پلي ميان متفكران و مخاطبان جوان
محبوبه ولي
قسمت دوم
آن دغدغه ای که شما را به این سمت کشاند چیست؟
مهم ترین دغدغه ام که خیلی هم آن را با رصد در یک راستا می بینم بحث سنت و مدرنیته است و بررسی نحوه طی شدن جریان تقابل بین سنت و مدرنیته در ایران که از طریق بررسی هایی که در رصد شده نیز دیده می شود.
آیا در این چهار ماهی که روی پروژه رصد کار می کنید نمونه ی قابل توجهی از این تقابل دیده اید؟
نه. گهگاه برخی مسايل دیده می شود ولی آنقدر کار اجرایی ما شدید است که گاهی 48 ساعت نمی خوابیم تا یک شماره بیرون آید، بنابراین خیلی نتوانستم روی موضوعات متمرکز شوم.

حجم این نشریه چقدر است؟
قريب به شصت صفحه ي A4.
ان شاءالله شماره اصلی آن چه زماني آماده خواهد شد؟
احتمالاً از فروردین.
نحوه انتشار آن چطور است؟ آیا در دسترس عموم قرار می گیرد یا انتشار آن محدود خواهد بود؟
در مورد نحوه ی انتشار آن چند نظر وجود دارد. یکی اینکه انتشار آن عام باشد و دیگر آن که برای افراد خاصی ارسال شود. تصمیم گیری در این مورد مربوط به بخش مخاطب شناسی است.
تقابل سنت و مدرنیته در نگاه شما چگونه است؟
اساساً برای من که یک ایرانی هستم و در یک فضای سنتی رشد کرده ام و امروز فضاهایی مثل دانشگاه یا رسانه های مدرن را تجربه می کنم این دوگانگی پیش می آید که بین این دو کدام را باید انتخاب کنم؛ یک نوع تقابل معرفت شناختی از این جهت که دنیای مدرن و تفکر مدرن یکسری مؤلفه ها و ابزارهای شناختی را تعریف می کند و یکسری را طرد می کند. آنهایی که طرد می شوند همان هایی هستند که توسط سنت پذیرفته شده اند. عنصر دین در سنت وسیع تر است تا یک تفکر مدرن. فکر می کنم اینجا، این چالش پیش می آید که به نحوی دچار نوعی دوگانگی شده ایم. از یک سو نهادهای مهم و از سوی دیگر تفکرات سنتی. نهادی مثل دانشگاه که عنصری کاملاً مدرن است. هر چند که در سنت هم علم را داشتیم اما علم سنت به نوعی پیوند خورده با امر قدسی بود و در دنیای مدرن این پیوند وجود ندارد.
آیا شما هم قائل به تقابل بین تعقل و تعبد هستید؟
یک سنت داریم و یک مدرنیته. عده اي می گویند باید اول مدرن را تجربه کنیم تا به پست مدرن برسیم و برخی می گویند از همین اول می توانیم به سراغ پست مدرن برویم. اما شاید اگر در چارچوب مفاهیم اسلامی و خصوصاً تفکر شیعی کار کنیم اصلاً تقابلی بین تعقل و تعبد پیش نیاید. چرا که در ادبیات شیعی جایی که تعبد می کنی در واقع تعقل کرده ای.
آقای قاسمی غیر از کاری که در کانون دارید جای دیگر هم کار می کنید؟
نه. چند وقت پیش درگیر یک پروژه صنعتی بودم که تمام شد و الان در حال ثبت و در مرحله دفاع آن هستم.
چه پروژه ای؟
پروژه ساخت دستگاه نوع جدیدی از دیوارهای پیش ساخته. این دستگاه مشابه خارجی دارد اما دستگاهی که ساخته ایم، ارزانتر در داخل ساخته شده و 80 درصد کار مشابه خارجی اش را انجام می دهد.
اگر بین جایی با حقوق بیشتر و موقعیت شغلی بهتر و کانون مجبور به انتخاب شوید، می روید یا می مانید؟
فعلاً نیاز مالی خاصی ندارم. کارم را خیلی دوست دارم چون مرا از دغدغه هایم دور نمی کند و دچار روزمرگی نمی شوم.

دو سؤال دیگر در مورد رصد، اول اینکه آیا چشم اندازی برای آن ترسیم کرده اید و دوم اینکه آیا در 11 حوزه ی تخصصی رصد احتمال تغییر وجود دارد؟
اولويت های مختلفی را طراحی کرده ایم. در ابتدا قصد داریم نشریات داخلی را پوشش دهیم و بعد نشریات خارجی. رصد دانشگاه ها نیز به آن اضافه می شود. رصد در یک چشم انداز یک مسأله تعریف شده است و احتمال تغییر در حوزه های مطالعاتی آن نیز وجود دارد. مثلاً احتمال اینکه حوزه های کلی مثل هنر را بشکنیم و با توجه به اهمیت آنها به شاخه های مختلف هنر بپردازیم و یا اینکه غرب شناسی را از بحث های علوم اجتماعی جدا كنيم، وجود دارد.
و حرف آخر شما؟
از آقای خضاب، دوست دیرینه ام که باعث آشنایی و ارتباط من با کانون شد تشکر می کنم که خودش نیز عضو انجمن علمی تاریخ در کانون است. فکر می کنم در طول هفت، هشت سال دوستی، این بهترین هدیه ای بود که به من داد.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
منطقه ژاندارم نمي خواهد
آنجا كه نام كوچك تو آغاز شد
خورشيد مي ماند
اصالت فكر يا عمل
يك واقعيت بسيار تلخ