<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>کانون اندیشه جوان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/atom.xml" />
   <id>tag:,2009:/1</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1" title="کانون اندیشه جوان" />
    <updated>2009-07-02T15:33:38Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.35</generator>
 
<entry>
    <title>كلاسهاي تابستاني كانون انديشه جوان </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/topnews/003239.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3239" title="كلاسهاي تابستاني كانون انديشه جوان " />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3239</id>
    
    <published>2009-07-01T06:20:59Z</published>
    <updated>2009-07-02T15:33:38Z</updated>
    
    <summary>  شروع  ثبت نام كلاس هاي تابستاني كانون انديشه جوان از تاريخ نهم تيرماه الي بيستم تيرماه 88 در محل كانون انديشه جوان، با محوريت موضوعات نوانديشي ديني، مباني تفكر مدرن، مباني حكومت اسلامي، مباني مهدويت، فرهنگ و تمدن اسلامي، انديشه اقتصادي در اسلام و تحليل رسانه‌ها  </summary>
    <author>
        <name>moghan</name>
        <uri>diarema.blogfa.com</uri>
    </author>
            <category term="خبر اول" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p><font face="Tahoma"><font face="Tahoma">مديريت آموزش كانون انديشه جوان اقدام به برگزاري كلاس&zwnj;هاي تابستاني با محوريت موضوع&zwnj;هاي فكري</font>&nbsp;و فرهنگي نموده است. به گزارش پايگاه اطلاع رساني كانون انديشه جوان ثبت نام اين كلاس&zwnj;ها كه با عناوين نوانديشي ديني، مباني تفكر مدرن، مباني حكومت اسلامي، مباني مهدويت، فرهنگ و تمدن اسلامي، انديشه اقتصادي در اسلام و تحليل رسانه&zwnj;ها برنامه ريزي شده است،از تاريخ نهم تيرماه الي بيستم تيرماه 88 در محل كانون انديشه جوان صورت مي&zwnj;پذيرد. در صورت كسب امتياز لازم در پايان هر دوره به شركت كنندگان گواهي پايان دوره توسط كانون انديشه جوان ارائه خواهد شد. علاقمندان می توانند برای دریافت اطلاعات بیشتر با شماره های 66596625 و 66900965&nbsp; تماس حاصل فرمايند.</font></p>
<p><img height="425" alt="" width="300" border="1" src="/UserFiles/Image/2(20).jpg" /></p>
<p>مدارك لازم جهت ثبت نام:كپي شناسنامه -1 قطعه عكس -مبلغ 15000 تومان وجه نقد (لازم به ذكر است كه در صورت حضور منظم و نداشتن غيبت بيش از حد مجاز مبلغ دريافت شده بازگردانده خواهد شد)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]>
        g4_text_more.jpg
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>سی و سومین شماره از فصلنامه ذهن </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/news/public_news/003238.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3238" title="سی و سومین شماره از فصلنامه ذهن " />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3238</id>
    
    <published>2009-06-29T06:29:31Z</published>
    <updated>2009-06-29T09:10:23Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>moghan</name>
        <uri>diarema.blogfa.com</uri>
    </author>
            <category term="اخبار عمومی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p><font face="Tahoma">سی و سومین شماره از فصلنامه ذهن (فصلنامه تخصصی معرفت شناسی و حوزه های مرتبط) توسط سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شد.<br />
در این شماره می خوانیم: - معیار علم دینی/ علی اکبر رشاد <br />
- تقدم علّی، تقدم زمانی و ناموضعیت/ علیرضا منصوری <br />
- کثرت گرایی روش شناختی و واقع گرایانه علمی/ مرتضی فتحی زاده <br />
- معرفت شناسی آلوین گلدمن/ هادی صمدی <br />
- آیا می توان شیمی را به فیزیک تحویل کرد؟/ مریم معیرزاده <br />
- علم و الهیات در عصر روشنگری/ جان هدلی بروک؛ ترجمه ابوالفضل حقیری قزوینی <br />
- معرفت شناسان <br />
- اصطلاحات <br />
علاقمندان می توانند برای دریافت اطلاعات بیشتر با شماره های 88503341 و 88730446 تماس حاصل نمایند.</font></p>
<p><font face="Tahoma"></font>&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>دومین کرسی نظریه پردازی مبانی منطق اکتشاف گزاره ها و آموزه های دینی </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/topnews/003237.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3237" title="دومین کرسی نظریه پردازی مبانی منطق اکتشاف گزاره ها و آموزه های دینی " />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3237</id>
    
    <published>2009-06-29T06:20:36Z</published>
    <updated>2009-06-29T10:00:07Z</updated>
    
    <summary>دومین کرسی نظریه پردازی &quot; مبانی منطق اکتشاف گزاره ها و آموزه های دینی &quot; با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی اکبر صادقی رشاد رئیس و دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و تنی چند از نخبگان حوزوی و دانشگاهی عصر چهارشنبه دهم تير ماه 88 در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی دفتر قم برگزار خواهد شد.</summary>
    <author>
        <name>moghan</name>
        <uri>diarema.blogfa.com</uri>
    </author>
            <category term="خبر اول" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p><font face="Tahoma">&nbsp;به گزارش پايگاه اطلاع رساني كانون انديشه جوان دومین کرسی نظریه پردازی &quot; مبانی منطق اکتشاف گزاره ها و آموزه های دینی &quot; با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی اکبر صادقی رشاد رئیس و دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و تنی چند از نخبگان حوزوی و دانشگاهی عصر چهارشنبه دهم تير ماه 88 در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی دفتر قم برگزار خواهد شد.</font></p>
<p><img height="424" alt="" width="400" border="1" src="/UserFiles/Image/30(1).jpg" /></p>
<p><font face="Tahoma"><br />
گزارش ها حاکی است در این نشست علمی حجج اسلام آقایان: هادی صادقی( رییس پژوهشکده صدا و سیما)، دکتر میرباقری(استاد حوزه علمیه قم)، کیاشمشکی(استاد حوزه و دانشگاه)، قائمی نیا(هیات علمی پژوهشگاه و سردبیر نشریه ذهن) به عنوان ناقد حضور داشته و هیات داوران نیز متشکل از حجج اسلام علی عابدی شاهرودی(استاد حوزه علمیه قم)، مرتضی جوادی آملی(رییس موسسه اسراء)، عبدالحسین خسروپناه(مدیر گروه فلسفه پژوهشگاه)، علیدوست( محقق و استاد حوزه و دانشگاه) و محمد&nbsp; هادی زاده( محقق و استاد حوزه) می باشد.<br />
حجت الاسلام صادقی رشاد دانشیار و عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی که به عنوان نظریه پرداز در این نشست علمی حضور خواهد داشت در بخشی از طرح نامه خود پیرامون موضوع بحث آورده است: به نظر ما علم اصول فقه موجود، حاجتمند تنسيق و توسعه، تكميل و تجزيه است! اين علم در صورت فعلي ـ به رغم عمق و غناي شگرف و شگفت خود ـ براي پاسخ&zwnj;گويي به برخي پرسش&zwnj;ها و نيازهاي جديد كه امروزه پيش روي مقوله كشف و فهم دين قرار گرفته&zwnj;اند كافي نيست؛ و اين به رغم آن است كه علم اصول فقه كنوني، خود حاوي مايه&zwnj;ها و مواد اصلي چند علم مستقل است، و بدين جهت استطاعت لازم را براي تجزيه و توسعه دارد، و از اين&zwnj;رو ضروري است كه اين علم، ضمن تنقيح و تكميل، به علوم بالقوه نهفته در خود تجزيه و تفصيل يابد و در اين ميان، سامانه علمي جامع و مانعي با عنوان منطق اكتشاف گزاره&zwnj;ها و آموزه&zwnj;هاي ديني كه مشتمل بر علم عام كشف دين و روشگان&zwnj;هاي اختصاصي حوزه&zwnj;هاي ديني خواهد بود، صورت بندد. طرح چنين ادعايي امروز ـ با نظر به آنچه در خصوص توسعه علوم گفته شد ـ امري كاملا طبيعي است، البته شانس قبول و كاميابي اين اقتراح و ادعا، در گرو عوامل بسياري است؛ و ازجمله اين عوامل ـ و بلكه مهم&zwnj;ترين آن&zwnj;ها ـ آن است كه اين پيشنهاد به&zwnj;گونه&zwnj;اي كاملا علمي و دقيق، طرح و تبيين گردد تا در جامعه علمي مربوط، كاري درخور، تلقي گردد؛ <br />
این کرسی نظریه پردازی از ساعت 16 الی 19عصر چهارشنبه 10/4/88 با حضور داوران و ناقدان و تنی چند از نخبگان حوزوی و دانشگاهی و رسانه های گروهی در تالار معرفت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی دفتر قم برگزار خواهد شد.<br />
آدرس: بلوار 15 خرداد(شاه سید علی)، کوی شهید میثمی(ک 10)&nbsp;<br />
&nbsp;<br />
</font></p>]]>
        10_text_more.jpg
    </content>
</entry>
<entry>
    <title></title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/other/003236.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3236" title="" />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3236</id>
    
