انديشه شناس كانون
قسمت اول
سيده سارا ميرقاسمي
برگزاري همايش ها و نشست هاي دانشجويي همواره از دغدغه هاي اصلي دانشجويان بادغدغه است. محافلي که بتوان اساتيدي را دور هم جمع کرد و براي ارتقاي سطح علمي – فرهنگي دانشجويان قدمي هر چند کوچک اما رو به جلو برداشت. از همان نشست هاي داغ با صندلي هايي داغ تر و ميزهايي گرد.
جايي که بتوان آراء و انديشه هاي متفاوت را در بوته نقد گذاشت و براي سؤالات گاه و بي گاه ذهني پاسخي يافت. جايي براي گفتن و شنيدن و به رأي گذاشتن.
در اين راستا کانون انديشه جوان به واسطه جواني و انديشه ورز بودنش، رسالتي عظيم را بر دوش دارد. به گونه اي که دست اندرکاران آن سعي کرده اند قدمي بزرگ در راه برآورده سازي اين دغدغه اصيل از نسل دانشجو بردارند.
به همين منظور گپ دوستانه مان را با "عليرضا معادي" مسؤول دفتر انديشه شناسي آغاز کرديم تا از چند و چون کار باخبر شويم.

با معرفي خودتان شروع کنيد.
معرفی خیلی کلی نیست؟!
در ارتباط با تحصيلات، سابقه كارهاي فرهنگي و …
متولد شهريور 1364 هستم. دوران متوسطه را در دبيرستان علوم و معارف اسلامی شهيد مطهري (ره) تحصيل کرده ام.
سال 82 وارد رشته جامعه شناسي و امسال از دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران فارغ التحصيل شدم.
فعاليت هاي مختلفي در بسیج دانشجویی انجام داده ام که متناسب با محيط دانشگاهي و بيشتر فکري و علمی بود.
در ارتباط با فضاهاي فکري، پيش زمينه قبلي داشتيد؟
پدرم ليسانس علوم سياسي و فوق ليسانس مطالعات دفاعی و استاد دانشگاه هستند. از همان ابتدا فضاي رايج در منزل ما، فضايي عقلاني بود. يعني هر سؤالي که از ايشان مي پرسيدم بيشتر با منطق پاسخ مي دادند. دغدغه هايشان بيشتر انديشه اي و دینی بود و همين ما را به سمت فضاي فکر دینی سوق داد.
زماني هم که وارد دبيرستان شدم، نيروهاي زبده اي در آنجا فعاليت مي کردند که ضمن درسهای دبیرستان، برخی از دروس حوزوی را به ما آموزش می دانند. جامعه شناسي، رشته مورد علاقه ام بود و با دغدغه هايم سازگار. با اينكه رتبه ام در كنكور، 298 بود و خيلي ها تصور مي كردند كه بايد حقوق بخوانم اما رشته جامعه شناسي را انتخاب کردم. وقتي هم که وارد دانشگاه شدم از محضر اساتيد خوبي مثل دکتر كچويان و دكتر فياض استفاده کردم. سواد و بينشي كه اين اساتید داشتند خيلي روي شاگردانشان تأثير داشت و من اميدوارم به عنوان يكي از اين شاگردان توانسته باشم اين بينش را در خودم نهادينه کنم.
از چه زماني وارد كانون شديد؟ فعاليت هايتان به چه صورت است؟
تقريباً 5 ماه است که در دفتر اندیشه شناسی کانون كه مسؤوليت برگزاري همايش ها، جلسات مناظره و جلسات فكري- فرهنگی را به عهده دارد فعال هستم.
فعالیت هايتان بیشتر در حوزه دانشگاه هاست یا فراتر از آن؟
در واقع کانون اندیشه جوان بیشتر در حیطه جوانان فعالیت می کند که دانشجویان و بخشی از دبیرستاني ها را در بر می گیرد البته فارغ التحصيلاني که بتوان نام جوان را به آنان اطلاق کرد، طلاب حوزه علمیه و جوانان مشغول در فعالیت های علمی دیگر را هم شامل می شود.
ما از بین شؤونات مختلفی که یک جوان با آنها سر و کار دارد، بیشتر در حوزه فکر و اندیشه وارد می شویم که بسته به نوع قرار گرفتن فرد در موقعیت مکانی و زمانی خاص، نوع تعاملات ما با او مشخص می شود.
در جلسات فکری و فرهنگی، چون موضوعات متنوعی مطرح است و از دانشگاه های مختلف تماس می گیرند و یا مراجعه می کنند، طبیعتاً پرداختن به تمام موضوعاتی که مطرح می شود فراتر از توان یک دفتر است. لذا سیری را طراحی کرده ایم که به بررسی طرح آنها می پردازیم و اطلاعاتی را نسبت به طرحی که از طرف دوستان مطرح است بدست می آوریم که آیا غنای اندیشه ای دارد یا خیر. سپس در جلسات داخلی کانون و اگر طرح، وسیع تر و جدی تر باشد در جلسات شورای علمی مطرح می کنیم و به مخاطب خود پاسخ می دهیم که آیا طرح مزبور کارایی لازم را داراست یا نه. در ضمن اساتید مناسب در این زمینه را به آنان معرفی می کنیم و در مواردی هم هماهنگی اساتید و حتی طراحی سبک برنامه را خودمان به عهده می گیریم.

