نويافته هايي درباره ملي کردن صنعت نفت1
محبوبه ولي
قسمت اول
فارغ از كتابخانه ي پر از كتابي كه تقريباً سه ضلع اتاق چهار ضلعي را پوشانده بود و صرف نظر از تمام اشياء ريز و درشت قديمي كه آن اتاق چهار گوش را محيطي متفاوت و متمايز از تمام اتاق هاي چهارگوش ديگر كرده بود و خلاصه جداي از تمام آنچه ديده مي شد، بالاي ميز كار پر مشغله و مشغول اتاق، روي ديوار عكسي قديمي نشسته بود؛ عكسي متعلق به مردي جريان ساز در تاريخ معاصر ايران. تقريباً شبيه همان عكس هايي بود كه در كتاب ها چاپ مي شوند و البته پشت شيشه هاي كتابخانه ي يكي از ديوارها نيز عكس هاي قديمي ديگري هم بود و اشياء قديمي ديگر كه گويي تاريخ مجسم و زنده بودند. صاحب اتاق كه همان دكتر "سيدمحمود كاشاني" استاد دانشكده ي حقوق دانشگاه شهيد بهشتي بود؛ پسر همان مرد جريان ساز روي ديوار.
آمده بوديم از پدرش و معركه ي ملي شدن صنعت نفت بپرسيم؛ تا برايمان بگويد پدرش "آيت الله سيدابوالقاسم كاشاني" كه بود و ماجراي ملي شدن نفت چه بود؟ از آن جايي كه عكس روي ديوار، آشنا بود و همان آيت الله كاشاني توي كتابها، احتمال مي رفت كه اين گفتگو هم همان قصه هاي تكراري "آي نفت ما را مي بردند نجاتش داديم" باشد، بي آنكه آخرش بفهيم اين نفت نجات يافته از دست آن ديوان بد سيرت سرش به كجا بند است. اما اين شنيده ها با آنچه در كتاب ها ديده و خوانده مي شود فرق هاي بسيار داشت.
اين گفتگو با سؤال سيدمحمود كاشاني آغاز شد كه پرسيد: "اصلاً چقدر در مورد تاريخ معاصر و ماجراي ملي شدن صنعت نفت" مطالعه كرديد و اطلاع داريد؟

چرا آقاي كاشاني؟ من جوان نوعي با اين همه مشغله ي كار و تحصيل و تورم و ازدواج و هزار گرفتاري ديگر چرا بنشينم از ملي شدن صنعت نفت بخوانم كه سر و ته اش پيدا نيست و راست و دروغش هم درهم است و آخرش هم نمي فهميم اين نفت فلك زده به كجا رفت و شتابان مي رود؟
مطالعه در اين مورد بسيار مهم است. اين پديده يكي از پديده هاي مهم تاريخ صد سال اخير ايران است. سه اتفاق مهم در سده ي اخير روي داد كه يكي مشروطيت، ديگري نهضت ملي ايران و سومي هم انقلاب اسلامي ايران است. اصولاً تاريخ معاصر ايران براي هر فرد ايراني به ويژه نسل جوان داراي اهميت است، چون نسل امروز در گذشته زندگي نمي كرده و از رويدادهاي آن دوران تنها از طريق روايات، كتاب ها و سخنراني ها آشنا شده است. اما اگر نسل جوان با واقعيت هاي تاريخ معاصر آشنا شود، بهتر مي تواند مسايل جامعه ي امروز را بشناسد و به ريشه هاي دشواري هاي موجود پي ببرد. آنچه مسلم است؛ كشور ما در خلال يك قرن پيش با مداخله ي كشورهاي نيرومند غربي دست و پنجه نرم كرده و پيروزي ها و ناكامي هايي داشته، ولي اين مداخلات هرگز متوقف نشده است. بنابراين اگر نسل جوان بتواند از تجربه ي گذشته ي تاريخ معاصر درس هايي بگيرد، براي زندگي امروز او بي نهايت ارزشمند است.
با اين توصيف به نظر شما مشكل كجاست كه مطالعه و آگاهي ما و گاهي حتي رغبت به خواندن و كسب اطلاعات در مورد رويدادهاي مهم تاريخي مان مثل ملي شدن صنعت نفت، اينقدر كم است؟
برداشت من اين است كه نسل جوان و مردم به شناخت تاريخ معاصر علاقه مند هستند، ولي كتاب هايي كه تا كنون منتشر شده داراي انبوهي از مطالب خلاف واقع است كه حس كنجكاوي مردم را ارضا نمي كند و شايد اين موضوع باعث بي علاقگي به تاريخ شده باشد. از سوي ديگر رسانه ها به ويژه صدا و سيما به تكليف مقرر در اصل 175 قانون اساسي عمل نمي كند. به اين معنا كه صدا و سيما بايد با برگزاري بحث هاي آزاد به افرادي كه از ماهيت اين رويدادهاي تاريخي آگاه هستند، فرصت دهد تا مسايل تاريخي را روشن سازند، مانند اشغال ايران از سوي متفقين در سال 1320 و پيامدهاي آن، دخالت انگلستان در امور داخلي ايران به ويژه برگزاري انتخابات دوره هاي 14، 15 و 16، رويداد ملي كردن نفت، قيام 30 تير سال 1331، گرفتن اختيارات قانون گذاري مجلس از سوي مصدق، توطئه 9 اسفند 1331 و رويدادهاي شگفت انگيز تير و مرداد سال 1332 كه عموماً پنهان مانده اند و مردم اطلاعات بسيار اندكي دارند. حال آنكه اگر صدا و سيما چنين فرصت هايي را فراهم كند، مردم با عشق و علاقه اين بحث ها را دنبال خواهند كرد و ريشه هاي انقلاب در ايران براي مردم آشكار خواهد شد.
اين پنهان كاري براي چيست؟
از دلايل اصلي اين پنهان كاري اين است كه سياست هاي خارجي كه در كشور ما مداخله كردند و نهضت ملي ايران را به شكست كشاندند، نمي خواهند ابعاد و شيوه ي مداخله ي آنان آشكار شود. بنابراين با انتشار انواع كتاب هايي كه واقعيت هاي تاريخي را تحريف كرده اند و همچنين سكوتي كه در رسانه ي ارزشمند! كشور برقرار كرده اند، عملاً به اين هدف دست يافته اند. بالاتر از آن اينكه در صدا و سيما به مناسبت هاي گوناگوني چون ملي كردن صنعت نفت يا رويدادهاي تير و مرداد سال 1332 برنامه هاي فريب كارانه هم پخش مي شود كه يك نمونه ي آن فيلمي است به نام "كاخ تنهايي" كه در سال 1384 از شبكه اول سيما پخش و به رغم اعتراضات فراوان از سوي اين جانب و ديگران، مديريت صدا و سيما دوباره همين فيلم را با عنوان جديد "پدرخوانده" در بهمن سال جاري از سيما پخش كرد كه اين بار هم ضمن اعتراض از آقاي ضرغامي درخواست كردم كه فرصتي براي نقد اين فيلم به من بدهند تا به گونه ي زنده بخش هاي مختلف آن را بررسي كنم. ولي تا كنون چنين فرصتي به من داده نشده است. بنابراين اين پرسش مطرح مي شود كه انگيزه ي مديريت صدا و سيما از اين پنهان كاري چيست و چرا فيلم هايي كه اين گونه تاريخ معاصر را تحريف كرده اند از اين رسانه پخش مي شوند، و در حالي كه در مورد فيلم هاي هاليوودي فرصت نقد و بررسي را به منتقدان مي دهند، در مورد اين فيلم باب هر گونه نقد و بررسي همچنان بسته است.

