انسان امروز، تربيت امروزي مي خواهد
محبوبه ولي
قسمت دوم

آیا کلیت تربیت در اسلام با اصول تربیت در ادیان دیگر متفاوت است یا مرتبه ی بالاتری از همان تربیت است؟ زیرا گاهی اوقات در جوامع غیر اسلامی شکل بهتری از تعلیم و تربیت دیده می شود؟
قطعاً اسلام در مرتبه ی بالاتری از یک تربیت کامل است. اما نکته ی این سؤال اینجاست که آنها به موضوع تربیت ، خوب می پردازند. دین مسیح به اخلاق مسیح مراجعه می کند و فقط لباسی را می دوزد که اخلاقش برای انسان امروز تعریف می کند. مشکل ما نه در تعلیم و تربیت، حتی در علم نیز این است که اهل سرهم بندی و مونتاژ هستیم. موتور پژو را در پیکان می گذاریم و آردی تحویل می دهیم. اهل ساختن علم نیستیم. استنباط از قرآن کار هر کسی نیست. کسی که به حوزه مي رود برای استنباط از قرآن و آیه و حدیث، سی سال مهارت می آموزد. چسباندن احادیث به يكديگر، تعلیم و تربیت اسلامی نیست. تعلیم و تربیت اسلامی این است که مثل "شهید مطهری" مفاهیم دنیای امروز چون بیمه و رهن و بانک را تعریف کنیم. وگرنه تبدیل بانک به قرض الحسنه، اجتهاد نیست بلکه یک تطبیق ساده است.
معمولاً بزرگترها یا پدر و مادرها به بچه ها خرده می گیرند که ما مثل شما نبودیم یا مثلاً هیچ وقت سرمان را جلوی بزرگترها بلند نمی کردیم، اینقدر حرف نمی زدیم و ... به نظر شما نسل امروز و تعلیم و تربیت آن بدتر ازگذشته است؟
هرگز. امام علی (ع) فرمودند: "الاداب حلل المجدده" یعنی آداب، لباسی است که نو می شود. لباس دیروز را نمی شود تن امروز کرد. زمانی آداب در سکوت كردن بود. اما امروز در سخن گفتن است. نسل امروز از نظر تربیت اسلامی نه تضعیف شده، نه بهتر؛ بلکه دگرگون شده است. ادب در هر زمانه ای آداب خودش را دارد. نباید ادب را با آداب یکی گرفت. ادب گاه در آداب سکوت کردن نشان داده می شود و گاه در آداب گفتگو کردن. مرادف دانستن این دو اشتباه ببار می آورد. طوری که مربی ها گیج شده اند. اما عملاً بچه ها بد نشده اند. بچه ها نمازشان را می خوانند، روزه شان را می گیرند و به مبانی دینی معتقدند، اما اگر برخی واکنش های دیگري دارند به خاطر این است که ما نتوانسته ایم آنها را تنظیم کنیم. بچه ها خداپرستند، اما غریزه هم دارند. وقتی خدا به او چشم داده همانطور که از گل لذت می برد، از یک دختر نیز لذت می برد و این کار تربیت است که این غرایز و احساسات را مدیریت کند. اما مربی ها دغدغه ی آنها را می گیرند و چیزی به جای آن نمی دهند. بچه ها از ادب گریزان نیستند. آداب خاص خودشان را می خواهند. ما با در هم آمیختن آنها، بچه ها را به بی راهه می کشانیم. سر در گمی ما آنان را گیج و سر در گم کرده است.
کسی که تربیت خوبی دارد می تواند فرزند خوبی تربیت کند؟
خیر. کسی که خوب تربیت شده، لزوماً نمی تواند درست تربیت کند. کسی که لباس خوب به تن دارد، خیاط خوبی نیست. باید دوره ببیند. دوره اش هم در کلاس، پای تخته هم نیست. دانش می خواهد. مهارت می خواهد. تجربه و تمرین و کارورزی می خواهد. با استخدام و رسمی شدن در یک اداره کسی مربی نمی شود. تربیت و تجربه محصول یک عمر زیستن و دود چراغ خوردن و محنت کشیدن است. تجربه زیسته می خواهد. اگر تربیت به همین سادگی بود که این همه سر در گمی و مشکلات گریبانگیر جامعه نبود. "دعوت انسان به خیر، به غیر زبان است"؛ بین خوب بودن و خوب تربیت کردن فاصله ای بزرگ وجود دارد. خوب بودن محصول تجربه ای در گذشته است. در حالی که خوب تربیت کردن ایجاد تجربه ای در آینده است. ماندن در آن تجربه سنت گرايي به بار می آورد. ساختن آینده نو گرايی لازم دارد. سنت گرايی های ما به نوآوری هایمان غلبه دارد. رجوع به سنت با سنت گرايی متفاوت و بلکه گاهی متضاد است. نوآوری مستلزم رجوع به سنت است. با تکیه بر سنت می توان از تجدد و نو گرايی سخن گفت. در حالی که در سنت گرايی ما به سنت ها تکیه نمی کنیم بلکه به عقاید قالبی و رایج در یک دوره تأکید و اصرار می ورزیم. الگوی تربیت ما عقیده و روش رایج یک دوره است. در حالی که برای امروز باید با تکیه بر سنت ها دست به ابداع روش های مناسب زد. انسان امروز، تربیت امروزی می خواهد. خمیر انسان دیگر در تنور خانه پخته نمی شود. سر هر کوچه که سری بزنی می بینی یک دستگاه نان ماشینی به راه افتاده است.