    <published>2009-06-28T12:25:37Z</published>
    <updated>2009-07-01T04:51:39Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>hosseni</name>
        <uri>admin</uri>
    </author>
            <category term="بخشهای مختلف" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p>
<p><font size="2"></font></p>
&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;">پیامبر اکرم (ص):<o:p></o:p></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;">مهربانی و دوستی با مردم نیمی از خرد است.<o:p></o:p></span></strong></p>
<p>&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>نامه سرپرست حوزه علميه امام رضا(ع) و پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/news/003232.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3232" title="نامه سرپرست حوزه علميه امام رضا(ع) و پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي " />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3232</id>
    
    <published>2009-06-24T06:54:33Z</published>
    <updated>2009-06-28T12:24:28Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>moghan</name>
        <uri>diarema.blogfa.com</uri>
    </author>
            <category term="اخبار" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p><font face="Tahoma">زعيم حكيم امت و رهبر فرهمند انقلاب اسلامي <br />
حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي &ndash; دام ظله الوارف.<br />
سلام عليكم بما صبرتم <br />
سخنان سرشار از صلابت و صولت وسطوت ها و آكنده از صراحت و سلاست و متواري ها و مالامال از صواب و صلاح، و سر ريز از صفا و سوز و گداز، و مشحون از سماحت و صبوري و سعه ي صدر شما در خطبه ي آدينه ي پيشين، صمصام صف شكني بود كه بر تارك بد خواهان جهاني فرود آمد، و صفير سربي مغز شكافي بود كه بر مغز عليل انديشان بومي فرو نشست، و صلاي ابتهال و احتجاجي بود كه حجت، بر منكران و متمردان تمام كرد. و صور بيداري باشي بود كه درگوش جانِ هوش باختگان دميده شد، و سروش هدايتي بود كه بر قلب سرگشتگان و متحيران نازل گشت، و ذوالفقار وش، فاروق حق و باطل شد، و چشم فتنه را از حدقه بركشيد، و صراحي سكرآوري بود كه سرخوشان باده ي ولايت را دو چندان كرد.<br />
سر كردگان استبداد بين المللي، كه هراسناك از تبلور مشروعيت &laquo;دروني شده&raquo; ي نظام مقدس جمهوري اسلامي در آينه ي حضور حماسي هشتاد و پنج درصدي ملت، در آغازه ي دهه ي چهارم انقلاب اسلامي، حيرت زده و شتاب آلود به خام سرايي و ياوه درايي پرداخته بودند، در آن جمعه نوراني و باراني، بار ديگر خروش سهمگين خميني را از حنجره ي خلف صالحش، با رسايي تمام شنيدند. و دموكراسي شعاران مستبد خصال نيز، كه اينك &laquo;مصالح ملي&raquo; و &laquo;ميراث امام (ره)&raquo; را به قربانگاه &laquo; منافع شخصي &ndash; جناحي&raquo; برده اند، در پيشبرد مطالبات خودخواهانه و منطق ناشناسانه، خويش را در بن بستي، كه خود ساخته بودند، گرفتار يافتند.<br />
اينك پس از آن خطبه ي فصل الخطاب و كسوف شكن، و بعد از ظهور اين همه شواهد مشهود و قرائن قوي، كه خصم نقاب دريده و حجاب بركشيده و آشكارا هويت و هستي انقلابي و ملي ما را نشانه رفته است، نقش نخبگان فكري، و فريضه ي فرهيختگان اجتماعي، و تكليف طلايه داران حكمت و معرفت ديني، مشخص و مسجل گشته است، و سكوت محافظه كارانه ي گروههاي مرجع، منافي با مرجعيت و فرهيختگي آنان است، اگر مردم تا كنون صبوري پيشه كرده اند، حريم پيشاهنگان جامعه پاس داشته اند، اما اگر احساس خطر يا خطا كنند، آرام نخواهند نشست و آنگاه آنان به آساني رام نخواهند شد. آنك تاريخ ما را به سپردن رسالت ثقيل و ثمين مي خواند.<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در اين فصل گل، هرچه داري به مي ده&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مبادا كه ديگر بهاري نيايد <br />
رهبرا ! <br />
مديران، مدرسان و طلاب حوزه ي علميه ي امام رضا(ع) و مدارس تابعه، به حكم تكليف ديني و وظيفه ي ملي خويش، ضمن لبيك گويي به رهنمودهاي هميشه رهگشاي ولايت امر، آمادگي خويش را براي حراست از ميراث ماندگار راحل رستگار امت و حفاظت از خونبهاي سيصد هزار شهيد انقلاب اسلامي، تحت هدايت و ذيل ولايت نيابت حقه ي حجت حاضر حق (عج) اعلام مي دارند.<br />
اللهم وفقنا لما تحب و ترضي و لا تجعلنا من الذين يحسبون انهم يحسنون صنعا، و اجعل عواقب امورنا خيرا، فانك خير موفق وهاد </font></p>
<p><font face="Tahoma"></font>&nbsp;</p>
<p><font face="Tahoma">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; علي اكبر رشاد&nbsp;<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سرپرست حوزه علميه امام رضا(ع) و پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي </font></p>
<p><font face="Tahoma"></font>&nbsp;</p>
<p><font face="Tahoma"></font>&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>اي پاهاي من، به بلندي طبع بلندم به حرکت درآييد </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/note/003229.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3229" title="اي پاهاي من، به بلندي طبع بلندم به حرکت درآييد " />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3229</id>
    
    <published>2009-06-22T09:12:54Z</published>
    <updated>2009-06-27T06:59:05Z</updated>
    
    <summary>اي حيات! با تو وداع مي‌کنم. با همه زيبائي‌هايت ؛ با همه مظاهر جلال و جبروت ؛ با همه وجود وداع مي‌کنم ، با قلبي سوزان و غم آلود به سوي خداي خود مي‌روم ، و از همه چيز چشم مي‌پوشم....

 اي پاهاي من! مي‌دانم شما چابکيد ، مي‌دانم که در همه مسابقه‌ها گوي سبقت را از رقيبان ربوده‌ايد ، مي‌دانم که فداکاريد ، مي‌دانم که به فرمان من  مشتاقانه بسوي شهادت، صاعقه‌وار به حرکت در مي‌آييد.

 اما من آرزوئي دارم ، من مي‌خواهم که شما به بلندي طبع بلندم به حرکت درآييد ، به قدرت اراده آهنينم محکم باشيد ، به سرعت تصميمات و طرحهايم سريع باشيد ؛ اين پيکر کوچک ، ولي سنگين از آرزوها و نقشه‌ها و اميدها و مسئوليت‌ها را ، به سرعت مطلوب ، به هر نقطه دلخواه برسانيد .

 در اين لحظات آخر عمر آبروي مرا حفظ کنيد ، من چند لحظه بعد به شما آرامش مي‌دهم ، آرامش ابدي ! ديگر شما را زحمت نخواهم داد.

 ديگر شب و روز شما را استثمار نخواهم کرد ، ديگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحميل نخواهم کرد ، ديگر به شما بي‌خوابي نخواهم داد.

 و شما ديگر از خستگي فرياد نخواهيد کرد .

 از درد و شکنجه ضجه نخواهيد کرد ، از بي‌غذائي ، از گرما و سرما شکوه نخواهيد کرد ، آرام و آسوده ، براي هميشه ، در بستر نرم خاک ، آسوده خواهيد بود ،  اما...

 اما اين لحظات حساس ، لحظات وداع با زندگي و عالم ، لحظات لقاء پروردگار 

 لحظات رقص من در برابر مرگ 

 

بايد زيبا باشد.»


