تربيت؛ قصه روزانه و لحظه به لحظه آدمها
محبوبه ولي
قسمت اول
تقویم را که ورق بزنید، گمان نمی کنم هفته ای را پیدا کنید که مناسبتی و یادبودی در آن درج نشده باشد. دست کم نیمی از 365 روز سال شمسی ما مربوط به موضوعات و یادآوری ها و بزرگداشت ها است و شاید این نشان می دهد که مسایل زیادی برای ما مهم هستند. اما از طرفی پرداختن به روزها و مناسبت آنها که اغلب محدود به بیان زبانی و یکی دو روز بَه بَه و چَه چَه می شود، حاکی از آن است که انگار چندان راه پرداختن به مسایل مهم را بلد نیستیم و تقویم ها فقط قبرکن هایی هستند که هرازگاه نعش چیزهایی را که فراموش کرده ایم برایمان نبش قبر می کنند. ما هم به همین روال و به مناسبت 8 اسفند ماه - روز تربیت اسلامی - به سراغ دکتر "حسین اسکندری"، استاد روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی رفتیم تا حداقل به این بهانه یک روز در سال پای میز تشریح تربیت اسلامی بنشینیم.

آقای دکتر موضوع تعلیم و تربیت چیست؟
اول اينكه مسأله ي تعليم و تربيت را با يك گفتگو و مصاحبه نمي توان حل و فصل کرد. کاری که از عهده صدها کتاب و هزاران مربی بر نمی آید را نمي شود با یک گفتگو سامان داد. حال که مثل هر کار دیگر مجبوریم به این خود بسندگی ها اکتفا کنیم، بگذارید با این نقد و طنز شروع کنم که اگر به این روش ادامه دهیم در چند نسل بعد آدمها به جای بچه زائی و تربیت دچار جهش ژنتیک مي شوند و تخم گذار خواهند شد. آن وقت دیگر همه چیز به سرعت و با تبدیل کرم ابریشم به پیله و آنگاه پروانه، سامان خواهد یافت.
در هر حال اگر طعم گس این طنز را از یاد نبریم، باید بگویم که اولین قدم برای پرداختن به مسأله ی تعلیم و تربیت اسلامی اين است كه باید موضوع آن را پیدا کنیم. تا موضوع را نشناسیم نمی توانیم به سؤال دیگری پیرامون آن پاسخ دهیم. برخی به مفهوم تعلیم و تربیت و برخی به موضوع آن می پردازند. از لحاظ مفهومی، تعلیم و تربیت دو ریشه دارد؛ پرورش دادن و اصلاح کردن. در پرورش دادن یک جور تربیت استخراج می کنند و در حالی که اصلاح کردن ایجاد یکسری صلاحیت ها و شایستگی ها است. در مفهوم اسلامی بحث می کنند که تعلیم و تربیت از ریشه ی "رَبَوَ" به معنای پرورش دادنست یا از ریشه ی "رَبَبَ" به معنای تدبیر و اصلاح. بر اساس هر یک از این مفهوم ها، اصول و روش هایی را طراحی می کنند. به طوری که هر یک انسان شناسی خاص خود را دارد و مبتنی بر فلسفه و ایدئولوژی خود می باشد و هر کدام پیش فرض هایی نیز دارد. مثلاً در یکی از معانی تربیت اسلامی یکی از مفروضه ها فطرت است. این مکتب یا نگاه، اهدافی را در نظر می گیرد و سپس روش و بعد نظام تعلیم و تربیت خود را شکل می دهد.
