خواب خرگوشي سينماي ايران
* طرح ديدگاه هاي متفاوت در اين بخش لزوماً انعكاس ديدگاه كانون نمي باشد.
مهدي محمد حسيني
بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر با جلوه های مختلف سیاسی و فرهنگی و هنری خود نیز به پایان رسید اما به راستی این جشنواره در آینده به کجا خواهد رفت.
آیین اختتامیه بخش سودای سیمرغ مسابقه سینمای ایران در بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر همزمان با گرامیداشت بیست و دوم بهمن ماه روز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در تالار بزرگ کشور برگزار شد تا پایانی بر یکی دیگر از رویدادهای بزرگ سینمایی و فرهنگی ایران باشد.
این آیین با پخش تصاویری از فرمایشات مقام معظم رهبری در نشست با سینماگران آغاز شد تا یک بار دیگر تجدید بیعت جامعه هنری ایران را با آرمان های انقلاب و مقام معظم رهبری به جهانیان نشان دهد و حضور هویت ملی و اسلامی متعهد در سینمای ایران را در جمع تمام رسانه های جهانی منعکس کنند.
این که سینمای ایران نجیب ترین سینمای جهان است که با توجه به هویت اسلامی و دینی و ملی خود توانسته است در بسياری از جشنواره های بین المللی بدرخشد بر کسی پوشیده نیست اما آنچه مشخص است این که امروزه نمی دانیم این جشنواره واقعاً قرار است تا کجا پیش برود و چرا در این رویداد بزرگ سینمای ایران هیچ اتفاقی به بزرگی نام او نمی افتد.
اگر چه بدون شک جشنواره فيلم فجر آشتي كوتاه مدت مردم ما با سينماي ايران است که به دلايل سياسي، اجتماعي و فرهنگي سرعتي لاك پشتي دارد اما با توجه به بالا رفتن درك و شعور سينمايي مردم کشورمان به لطف نبود قانون كپي رايت و فيلم هاي به اصطلاح غير مجاز سينماي حرفه اي در سطح جامعه نیز حركتي رو به جلو ندارد.

در این بین نقش سیاستگذاری های فرهنگی هنرمندان در مقابل سیاستمداران جامعه بیش از هر چیزی نمود پیدا می کند. برای مثال نويسندگان هاليوود به دليل رعايت نشدن حقوق اجتماعي و فردي نويسندگان در آمريكا اعتصاب مي كنند و با اعتصاب خود جشنواره بزرگ و بین المللی "گلدن كلاپ" را تعطیل می کنند اما نويسندگان ايراني نوشته های خود را با سیاستمداران فرهنگی دولت تطبیق می دهند تا از جواز و دیگر مسایل آن به سادگی عبور کنند.
شاید از دید خیلی ها این درست نباشد که هر چیزی را تقصیر احزاب سیاسی و یا متولیان فرهنگی جامعه بیاندازیم و نقش هنرمندان و نویسندگان را نادیده بگیریم اما این جا ایران است و هر چيزي كه در سينمای ما اتفاق مي افتد تقصير احزاب سياسي متعادل غير متعارف است كه مثل بختك روي سينما افتاده اند.
من فقط در این نوشته ها قصد دارم کمی از دردهای خودم را با گفتن آنها کاهش دهم زیرا این احزاب سیاسی هیچ تقصیری ندارند و من فكر مي كنم بختك همیشه روي چيزهايي مي افتد كه خواب هستند و سينماي ايران هم كه مدتهاست خوابهاي خوش مي بيند از این قاعده مستثنی نیست.
احزاب سياسي متعادل غير متعارف همواره از عوامل مهمي مثل فرهنگ، هنر، دين و مردم استفاده ابزاری کرده اند و سینمای ایران نیز در برگیرنده بخش بزرگی از این عوامل مهم است که نگاه تمام احزاب را به خود معطوف کرده است ولي با تمام اين تفاسير سينماي ايران مهمترين بخش جشنواره فيلم فجر است و حضور كارگرداناني چون "محمدرضا اصلاني"، "بهمن فرمان آرا"، "مجيد مجيدي"، "رسول صدرعاملي"، "رضا ميركريمي" و دیگران به این جشنواره جلا و صورت ويژه اي داده است.
مروري بر 24 فيلم در بخش مسابقه ي سينماي ايران نشان مي دهد که جشنواره فيلم فجر يك ميدان مغناطيسي بسيار قوي محسوب مي شود تا بتواند هر كارگرداني را كه كمترين توانايي رسانايي الكترومغناطيسي را داشته باشد به سمت خود جذب کند و با این ویژگی كارگرداناني از نسل هاي مختلف سينما را در کنار یکدیگر قرار دهد.