ابتداي صحبتتان اشاره كرديد به شكست نهضت ملي ايران. آيا با ملي شدن صنعت نفت باز هم مي توان گفت نهضت ملي ايران شكست خورد؟
نهضت ملي ايران در پي يك مبارزه طولاني با اشغالگري انگلستان در ايران همزمان با جنگ جهاني دوم آغاز شد. اين نهضت در پي هدف هاي مهمي در كشور بود كه از آن جمله مي توان به قطع سلطه ي انگلستان از منابع نفتي ايران و قطع نفوذ سياسي اش بر مجلس و دولت ايران نام برد. بنابراين ملي كردن صنعت نفت يكي از هدف هاي نهضت ملي ايران بود و آنچه رايج شده كه اين نهضت را به نام ملي كردن صنعت نفت مي خوانند اصطلاح درستي نيست، زيرا هدف هاي اين نهضت فراتر از اين بود. اما اين نهضت با اينكه تمام عوامل پيروزي را در اختيار داشت، به شكست رسيد.
عوامل پيروزي آن از درون آن سرچشمه مي گرفت؛ نخست آنكه ملت ايران پس از سال ها پراكندگي اتحاد خود را به دست آورده بود. آيت الله كاشاني پس از سال ها تبعيد و زندان در رهبري اين نهضت قرار داشت و گروهي از نمايندگان مجلس كه در دوره هاي پانزدهم و شانزدهم مجلس مبارزه كرده بودند نيز در خدمت اين نهضت بودند. همچنين علما و مراجع در ايران و عراق حامي و پشتيبان نهضت ملي ايران بودند. ديگر آنكه اين نهضت نيرومند بود و مي توانست هدف هاي اصلي خود را كه اصلاح قانون انتخابات و برگزاري انتخابات عادلانه در كشور بود، به مورد اجرا گذارد و همچنين از قانون ملي كردن صنعت نفت و اجراي آن در جهت رفاه و آسايش عمومي بهره برداري كند. ولي هيچ يك از اين دو هدف تحقق نيافت.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آويني تقواي ستيز داشت نه تقواي گريز
زمان كشف اهميت آثار آويني هنوز فرا نرسيده است
از دیدار با فردید تا هم نشینی با آوینی
درباره جستارهایی در ادبیات داستانی
مرتضی خیلی تنها بود(گفتگوی خبرگزاری فارس با محمد علی فارسی،مستندساز)





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