و نگاه دوم؟
اما نگاه دوم به تعلیم و تربیت، پرداختن به موضوع است. موضوع تربیت انسان است. اما انسان کیست؟ انسانی که در زندگی واقعی و در شرایط خاص خودش دارد زندگی می کند. او کلیت یکپارچه ای دارد و حیثیت های متعدد و متنوعی دارد ولی یک چیز است. او دیگر یک مفهوم نیست. به راحتی نمی شود او را داخل گیومه گذاشت و از او بحث کرد. او بیرون از گیومه در حال تغییر و تأثیر گذاری و اثر پذیری است. آیا تربیت از بچه شروع می شود یا والدین بچه، و آیا اصلاً تربیت مثل گِل درست کردن است؟ پاسخ اینها به شناخت از مفهوم برمی گردد. این مهم است که ما چه تعریف و برداشتی از مفهوم تربیت داریم. ولی در موضوع تعلیم و تربیت، بحث ما از آدمی است که استدلال هایی دارد و از امکاناتی برخوردار است. اینجا دیگر با مفهوم روبرو نبوده و در خلأ هم نیستیم. اول نکته ی مهم کانتکس و زمینه است. مثلاً انسانی استعداد و هوش خوب دارد اما در یک محیط بکر زندگی می کند. ما در این موارد در اسلام به دنبال اصول و روش هایی خواهیم بود که مبتنی بر پرهیز و دوری از گناه است. گاه با انسانی روبرو می شویم که در معرض خطا و اشتباه است. در اینجا اسلام با توجه به موضوع (انسان) و زمینه برای هر مورد نسخه ی مورد نیازش را می پیچد. بنابراین تعلیم و تربیت نه تنها به موضوع، بلکه به موقعیت فرد نیز وابسته است.
انسان امروز در چه شرایط و موقعیتی زندگی می کند؟
زمانی می شد بچه ها را بدون دغدغه ای در خانه نگهداری کرد چون فاصله ی یک خانه تا خانه ی دیگر زیاد بود. حتی در این فاصله باغی هم بود. اما زندگی امروز ما را در معرض تجاربی قرار می دهد که گریزی از آن نیست. ناخواسته افرادی را در آسانسور می بینیم و در زندگی آپارتمانی اطرافمان در فاصله های نزدیک به دیگران زندگی می کنيم. اینترنت و دنیای مجازی، دنیای واقعی بچه ها شده است. تربیت توزیع شده و دیگر بر تنها منحصر و بر عهده ی خانواده ها نیست، لذا باید ببینیم در کدام شرایط اجتماعی زندگی می کنیم؛ انسان در جامعه در چه شرایطی قرار دارد. وقتی وارد مسأله شدیم، به دین، موضوع شناسانه رجوع می کنیم، نه مفهوم شناسانه. جستجو می کنیم که دین برای انسانِ در معرض گناه چه نسخه ای می پیچد. جوان امروز دسترسی اش به اطلاعات به شدت زیاد است. در فضای مجازی زندگی می کند، جغرافیا نمی شناسد، فاصله ها کوتاه شده است. فیلتر بگذارید، قفل شکن می گذارد و از راه دیگری وارد می شود. موبایل که در ابتدا وسیله ی ارتباطی بود، امروز برای زندگی او موضوعیت پیدا کرده و اصلاً خودش یک زندگی شده است.
