سخن روز

میرزا محمد تقی شیرازی فردی بسیار هوشیار و دارای اخلاقی نیکو بود. دیدار او انسان را به یاد خدا می آورد. رخسار قدسیان را داشت. از کسی چیزی درخواست نمی کرد، حتی وقتی تشنه می شد خود بلند می شد و آب می آشامید.

شیخ آقا بزرگ تهرانی

هوای اعتیاد به سرت نزند! :: اردوی جهادی با حقوق مکفی! :: تو به راستی شیعه ای؟ :: فروش سیگار در بوفه دانشگاه ها

دوشنبه، ۲۶ آذر ۱۳۸۶
زیّ طلبگی ـ زیّ روحانیت

*طرح ديدگاه هاي متفاوت در اين بخش، لزوماً انعكاس ديدگاه كانون نمي باشد.

ميثم رمضانعلي/ كارشناسي فقه و اصول اسلامي

كنكاشی در تفكیك دو نوع زیست در حوزه‌های علمیه

در حوزه‌های علمیه، بحث زیّ طلبگی جزء اولین مواردی است كه یك طلبه با آن آشنا می‌شود و سعی می‌كند خود را به آن نزدیك كند. متأسفانه برای زیّ طلبگی تا به حال قواعد و قوانین منظم و ساختارمندی نگاشته نشده است، بلكه میزان و معیار برای رعایت زیّ طلبگی، همیشه و در همه‌ی ادوار تاریخی همان قواعدی بوده است كه علما و فقهای دین آنها را به تناسب و به طور شفاهی برای طلاب علوم اسلامی مشخص می‌كردند و از آن‌ها می‌خواستند تا این قواعد را اجرا كنند. در اینجا قصدم بر آن است تا در این "زیّ" تفكیك قائل شده و مشخص سازم كه آنچه را كه اكثرا به عنوان زیّ طلبگی می‌شناسند و سعی در تطبیق خود با آن دارند، زیّ روحانیت است، نه زیّ طلبگی.

زیّ طلبگی را آنچه تعریف كرده‌اند كه بر یك دانشجوی علوم اسلامی واجب است تا رعایت كند و معیار تفاوت اوست با سایرین. این معیارها گاه چنان مورد توجه بوده است كه شخص طلبه با اعمال نكردن آنها از حوزه‌های علمیه اخراج شده است و منجر به آن شده تا شخص طلبه، از شهریه‌ی حوزه‌های علمیه (به عنوان اصلی‌ترین بازو در فشار به یك طلبه) محروم گردد. درستی و یا عدم درستی این رفتار با طلاب را به بحث نمی‌گذاریم كه خود بحث مجزایی را می‌طلبد و می‌خواهد، كه آسیب شناسی مدیریت حوزه است و بحثی است كلی‌تر.
زیّ طلبگی در حوزه‌های علمیه‌ی قدیم و جدید دارای تغییرات و تحولات مختلفی بوده است. چنان كه یك عمل در یک زمان ضد زیّ طلبگی بوده است و حال، خیر و یا بالعكس. یعنی عملی كه حال، مخالف زیّ طلبگی شناخته نمی‌شود، در آن زمان مخالف زیّ طلبگی پنداشته می‌شده است. این دگرگونی‌ها شاهد بر این مدعاست كه قواعد فوق زمانی‌ست و بر اساس زمان، دچار تغییر و تحول می‌شود. پس به طور مطلق نمی‌توان قواعد ثابتی را میزانی جهت شناخت تعلق و یا عدم تعلق این صفت به یك طلبه قرار داد.
از مواردی كه برای زیّ طلبگی ذكر می‌كنند، رعایت موارد ظاهری است كه از آنها می‌توان به حفظ شارب و لباس‌ها اشاره كرد. موردی كه بیشترین درگیری را در حوزه‌های علمیه در پی داشته است. حفظ ظواهر كه به عنوان اصلی‌ترین شاهد بر صدق و عدم صدق "طلبگی" بر یك شخص استفاده شده است و می‌شود، همیشه و همیشه در درگیری با سلایق اشخاص ضربه دیده است. بر حسب تناسب، یك تیپ ظاهری مخالف زیّ طلبگی شناخته شده است و تیپی دیگر موافق آن. و ممكن است این مورد در دید سایرین به صورتی برعكس تثبیت شده باشد.
نگارنده اكثر این موارد را جزء ساختِ روحانیت و زیر شاخه‌ی زیّ روحانیت می‌داند، و نه طلبگی. این موارد، یعنی حفظ ظاهر، مخصوص كسانی است كه بعدها می‌خواهند در كسوت روحانیت به تبلیغ معارف غنی اسلامی بپردازند و در همین كسوت نیز روزگار بگذرانند. و حال آنكه امروزه بسیاری از افرادی كه در حوزه‌ها به یادگیری علوم اسلامی می‌پردازند، لزوماً هدفشان این نیست كه روزیّ ملبس شوند و كسوت روحانیت را اختیار كنند. بر همین اساس رعایت زیّ روحانیت نباید بر این دسته تحمیل شود، چرا كه نه جایز است و نه نتایج درستی را به بار می‌آورد. گاه این فشارها كه به علت خواستگاه اشتباه بعضي مدیران حوزه‌های علمیه اعمال می‌شود، نتایج منفی و مضری را باعث می‌گردد. این عدم تفكیك میان دو نوع "زیّ" و زیّست باعث گردیده است كه سلایقِ شخصی خاص و یا عده‌ای خاص، بر عده‌ای دیگر تحمیل گردد و گاه طلاب حوزه را به كسانی تبدیل كرده است كه در مقابل حوزویان قرار گرفته‌اند. و این ره آورد عدم تفكیك میان زیست طلبگی است با زیست روحانیت.

