مؤتلفه اسلامي، با نظر امام خميني تأسيس شد
علي الفت پور
تاسيس حزب
در آغاز سال 42 حضرت امام از سه گروه عمدهاي كه در ارتباط با ايشان و مردم در مبارزه عليه رژيم شاه بودند در منزل خويش، دعوت به عمل آورده و به آنها فرمودند: «شما براي خدا كار ميكنيد، چرا با هم كار نكنيد.»اين چنين بود كه مؤتلفه اسلامي، با نظر امام خميني تأسيس شد.
مهدي عراقي داستان ائتلاف اين سه گروه را چنين بيان مي كند: « ماها يك مقدار سابقه به حساب مبارزاتي داشتيم و مي دانستيم كه اختلافات چه ضررهايي دارد و دشمن چه جور مي تواند از اين تضادها استفاده بكند ... بعضي وقتها كار به جايي مي رسيد كه حتي كار همديگر را هم مي خواستيم خنثي بكنيم. خلاصه يك دعوتي شد از مرحوم حاج صادق و بعضي از دوستانش... اين فكر هم براي ما پيش آمد كه خوب غير از ما يك گروه ديگري هم هستند كه دارند اين كارها را انجام مي دهند... وقتي فوايد اين جريان را برايشان تشريح كرديم، آمادگي خودشان را اعلام كردند كه در يك جبهه واحد كار بكنيم و اين شد كه به نام جمعيتهاي موتلفه اسلامي انجام شد». عراقي ميافزايد: «خوب، اين سه گروه وقتي كه با همديگر توافق كردند، بعد هم آمدند گفتند خوب ما اين كار را كرديم، انجام داديم، حالا بايد تأييديه حاج آقا [امام] را هم بگيريم. حاج آقا بايد موافقت خودش را اعلام بكند. خوب، وقتي آمديم خدمت حاج آقا جريان را براي ايشان گفتيم، ايشان هم تأييد فرمودند».
فعاليت هاي سياسي مؤتلفه در جريانات مبارزه تا انقلاب اسلامي
ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد: مقابله با غائله انجمنهاي ايالتي و ولايتي، در مقابله همه جانبه با رفراندوم قلابي شاه (بهمن 41)، عزاي ملي نوروز 42، حضور در جريان مدرسه فيضيه، حضور در يوم الله سرنوشت ساز 15 خرداد 42 و روزهاي بعد از آن، تحريم انتخابات فرمايشي مجلس دوره 21، راهاندازي اولين راهپيمايي مردمي در قم و سپس در عاشوراي سال 42 و سال 43، شركت در برگزاري مراسم استقبال از امام پس از آزادي، تكثير و توزيع نوارهاي امام و مراجع در سراسر كشور و چاپ و پخش و توزيع اعلاميهها و بيانيهها، چاپ و پخش اعلاميه عليه كاپيتولاسيون آمريكايي از طرف امام در يك شب، در تهران و شهرهاي بزرگ كشور، تشكيل اولين گروه جهاد مسلح با تأييد ضمني امام خميني1، با نظر شوراي روحانيت منصوب ايشان با قهرماناني همچون عراقي و اندرزگو، راهاندازي مردمي اكثر راهپيماييها و تظاهرات و اعتراضات مردمي از جمله مجلس، اعتراض به تبعيد امام خميني و تظاهرات 13 آبان عليه تبعيد امام خميني و...