در واقع ما با توجه به سن و سطح فکری مخاطبين و بررسی تناسب طرح مطرح شده با محیطی که در آن فعالیت می کنند، به آنان پاسخ می دهیم اما در مناظره ها و همایش های اندیشه ای بیشتر کارها را خودمان انجام می دهیم. برای دعوت اساتید چون لازم است مفصل راجع به مسأله برایشان توضیح داده شود، خود من معمولاً نزد ایشان می روم.
از آنجایی که رشته ام علوم اجتماعی است، در موضوعات مرتبط با رشته ام شخصاً با اساتید صحبت می کنم، اما در موضوعات خارج از حوزه آگاهی ام مثلاً نقد فیلم، ادبیات و ... سعی می کنم با جلسات کارشناسی بیشتر و متعدد، از افرادی که در زمینه های مزبور کار بیشتری کرده اند، استفاده نمايم و در واقع مدیریت نیروهای مرتبط با بحث های مطرح شده را برای به نتیجه رساندن طرح به عهده می گیرم.
با توجه به اینکه اساتید مختلف، حوزه های فکری متفاوتی دارند و ممکن است با منشور عقیدتی و یا سیاسی که احیاناً در کانون وجود دارد موافق نباشند، استقبال آنان از طرح هايي كه تا به حال مطرح كرده ايد، به چه صورت بوده است؟
لازم است من توضیحی راجع به فعالیت هایم قبل از ورود به کانون بدهم. حدوداً چهار سال پیش که وارد بسیج دانشجویی شدم، با توجه به اینکه بسیج دانشجویی مقتضیات خاصی دارد و وقتی از آن نام برده می شود ممکن است هر کس تصورات خاصی در ذهنش نقش بندد، لذا در ابتدا با مشکلاتی در دعوت از اساتید جریانهای فکری مختلف و برگزاری برنامه های علمی روبرو بودیم. با اين حال ما سعی کردیم فضایی را در بسیج ترسیم نماییم که بیشتر روی کارهای فکری مرتبط با محیط دانشگاهی متمرکز شویم. وقتی فضای فکری و قصد تبادل آراء و اندیشه خود را برای اساتید توضیح می دادیم، معمولاً استقبال خوبی صورت می گرفت.
در کانون هم اساس کار ایجاد فضایی است که در آنجا آرا درست، امکان ظهور و بروز پیدا کنند و در فضای تبادل آرا، مخاطب که مخاطب فهیمی است به خوبی قادر به تشخیص درستی یا نادرستی آرا و افکار باشد. همچنین خیلی اهمیت دارد که ما توجه کنیم که به اسم کانون با اساتید ارتباط برقرار کنیم یا به عنوان نماینده قشر جوان و تحت عنوان هدفی که داریم. البته خیلی از اساتید با کانون آشنایی زیادی دارند و ما هم با توجه به اینکه با اساتید زیادی در زمینه های مختلف کار می کنیم، هر وقت برایشان توضیح می دهیم که چنین فضایی را می خواهیم ایجاد کنیم، طبیعتاً بیشترشان استقبال می کنند.
در رابطه با اهدافی که تا بحال داشته اید، میزان دستیابی به آنها و دورنمای اهداف شخصی تان هم بگوييد؟
وقتی سؤال کلی می شود، جوابگویی مشکل است. البته من سعی می کنم جواب دهم. هدف شخصی من در واقع هدف هر جوان مسلمانی است که معتقد به مبانی اسلام و انقلاب است و آن را اتفاق مبارک و میمونی در عصر معاصر می داند و به دنبال این است که در هر زمان و مکانی که قرار می گیرد، زمینه بروز و ظهور تفکر انقلابی و اسلامی خویش را فراهم سازد. چنین تفکری اگر خوب تبیین شود، در هر زمان و مکانی قابلیت جهان شمول شدن را داراست. این تئوری کلی، در هر وادي خاصی تبدیل به یک نوع از عمل، فعالیت و هنجار های اجتماعی خواهد شد.
مثلاً در فضای دبیرستان مسؤوليت طراحي مسابقات کتابخوانی بر عهده من بود. خوب در آن فضا ما به آن شکل عمل می کردیم و وقتی وارد دانشگاه شدیم، فضا، فضای متفاوتی بود؛ فضايی متشکل از اندیشه ها و آرای مختلف که سعی کردیم اندیشه های اسلامی و انقلابی خود را به منصه ی ظهور برسانیم. کارهای موفقی مثل پوپولیسم، برنامه عدالت از نگاهی دیگر، و نشستی که به تفاوت و تمایز میان نگاه های فمينیستی و نگاه های اسلامی به زن پرداخت از جمله این فعالیتها بود که به صورت گروهي و تشکلي انجام شدند.
این فعالیت ها بسیار در محيط دانشگاه تأثیرگذار بود و نگاه طیف گسترده ای از دانشجویان را - حداقل در دانشکده خودمان - نسبت به نگاه اسلامی و انقلابی تحت تأثیر قرار داد. یکی از دلایل حضورم در کانون هم همین تطابق محیط کانون با اهداف و عقاید و دغدغه های فکری ام است.
بابا تو دیگه کی هستی؟
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
انقلابي در انقلاب
بوي يار مهربان آيد همي
سنگ محک
الف مثل انديشه
ترديدهاي آويني