مورد بعدی انجام بعضي فرائض است. بر همه كس نمایان و هویداست كه در اسلام احكام در غالب پنج نوع حكم قرار داده شده است: واجب، مستحب، مباح، مكروه و حرام. خارج از این موارد و احكام، در اسلام شاخه‌ی دیگری وجود ندارد. این تقسیم‌بندی‌ها مخصوص عده‌ای خاص نیست و مربوط است به همه‌ی مسلمان‌ها و همه‌ی كسوت‌ها. مثلا فریضه‌ی نماز بر همه‌ی مسلمانان و در همه‌ی زمان‌ها و مكان‌ها واجب است، استثنا بردار هم نیست. آنچه كه خوب است و باید تبلیغ شود، انجام و یا عدم انجام اعمال با این معیارهاست. شخص باید در جهت آسمانی شدن، انجام واجبات و ترك محرمات را در برنامه‌ی خود قرار دهد. اگر بیش از این هم انجام پذیرفت و شخص بر مستحبات خویش را عادت داد و بر ترك محرمات فائق آمد، برای خویش خوب و پسندیده است. یعنی انجام مستحبات و ترك محرمات توسط همه و مخصوصاً كسانی كه مرحله‌ی قبل یعنی انجام واجبات و ترك محرمات را تا حدودی طی كرده‌اند، باعث خواهد شد تا شخص آسمانی‌تر گردد. این نیز در مورد همه‌ی مسلمانان صادق است و نسبت به كسوت‌های مختلف، برابر و مساوی. اما بر اساس آنچه كه شنیده‌ایم و دیده‌ایم، مستحبات و مكروهات در بعضي مراكز آموزشی- حوزوی از حد تأكید خارج شده و اجباری شده است. گویی احكام جدیدی از آسمان وحی شده است كه تبدّل در برخورد بعضي حوزویان (كه كم هم نیستند) را باعث گردیده است. (متأسفانه مثال آوردن برای اینگونه قانون‌های خودساخته، باعث رنجشِ خوانندگان می‌شود و به همین دلیل در اینجا مثالی نمی‌آورم.)
نگارنده این كار را در هیچ كدام از موارد فوق (زیّ طلبگی ـ زیّ روحانیت) نه تنها جايز نمی‌داند كه نهی و نفی می‌كند. این موارد مربوط به حوزه‌ی فردی‌ست، نه حوزه‌ی اجتماعی طلبه و روحانی. در حالی كه زیّ طلبگی مربوط به حوزه‌ی اجتماعی طلبه و روحانی است. یعنی حتی اگر بتوان جواز اجباری شدن نوعی زیست خاص را بر حوزه‌ی اجتماعی طلبه و روحانی صادر كرد، نمی‌توان در حوزه‌ی خصوصی شخص دخالت كرد و اجبار فوق را حاكم دانست.
پس به صورت خلاصه، بنابر آنچه كه گفتیم؛
ـ در حوزه‌های علمیه دو نوع زیست باید پذیرفته شود؛ زیست مخصوص كسانی كه قصد تلبس را دارند و زیست كسانی كه فقط قصد یادگیری علوم اسلامی را دارند. زیّ و زیست گروه اول را زیّ روحانیت نامیدیم و زیست و زیّ مخصوص گروه دوم را زیّ طلبگی.
ـ زیست های فوق (زیّ طلبگی ـ زیّ روحانیت) منحصر در جنبه‌ی اجتماعی دانشجویان علوم اسلامی است و به حوزه‌ی فردی و خصوصی فرد ربطی ندارد و اگر احیاناً اجباری هم پذیرفته شود، در جنبه‌ی اجتماعی باید لحاظ شود، نه در جنبه‌ی خصوصی و فردی.

