است بهترین نوع عمل را با توجه به اطلاعاتی که دارم، انجام دهم، و با گزینه های مختلف بسنجم و ببینم چقدر توانسته ام به هدفم برسم. سعی من این است که در هر موقعیتی به بهترین نحو به وظیفه ام عمل کنم. این جامع ترین ایده آلی است که برای خودم در نظر می گیرم.

هدف خاصی مد نظرتان هست که مشخصاً به سمت آن حرکت کنید؟
بیشترین چیزی که مد نظرم است، کار فکری و علمی در رابطه با مسايل معطوف به اجتماع است. فضاهایی که انتخاب کردم، مانند انتخاب رشته، در اين راستا بوده است که به علاقه های اجتماعی و گاهي فلسفی خودم بپردازم.

جدا از اين قيل و قال ها، رابطه تان با قرآن چگونه است؟
معمولاً سعی می کنم 50 آیه ای را که در روز توصیه شده است بخوانم، اگر هم وقت نشود و یا یادم برود شرطی با خودم گذاشتم که لااقل یک صفحه را بخوانم.

و اما سهم خانواده در موفقيت هايتان؟
اگر بتوان اسمش را موفقیت گذاشت نقش آنها را بسیار مؤثر می دانم، بالاخص نقش مادرم را که اولویت های دینی و فکری همیشه بیش از مظاهر دنیایی برایشان مطرح بوده است و این دیدگاه تا سنین 10-12 سالگی به طور ناخودآگاه و از آن به بعد به صورت خودآگاه در تربیت فرزندان بسیار مؤثر بود.

... قسمت اول

 


نظرات

سلام   سه شنبه، ۷ خرداد ۸۷ :: ۳:۱۷ بعدازظهر

مطلب خوبی بود.

پور فاطمی   یکشنبه، ۲۵ فروردین ۸۷ :: ۰:۱۴ صبح

من یک دانشجوی فارغ التحصیل هستم که رشته تحصیلی ام زیاد مرا اقناع نکرده و فکر می کنم به درجه ای از تعالی که می خواستم برسم نرسیده ام. حال از شما که داعیه ی اندیشه سازی دارید می خواهم بپرسم برای پیشرفت و رهایی از این جمود فکری چه کنم و اگر مثل خیلی ها می خواهید دعوت به مطالعه کنید چه کتابهایی را توصیه می کنید؟


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
آويني تقواي ستيز داشت نه تقواي گريز
زمان كشف اهميت آثار آويني هنوز فرا نرسيده است
از دیدار با فردید تا هم نشینی با آوینی
درباره جستارهایی در ادبیات داستانی
مرتضی خیلی تنها بود(گفتگوی خبرگزاری فارس با محمد علی فارسی،مستندساز)
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايسته‌ها و بايسته‌ها، به مدد دانش و پژوهش مي‌كوشد تا خواست‌هاي خردگونه‌ي جوانان و دانش‌جويان دانش‌پژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعله‌ي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
سرفصل هاي دوره آموزشي
هم صحبتي فرهنگ، انديشه و سياست 2
وبگاه نقد ادبی چامه
قول و غزل

آمار
بازدید امروز: 999
بازدید دیروز: 1533
بازدید از ابتدا: 893187
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:چهارشنبه، ۱۹ اسفند ۸۸