نسل اول اين مجموعه را كارگردانان دهه ي 50 تشکیل می دهند كه در غياب بزرگانی چون "داريوش مهرجويي"، "مسعود كيميايي"، "ناصر تقوايي"، "عباس كيارستمي"، "واروژ كريم مسيحی"، كارگرداناني چون محمدرضا اصلاني و بهمن فرمان آرا خود را به عنوان نمايندگان اين نسل در جشنواره بيست و ششم معرفی می کنند.
نسل دوم این مجموعه را کارگردانان دهه 60 تشکیل می دهند، کارگردانانی که حضورشان در سینما را به نوعی مدیون شرایطی می بینند که در سال های پس از انقلاب بر هنر ایران حاکم بود. "رسول صدر عاملی"، "محمدعلی طالبی"، "خسرو معصومی"، "کمال تبریزی"، "ابراهیم فروزش"، "اکبر خواجوي"، "سیامک شایقی" را می توان از این دسته نام برد. ولی با این تفاسیر نوع جهت گیری ها و سیاست گذاری ها از اواسط دهه ی 60 تا اوایل دهه ی 70 به سمت و سویی پیش رفت که حضور کارگردانان جوان در جشنواره ها و سینمای ایران قابل پیش بینی باشد.
کارگردانان جوانی که به دلیل بلندپروازی ها ـ که لازمه جوان بودن است ـ مسیر خود را برای ساخت فیلم هایی که احزاب سیاسی متعادل غیرمتعارف دوست دارند و در توانایی خود آنها هم هست بازدید و اظهار وجودی پررنگ داشته باشند به طوری که به سرعت در دل مردم جایی برای خود دست و پا کرده و اسم خود را در دهان مردم بیاندازند.
در حوزه توجه به کارگردانان اگر چه در نگاه اول کنار کشیدن کارگردانان خوب و کمی تأثیرگذار چون "بهرام بیضایی"، "عباس کیارستمی"، "داریوش مهرجویی"، "ابراهیم حاتمی کیا"، "تهمینه میلانی"، "رخشان بنی اعتماد" می توانست به جشنواره فیلم بیست و ششم فجر لطمه بزند اما این جشنواره آن قدر هدفمند و با مدیریت خاص برگزار شد که این غیبت ها به چشم نیامد.
همچنین وقتی نگاه خود را از کارگردانان معطوف به ژانرهای هنری می کنیم با یک اتفاق تازه رو به رو می شویم و آن این که جشنواره امسال فقط میزبان یک فیلم کمدی "همیشه پای یک زن در میان است" و یک فیلم جنگی "آن مرد آمد" بود و حتماً دلیل خاصی داشت که این تعداد فیلم در این دو ژانر در جشنواره به چشم می خورد.
در سینمای ایران تغیير تفکرات سینماگران جوان خود نکته ای بسیار قابل توجه است و باید دید چرا بسیاری از جوانان هنرمند ایرانی فکر ساختن فیلم و به نمایش درآمدن آن در ایران را از سر به در کرده و فقط می خواهند با شرکت در جشنواره های خارجی ـ به هر طریق ـ و گرفتن جوایزی، حق خود را از سیاستمداران بگیرند و از این طریق استعداد و توانايي خود را به رخ بكشند.

آری در ايران فيلمنامه هاي بسيار قوي و در خور توجهی نوشته مي شوند که در بخش مجوز متوقف شده و كارگرداناني هستند كه با توانايي بالا و قدرت تأثيرگذاري بسيار زياد به دليل نداشتن امكانات و نرسيدن دستشان به جاهايي كه احزاب سياسي متعادل غيرمتعارف حاكميت دارند عمر خلاقيت و نوآوري آنها به سر مي آيد و باعث شده اند تا تفکرات میهنی در بین جوانان رنگ ببازد.
سینمای ایران بدون وجود بزرگان امروز خود و حتی این جوانان به راه خود ادامه می دهد و همواره دیگرانی هستند که پرچم آن را بالا نگه دارند اما تا زمانی که بر این منوال حرکت کند ارتفاع این پرچم جهانی نخواهد شد.
سینمای ایران در این روزها با بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر یک نگاه دوباره ای بر هویت و داشته های خود انداخته است که مروروی بر این جشنواره جلوه های بیشتری از آن را برای ما نمایان می کند. قبل از برپایی این جشنواره "امیر اسفندیاری" مدیر بین الملل جشنواره فیلم فجر ارتقای سینمای ملی را از مهمترین اهداف آن دانسته و گفته بود : "این جشنواره فرصت مناسبی برای فیلم سازان ایرانی است تا بتوانند تجربه های لازم را برای پیشرفت در كار خود كسب كنند و با استفاده از حضور فیلم های خارجی و فیلم سازان آن بتوانند یک بازار منطقه ای قوی را به وجود آورند تا فیلم ها بتوانند با بازگشت مالی مناسبی که خواهند داشت راه را برای ارائه کارهای بعدی هموار کرده و انگیزه ادامه مسیر را برای دست اندرکاران سینما فراهم کنند."