شهداي حزب مؤتلفه اسلامي
مؤتلفه اسلامي در مبارزات مختلف سياسي با رژيم منحوس طاغوت و در جريانات 15 خرداد و 17 شهريور 57 و بعد از پيروزي انقلاب، عليه نفاق، التقاط، استكبار و در جبهههاي حق عليه باطل و حماسه پرشكوه دفاع مقدس، شهداي فراواني را تقديم انقلاب و خط سرخ تشيع علوي نموده است. امكان اينكه بشود نام و ياد همه آنها را نوشت ميسر نميباشد و تنها به ذكر آنها كه شهرت بيشتر دارند اكتفا ميشود شهيدان حاج صادق اماني، محمد بخارايي، مرتضي نيكنژاد، رضا صفار هرندي در رابطه با مقاومت در برابر كاپيتولاسيون آمريكايي بدست رژيم آمريكايي شاه (شهداي 26 خرداد 44). شهيد سيد علي اندرزگو در مبارزه چريكي اسلامي در برابر حاكمان مزدور آمريكايي بدست ساواك (19 رمضان سال 57). استاد شهيد آيت الله مطهري عضو شوراي روحانيت مؤتلفه بدست گروهك آمريكايي فرقان (12 ارديبهشت 58). شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتي بدست منافقان آمريكايي (عضو شوراي روحانيت نيز 1360). شهيد مهدي عراقي (عضو مؤسس و فرزندش شهيد حسام بدست منافقين آمريكايي). شهيدعباسعلي ناطق نوري، صادق اسلامي، علي درخشان، دكتر عباسپور، سرحدي در جريان هفتم تير 60. شهيد سيد اسد الله لاجوردي ، عضو مؤسس، بدست منافقين مزدور صدام و آمريكا، شهريور 1377. استمرار خط شهادت از 15 خرداد 42 تا شهريور 77 در مؤتلفه اسلامي بهترين دليل بر اصالت حركت اسلامي مستقل و آزادي خواهانه مؤتلفه و شدت كينه و خشم استعمار جهاني و منافقين مزدور و جريانات التقاط و انحراف و ضد اسلام و ضد مردم از اين تشكل الهي و خدوم است.
بررسي دورههاي فعاليت فرهنگي حزب مؤتلفه اسلامي
1- دوره 1341 تا 1344:
اين دوره با آغاز نهضت امام شروع شد و رهبران و عناصر موثر مؤتلفه اسلامي در خدمت امام و روحانيت مبارز در صحنههاي جهاد و فعاليتها حضور فعال داشتند. بخش عمدهاي از تلاش هاي اين دوره عملكرد فرهنگي اين تشكل را شامل ميگردد. برگزاري سخنرانيها جهت ارتقاي بينش عمومي، برگزاري كلاسهاي آموزشي براي اعضا، همكاري در انتشار نشريات بعثت و انتقام و ... حضور 4 نماينده امام در مؤتلفه اسلامي به عنوان اعضاي شوراي فقاهتي در اين دوره به غناي فرهنگي عملكرد اين حزب افزوده بود كه مي توان به دوره آموزشي «انسان و سرنوشت» استاد شهيد آيت الله مطهري براي رابطين فرهنگي حوزه هاي حزب اشاره نمود.
2- دوره 1344 تا 1349:
با دستگيري رهبران اوليه، مؤتلفه اسلامي به اقتضاء شرايط جامعه تغييراتي در مديريت و شبكه تشكيلاتي خود پديد آورد و فعاليتها كاملاً مخفي در جهت زيرسازي حركت آينده و فرهنگ سازي ايجاد كرد و نيز حفظ جريان مبارزه همه جانبه با سلطهگران طاغوتي فعاليتهاي مخفي را در پيش گرفته بود. مديريت اين دوره با شهيد باهنر، شهيد رجايي، شهيد محمد صادق اسلامي، و برخي برادران ديگر بود.
3- دوره 1349 تا 1354:
اين دوره دوران مبارزه مخفي است و مؤتلفه اسلامي ضمن انجام فعاليتهاي مخفي سياسي، به فعاليتهاي ديگر از جمله فعاليتهاي فرهنگي پرداخت. اردو هاي تفريحي آموزشي (اردوهاي رفاه و شركت سبزه)، نمايش فيلمهاي جهان با رعايت موازين اسلامي(شركت فيلم در خدمت دين) ، آموزشگاه هاي اسلامي (مجتمع آموزشي رفاه) بحشي از عملكرد فرهنگي اين دوره است كه به واقع در برخي از عرصه ها پيشگام تحولات گسترده بوده است. در اين دوره نيز نقش شوراي روحانيت بسيار پر رنگ است و در بسياري از موارد مذكور شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتي نقش هدايت كننده و آغازگر حركتهاي نوين را بر عهده داشته اند.