 
</summary>
    <author>
        <name>hosseni</name>
        <uri>admin</uri>
    </author>
            <category term="یادداشت هفته" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p align="right"><font face="Tahoma">اي حيات! با تو وداع مي&zwnj;کنم. با همه زيبائي&zwnj;هايت ؛ با همه مظاهر جلال و جبروت ؛ با همه وجود وداع مي&zwnj;کنم ، با قلبي سوزان و غم آلود به سوي خداي خود مي&zwnj;روم ، و از همه چيز چشم مي&zwnj;پوشم....</font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma"></font>&nbsp;<font face="Tahoma">اي پاهاي من! مي&zwnj;دانم شما چابکيد ، مي&zwnj;دانم که در همه مسابقه&zwnj;ها گوي سبقت را از رقيبان ربوده&zwnj;ايد ، مي&zwnj;دانم که فداکاريد ، مي&zwnj;دانم که به فرمان من&nbsp; مشتاقانه بسوي شهادت، صاعقه&zwnj;وار به حرکت در مي&zwnj;آييد.</font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma"></font>&nbsp;<font face="Tahoma">اما من آرزوئي دارم، من مي&zwnj;خواهم که شما به بلندي طبع بلندم به حرکت درآييد ، به قدرت اراده آهنينم محکم باشيد ، به سرعت تصميمات و طرحهايم سريع باشيد ؛ اين پيکر کوچک ، ولي سنگين از آرزوها و نقشه&zwnj;ها و اميدها و مسئوليت&zwnj;ها را ، به سرعت مطلوب ، به هر نقطه دلخواه برسانيد .</font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma"></font>&nbsp;<font face="Tahoma">در اين لحظات آخر عمر آبروي مرا حفظ کنيد ، من چند لحظه بعد به شما آرامش مي&zwnj;دهم ، آرامش ابدي ! ديگر شما را زحمت نخواهم داد.</font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma"></font>&nbsp;<font face="Tahoma">ديگر شب و روز شما را استثمار نخواهم کرد ، ديگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحميل نخواهم کرد ، ديگر به شما بي&zwnj;خوابي نخواهم داد.</font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma"></font>&nbsp;<font face="Tahoma">و شما ديگر از خستگي فرياد نخواهيد کرد .</font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma"></font>&nbsp;<font face="Tahoma">از درد و شکنجه ضجه نخواهيد کرد ، از بي&zwnj;غذائي ، از گرما و سرما شکوه نخواهيد کرد ، آرام و آسوده ، براي هميشه ، در بستر نرم خاک ، آسوده خواهيد بود ،&nbsp; اما...</font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma"></font>&nbsp;<font face="Tahoma">اما اين لحظات حساس ، لحظات وداع با زندگي و عالم ، لحظات لقاء پروردگار </font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma"></font>&nbsp;<font face="Tahoma">لحظات رقص من در برابر مرگ </font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma"></font>&nbsp;</p>
<p align="right"><font face="Tahoma">بايد زيبا باشد.&raquo;</font></p>
<font face="Tahoma">
<p align="right"><br />
</p>
</font>&nbsp;]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>خواب خفتگان خفته را آشفته تر می ساخت</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/note/003228.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3228" title="خواب خفتگان خفته را آشفته تر می ساخت" />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3228</id>
    
    <published>2009-06-19T11:27:45Z</published>
    <updated>2009-06-24T06:17:47Z</updated>
    
    <summary> 

دوران نوجوانی ام را نام مردانی خاطره انگیز کرده و اکثر اوقاتم به مطالعه آثارشان گذشته است و در جوانی با شور و حرارت از تفکراتشان دفاع کرده ام که هر یک به نوعی و به گونه ای شجره طیبه انقلاب اسلامی را بارور کرده اند. یکی را نام، علی بود و دیگری را مرتضی و هر دو نیز جام شهادت نوشیده و در راه دین جانفشانی کرده اند.

شریعتی و مطهری مردانی از جنس علم و عمل بودند، همان ها که هر سئوالی را در آثارشان پاسخی بود و بر هر دردی در کلامشان درمانی. سخنرانی هایشان فراز و فرودی داشت بسان فراز و فرود روح آدمی و با آهنگ کلامشان، جانهای شفیته را راهبر کمال بودند. 

از خواندن آثارشان و از شنیدن سخنانشان و از دیدن چهره هایشان، شوقی در خاطر پدید می آمد و جوششی در جانها می افتاد که اعتماد به نفس و امید به آینده و شناخت درست،کمترین ثمره های آن برای دوران نوجوانی و جوانی نسل من بود. آثار علی و مرتضی جلوه گر بودند مثل فصل بهار و به مانند این فصل پر ثمر و نیکو خصل. نیز این هر دو در فصل بهار به دیدار حق شتافتند تا در فصل رویش و شکوفایی طبیعت دیگر بار خونشان جوانه های نهال پرثمر اسلام و انقلاب را آبیاری کند. 

با آنکه صفحات بیشماری درباب آنها نوشته شده، اما شاید هنوز هم بیان مقام معظم رهبری وصف رسایی درباره آنها و به خصوص درباره شریعتی  باشد که «به نظر من شریعتی برخلاف آنچه که همگان تصور می کنند یک چهره همچنان مظلوم است! و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست. یعنی از شگفتی های زمان و شاید از شگفتگی های شریعتی این است که هم طرفدارانش و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کرده اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگه دارند و این ظلمی به اوست. مخالفان او به اشتباهات دکتر شریعتی تمسک می جویند و این موجب می شود که نقاط مثبتی که در او بود را نبینند.بی گمان شریعتی اشتباهاتی داشت و من هرگز ادعا نمی کنم که این اشتباهات کوچک بود اما ادعا می کنم که در کنار آنچه که ما اشتباهات شریعتی می توانیم نام بگذاریم چهره شریعتی از برجستگیها و زیبائیهایی هم برخوردار بود.پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او برجستگی های او را نبینیم. </summary>
    <author>
        <name>hosseni</name>
        <uri>admin</uri>
    </author>
            <category term="یادداشت هفته" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font face="Tahoma"></font><font size="2">&nbsp;</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">دوران نوجوانی ام&nbsp;را نام مردانی خاطره انگیز کرده&nbsp;و&nbsp;اکثر اوقاتم به مطالعه آثارشان گذشته است و در جوانی با شور و حرارت از تفکراتشان دفاع کرده ام که هر یک به نوعی و به گونه ای شجره طیبه انقلاب اسلامی را بارور کرده اند. یکی را نام، علی بود و دیگری را&nbsp;مرتضی و هر دو نیز جام شهادت نوشیده&nbsp;و در راه دین جانفشانی کرده اند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">شریعتی و مطهری&nbsp;مردانی از جنس&nbsp;علم و عمل&nbsp;بودند، همان ها که هر سئوالی را در آثارشان پاسخی بود و بر هر دردی در کلامشان درمانی. سخنرانی هایشان فراز و فرودی داشت بسان فراز و فرود روح آدمی و با آهنگ کلامشان، جانهای شفیته را راهبر کمال بودند.&nbsp;</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">از خواندن آثارشان و از&nbsp;شنیدن سخنانشان و از دیدن&nbsp;چهره هایشان، شوقی در خاطر پدید می آمد و جوششی در جانها می افتاد که اعتماد به نفس و امید به آینده و شناخت درست،کمترین ثمره های آن برای دوران نوجوانی و جوانی&nbsp;نسل من بود. آثار علی و مرتضی جلوه گر&nbsp;بودند مثل فصل بهار و به مانند این&nbsp;فصل پر ثمر و نیکو خصل. نیز این هر دو در فصل بهار به دیدار حق شتافتند تا در فصل رویش و شکوفایی طبیعت&nbsp;دیگر بار خونشان جوانه های نهال پرثمر اسلام و انقلاب را آبیاری کند.&nbsp;</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">با آنکه صفحات بیشماری درباب آنها نوشته&nbsp;شده، اما&nbsp;شاید هنوز هم بیان مقام معظم رهبری وصف رسایی&nbsp;درباره&nbsp;آنها و به خصوص درباره شریعتی&nbsp; باشد که &laquo;به نظر من شریعتی برخلاف آنچه که همگان تصور می کنند یک چهره همچنان مظلوم است! و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست. یعنی از شگفتی های زمان و شاید از شگفتگی های شریعتی این است که هم طرفدارانش و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کرده اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگه دارند و این ظلمی به اوست. مخالفان او به اشتباهات دکتر شریعتی تمسک می جویند و این موجب می شود که نقاط مثبتی که در او بود را نبینند.بی گمان شریعتی اشتباهاتی داشت و من هرگز ادعا نمی کنم که این اشتباهات کوچک بود اما ادعا می کنم که در کنار آنچه که ما اشتباهات شریعتی می توانیم نام بگذاریم چهره شریعتی از برجستگیها و زیبائیهایی هم برخوردار بود.پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او برجستگی های او را نبینیم. من فراموش نمی کنم که در اوج مبارزات که می توان گفت که مراحل پایانی قال و قیل های مربوط به شریعتی محسوب می شد امام ضمن صحبتی بدون اینکه نام از کسی ببرند اشاره ای کردند به وضع شریعتی و مخالفتهایی که در اطراف او هست. نوار این سخن همان وقت از نجف آمد و در فرونشاندن آتش اختلافات موثر بود. در آنجا امام بدون آنکه اسم شریعتی را بیاورند این جور بیان کرده بودند &quot; کسی را که خدماتی کرده (چیزی نزدیک به این مضمون)به خاط چهار تا اشتباه در کتابهایش بکوبیم این صحیح نیست &quot;این دقیقا نشان می داد موضع درست را در مقابل هر شخصیتی و نه تنها شخصیت شریعتی &raquo; (برگرفته از نشریه صبح دوکوهه - اسفند ۱۳۸۰)</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">&nbsp;او را دوست داشتم چون در ایام جوانی و آنگاه&nbsp; که عطش دانستن در وجودم شراره می کشید، کتابهایش آبی گوارا بود. می خواندم آثارش را چون جان تشنگان دانستن را سیراب می کرد. در کویرش شور عشق بود و فاطمه اش، فاطمه ای دیگر بود.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">شنیده بودم زاده روستایی کوچک است. مسافر مشهد به تهران و تهران به پاریس بوده. در سفرهایش تاریخ و جامعه شناسی خوانده، تشیع صفوی را مقابل تشیع علوی قرار داده یکی را نکوهیده و آن دیگری را ستوده، درباره ابوذر نوشته و از مقام سلمان گفته. امت و امامت را در پرتو اسلام شناسی اش شناخته و شناسانده، در جستجوی انسان بوده و از انسان بی خود سخن گفته است. از همین رهگذر در جستجوی بازگشت به خویشتن خویش بوده است، پس باید مناسک حج را تحلیل می کرد، تشیع علوی را می شناخت، توتم پرستی را می شناساند، درباب جهاد و شهادت می نوشت تا جهان&zwnj;بینی و ایدئولوژی را بهتر توضیح دهد و در نهایت بگوید که حسین وارث آدم است و برای شناخت اسلام روشی لازم است و با چنین روشی، علی انسان&nbsp;کامل و فاطمه فاطمه است. در چنین زمینه ای&nbsp;فلسفه تاریخ در اسلام ، کویر (مجموعه مقالات) ، گفت&zwnj;وگوهای تنهایی، ما و اقبال، مذهب علیه مذهب، مسئولیت شیعه بودن، میعاد با ابراهیم، نامه&zwnj;ها، نیازهای انسان امروز، نیایش، هجرت و تمدن،هنر، یک جلوش تا بینهایت صفرها، ویژگی&zwnj;های قرون جدید، هبوط، استحمار، هبوط در کویر&nbsp;را نیز نوشته است تا دینش را درست بشناساند و دینش را&nbsp;به هموطنانش ادا کند.<br />
</font></p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>(1)مواضع و عملکرد علامه محمد باقر مجلسی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/porseman/cat_2/003227.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3227" title="(1)مواضع و عملکرد علامه محمد باقر مجلسی" />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3227</id>
    
