حلقه واسط
* طرح ديدگاه هاي متفاوت در اين بخش لزوماً انعكاس ديدگاه كانون نمي باشد.
ميثم رمضانعلي / كارشناسي فقه و اصول اسلامي
سیمای پیش رو از روند انقلابهای متعددی كه بیشتر آنها در قرن بیستم روی داد، نشان از آن دارد كه رهبران این انقلابها از متن جریانهای مردمی بر آمدهاند. به جز مواردی معدود، میتوان این قائده را در رابطه با انقلابها حاكم دانست كه اگر رهبران و لیدرهای این جریانات از متن مردم نبودند، هیچ نمیتوانستند به انجام برسانند. انقلابهای متعدد در آمریكای جنوبی، آفریقا و برخی از نواحی آسیا این نظریه را استوار میكند كه "مردم" جز با همجنس خویش نمیسازند؛ كسانی كه همچون آنها زندگي و زندگی خود را چون "مردم" اداره كنند.
حركتهای مردمی در آسیا و در كشورهایی چون ایران ـ كه البته پیشینهای نزدیك به یكدیگر نیز دارند ـ از این قائده مستثنا نیست كه رهبرانشان - چون گاندی و خمینی(رحمه الله) - هر دو از مردم برآمده بودند و تا آخرین لحظات نیز از این مسیر دور نشدند. چرا كه حضور و تثبیت جایگاه خود را جز در حفظ این خصیصه نمیدانستند.
یكی دیگر از عوامل اصلی شكلگیری این انقلابها را البته میتوان در خودآگاهی جوامع و تابعان اشاره شده نسبت به "آزادی" و "دمكراسی" موجود در سطح جهانی دانست. شروع این خودآگاهی در ایران اما به مشروطه بر میگردد. زمینههای ایجاد این خود آگاهی ـ به اقرار كارشناسان ـ مربوط میشود به سفرهایی كه ایرانیان برای كسب "علوم جدیده" به كشورهای مغرب زمین داشتند. سفرهایی كه حاصلش در سفرنامههای متعدد آورده شد و باعث گشت تا آگاهی عمومی از آنچه كه در مغرب زمین میگذرد، افزایش یابد.
.jpg)
این تغییر و تحولات دست به دست هم داد تا گروهی از "خواص" به فكر ایجاد چنین تمدنهایی در ایران بیفتند. "ارتباط" میان این كشورها(صنعتی و غیر صنعتی) به عنوان "حلقه واسط" در جهت پیشرفت كشورها، چنان نقشی را ایفا كرد كه هنوز در مورد "خوب" یا "بد" (1) بودن این "حلقه واسط" در مراكز آمورشی جنجالها به راه است. این "ارتباط" به عنوان "حلقه واسط" بین زندگی "قدیم" و زندگی "جدید" آنچنان مهم و برجسته جلوه میكند كه در صورت عدم پیریزی آن و یا پیریزی نامناسب آن، شاهد زندگی نامناسب و یا نامتناسب خواهیم بود.
"ارتباط" بین بخشهای آموزشی كشور نیز از این قائده پیروی میكند. دانشگاهها، حوزهها و صدها مركز آموزشی انتفاعی و غیر انتفاعی با استفاده از این "حلقه" به یكدیگر نزدیكتر شده و از تجربیات دیگران بهره میجویند. بهرهای كه آنان را در مسیرشان پر شتابتر و پر قدرتتر حركت میدهد. آشنایی دانشپژوهان دو نهاد آموزشی سنتی و مدرن(حوزه و دانشگاه) كمك خواهد كرد تا ویژگیهای مثبت و منفی هر مجموعه نمایان و كمی و كاستیها مشخص و هویدا گردد. لزوم این تأكید بر ایجاد ارتباط وقتی نمایانتر میشود كه شاهد آنیم كه نهادهایی در حال رشد هستند كه میخواهند تلفیقی از هر دو نهاد ارائه دهند؛ نهادهای آموزشی نیمه مدرن.(2)
نهادهای موجود به دلایلی علاقهای به تقویت این "حلقه" نشان نمیدهند. و اگر نبود نظریهی وحدت حوزه و دانشگاه، همین ارتباط ساده و كمعمق نیز هیچگاه برقرار نمیشد و ما شاهد همان جناحبندیای بودیم كه چند دههی پیش محیط علمی كشور را مسموم و حوزه و دانشگاه را به بد و خوب تقسیم كرده بود. این حلقهی واسط اما باید به وسیلهی نهاد آموزشی نیمه مدرن تقویت شود. نهادهایی كه ادعایشان تأسیس و بنیان نهادی است نو كه مزایای هر دو نهاد قبلی را دارد. حلقه واسط اما نیازی است كه تمدن سازی به آن نیاز دارد. تمدنی كه حلقهی واسطش ارتباطیست بین نهادهای آموزشی.
1- نگارنده اما هیچ گاه نتوانست بفهمد كه مبحث خوب یا بد بودن امری، چه ارتباطی به این حوزهها دارد و این واژگان حوزه ای دیگر را می طلبند كه ربطی به حوزه اشاره شده ندارد.
2- رجوع شود به مقاله: "نهاد آموزشی نیمه مدرن"
فیلترینگ در نظراتی که می دهم را همیشه رعایت کنید...
نکند یک وقت حرف نا به جایی بزنم...!
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
لزوم تقويت ابعاد گفتماني جنبش عدالت خواهي
جنبش؛ واسطه اي براي انتخابي آگاهانه
اصول و بایسته های منشور "اخلاق دانشجویی"
نقدی بر "بازخوانی و آسیب شناسی لایه های جنبش دانشجویی"
بازخوانی و آسیب شناسی لایه های جنبش دانشجویی





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