4- دوره 1354 تا 1356:
پس از آشكار شدن انحراف سازمان مجاهدين خلق و جنايتهاي آنان و گروههاي كمونيست، بار ديگر مؤتلفه اسلامي نقشي محوري را در سازماندهي افراد و ارتباط با روحانيت مبارز و اميد دهي و حفظ روحيه مبارزين مسلمان بر عهده گرفت. پاسخ به شبهات التقاطي و تلاش براي آموزشهايي جهت ارتقاي بينش مبارزين از جمله اقدامات فرهنگي اين دوره بود. اين دوره سختترين دوره فعاليت مؤتلفه اسلامي به حساب ميآيد. مديريت داخلي زندانها با شهيد اسدالله لاجوردي، شهيد مهدي عراقي، حبيبالله عسگر اولادي، اسدالله بادامچيان و ... و مديريت بيروني با شهيد بهشتي، شهيد مطهري، شهيد باهنر و... بود.
5- دوره 1356 تا 1357:
حزب مؤتلفه اسلامي در اين دوره با لبيك به پيام امام خميني (ره) در ارديبهشت 56، در خدمت روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم، نقش اساسي در ايجاد تشكيلات مخفي و سازماندهي مبارزين مسلمان داشت. ياران حزب مؤتلفه اسلامي در كميته استقبال از امام و سازماندهي انتظامات 60 هزار نفره براي ورود امام به ايران و اداره مراسم بهشت زهرا(س) و اقامتگاه امام نقش اساسي داشتهاند. در اين دوره نيز فعاليتهاي فرهنگي يكي از اصلي ترين اقدامات اين حزب به حساب مي آيد.
6-دوره 1357 تا 1366:
در اين دوره، مؤتلفه اسلامي با اجازه امام در حزب جمهوري اسلامي فعاليت كرد و عناصر آن خدمات موثري در اين حزب شهيد پرور داشتند. در اين دوره مؤتلفه اسلامي با ياراني همچون شهيدان مهدي عراقي، علي درخشان، اسدالله لاجوردي، محمد صادق اسلامي و آقايان جبيب الله عسگر اولادي،اسدالله بادامچيان، مصطفي حائريزاده، مرحوم سعيد اماني همداني و... كه عضو شوراي مركزي حزب جمهوري بودند و ديگر اعضاي خود با تمام توان در راه اهداف متعالي مؤسسين اين حزب تلاش نمود. در اين دوره همچنين فعاليتهاي گسترده اي در امور فرهنگي و تبليغي حزب جمهوري اسلامي توسط ياران مؤتلفه اسلامي انجام گرديد كه مي توان به انتشار كتب فراوان، نشرياتي همچون نشريه داخلي عروه الوثقي و... برگزاري كانونها و يادبودها و ... اشاره نمود. اين امر تا آنجا بود كه شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتي دبيركل وقت حزب در يكي از سخنراني هاي خود حزب جمهوري اسلامي را در ادامه حركت مؤتلفه اسلامي در پيش از انقلاب توصيف نمود.
7-دوره 1366 تا 1367:
پس از تعطيلي حزب جمهوري اسلامي مؤتلفه اسلامي در اين شرايط بنا به نظر امام خميني(ره) انسجام احتياطي خود را حفظ كرد و در ايجاد تشكلهاي اسلامي «صنفي ـ سياسي» كوشش جدي داشت.
8-دوران پس از رحلت حضرت امام
در اين دوران جايگاههايي در ساختار حزب تحت عنوان آموزش و تبليغات به صورت مشخص به امور فرهنگي پرداختند. همچنين هفته نامه شما، ماهنامه ذكر و سايتهاي حزب مؤتلفه اسلامي بخشي از رسالت فرهنگي حزب را بر دوش دارند.