 


نظرات

میثم رمضانعلی    شنبه، ۱۵ دی ۸۶ :: ۳:۳۲ بعدازظهر

البته پاسخ به اين همه سوال، آن‌هم به طور اجمالي و كم‌بود وقت، كه دچارش هستم، سخت است و نبايست انتظار داشت در اين مجمل پاسخ‌ها همه كامل و دقيق باشند. با هر چه، اين چند سطور را در شفافيت موضوع عرضه مي‌كنم تا بل بتواند روشن‌گر باشد.
آن‌چه در اين متن آورده‌ شده، نظري‌ست عقلاني و بر آمده از فضايي انتزاعي و نظريه پردازي، كه آسيب‌شناسي محيط را هدف نگرفته است و به نقد حالِ كنوني نپرداخته؛ بل سعي كرده است تا چهره‌اي دي‌گر از نهادي آموزشي را نمايان كند كه مطلوب است. چهره‌اي كه در آن، نهاد آموزشي، نه مدرن است(دانش‌گاه) و نه سنتي(حوزه).
آن‌چه كه اين متن قصد بيان داشته، جدايي و تفكيك ميان دو قشر در حوزه‌هاي علميه است كه يكي قصد تحصيل دانش دارد و لازم نمي‌داند تا ويژگي‌هاي تبليغي را در خود تقويت كند، و كسي كه در مسير تحصيل علم، قصد دارد تا جايگاه تبليغي نيز در آينده داشته باشد. كسي كه دانش‌جويي را مي‌خواهد و دچار شدن در بند زيست‌هاي صنفي او را در رِسايش به هدف‌اش ياري نمي‌كند. بهانه‌‌ي نگاشتن اين نوشتار نيز برخوردهاي سليقه‌اي و بدون حسابي‌ست كه به وفور در حوزه‌هاي علميه با طلاب انجام مي‌گيرد و بهانه‌ي برخورد خويش را نيز عدم رعايت زيّ‌ طلبگي از جانب طلاب قرار مي‌دهند.
در مورد سوال چهارم، به آوردن يك شاهد مثال بسنده مي‌كنم. استفاده از لباس‌ها و ظاهري زيبا و استفاده از تجهيزات روز مثل اينترنت و .... تا همين چند سال پيش به ديد برخي از حضرات آقايان مخالف زيّ طلبگي بود و اكنون با گذشت زمان و روشن‌گري‌هايي، اين ديد منفي اصلاح شد.
سوال هفت نيز نظري قابل طرح است و اميد دارم كه بنده، آقاي رسولي يا دي‌گر دوستان اين باب را بيش‌تر روشن كنند تا در پسِ روشن شدن آن، زيّ و زيستِ هر يك نيز مشخص گردد.


