معيار سنجش مدعيان راه امام (ره)
* طرح ديدگاه هاي متفاوت در اين بخش لزوماً انعكاس ديدگاه كانون نمي باشد.
عبدا... گنجی / عضو شورای مرکزی بسیج دانشجویی
واقعه غديرخم يكي از مهمترين و مستندترين صحنه هاي تاريخ اسلام است كه دو ماه بعد از آن به فراموشي سپرده شد و حتي كساني كه خود را سينه چاك رسول الله مي دانستند و در متن واقعه بودند، راهي ديگر برگزيدند. «در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براي گرفتن حق خود به پا خيزم؟ يا در اين محيط خفقان زا و تاريكي كه به وجود آوردند صبر پيشه سازم؟ كه پيران را فرسوده و جوانان را پير و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مي دارد. پس از ارزيابي درست صبر و بردباري را خردمندانه تر ديدم. پس صبر كردم در حالي كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود و با ديدگان خود مي نگريستم كه ميراث مرا به غارت مي برند.» (1) مردمان امروز وقتي به آن حادثه نگاه مي كنند و آن انحراف را مي بينند، هيچ پاسخ اقناع كننده اي براي خود نمي يابند كه بعد از سفارش پيامبر رحمت در غديرخم، اميرالمؤمنين آنقدر تنها باشد كه "در محيط خفقان زا و تاريكي" صبر پيشه سازد. در جاي جاي نهج البلاغه، نفرين اميرالمؤمنين به پيروانش گواه اين است كه چرب و شيرين دنيا و گرايش به رفاه، بعد از سالها مبارزه باعث شده بود كه پرداخت هزينه براي استمرار عدالت و ولايت خوشايند سيف السلام هاي ديروز نباشد.

اما در انقلاب اسلامي وضع اينگونه نبود، عليرغم اينكه بنیان گذار انقلاب اسلامي از جهت حقوقي وظيفه اي براي تعيين جانشين خود نداشت و مكانيزم انتخاب رهبري در مرجع و نهادي ديگر رقم مي خورد، اما اشاره هاي او در مجلس خبرگان دنبال گرديد و كسي كه «در بين دوستان چون خورشيد مي درخشيد» به مسند ولايت رسيد و بيعت عمومي نيز همراه آن شد. از آنچه اتفاق افتاد مي توان به خوبي دريافت كه چرا امام راحل فرمودند: «ملت ما بهتر از ملت رسول الله و اميرالمؤمنين است». اما در حوزه خواص و نخبگان چه اتفاقي افتاد؟ از فرداي ارتحال آن يگانه دوران، معلوم گرديد كه ياران امام در سه دسته جاي گرفتند كه البته از نظر كمي و كيفي هم وزن نبودند؛
دسته اول: كساني بودند كه به فرداي بعد از امام انديشه نكرده بودند و جهت استمرار انقلاب اسلامي، بدون حضور امام آمادگي لازم را نداشتند و "شخص" امام براي آنان موضوعيت داشت، نه اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامي. اين دسته نتوانستند در فرداي امام، قرائت ولي فقيه از راه و انديشه امام را بپذيرند و با زخم زبان و دوگانگي در دل و زبان طي مسير نمودند.
دسته دوم: كساني بودند كه از اساس، مباني امام در حكومت اسلامي مانند اصل ولايت فقيه را قبول نداشتند و به حرمت و عظمت امام، نگاه خود را كتمان كرده بودند. اما بعد از عروج امام بي اعتقادي خود را علناً اعلام كردند و در نقطه رهايي نظام اسلامي باقي ماندند.
دسته سوم: كساني بودند كه براي آنان مصداق ولايت فقيه، فرع بر اصل ولايت فقيه بود و به حكومت جهاني اسلام و مصلحت پابرهنگان و امت اسلامي و استكبارستيزي همچنان پايبند بودند و هر كس در سنگر ولايت فقيه قرار مي گرفت، با او بيعت مي كردند و همچنان در اين عرصه فعال و پرتنش به پيش مي روند.
دسته چهامی نیز هست؛ رويش هاي بعد از امام كه در استمرار نسلهاي انقلاب، جاي "ريزش ها" را پر نمودند و عليرغم اينكه امام را از نزديك درك نكرده بودند، اما نفس و انديشه او را در جانشينش يافتند و همچون صحابي اميرالمؤمنين (ع) كه پيامبر را نديده بودند (مالك، ابن عباس، حجرابن عدي، محمدابن ابوبكر) همچون سربازي فداكار و ديده باني آماده اند تا به فرمان جانشين امام، خطوط استكبار را بهم بريزند.