    <published>2009-06-18T09:27:30Z</published>
    <updated>2009-06-24T06:17:47Z</updated>
    
    <summary>علامه ملا محمد باقر مجلسی یکی از مشهورترین علمای شیعه عصر صفوی است که با تالیف کتب متعدد و از جمله بحار الانوار که یک دایره المعارف بزرگ شیعی می باشد، خدمات ارزنده ای به جامعه ارایه نمود. او با توجه به نقش علمی وسیاسی که در عهد صفویه ایفا نمود مورد توجه محققین و مورخین قرار گرفت. بسیاری از بزرگان او را مورد ستایش قرار داده اند اما برخی نیز از عملکرد او انتقاد نموده اند و او را مورد حملات تند خود قرار داده اند؛ تا جایی که او را عالم درباری خوانده اند.</summary>
    <author>
        <name>hosseni</name>
        <uri>admin</uri>
    </author>
            <category term="فرهنگ، جامعه، انقلاب" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p>سید حسن قریشی کرین- منبع&nbsp; فرهنگ، جامعه، انقلاب- انتشارات کانون اندیشه جوان</p>
<p>مرحوم مجلسی که در دستگاه صفویه بود، صفویه را آخوند کرد؛ نه خودش را صفویه کرد. آن ها را کشاند توی مدرسه و توی علم و توی دانش؛ تا آن اندازه ای که البته توانست.( امام خمینی ره)</p>
<p>مقدمه</p>
<p>علامه ملا محمد باقر مجلسی یکی از مشهورترین علمای شیعه عصر صفوی است که با تالیف کتب متعدد و از جمله بحار الانوار که یک دایره المعارف بزرگ شیعی می باشد، خدمات ارزنده ای به جامعه ارایه نمود. او با توجه به نقش علمی وسیاسی که در عهد صفویه ایفا نمود مورد توجه محققین و مورخین قرار گرفت. بسیاری از بزرگان او را مورد ستایش قرار داده اند اما برخی نیز از عملکرد او انتقاد نموده اند و او را مورد حملات تند خود قرار داده اند؛ تا جایی که او را عالم درباری خوانده اند.(رک. شریعتی، علی، تشیع علوی و تشیع صفوی؛ ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران،ج5، بخش اول ادوارد بروان، تاریخ ادبیات ایران)</p>
<p>این دسته اخیر پرسش ها و شبهاتی در ذهن خوانندگان به وجود آورده اند؛ از جمله اینکه علامه مجلسی عالمی درباری بود که با خدمات خود به درباریان و سلاطین در برقراری و استمرار استبداد نقش داشته است. بنابراین قول او با پذیرش مناصب دولتی، ظلم پادشاهان را توجیه و حتی تایید می کرد و با مبارزه با صوفیان، اقلیت های مذهبی و اهل سنت نه تنها اوضاع اجتماعی را متشنج می ساخت بلکه تسلط بیگانه را نیز فراهم می نمود. </p>
<p>در این مقال برآنیم که به این پرسش ها و شبهات تا حد توان پاسخ دهیم: موضع علامه در قبال حکومت صفوی چه بود و چرا او برخی مناصب را پذیرفت؟ ورود او به دربار به نفع ملت و دین بود یا به زیان آنها؟ علامه چه نوع برخوردی با صوفیان، اهل سنت، فلاسفه و اخباریان داشت و وجود او موجب بقای صفویان بود یا عامل زوال این سلسله؟</p>
<p>علامه محمد باقر مجلسی(1037-1110 ه.ق) یکی از سرشناس ترین علمای شیعه در عصر صفوی است. او و پدر بزرگش در قریه مجلس اصفهان می زیستند و از همین رو به مجلسی ملقب شدند. خدمات علامه مجلسی در زمینه فقه، حدیث و سیاست بسیار است. بحارالانوار به عنوان بزرگترین دایره المعارف حدیث شیعه از جمله آثار فرهنگی اوست.</p>]]>
        55897485325566111111_text_more.jpg
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>حنجره‏اي كه از آن به روحانيت اهانت شده، بايد دريده شود</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/topnews/003221.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3221" title="حنجره‏اي كه از آن به روحانيت اهانت شده، بايد دريده شود" />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3221</id>
    
    <published>2009-06-16T02:41:59Z</published>
    <updated>2009-06-24T06:17:47Z</updated>
    