واله    جمعه، ۱۴ دی ۸۶ :: ۰:۲۲ صبح

باسمه تعالی
با تشکر از آقا یا خانم رسولی
منتظر پاسخ نویسنده ی مقاله هستیم.
یا علی


ح رسولی    یکشنبه، ۲ دی ۸۶ :: ۶:۴۵ بعدازظهر

هو الحق
با سلام
ضمن تشکر از حضرت عالی به دلیل توجه به این مسئله ی مغفول, به جای ورود به بحث تنها به ذکر چند سوال بسنده می کنم:
1. مقدمات این حکم شما چیست: "زی طلبگی منحصر در جنبه‌ی اجتماعی دانشجویان علوم اسلامی است و به حوزه‌ی فردی و خصوصی فرد ربطی ندارد"؟
2. مقدمات این حکم چیست: "در حوزه‌های علمیه دو نوع زیست باید پذیرفته شود؛ زیست مخصوص كسانی كه قصد تلبس را دارند و زیست كسانی كه فقط قصد یادگیری علوم اسلامی را دارند"؟
3. به فرض اثبات حکم فوق جایگاه علوم اسلامی را در دانشگاه چه می دانید؟
4. مستند این ادعا چیست؟ "زیّ طلبگی در حوزه‌های علمیه‌ی قدیم و جدید دارای تغییرات و تحولات مختلفی بوده است. چنان كه یك عمل در یک زمان ضد زیّ طلبگی بوده است و حال، خیر و یا بالعكس"؟
5. به فرض اثبات مدعای فوق, از استثای مصداق چگونه حکم کلی را استخراج کرده اید و آن را به عنوان شاهد مدعا مطرح ساخته اید؟ مثبت این حکم چه مقدماتی است؟
6. شما تعریفی را به عنوان تعریف "زی طلبگی" مطرح کرده و به طریق عملی آن ایراد وارد کرده اید. فارق از این که این تعریف صحیح است یا خیر تنها به این سوال اکتفا می کنم که تعریف شما از "معیار" چیست؟
7. تعریف دقیق و ممیز مورد پذیرش شما از طلبه و روحانی چیست؟ آیا بهتر نبود قبل از ورود به تفکیک, وجوه افتراق عناصر تفکیک شده (طلبگی و روحانیت) را بدون قیدشان (زی) بیان کنید؟
8. شما دقت در مسائل ظاهری را زی روحانیت دانسته و برای آن مفسده ی تعیین مصداق را بیان کردید. اولا مفسده در تعیین مصداق موجب انقضای حکم نمی شود. ثانیا اگر بنا بر ادعای شما مفسده ای دارد چه طور این مفسده در زی روحانیت دخول ندارد؟
9. انحصار احکام اسلام در پنج قالب (یا به قول شما: غالب) چه ارتباطی با وجوب برخی مستحبات برای برخی کسوت های خاص دارد؟ آیا برای وجوب کلی شرعی و وجوب خاص اخلاقی تفاوتی قائل نیستید؟ آیا می پذیرید که شما معانی الفاظ را خلط کرده مصادره به مطلوب کرده اید؟
10. اگر مسئله ای "زی مسلمانی" باشد آیا منافاتی دارد که از حیث اهمیت خاص آن در صنف خاصی از مسلمانان با تاکید بیش تر به عنوان "زی" آنان نیز ذکر شود؟
با تشکر



- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
زیّ طلبگی ـ زیّ روحانیت
نقش مساجد و حسینیه‌ها در وحدت دين و سياست