ولی به راستی عدم حمایت مناسب مدیران فرهنگی از جریانات گسترده سینمایی از یک سو و نداشتن قانون کپی رایت و فروش انبوه الواح فشرده در بازارهای غیر مجاز و حتی ارائه فیلم هایی که گاهی هنوز در پرده سینما هم اکران نشده اند راهی برای بازگشت مالی فیلمسازان باقی نمی گذارد و همین باعث می شود تا هر تهیه کننده و کارگردانی در شرایطی متفاوت با سینمای جهان و امکانات آن مخاطب را سرگرم کند و در این بین رویکرد به ادبیات مردمی و سلایق آنها در فیلم نامه نویسی توسعه یافته و مضمون فیلم ها در یک دایره یکنواخت در طولانی مدت دچار سرگردانی خواهند شد.
اسفندیاری همچنین توجه به این جشنواره بین المللی و حضور كشورهای مختلف را مقدمه ای برای همگرایی فرهنگی و تبادل فرهنگی دانسته و با توجه به جایگاه مفهومی سینمای ایران در جهان و ضعف تکنیکی سینمای ایران این تبادلات فرهنگی را ضروری و مکمل هم دانسته بود ولی آیا در طی تمام سال هایی که برنامه های مختلفی چون سینمای حرفه ای و سینما چهار و سینما یک و برنامه های مختلف به نقد و بررسی جزءجزء پشت صحنه های فیلمسازان بزرگ جهان پرداخته اند اتفاق تازه ای در حوزه تکنیک های سینمایی ما افتاده است که در این چند روز جشنواره بیافتد.
جشنواره امسال از آغاز نوید خوبی برای سینما و سینماگران ایران نداشت زیرا ما حتی اهداف کلی جشنواره و نمایش توانایی های سینمای ایران را نیز گم کرده بودیم و جای خالی بزرگان بیش از پیش این ادعا را ثابت می کند.
مگر نه این که همیشه اعتبار جشنواره ها به شخصیت های شرکت کننده در آن است و جوانان با الگوبرداری از آنان است که می توانند راه رسیدن به قله های هنر و پیشرفت را پیدا کنند؟ واقعاً سینمای ایران چه توجیهی برای غیبت کارگردانان و فیلم سازان بزرگی چون مسعود کیمیایی، بهرام بیضایی، عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی، ابراهیم حاتمی کیا، احمد رضا درویش، تهمینه میلانی، رخشان بنی اعتماد و تمام کسانی که همواره اعتبار اصلی این جشنواره بوده و رقابت برای انتخاب بهترین ها را سخت می کردند دارد؟
اگر چه این اتفاق میدان رقابت را در اختیار فیلم سازان جوان قرار داد تا آن ها نیز خود را محک بزنند اما به راستی از اعتبار این جشنواره کاست و فضای رقابتی همیشه را از شرکت کنندگان محدود آن گرفت و در این بین "مجید مجیدی" با عنوان یکی از کارگردانان بزرگ سینمای ایران با تجربه بیشتری که نسبت به اکثر کارگردانان حاضر داشت به تنهایی عنوان بهترین کارگردان را از آن خود کرد ولی آیا این موفقیت با قرار گرفتن در جمع بزرگان غایب در این جشنواره نیز به همین سادگی اتفاق می افتاد؟
جملات بالا به معنای نادیده گرفتن جوانان نبوده و حتی قرار نیست تا موفقیت مجیدی مجیدی کوچک شود چرا که او با هنرنمایی خود در آثاری چون بادکنک سفید جایگاه خود را تثبیت کرده است اما سؤال این جاست که کدام یک از جوانان ما می توانند با شرایط امروزی جای این بزرگان را پر کنند و آینده جشنواره با پشت کردن به بزرگان سینمای ایران به کجا خواهد رفت؟
آری جشنواره بیست و ششم در حالی آغاز شد که بیش از 60 نفر از سینماگران ایران در نامه ای سرگشاده اعتراض خود را به محدودیت های جشنواره اعلام کرده و از سوی دیگر دو چهره محبوب از داوران این جشنواره خود را کنار کشیدند و پیش از این که برگزارکنندگان فکری برای این دو اتفاق کنند بیش از 70 عکاس نیز اعتراض دیگری را راهی ستاد برگزاری جشنواره فیلم فجر کردند و همین سه رویداد مقدمه ای برای جریانات حاشیه ای این جشنواره بود.