    <summary>ساعت 10 صبح روز اول بهمن 1343 هنگامي كه حسنعلي منصور با غرور تمام قصد پياده شدن از اتومبيل خود در جلوي درب ورودي مجلس شوراي ملي را داشت، هدف گلوله شهيد محمد بخارايي از اعضاء شاخه اجرايي هيئت مؤتلفه اسلامي قرار گرفت و چند روز بعد به هلاكت رسيد
</summary>
    <author>
        <name>hosseni</name>
        <uri>admin</uri>
    </author>
            <category term="خبر اول" />
            <category term="مقالات" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font face="Tahoma">&nbsp;ساعت 10 صبح روز اول بهمن 1343 هنگامي كه حسنعلي منصور با غرور تمام قصد پياده شدن از اتومبيل خود در جلوي درب ورودي مجلس شوراي ملي را داشت، هدف گلوله شهيد محمد بخارايي از اعضاء شاخه اجرايي هيئت مؤتلفه اسلامي قرار گرفت و چند روز بعد به هلاكت رسيد.<br />
فتواي قتل منصور از جانب آيت&rlm;اللَّه سيد محمد هادي ميلاني در مشهد صادر شده بود. مي&rlm;گويند وقتي در دادگاه از محمد بخارايي سؤال مي&rlm;كنند كه با دو گلوله اول منصور زنده نمي&rlm;ماند ولي چرا سومين گلوله را به گلوي او شليك كردي؟ آن جوان رشيد در پاسخ گفت: حنجره&rlm;اي كه از آن به روحانيت اهانت شده، بايد دريده شود</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شهيد محمد بخارائي فرزند علي اکبر در سال 1323ه.ش در جنوب شهر تهران به دنيا آمد او پس از پايان دورة مدرسه با شهيد رضا صفار هرندي دوست صميمي شد و در جلسات حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ علي اصغر هرندي با اسلام و افکار روشنفکرانه در نهضت امام آشنا گرديد. با آغاز نهضت امام خميني، شهيد بخارائي و شهيد هرندي با مؤتلفه اسلامي آشنا شدند و شهيد عراقي آن ها را براي جهاد مسلحانه شايسته يافت و آنان را با شهيد اماني مرتبط ساخت. شهيد اماني تحولي نو در روحيه آنها پديد آورد و شرکت در دوره هاي تمرين مسلحانه روابط آنها را مستحکم کرد. او در عمليات بدر براي اجراي در کلمه الهي در به هلاکت رساندن حسنعلي منصور نقش ويژه اي داشت و پس از شليک دو گلوله به طرف منصور، از صحنه بيرون آمد ولي با لغزيدن پاي او روي يخ خيابان در جلوي مسجد سپهسالار سابق (مدرسه شهيد مطهري فعلي) به زمين افتاد و دستگير شد ولي در کلانتري بهارستان به نصيري معدوم با شجاعت و صراحت پاسخ هايي داد که او برآشفت و با عصاي مارشالي به دهانش زد و آن را غرق خون کرد. شهيد بخارائي با اينکه نوجواني 20 ساله بود ولي در باز جوئي ها و بيدادگاه همگان را از بلاغت و فصاحت و شجاعت خود به تحسين واداشت.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">او به همراه همرزمانش به اين نتيجه رسيده بود كه تنها راه نجات كشور و بهترين عمل ممكن در آن زمان اقدام مسلحانه است.مرحوم حاج سعيد اماني برادر و همرزم شهيد اماني مي&zwnj;گويد:&laquo;وقتي كه حضرت امام براي مردم بيان كردند كه براي مبارزه با رژيم بايد فعاليت چشمگيري داشت اينها به اين نتيجه رسيدند كه يك نمونه از فعاليت بالاتر ايجاد گروه و مبارزه مسلحانه است. در بعضي موارد ـ چون در آن سنخ فكري جامعه هنوز مبارزه مسلحانه اعتبار لازم را نداشت ـ بعضي به شهيد حاج صادق اشكال مي&zwnj;گرفتند كه چرا اقدام مسلحانه كرده است و ما جواب مي&zwnj;داديم كه او يك قدم بدون اجازه مراجع و ولي فقيه برنمي&zwnj;دارد&raquo;.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">&nbsp;بادام&zwnj;چيان در زمينه اذن علما گفته است:&laquo;براي اعدام انقلابي شاه و يا منصور هم نظر علما و بزرگان را خواستند قبل از تبعيد امام فرموده بودند حالا زود است و پس از آن كه به ايشان دسترسي نبود شهيد مطهري و شهيد بهشتي [كه حضرت اما براي چنين مواقعي منصوب فرموده بودند] در اين قضيه اجازه دادند و در نهايت مرجع تقليدي مثل آيت&zwnj;الله ميلاني حكم را تأييد نمودند&raquo;.</font><font face="Tahoma">مساله بعدي پس از تاييد علما&nbsp; مكان اجراي حكم&nbsp; بود در اين رابطه سه امكان وجود داشت، مسجد مجد كه منصور براي ختم مي&zwnj;رفت، افتتاح شركت تعاوني ارتش و مقابل مجلس.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">يكي از همرزمان شهيدان مي&zwnj;گويد: &laquo;... </font></p>
<div class="selective">در رابطه با مسجد مجد، برادران در زندان&nbsp; مطلب را اينگونه باز كردند كه وقتي خدمت شهيد صادق اماني گفتند كه در مسجد مجد براي ما ساده&zwnj;ترين راه است كه انجام بدهيم، و گير هم نمي&zwnj;افتيم، احتمال خطر هم بسيار كم است، در تعاوني&nbsp; نيز&nbsp; امكان عمل زياد است ولي خطر يك خورده بيشتر از آن مسجد است، اما در ميدان بهارستان جلوي مجلس احتمال توفيق كم است و خطر زياد،&nbsp; بالاخره&nbsp; در جمع&zwnj;بندي، شهيد صادق اماني رحمه&zwnj;الله عليه&nbsp; مي&zwnj;گويد كه مسجد كم خطر است اما بعداً كساني به مسجد نمي&zwnj;آيند، مي&zwnj;گويند آنجا خطر است. ما در خانة خدا كه جاي امن است نبايد چنين كاري را بكنيم، بايد خطر را با خودمان بخريم و آسان را نپذيريم. در رابطه با تعاوني به اين مي&zwnj;رسند كه اگر در آنجا منصور را بزنند با اينكه راحت&zwnj;تر از بهارستان است، نتيجه&zwnj;اش اين شود كه مي&zwnj;توانند بگويند اينها ضد تعاوني بودند كه در تعاوني منصور را زدند... مي&zwnj;توانستند عده&zwnj;اي واقعاً صحنه را جوري جلوه دهند، كه اينها طرفدارهاي سرمايه&zwnj;دارها هستند يا با تعاوني مخالفند. اما در مجلس او براي قرارداد تازه&zwnj;اي كه يك وضع بسيار زشتي را براي ملتمان دومرتبه پيش&zwnj;بيني مي&zwnj;كردند، داشت به مجلس مي&zwnj;برد</div>
<p align="justify">...&raquo;</p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">سرانجام شب عمليات فرا مي رسد. در شب عمليات هر چهار نفر در منزل شهيد بخارايي جمع شدند تا آخرين دقتهاي لازم را در برنامة خود را انجام دهند. شهيد عراقي مي&zwnj;گويد: &laquo;اينها جلسه&zwnj;اي در شب پنج&zwnj;شنبه داشتند؛يك قطعنامه اي در 6 ماده تنظيم مي&zwnj;شود:</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">اعوذ بالله من الشيطان الرجيم</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">بسم الله الرحمن الرحيم</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">&laquo;ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفاً كانهم بنيان مرصوص&raquo;</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">ناله را هرچند مي&zwnj;خواهم كه پنهان بركشم</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">سينه مي&zwnj;گويد كه من تنگ آمدم فرياد كن</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">ما با قلبي سوزان آماده شهادتيم، ديدن اين تن&zwnj;هاي برهنه، شكمهاي گرسنه و بدنهاي ناتواني كه زير تازيانه&zwnj;هاي عمّال استعمار آنها را به پرستيدن پيكر محنوس شاه وا مي&zwnj;دارند، ما و هر انسان را رنج مي&zwnj;دهد. ما براي اولين&zwnj;بار شليك گلوله را بر روي دشمنان شما ملت ايران، طنين&zwnj;انداز مي&zwnj;كنيم، باشد كه شما نيز پيروي كنيد. ... ما همانند سرور شهيدان حسين&zwnj;بن علي عليه&zwnj;السلام زندگي را عقيده و جهاد در راه آن مي&zwnj;دانيم... شما اي ملت ايران... با قلبي مملو از ايمان به پاخيزيد و اين عاملين منفور استعمار و حيات كثيف حاكمه را يكباره نابود سازيد. ما از وراي اين جهان با شما سخن مي&zwnj;گوييم. نترسيد به پاخيزيد و خود را به كاروان شهداء ملحق سازيد...</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">آن شب تا ساعت 12 به تنظيم برنامه&zwnj;هاي فردا مي گذرد، ، بعد از آن مقداري مي&zwnj;خوابند و در حدود يك ساعت به اذان صبح،&nbsp; بلند شده و مشغول نماز شب&nbsp; مي&zwnj;شوند.&nbsp; صبح روز بعد، يعني پنج&zwnj;شنبه اول بهمن ماه، مصادف با 17 رمضان، روز عمليات بدر، مأمورين اجراي حكم، تحت فرماندهي شهيد حاج صادق اماني با زبان روزه حركت مي&zwnj;كنند و به طرف (ميدان) بهارستان مي روند.<br />