اما جوانان نسل سومي كه با دو جريان سياسي عمده كشور، شخصيت ها و افراد مختلف مدعي خط امام ارتباط دارند، چگونه مي توانند دسته هاي ذكر شده در بالا را از هم تشخيص و خط اصيل امام را از لابه لاي خط مدعيان دروغين تشخيص دهند؟ بدون شك معيار و شاقول اندازه گيري ميزان پايبندي به انقلاب و آرمانهاي آن، راه ترسيم شده توسط امام خواهد بود. لذا براي مطالعه و قضاوت درباره مدعيان راه امام، ناچار بايد به تطبيق معيارهاي ذيل با جريانات بپردازيم.
1ـ نگاه به حكومت ديني:
آيا مدعيان خط امام به مردم سالاري ديني معتقدند يا به دموكراسي و در قبال "ديني" آن سكوت كرده اند. بايد ديد كساني كه از همه ابعاد فكري و سياسي امام به جمله «ميزان رأي ملت است» اكتفا كرده اند، نسبت به اين جمله امام كه «اصولاً آن چه بايد در نظر گرفته شود خداست، نه مردم. اگر صد ميليون آدم، اگر تمام مردم دنيا يك طرف بودند و شما ديديد كه همه آنها حرفي مي زنند كه برخلاف حكم قرآن است بايستيد و حرف خدا را بزنيد ولو اينكه تمام بر شما بشورند.» (2) آيا كساني كه مدعي مدل حكومتي "دموكراسي خواهي، مشروطه خواهي، جمهوري خواهي" هستند و حاكميت دوگانه را ترويج و تبليغ مي كنند، مي توانند همزمان مدعي راه امام نيز باشند؟
2ـ ولايت فقيه:
تلقي از ولايت فقيه يكي از مسایل اختلافي در حوزه نظري است. اما نگاه امام به ولايت فقيه، فصل خطاب قضاوت كنندگان نسبت به جريانات داخل نظام است؛ «ولايت فقيه همان ولايت رسول الله است»، «ولايت فقيه چيزي نيست كه آن را خبرگان درست كرده باشند (الهي نه انتخابي)» و «اگر ولي فقيه حكم ریيس جمهور را تفويض نكند، اين حكومتش حكومت طاغوت است». بايد نگاه جريانات را با جملات تطبيق داد و در رد و تأييد آن اقدام نمود.

3ـ قانون اساسی:
اگر چه قانون اساسي ما مي تواند داراي ايراداتي باشد، اما خدشه به كليت آن و اصلي كه امام "مترقي ترين اصل قانون اساسي" مي داند، توسط مدعيان خط امام صورت نگرفت و نمي گيرد؟ كساني كه به دنبال كم رنگ كردن اصول مربوط به اسلاميت نظام به نفع جمهوريت (به زعم خود) هستند، مي توانند مدعي يكپارچه بودن دين و سياست در اسلام و نظام جمهوري اسلامي باشند؟
4ـ استقلال طلبي (نه شرقي و نه غربي):
كساني كه در مقابل هيمنه غرب واداده اند، مي تواند مدعي خط امام باشند كه مي فرمود «اگر خميني يكه و تنها هم بماند در كنار بسيجيان جهان اسلام اين پابرهنگان مغضوب ديكتاتورها به راه خود ادامه خواهد داد»؟ (3) آيا آنان كه كنفرانس هاي "سيرا"، "قبرس" و "برلين" را برگزار كردند، مي توانند مدعي استكبارستيزي امام باشند كه مي فرمود «ما در صدد خشكانيدن ريشه هاي فاسد سرمايه داري صهيونيزم و كمونيزم در جهان هستيم.»؟ (4)
5ـ اعتقاد به اقتصاد ملي
مدعيان خط امام بايد تمامي همت خود را براي قطع كردن رگه هاي وابستگي به كار گيرند و در اداره جامعه اسلامي، اسلام را در همه ابعاد پاسخگوي مسایل بدانند. چنين افرادي نمي توانند براي حل مسایل اقتصادي كشور، مدلهاي وارداتي - ليبراليستي را به اجرا درآورند و به نگراني امام دامن بزنند كه مي فرمود: «من خوف از آن دارم كه اين جمهوري اسلامي فقط اسمش اسلامي باشد و محتوايش چيز ديگري شود.»
6ـ پايبندي به هويت ملي و ديني
"انحلال فرهنگي"، "غارت فرهنگي"، "شبيخون فرهنگي" و "مظلوميت فرهنگ در كشور ما" واژه هايي هستند كه جانشين امام براي توصيف وضع موجود فرهنگي كشور به كار گرفته اند. آيا مدعيان حفظ خط امام، معتقد به غيرت ديني و حفظ هويت فرهنگي ديني و ملي هستند يا به "پلوراليسم فرهنگي" معتقد و در سايه شعار "تساهل و تسامح" در صدد آلوده كردن جامعه اسلامي به فرهنگ برهنه و مبتذل غرب هستند. دولت مردان سالهاي گذشته چقدر براي مقابله با فرهنگ اجنبي تلاش نموده اند و براي مظلوميت زدايي از چهره فرهنگ چه درصدي از بودجه سالانه كشور را تخصيص داده اند؟ و صدها چراي ديگر. راه امام با قرائت ولي حّي ادامه مي يابد، بروز بي مهری ها در قالب و سايه آويزان شدن به "شخص" امام و به انحصار درآوردن تفسير انديشه هاي امام توسط كساني كه اثبات نمودند بين محتوا و شكل جمهوري اسلامي تفاوت قائل هستند، امري نخ نماست؛ كه فهم ملت ما در چهار انتخابات اخير نسبت به آن به اثبات رسيده است. آنان كه مي توانند با قافله انقلاب حركت كنند، در راه امام هستند و آناني كه از تحولات جا مانده اند، بايد بپذيرند كه اين راه امام نيست، راه امام توفنده است و آنها در سكون و تحجر خودساخته گرفتار آمده اند.
پی نوشت:
1- نهجالبلاغه خطبه 3 ترجمه مرحوم دشتي
2- صحيفه نور، جلد 13، ص53
3- صحيفه نور، جلد 21
4- همان
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
امام، احیاگر اندیشه حکومت دینی
معيار سنجش مدعيان راه امام (ره)
نقطه عطف انقلاب اسلامي
بررسي آرا و اندیشه های امام (ره) در مورد جوانان