دوران جديد فعاليت سياسي
پيروزي انقلاب و حضور جديد مؤتلفه پس از پيروزي انقلاب اسلامي برخي از اعضاي جمعيت مؤتلفه در مقامهاي كليدي نظام مستقر شدند. اين اتفاق پس از كناره گيري دولت موقت بازرگان بوقوع پيوست. عضويت علي اكبر پرورش و حبيب الله عسگر اولادي مسلمان در دولت شهيد رجايي، حضور مؤتلفه در كميته هاي انقلاب، دادستاني اسدالله لاجوردي و مديريت وي در زندانها، مديريت كميته امداد، مديريت بنياد مستضعفان، مديريت دانشگاه آزاد و حتي يك دوره وزارت ارشاد ميرسليم نشان از نفوذ اين تشكل در نهادهاي مختلف دارد. نكته جالب توجه آنكه اعضاي مؤتلفه در تمامي انتخابات رياست جمهوري نيز كانديداي مستقلي داشتهاند.
به دنبال تشكيل حزب جمهوري اسلامي به ابتكار روحانيان بلند پايه اي چون شهيد آيت الله بهشتي، شهيد دكتر باهنر، آيت الله خامنه اي، آيت الله هاشمي رفسنجاني و آيت الله موسوي اردبيلي، جمعيت مؤتلفه نيز به اين حزب پيوست.
هاشمي رفسنجاني در گفتگويي شرايط عضويت را درحزب چنين بيان مي كند: «قرار شد كساني كه عضو حزب جمهوري هستند، وابستگي تشكيلاتي ديگرشان در زندگي سياسيشان نبايد موثر باشد، بايد تابع حزب باشند.. ما شرطمان با همه اين بود. كساني كه تشكلهاي ديگري دارند، آنها را بايد ناديده بگيرند و اين آقايان مؤتلفهاي، مسؤوليت بخش بازار را بر عهده داشته باشند... به هر حال قرارمان اين بود كه افراد تشكلهاي فرعي، تابع حزب باشند.»
عبدالمجيد معاديخواه در اينباره ميگويد:« سير وقايع مطابق شرايط تعيين شده حزب جمهوري اسلامي پيش نرفت، جمعيت مؤتلفه در واقع از موضع يك تشكل وارد حزب [جمهوري] شده بود و تشكل خودشان را حفظ كرده بودند. حالا به هر بهانه و به هر دليلي؛ همان زمان نيز كه موتلفهاي ها در شوراي مركزي حزب جمهوري بودند، جمعيت مؤتلفه شبهاي سه شنبه جلسه تشكيل مي داد و حدود پنجاه نفر از سرانشان آنجا شركت مي كردند. وقتي يك جرياني با حفظ تشكل خود وارد يك جريان ضميمه ديگر مي شود، طبعاً يك عوارضي بوجود مي آورد». به عوارضي كه معاديخواه از آن سخن مي گويد، در خاطرات هاشمي رفسنجاني نيز اشاره شده است. وي روز چهاردهم شهريور ۱۳۶۱ مينويسد: «جلسه شوراي مركزي حزب [جمهوري] داشتيم. وقت را صرف انتقاد دو جناح از يكديگر كرديم. آقاي مهندس [ميرحسين] موسوي و آقاي [مسيح] مهاجري از يك طرف و آقاي [اسدالله] بادامچيان و آقاي [سعيد] اماني از طرف ديگر صحبت كردند». به عنوان نمونه ديگر، هاشمي رفسنجاني در خاطرات روز چهارده آبان ۱۳۶۰ خود مي نويسد: «بعداز ظهر ملاقاتي طولاني با اعضاي هيأتهاي موتلفه قديم كه اكثراً عضو حزب جمهوري اسلامي هستند،داشتيم. درباره اقتصاد و امنيت، مطالبي داشتند.» در واقع دليل اصلي توقف كار حزب جمهوري نيز همين اختلافات دروني بود .