شهيد بخاريي درباه نحوه عمليات مي گويد:&laquo;من در زندان از شهيد بخارايي پرسيدم چگونه عمليات انجام گرفت؟ ايشان تعريف كرد ماشين منصور داخل نرفت بيرون ايستاد در يك ماشين خودش نشسته بود و در ماشين ديگر يك تعداد افسر مسلح اسكورتش مي&zwnj;كردند. من نامه را به دستش دادم در يك دستش نامه بود و روي دست ديگرش باراني يك تير به شكمش شليك كرد و بعدي را به حنجره&zwnj;اش زدم كه حنجره&zwnj;اش را دريد. افسرهايي كه در ماشين پشت&zwnj;سر بودند اسلحه&zwnj;ها را در ماشين گذاشتند، در ماشين را قفل كردند و از كوچه پشت مجلس فرار كردند. مأمورين مجلس جنازه منصور را در ماشين گذاشتند و من هنگام فرار دستگير شدم و مرا به كلانتري بهارستان بردند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">نصيري آمد ـ در آن موقع رئيس شهرباني بود ـ پرسيد اسمت چيست گفتم به تو مربوط نيست اسم خودت چيست. گفت من نصيري هستم، گفتم من نمي&zwnj;دانم نصيري كيست چه كاره هستي گفت رئيس شهرباني، تو اسمت چيست؟ گفتم من نمي&zwnj;گويم. با عصاي مارشالي زد و دوتا دندانم را شكست و مرا به كلانتري سپرد و گفت: هيچ&zwnj;كس با اين تماس نگيرد حتي خبرنگاران و رفت. من اين را كه شنيدم وقتي سوار ماشينم كردند ببرند خودم را پشت شيشه عقب چسباندم و از من عكس گرفتند چون قرار بود هم اعتصاب غذا كنيم هم اعتصاب حرف هيچ نگفتم. قانون اين است كه يك شب بيشتر نمي&zwnj;توانند در آگاهي نگه دارند و بايد تحويل زندان بدهند. چون ديدند كاري نمي&zwnj;توانند بكنند مي&zwnj;خواستند تحويل زندان بدهند حتي بند كفشم را باز كردند بلكه سندي بيابند تكه كاغذي در جيب پيراهنم بود كه تلفن مدرسه خزائلي را نوشته بودم. سريع بوسيلة تلفن رفتند و از مداركم به خانه ما رفتند و از آنجا قضيه لو رفت.&raquo;</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">آقاي شهاب مي&zwnj;گويد:&laquo;ما در زندان انفرادي بوديم من كنار شهيد حاج صادق اماني بودم و هر سلول 2 پاسبان داشت يكي حركات ما را مي&zwnj;نوشت و ديگري مراقب بود كه پاسبان اول با ما سازش نكند. يك روز ناگهان مأموران به زندان ريختند پرسيدم چه خبر است به حاج صادق گفتند: بيا بيرون! حاج صادق بلند شد و بيرون آمد معلوم شد چون حاج صادق با آسودگي خاطر و راحت مي&zwnj;خوابيد و آنها انتظار چنين عكس&zwnj;العملي نداشتند گمان كرده بودند ايشان مرده است و نگران شده بودند. ايشان خيلي راحت مي&zwnj;خوابيد گويي به معشوق خود رسيده بود خيلي كم غذا مي&zwnj;خورد و يك سر سوزن اضطراب نداشت&raquo;.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شهيد عراقي در خاطرات خود اينگونه مي&zwnj;نويسد:&laquo;فردا شب كه روز سه&zwnj;شنبه بود ـ روز 25 خرداد ـ بعد از نماز مغرب و عشا بود كه آمدند عقب من و حاج هاشم اماني، رفتيم دفتر سرهنگ پريور ـ رئيس كل زندان ـ او اين جور صحبت را شروع كرد كه ديدي به تو گفتم كه شاه مي&zwnj;آيد و تخفيف مي&zwnj;دهد و مورد عفو قرار مي&zwnj;گيريد و چه مي&zwnj;شود و چه مي&zwnj;شود، از اين حرفها. خلاصه&zwnj;اش شما و ايشان مورد رحمت شاه قرار گرفته&zwnj;ايد. ما اولين سؤالي كه كرديم، گفتيم كه آن چهارتا بچه&zwnj;ها جريانشان چه مي&zwnj;شود؟ گفت هنوز به ما دستوري نداده&zwnj;اند. بعد گفتيم كه اگر اين مرحمت را جايي وارد نكرده&zwnj;اند و مي&zwnj;شود برگردانيد. به آنها بگوييد برگردانند، ما اين مرحمت را نخواستيم. گفت شما اصلاً عقلتان كم است، ديوانه هستيد، آدم حسابي كه اينجوري حرف نمي&zwnj;زند، بلندشو برو يك تشكر بكن، يك نامه بنويس. گفتم نه، فرق بين ما و شما اين است كه شما براي زندگي دو روزه&zwnj;ات حاضريد تن به هر ذلت بدهيد، ما سعي مي&zwnj;كنيم كه از اينجا زود رخت بكنيم و برويم، اين دوتا فرهنگ است، دوتا فكر است، آن عينكي كه تو به چشمت زده&zwnj;اي و دنيا را داري با آن مي&zwnj;بيني و آن عينكي كه ما به چشممان زده&zwnj;ايم و دنيا را با آن مي&zwnj;بينيم دو نوع عينك است و دو نوع ديد است. ما بلند شديم آمديم.&raquo;</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">آقاي شهاب از وداع اينگونه مي&zwnj;گويد:&laquo;قبل از اعدام مي&zwnj;خواستند يك يك ما را صدا كنند. اولين نفر شهيد عراقي را صدا كردند ـ ايشان خيلي زرنگ بود تا بيرون رفت فهميد آنها مي&zwnj;خواهند به اين وسيله آن چهار نفر را نگه دارند تا براي اعدام به زندان ديگر ببرند ـ او به رئيس زندان گفت: &laquo;ما مثل ماهي كه از آب بيرون افتاده تقلا مي&zwnj;كنيم تا شهيد شويم، ناراحت نيستيم مي&zwnj;خواهيم اعدام شويم اگر از ما ترس داريد ناراحت نباشيد ما با اين عشق آمده&zwnj;ايم همه را صدا كن تا با هم چايي بخوريم و وداع كنيم&raquo;. همه آمديم شهيد اماني گفت: &laquo;من براي شما چه كنم؟ ما كه به آرزوي خود مي&zwnj;رسيم. شما مي&zwnj;خواهيد اسير شويد ما براي شما دعا مي&zwnj;كنيم&raquo; سپس افزود: &laquo;آقايان شما بلندگوي ما هستيد، ما فقط و فقط براي بقاي اسلام و روحانيت اين اقدام را كرديم&raquo;. پس از آن وداع كرديم و ايشان را بردند و ما را به زندان برگرداندند. در بند صداي تيرها را شنيدم و فرداي آن روز ما را به زندان قصر منتقل كردند&raquo;.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">&nbsp;عسگراولادي از شب وداع اينگونه روايت مي&zwnj;كند:&laquo;آن شهدا شاد بودند و شايد از همه آرامتر و شادمانتر شهيد صادق اماني بود. با اينكه او همسر و دو فرزند داشت و سه نفر ديگر هنوز ازدواج نكرده بودند. اما از همه آرامتر و شادمانتر، روزها به بحث و شبها به تفسير قرآن مي&zwnj;گذشت و در آخر هر شب مناجات بود و آن شهدا مناجات ويژه داشتند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">همسر شهيد اماني از آخرين ديدار خود اينگونه مي&zwnj;گويد:&laquo;دفعة آخري كه مي&zwnj;خواستيم به ملاقات برويم مادر شهيد اماني گفتند به صادق بگو من از تو راضي هستم انشاءالله امام زمان و خدايت از تو راضي باشند. وقتي من خدمت ايشان رسيدم و پيام را رساندم خيلي خوشحال شدند دستها را بالا بردند و خدا را شكر كردند و گفتند به مادرم بگوييد عمده نگراني من رضايت شما بود&raquo;.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">آقاي عسگراولادي در خاطره&zwnj;اي ديگر مي&zwnj;فرمايند: &laquo;شهيد حاج صادق اماني در شب وداع خواب ديده بود كه كسي به ايشان مي&zwnj;گويد تو در حال رفتني دو فرزندت قاسم و صديقه را به كه مي&zwnj;سپاري ايشان مي&zwnj;گفتند من در عالم خواب گفتم همان كار كه مولايمان سيدالشهداء كرد و فرمود &laquo;استودعكم الله&raquo; من اين دو را به خدا مي&zwnj;سپارم چون من به جانب خدا در حال حركت هستم&raquo;.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شهيد عراقي نيز از آخرين وداع اينگونه مي&zwnj;گويد:&laquo;ما مسأله را مطرح كرديم به اينكه در اين مسافرتي كه بنايش را با هم گذاشتيم و اميد داشتيم تا آخرين منزلگاه در اين سفر با هم باشيم، ولي چون هركاري قابليت و لياقتي مي&zwnj;خواهد، من و برادرم هاشم لياقت اين را نداشتيم كه در اين سفر با شما همراه باشيم. در حال شما هستيد كه گوي سبقت را از ما ربوديد. اين است كه من به نوبة خودم متأثرم و متأسفم كه چرا اين لياقت در من نبوده كه در اين حالت حداقل به دنبال شما باشم و دنباله&zwnj;رو شما باشم. بعد از من مرحوم حاج صادق [اماني] صحبت كرد، او هم خطاب كرد به اين كه از آرزوهاي من بود كه اين شب را ببينم و نمي&zwnj;دانم كه چه طوري شكر اين نعمت را بجا بياورم كه چنين چيزي نصيبم شده و من وصيت مي&zwnj;كنم به شما كه به خانواده من بگوييد كه براي من ختم نگيرند و اينگونه در سحرگاه 26 خرداد ماه1344 مردان حق به ديدار معشوق خويش شتافتند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma"></font>&nbsp;</p>]]>
        20090306144636c200motalefeh2557745856_text_more.jpg
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>كانون انديشه جوان منتشر كرد:سما/ سطح چهارم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/topnews/003219.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3219" title="كانون انديشه جوان منتشر كرد:سما/ سطح چهارم" />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3219</id>
    