نامه تند و تیز "اصغر فرهادي" به رسانهها در اعتراض به حذف فيلم همسرش و اعتراض "جواد كاسهساز" به مجيد شاهحسيني در مورد عدم حضور فيلم "سياهي روشن" در حوزه مطبوعات، حذف رسمي "خاك آشنا" و جايگزين شدن فیلم "سبز كوچك" به جاي آن، استعمال دخانیات در داخل سینماها و صدای خش دار برخی فیلم ها و دستگاه های صوتی سینماها از جلوه های مطبوعاتی حواشی این جشنواره بود که به نوعی مدیریت ضعیف آن را نیز به مخاطبان نشان می داد.
واكنش اعتراضآميز و درگیری های لفظی برخي از فيلمسازان با منتقدان و اهالی رسانه و متهم کردن آنها به بی سوادی یک بار دیگر نمایشی از نقدپذیر نبودن جامعه هنری ایران و عدم توانایی روبه رو شدن هنرمندان با نقد آثارشان بود که تنها تأسف منتقدان و جامعه رسانه ای کشور را به همراه داشت.
حوزه نقد در تمام عرصه های هنری یکی از مهم ترین راه های پیشرفت آن است و جامعه هنری ایران به خاطر تفاوت های زیادی که با سایر جامعه جهانی در تمام عرصه های هنری و ایدئولوژی هنر دارد از این حوزه بی بهره مانده است.
اگرچه نمی توان منتقدان و یا هنرمندان را مقصر واقعی این ماجرا معرفی کرد اما آنچه مشخص است هنر در جامعه اسلامی ما نیاز به نقد اسلامی دارد و سینمایی که از تکنولوژی و امکانات سینمای جهان فاصله زیادی دارد و تنها با امکانات موجود مجبور است به معناگرایی روی بیاورد را نمی توان بر اساس معیارهای غربی و نقدهای متناسب با سینمای جهان نقد کرد و همین اتفاق، فاصله زیادی را بین منتقدان و سینماگران ایجاد کرده است که کمتر کسی مجال تفکر به آن را در خود دارد و به آن به عنوان یک رکن اساسی در جامعه هنری ما نگاه می کند.
اما از تمام این انتقادها که بگذریم این جشنواره اتفاقات خوب زیادی را هم به همراه داشت و مهم ترین آن همان گردهمایی مسؤولان و مدیران فرهنگی کشور در کنار هنرمندان بود.
در این گردهمایی مهندس "جعفری جلوه" معاون امور سینمایی و سمعی و بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با سخنانی یک بار دیگر به تبیین اندیشه های این وزارتخانه پرداخت و گفت: "راه عشق است، آنکه طی شد و اینکه پیشاروی ماست و پرده ها دارد بسی منزل به منزل، منزل اول همان الا یا ایها الساقی ادر کأساً وناولها ، که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلهاست و پرده و منزل دوم نیز لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ / عشقبازان چنین، مستحق هجرانند."
معاون امور سینمایی و سمعی و بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پرده و منزل سوم را «یا سبو یا خم می یا قدح باده کنند/ یک کف خاک در این میکده ضایع نشود» دانست و تصریح کرد: پرده و منزل چهارم جشنواره بیست و ششم فیلم فجر است که فرا راه ماست و طلوع صبح امیدی دیگر در سینمای این کهن سرزمین صلابت و نجابت و مهر، ایران و مائیم با نام های گونهگون، اما سودائی یک مرام ، پایائی و پهلوانی، بازتابنده از سینمائی عفیف و نجیب، سینمائی هویت طلب، واقع گرا و امید آفرین. سینمائی حقیقت جو، عدالت خواه و شوقانگیز. سینمای ملی ایران عزیزِ عزت طلبِ اسلامی.»
از دیگر جلوه های این جشنواره تنوع زیادی بود که به واسطه جوانان حاضر در این جشنواره در فیلم های منتخب وجود داشت و فضای بسیار مناسبی را برای کشف پدیده ها ایجاد کرده بود.
این جشنواره با تمام کاستی ها و خوبی های خود به پایان رسید اما این که قرار است در آینده به کجا رود باز هم برای ما نامعلوم ماند و در این نوشته های پراکنده نیز بر هیچ کس چیزی معلوم نشد .
به امید روزی که متولیان فرهنگی و هنرمندان بتوانند با یکدیگر برنامه های بلندمدتی را در حوزه های فرهنگی و سینمایی تعریف کرده و با نگاهی دقیق تر راه را برای سرعت بخشیدن به حرکت سینمای توانا و جوان ایران هموار کنند.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
خواب خرگوشي سينماي ايران
یار مهربان