تفكيك گرايشها، چالشهاي تازه
در ماجراي مك فارلين، نامه هشت نفره چند تن از نمايندگان مجلس به امام خميني و همچنين ماجراي نامه ۹۹ نفر كه بر سر كم و كيف دولت ميرحسين موسوي نوشته شد، جلوه هايي از اين اختلافها بود. در هر دو اين نامه ها، امضاي عناصري از جمعيت مؤتلفه نيز به چشم ميخورد. تمام اين حركات سياسي نشان دهنده اين بود كه گرايش چپ در دولت موسوي خوشايند مؤتلفه نبود .
از سال ۱۳۶۹ كه جمعيت مؤتلفه اسلامي اساسنامه جديد خود را به كميسيون ماده ده احزاب تقديم كرد و در قامت يك حزب سياسي وارد عمل شد تا كنون شش مجمع عمومي اين تشكل برگزار شده است و دبير كلي آن در تمامي اين سالها با حبيب الله عسگر اولادي مسلمان بوده است. اما نكته قابل توجه آن است كه اعضاي مؤتلفه به طور كامل شناخته شده نيستند. در آخرين كنگره اين تشكل كه اوايل دي ماه امسال برگزار شد، «رسالت» تنها روزنامهاي بود كه توانست گزارش و عكسي از اين جريان منتشر كند. جالب آنكه دبير سياسي اين جمعيت طي يادداشتي در روزنامه رسالت كه به عنوان سر مقاله منتشر شد، به مصاحبه مطبوعاتي عسگر اولادي مسلمان اشاره كرد و نوشت: «دبيركل مؤتلفه اسلامي هفته گذشته بدين مناسب [برگزاري كنگره] مصاحبه مطبوعاتي داخلي و خارجي داشت اما تنها چيزي كه از او در ارگانهاي جامعه مدني منعكس نشد همين خبر كنگره ششم بود». اعضاي هيأت موسس جمعيت در سال ۱۳۶۹، چنين معرفي شده اند: ۱ـ حبيب الله عسگراولادي ۲ـ حبيب الله شفيق ۳ـ اسدالله بادامچيان ۴ـ سعيد اماني ۵ـ مصطفي حائري زاده ۶ـ جواد مقصودي ۷ ـ ابوالفضل توكل بينا ۸ ـ سيد اصغر رخ صفت ۹ـ احمد كريمي اصفهاني ۱۰ـ ابوالفضل حاجي حيدري ۱۱ـ جواد رفيق دوست ۱۲ ـ مهدي سعيد محمدي
در تابستان سال ۱۳۷۵ كه آرام آرام مسأله انتخابات رياست جمهوري هفتم آغاز شده بود، (انتخاباتي كه مؤتلفه در آن بختي براي پيروزي سيد محمد خاتمي قايل نبود و حضور او را تنها باعث گرم شدن تنور انتخابات ميدانست.)جمعيت مؤتلفه پرتحرك ترين گروه در ميان تشكلهاي اصولگرا بود. اواخر مرداد ۱۳۷۵ وقتي خبرنگار سلام از علي اكبر ناطق نوري پرسيد: «شنيده شده است كه براي تعيين كانديداتوري جنابعالي اختلافات شديدي بين جمعيت مؤتلفه اسلامي و جامعه روحانيت مبارز بروز كرده است؟» وي در پاسخ مي گويد: «اين موضوع از ريشه، خلاف به عرض شما رسيده است. اصلاً جمعيت مؤتلفه اسلامي خود را تابع جامعه روحانيت مبارز تهران ميداند نه هم عرض آن! جمعيت مؤتلفه اسلامي به عنوان يك تشكل از تشكل هاي همسو با روحانيت مبارز است.»
اما در اصل اين قضيه شروع ماجرايي بود كه هيات مؤتلفه اسلامي رنگ و بويي مستقلتر از ديگر جريانات اصولگرا يا به قولي صريحتر سنتيتر داشته باشد .
عناوین دیگر :
ضيافت الهي
روز جوان
بررسی مبانی دینی و اجتماعی اندیشه روشنفكری علی شریعتی
بررسی نظریاتی پیرامون رابطه ی دین و علم
مؤتلفه اسلامي، با نظر امام خميني تأسيس شد





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