    <published>2009-06-13T08:36:05Z</published>
    <updated>2009-06-24T06:17:47Z</updated>
    
    <summary>کتاب سما، سطح 4 مجموعه ای است که کتاب های متعددی را در قالب سیر مطالعات اسلامی در اختیار خوانندگان خود می گذارد. آثاری که در سما معرفی گردیده اند به تفکیک موضوعی دسته بندی شده اند؛ در هر موضوع آثار منتخب به ترتیب اولویت پیشنهادی جهت مطالعه، به همراه چکیده ای از کتاب ارائه شده است تا دورنمایی کلی از محتوای اثر را پیش روی خواننده قرار دهد.</summary>
    <author>
        <name>hosseni</name>
        <uri>admin</uri>
    </author>
            <category term="خبر اول" />
            <category term="سیر مطالعات اسلامی (سما)" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p align="justify"><span style="FONT-SIZE: 10pt"><span style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">کتاب سما، سطح 4&nbsp;مجموعه ای است که کتاب های متعددی را در قالب سیر مطالعات اسلامی در اختیار خوانندگان خود می گذارد. آثاری که در سما معرفی گردیده اند به تفکیک موضوعی دسته بندی شده اند؛ در هر موضوع آثار منتخب به ترتیب اولویت پیشنهادی جهت مطالعه، به همراه چکیده ای از کتاب ارائه شده است تا دورنمایی کلی از محتوای اثر را پیش روی خواننده قرار دهد.<br />
</span></span><span style="FONT-SIZE: 10pt"><span style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">مجموعه کتابهای سیر مطالعاتی در چهار سطح تدوین گردیده اند. سطح اول برای دانش آموزان دبیرستانی و پیش دانشگاهی، سطح دوم برای جوانان در سطح دیپلم و سطح سوم برای دانشجویان مقطع کاردانی و کارشناسی و سطح چهارم برای مقطع کارشناسی ارشد و دکتری پیش بینی شده است. <br />
</span></span><span style="FONT-SIZE: 10pt"><span style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">سما پاسخی به &laquo; چه بخوانیم؟ &raquo; است و موضوعات متنوعی از قبیل: حکمت و دین شناسی، اخلاق و عرفان، قرآن و حدیث، تاریخ، ادبیات، سیاست و غیره را در بر دارد. اين&nbsp;اثر در 280 صفحه و در قطع&nbsp; رقعي&nbsp;توسط انتشارات كانون انديشه جوان و در سال 1388 به چاپ رسيده است.<br />
</span></span></p>]]>
        phpthumb_generated_thumbnail558844_text_more.jpg
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>كانون انديشه جوان منتشر كرد: سما/ سطح سوم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/topnews/003218.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3218" title="كانون انديشه جوان منتشر كرد: سما/ سطح سوم" />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3218</id>
    
    <published>2009-06-13T08:30:52Z</published>
    <updated>2009-06-24T06:17:47Z</updated>
    
    <summary>کتاب سما مجموعه ای است که کتاب های متعددی را در قالب سیر مطالعات اسلامی در اختیار خوانندگان خود می گذارد. آثاری که در سما معرفی گردیده اند به تفکیک موضوعی دسته بندی شده اند؛ در هر موضوع آثار منتخب به ترتیب اولویت پیشنهادی جهت مطالعه، به همراه چکیده ای از کتاب ارائه شده است تا دورنمایی کلی از محتوای اثر را پیش روی خواننده قرار دهد.
</summary>
    <author>
        <name>hosseni</name>
        <uri>admin</uri>
    </author>
            <category term="خبر اول" />
            <category term="سیر مطالعات اسلامی (سما)" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p align="justify"><span style="FONT-SIZE: 10pt"><span style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">کتاب سما مجموعه ای است که کتاب های متعددی را در قالب سیر مطالعات اسلامی در اختیار خوانندگان خود می گذارد. آثاری که در سما معرفی گردیده اند به تفکیک موضوعی دسته بندی شده اند؛ در هر موضوع آثار منتخب به ترتیب اولویت پیشنهادی جهت مطالعه، به همراه چکیده ای از کتاب ارائه شده است تا دورنمایی کلی از محتوای اثر را پیش روی خواننده قرار دهد.<br />
</span></span><span style="FONT-SIZE: 10pt"><span style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">مجموعه کتابهای سیر مطالعاتی در چهار سطح تدوین گردیده اند. سطح اول برای دانش آموزان دبیرستانی و پیش دانشگاهی، سطح دوم برای جوانان در سطح دیپلم و سطح سوم برای دانشجویان مقطع کاردانی و کارشناسی و سطح چهارم برای مقطع کارشناسی ارشد و دکتری پیش بینی شده است. <br />
</span></span><span style="FONT-SIZE: 10pt"><span style="FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">سما پاسخی به &laquo; چه بخوانیم؟ &raquo; است و موضوعات متنوعی از قبیل: حکمت و دین شناسی، اخلاق و عرفان، قرآن و حدیث، تاریخ، ادبیات، سیاست و غیره را در بر دارد. اين كتاب در 160 صفحه و قطع رقعي توسط انتشارات كانون انديشه جوان در سال 1388 منتشر شده است.<br />
</span></span></p>]]>
        phpthumb_generated_thumbnail99663322_text_more.jpg
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>كشف حجاب در جديد ترين شماره زمانه </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/news/public_news/003217.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3217" title="كشف حجاب در جديد ترين شماره زمانه " />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3217</id>
    
    <published>2009-06-13T05:55:53Z</published>
    <updated>2009-06-24T06:17:47Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>moghan</name>
        <uri>diarema.blogfa.com</uri>
    </author>
            <category term="اخبار عمومی" />
            <category term="اخبار عمومی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p><font face="Tahoma">هفتاد و ششمين و هفتاد و هفتمين شماره ماهنامه زمانه با موضوع كشف حجاب منتشر شد<br />
به گزارش پايگاه اطلاع رساني كانون انديشه جوان در این شماره می خوانیم:</font></p>
<p><font face="Tahoma">&nbsp;&nbsp; - چکمه ها و چادرها/ سخن نخست <br />
- اسیران آزادی/ گفت و گو با دکترمهدی صلاح <br />
- کشف حجاب و تجدد اجباری/ حمید هوشنگی <br />
- تمدن با طعم بی حجابی/ رضا زریری <br />
- تجدد به رسم آتاتورکی و رضاخانی/ علی بیگدلی <br />
- پیکار شاعرانه در معرکه کشف حجاب/ محمدسبحان راستگو <br />
- لباس بهانه ای بیش نبود/ حمیدرضا فرهمند <br />
- قیام گوهرشاد/ رحیم روحبخش <br />
- اسنادی در زمینه شکست ممنوعیت حجاب/ فاطمه فرهمند <br />
- عفاف علیه حجاب/ حمید اعلایی <br />
- سایه استعمار و استبداد بر فرهنگ ایران عصر پهلوی/ حمید مسعودی - هویت ملّی در جنبش دانشجویی تبریز/ رحیم نیکبخت <br />
- خدمت گزار اعظم/ یحیی کلانتری- ارسطو خداپرست <br />
- تاریخ نگاری به سبک پهلوی/ مسعود رضایی - نقدی بر کتاب &laquo;انقلاب مشروطیت&raquo; از دایره المعارف ایرانیکا/ محمدرحیم عیوضی - خبر و نظر <br />
- چکیده انگلیسی<br />
برای دریافت اطلاعات بیشتر با شماره تلفن های 88503341 و 88505402 تماس حاصل فرمایید.&nbsp; <br />
</font></p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>كتاب سطح سوم و چهارم سير مطالعات اسلامي (سما ) از سوي كانون انديشه جوان منتشر شد </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/news/kanoon_news/003216.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3216" title="كتاب سطح سوم و چهارم سير مطالعات اسلامي (سما ) از سوي كانون انديشه جوان منتشر شد " />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3216</id>
    
    <published>2009-06-13T05:01:25Z</published>
    <updated>2009-06-24T06:17:47Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>moghan</name>
        <uri>diarema.blogfa.com</uri>
    </author>
            <category term="اخبار کانون اندیشه جوان" />
            <category term="اخبار کانون اندیشه جوان" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p><font face="Tahoma"><font face="Tahoma">كتاب سما، مجموعه اي است كه كتاب هاي متعددي را در قالب سير مطالعات اسلامي در اختيار خوانندگان قرار مي دهد. آثاري كه در سما معرفي شده است، به تفكيك موضوعي دسته بندي شده اند و در هر موضوع آثار منتخب به ترتيب اولويت پيشنهادي جهت مطالعه، به همراه چكيده اي از كتاب ارائه شده، تا دورنمايي كلي از محتواي اثر را پيش روي خواننده قرار دهد.<br />
به گزارش پايگاه اطلاع رساني كانون انديشه جوان كتاب سير مطالعات اسلامي (سما) در چهار سطح تدوين شده است كه سطح اول براي دانش آموزان دبيرستاني، سطح دوم براي جوانان ديپلمه، سطح سوم براي دانشجويان مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد و سطح چهارم نيز مختص دانشجويان دكترا است <br />
اين مجموعه كتاب ها موضوعاتي مانند حكمت و دين شناسي، اخلاق و عرفان، قرآن و حديث، تاريخ، ادبيات، سياست را در بر مي گيرد.<br />
لازم به ذكر است كه كتاب سطوح يك و دو اين مجموعه با شمارگان 3000 نسخه و قيمت 1800 تومان و كتاب سطح سوم با قيمت 3000 تومان منتشر شده است.<br />
</font></font></p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title> میان ماه من تا ماه گردون / تفاوت از زمین تا آسمان است</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/note/003213.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3213" title=" میان ماه من تا ماه گردون / تفاوت از زمین تا آسمان است" />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3213</id>
    
    <published>2009-06-11T16:56:45Z</published>
    <updated>2009-06-24T06:17:47Z</updated>
    
    <summary>زیستن در دنیایی که هر کسی نامی بر آن می نهد و تغییر، عنصر ذاتی آن به حساب می آید و هر روز رسانه های ارتباط جمعی، این حاکمان بلا منازع، خواست ها، علایق، نیازها،افکار و الگوی جدیدی برای چگونه زیستن آدمی ارایه می کنند، بسان زیست موجود مسخ شده ای است که اراده ای از خود ندارد و آنگونه رفتار می کند که مسخرینش انتظار دارند. 