.jpg)
گفتید تربیت دیگر تنها در دست خانواده ها نیست. تربیت اسلامی که اجتماع و زندگی اجتماعی می خواهد چطور محقق می شود؟
این هم از همان شرایط جدیدی است که نشان می دهد مثل گذشته نمی توان همه بار تربیت را برعهده والدین گذاشت. دنیا پیچیده تر از گذشته شده است. در عین حال ما حتی از قوت های گذشته خود نیز فاصله گرفته ایم. ما زیستن در کنار فرزندان و جوانان خود را از دست داده ایم. ما امروز، چقدر روحانی حکیم در محله ها داریم؟ زمانی در یک مسجد آقای طالقانی بود، در دیگری مطهری و مفتح و بهشتی و سعیدی؛ روحانی هایی که فقط نماز نمی خواندند و فقط دختر و پسر را به عقد هم در نمی آوردند، در بین مردم زندگی می کردند. اما امروز آن شرایط را به هر دلیل و به هر علت از دست داده ایم و شرایط مناسب و جایگزین را نداریم. ممکن است به مسايل مهمتر متوجه شده باشیم. ولی ما ضربه ها و صدمات را از رخنه ها و مسايل کوچک داریم تحمل می کنیم. یادم می آید روزهایی که مدرسه می رفتم وقتی با بچه ها جمع بودیم، یک روحانی داشتیم که هر روز می آمد برایمان باقالی می خرید و بعد از کلی هیجان و بگو بخند وقتی به خود می آمدیم، می دیدیم پول باقالی ها را حساب کرده و رفته است و روز بعد دوباره همان ماجرا تکرار می شد و این بار توپ می خرید. آن روحانی هنوز خاطره اش در ذهن من است. انسان های بزرگ را همین مسايل کوچک می سازد. امروز ما با توجه به مسايل بزرگ می خواهیم مسايل کوچک آدم ها را حل کنیم. امروز، گذشته را نمی توان تکرار کرد ولی باید متناسب با امروز و فردا فکر بکری کرد.
حرف آخر؟
کوچک زیباست. "احب الاعمال الی الله عز و جل ماداوم علیه العبد و ان قل." تربیت قصه روزانه و لحظه به لحظه آدم هاست. تربیت امری تدریجی و رو در رو است. اگر آدم را درست کردیم نقشه عالم عوض می شود. با تغییر نقشه دنیا نمی توان آدم را متحول کرد. تربیت با سخنرانی درست و به سامان نمی شود. نمی شود با سمینار و همایش آدم درست کرد. می خواهیم همه ی دنیا را درست کنیم و همه را مسلمان، اما تربیت رو در رو و چهره به چهره است، اصلاً عمومی نیست و جنبه ی سخنرانی ندارد. تربیت ریز و قطره چکانی است. پول زیاد و هزینه ی زیاد نمی خواهد، ولی تداوم می خواهد. "محبوب ترین اعمال نزد خداوند عملی است که تداوم داشته باشد، گرچه کوچک باشد." ما آدم هايی صبور نیستیم. انسان همه خسارتش از ناحیه همین بی صبری است. آدم هايی هستیم که می خواهیم زود به نتیجه برسیم. و تنها راه را در سامان دادن به کارهای دانه درشت می دانیم. ریشه ها مان را به دست بادهای عاجله می دهیم. ما نیازمند آنیم تا خود را در مسیر تربیت به ریشه داشتن در حق و بردباری توصیه کنیم. تا بی صبری و ناشکیبائی و آرزوهای دور و دراز و بلند پروازی خود را در نخ تسبیح ایمان، به تأمل و عقلانیت و عاملیت به کارهای کوچک تبدیل نکنیم، به شکل دهی عمل صالح تربیت موفق نخواهیم شد.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
بوي يار مهربان آيد همي
سنگ محک
الف مثل انديشه
ترديدهاي آويني
انديشه شناس كانون