با این همه تحولات وسیع و عجیب که اغلب مربوط به قرن اخیر است، دینی که توانسته انسان های چهارده قرن پیش را بسازد چگونه می تواند با همان روش و مکتب، انسان قرن بیست و یک را نیز تربیت کند؟
مسايل اساسی انسان امروز با هزار سال پیش یکی است. انسان همواره برای زیستن مشکل داشته است. ارتباط یکی از موضوعات اساسی انسان است. کنار آمدن با جمع و تنهايی مسأله همیشه بشر بودهن است. انسان امروز، یک توده ی تنهاست. دیروز جدا افتاده تنها بود. تنهايی مشکل او بوده است و هست. انسان موضوع تعلیم و تربیت است و در عین حال مسأله ی مشترک امروز و هزار سال پیش انسان کنار آمدن با شرایطش است. انسان دل دارد. غریزه دارد. دلبستگی پیدا می کند و در عین حال دلش برای آزادی و آزاد بودن می تپد. در همان حالی که دوست دارد دستش را بگیرند و او مریدانه از پی کسی روانه شود، دلش می خواهد که به اراده خودش دست به انتخاب بزند. دین این انعطاف و قابلیت را دارد که برای مسایل انسان برنامه ارائه دهد. کلیات برنامه با توجه به مسايل اساسی انسان در دین موجود است. ما باید به مسايل در چارچوب زمان و مکان و شرایط خاص انسان توجه کنیم و آن اصول و این شرایط را به خورد هم بدهیم.حال اگر عُرضه نداریم این برنامه را از آن استخراج کنیم نباید بگوییم دین حداقلی است و درباره شرایط خاص حرفی برای گفتن ندارد و یا دین حداکثری است و همه چیز از پیش در آن موجود است. این نگاه ها با جاودانه بودن و سخن گو بودن دین و توجه به تحولات واقعی دنیای بیرون سازگار نیست. اگر بگويیم لازم نیست که دین چیزی بگوید و یا همه چیز را از پیش گفته، با اصل اجتهاد و پویائی دین نمی سازد. اسلام برای تعلیم و تربیت انسان حرف دارد. وقتی روی ویژگی های ثابت انسان می ایستیم، می بینیم انسانِ امروز و تمام قرن های پیش نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن و هزار نیاز مشترک دیگر دارد. اما دین استخراج، اکتشاف، استنباط و اجتهاد می خواهد تا بتواند از تعلیم و تربیت اسلامی لباسی بدوزد که به تن جامعه اش بیاید.
آنچه اسلام می گوید، برای همه ی زمان ها و مکان هاست و منابعی از آن هست که منابع الهام و استنباط است. در هر دوره ای باید با توجه به منابع، موضوعات و مفاهیم را استخراج کنیم.
.jpg)
یعنی اگر در تربیت اسلامی ضعف داریم، به عدم استخراج برنامه ها از منابع دینی برمی گردد؟
اجتهاد امری وابسته به زمان و مکان است. برای یک جامعه ی ساده که ارتباطات پیچیده ندارد، دستورالعمل ساده ای استخراج می شود و برای یک جامعه ی پیچیده، دستور العمل دیگری. اسلام یک امر زنده و بالنده است. آیا می توان امروز به فقه هزار سال پیش اکتفا کرد؟ فردا و مسأله جدید، حکم جدید می خواهد. در تعلیم و تربیت اسلام آنچه جایش خالی است، این است که موضوع را نشناخته ایم. پارچه و نخ و سوزن را داریم، آدمش را هم داریم، اما برای دوخت این لباس برای انسان با خود او یعنی انسان، کاری نداریم. عمده کاری که تا به حال انجام شده اين است كه دانشمندان و علمای ما با مهارت و علمِ ، پارچه را قیچی کرده اند و دوخته اند، اما این لباس متناسب برای این وضعیت نیست. حوزه کارش را در مسایل شرعی، نماز، روزه و ولایت فقیه و کلیات دین انجام می دهد اما مشکل ما در کلیات نیست، مشکل آدم، مشکلات خاص و وابسته به شرایطش است. مشکل در ایده آلهای ذهنی نیست. مشکل در حوزه و موضعی است که واردش می شویم . مشکل این است که لباس کلی می دوزیم و می خواهیم که در هر فرهنگ و جامعه ای کاربرد داشته باشد.در این شرایط لباس را با توجه به موقعیتی دوخته ایم ولی می خواهیم در موقعیت و شرایط دیگري از آن استفاده کنیم؛ در عمل، پاچه ی تنگش را گشاد می کنیم، آستین کوتاهش را بلند می کنیم و تن مردم می کنیم و به خيالمان اسلامی شده، غافل از اینکه این مدل ممکن است متناسب با فلسفه و دیدگاه دیگری سامان یافته باشد.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
بوي يار مهربان آيد همي
سنگ محک
الف مثل انديشه
ترديدهاي آويني
انديشه شناس كانون