در این دنیای پر شر و شور و در جهانی که ارزش ها در حال نابودی یکدیگرند و دیگر برای حقیقت، به قول معروف تره هم خرد نمی کنند، هنوز بارقه امیدی وجود دارد که یادگار آخرین فرستاده خداوند بر زمین است. 

توسل به قرآن کریم و خاندان اهل بیت نبوت تنها راه گریز از شرارت های انسان خاکی و تفکر مادی است. در دنیایی که جسم و بدن اصالت پیدا می کند و انسان چیزی جز ماده ای بی ارزش نیست و آنچه برای انسان مهم است، لذت و لذت و لذت است، تنها راه گریز و نجات، چنگ زدن به دامان میراثی است که جهان،باقی به حرمت حضور و وجود آنان است. 

در چنین زمانه ای،سالروز ولادت دخت گرامی پیامبر اکرم بهانه ای است برای دیگربار نگریستن به نعمتی که خداوند از سر رحیمیتش  به بندگانش ارزانی داشته است و با خلق نمونه بانویی بزرگ و والا مقام نمادی از انسان را به آدمیان برای همیشه دنیا نشان داده است.

 در زمانه ای که انسان با حیوانیتش شناخته می شود و زنان به کالاهایی می مانند که به آنها جز برای در خدمت سرمایه داران و حاکمان بودن نگریسته نمی شود.سالروز ولادت بانویی عظیم الشان چون فاطمه زهرا(س) به ما یادآور می شود که می توان امیدوار بود و هنوز راه نجاتی وجود دارد.شاهراه نجات توجه به شخصیت و زندگانی مغفول بزرگ بانوی اسلام. 

تفاوت الگوی زن مسلمان با الگوی زن غربی، تنها تفاوت در پوشش نیست که در کنار آن، تفاوت در دنیاهای آنان است. تفاوت در نوع نگاه و چیزهای است که به آن می نگرند. به قول فلاسفه هستی شناسی و معرفت شناسی آنها سراسر با هم متفاوت است. </summary>
    <author>
        <name>hosseni</name>
        <uri>admin</uri>
    </author>
            <category term="یادداشت هفته" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p><font size="2">زیستن در دنیایی که هر کسی نامی بر آن می نهد و تغییر، عنصر ذاتی آن به حساب می آید و هر روز رسانه های ارتباط جمعی، این حاکمان بلا منازع،&nbsp;خواست ها، علایق، نیازها،افکار و الگوی جدیدی برای چگونه زیستن آدمی ارایه می کنند،&nbsp;بسان زیست موجود مسخ شده ای است که اراده ای از خود ندارد و آنگونه رفتار می کند که مسخرینش انتظار دارند.&nbsp;</font></p>
<p><font size="2">در این دنیای پر شر و شور و در جهانی که ارزش ها در حال نابودی یکدیگرند و دیگر برای حقیقت، به قول معروف تره هم خرد نمی کنند، هنوز بارقه امیدی وجود دارد که یادگار آخرین فرستاده خداوند بر زمین است. </font></p>
<p><font size="2">توسل به&nbsp;قرآن کریم و&nbsp;خاندان اهل بیت نبوت تنها راه گریز از شرارت های انسان خاکی و تفکر مادی است. در دنیایی که&nbsp;جسم و بدن&nbsp;اصالت پیدا می کند و انسان چیزی جز ماده ای بی ارزش نیست و آنچه برای انسان مهم است، لذت و لذت و لذت است، تنها راه گریز و نجات، چنگ زدن به دامان میراثی است که جهان،باقی به حرمت حضور و وجود آنان است. </font></p>
<p><font size="2">در چنین زمانه ای،سالروز ولادت دخت گرامی پیامبر اکرم بهانه ای است برای دیگربار نگریستن به نعمتی که خداوند از سر رحیمیتش&nbsp; به&nbsp;بندگانش ارزانی&nbsp;داشته است و با خلق نمونه&nbsp;بانویی بزرگ و&nbsp;والا مقام نمادی از انسان را به آدمیان&nbsp;برای همیشه دنیا نشان داده است.</font></p>
<p><font size="2">&nbsp;در زمانه ای که انسان با حیوانیتش شناخته می شود و زنان به کالاهایی می مانند که به آنها&nbsp;جز برای در خدمت سرمایه داران و حاکمان بودن&nbsp;نگریسته نمی شود.سالروز ولادت بانویی عظیم الشان چون فاطمه زهرا(س) به ما یادآور می شود که می توان امیدوار بود و هنوز راه نجاتی وجود دارد.شاهراه نجات توجه به شخصیت و زندگانی مغفول بزرگ بانوی اسلام.&nbsp;</font></p>
<p><font size="2">تفاوت الگوی زن مسلمان با الگوی زن غربی، تنها تفاوت در پوشش نیست که در کنار آن، تفاوت در دنیاهای آنان&nbsp;است. تفاوت در نوع نگاه و چیزهای است که به آن&nbsp;می نگرند. به قول فلاسفه هستی شناسی و معرفت شناسی آنها سراسر با هم متفاوت است. در حالی که زن غربی تحت تاثیر مدرنیسیم و ایسم های زیر مجموعه آن، جهان را در ماده خلاصه&nbsp; کرده و شناخت را منحصر به تجربه و حواس می داند، زن مسلمان ماده را فرعی برای اصلی می داند که اصالتش جاودانی و بقایش پایدار است. برای زن مسلمان غیر از&nbsp;جهان مادی و شناخت تجربی جهانی&nbsp;معنوی و&nbsp;شناختی&nbsp;شهودی نیز وجود دارد&nbsp;. </font></p>
<p><font size="2">خود نمایی و اصالت بدن و زیبایی ظاهری تنها زمانی می تواند شیوه زندگی آدمی را تعیین کند که آنچه&nbsp;در زندگی اش&nbsp; اصالت دارد همانی باشد که می بیند و حس می کند و هر چیز ورای آن بی معنی باشد.&nbsp;&nbsp; زن مسلمان را از شیوه زندگی اش می شناسند، از تعاملش در درون و بیرون از خانه، و از حضور خداوند&nbsp;در تمامی ابعاد زندگی اش.</font></p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>فروش کم نظیر کتاب ریس جمهور</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kanoonandisheh.com/topnews/003212.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kanoonandisheh.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3212" title="فروش کم نظیر کتاب ریس جمهور" />
    <id>tag:www.kanoonandisheh.com,2009://1.3212</id>
    
    <published>2009-06-11T16:38:08Z</published>
    <updated>2009-06-24T06:17:47Z</updated>
    
    <summary>چاپ سوم و چهارم کتاب رئیس جمهور در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در کمتر از یک روز از زمان انتشار نایاب شد و چاپ های چهارم، پنجم، ششم و هفتم نیز به بازار نشر رسید.

</summary>
    <author>
        <name>hosseni</name>
        <uri>admin</uri>
    </author>
            <category term="اخبار کانون اندیشه جوان" />
            <category term="خبر اول" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kanoonandisheh.com/">
        <![CDATA[<p align="justify"><span style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">چاپ سوم و چهارم کتاب رئیس جمهور در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در کمتر از یک روز از زمان انتشار نایاب شد و چاپ های چهارم، پنجم، ششم و هفتم نیز به بازار نشر رسید.</span></p>
<p align="justify"><span style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">پیش بینی می شود با توجه به استقبال گسترده از این کتاب، چاپهای بعدی&nbsp;کتاب رئیس جمهور ادامه یابد. </span></p>
<p align="justify"><span style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif">برای دریافت اطلاعات بیشتر با شماره تلفن های 88503341 و 88505402 تماس حاصل فرمایید.</span></p>]]>
        80eb60ddcf638b575b34cbd3e49dd63556588_text_more.jpg
    </content>
</entry>

</feed> 

