تعداد بازدید : 312
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
شنبه، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹
تاریخ جدید ایران با قیام فقهی روحانیت آغاز شده است

 

مجتبي حسيني
 
در اینکه تاریخ معاصر ایران از چه زمانی آغاز شده است، اقوال مختلفی وجود دارد. پس از تشکیل حکومت قاجاریه عده ای جنگهای ایران و روس را مبدأ تحولات بعدی در تاریخ ایران می دانند، عده ای نهضت ضداستعماری تنباکو، و عده اي دیگر انقلاب مشروطه و آغاز حکومت پهلوی یا حتی نهضت ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی را که به نحو گسترده ای روی تحولات بعدی خود اثر گذار بوده اند، به عنوان سرآغازهای تاریخ جدید ایران تلقی كرده اند. اما به نظر می رسد آنچه بیش از همه در شکل دادن تاریخ جدید ایرانیان سهم داشته و محور حوادث بعدی در مبارزه با استبداد و استعمار را شکل داده است، «نهضت تنباکو» و ماجرای مقابله فقهی روحانیون با حکومت مستبد قاجاریه به رهبری میرزای شیرازی است.
جنبش تنباكو، مقدم بر تمام جنبش‌های صورت‌گرفته در ایران در یك قرن اخیر است. پس از این جنبش است كه ایرانیان با درس گرفتن از آن پا به مرحله‌ ای تازه و نو در تاریخ معاصر خود ‌گذاشتند. مشروطیت، ملی‌شدن صنعت نفت و مهم‌تر از آنها وقوع انقلا‌ب اسلا‌می در سال 1357 همه از پیامدهای قیام مردم علیه امتیازنامه ي تنباكو است. مبارزه با استبداد و استعمار در ایران توأمان و به هم پیوسته بوده است؛ استبدادی که تنها به منافع خودش می اندیشید و استعماری که به دنبال غارت دارایی ملت های ضعیف از طریق حکومت های خودباخته و حقیر بود. ناگفته پیداست که اولین نمونه بارز و موفق مبارزه با پیوند نامیمون استبداد و استعمار همانا نهضت تنباکو بوده است.
حکومت قاجار علی الخصوص در زمان ناصری از مردم بریده بود و در کشمکش میان روس و انگلیس به راضی کردن این دو قدرت استعماری با دادن امتیازهای انحصاری مشغول بود؛ از امتیاز راه آهن و تأسیس بانک و امتیاز بهره برداری از درخت های زیتون ایالت گیلان گرفته تا امتیاز کشتیرانی در رود کارون و امتیاز بریدن چوب شمشاد از جنگل های آستارا و استرآباد! قاجارها هر آنچه اجانب طلب می کردند را در عوض مطامع و رشوه هایی کم ارزش و حقارت آمیز به بیگانه واگذار می کردند و کوچکترین توجهی هم به از دست رفتن حقوق مردم و منافع کشور نداشتند. سقف ابتکار قاجارها برای اداره کشور همین سیاست موازنه مثبت (جلب رضایت دو ابرقدرت از طریق واگذاری امتیازات و منافع متوازن به آنها) بود که سود آن نهایتاً به دربار پرخرج قاجاریه می رسید.
کثرت امتیازات واگذار شده و تزاحم حقوق اعطا شده به بیگانگان، با دارایی ها و منافع مردم باعث شد که رفته رفته حکومت قاجار به عامل نظم و مأمور حفظ اموال صاحبان امتیاز و كمپانی ها سقوط کند و حاکمیت واقعی به دو ابرقدرت روس و انگلیس تفویض شود. در کلامی ساده و روشن می توان گفت که سیاست موازنه مثبت و اعطای امتیازهای متعدد به بیگانگان، حکومت قاجارها را به «عمله استعمار» تبدیل کرده بود. قاجارها تنها همین سیاست را مایه ي حفظ تاج و تخت، حفظ منافع دربار و تداوم قدر قدرتی شاه می دانستند. این چنین بود که درباری که از سیاست تنها راه سفارت خانه های خارجی را می دانست، حتی دول بیگانه را تشویق به اخذ امتیاز هم می كرد! بطوریکه در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه يك نظامنامه و اداره ای هم برای حسن اجرای امور در اعطای امتیاز به بیگانگان تشکیل شده بود. "لرد كوروزن" در این باره می نویسد: «سرمایه داران خارجی برای اخذ امتیاز مانند مور و ملخ به ایران هجوم آوردند... و شاه نیز حاضر است موافقت كند چون كه كلی سرمايه به حساب شخص شاه داده می شود.»
در سومین سفر ناصرالدین شاه به فرنگ و توقف او در انگلستان (1306 ه.ق) پیشنهاد اعطای امتیاز توتون و تنباكوی ایران به انگلستان مطرح می شود و قرار آن نیز گذاشته می شود. دولت انگلیس به شیوه مرسوم فردی به نام تالبوت را به عنوان طرف قرارداد معرفی می كند. پس از بازگشت شاه، تالبوت نیز در رأس یك سندیكای ساختگی و خلق الساعه وارد تهران می شود و در سفارت انگلیس اقامت می گزیند و از آن جا مذاكرات مربوط به امتیاز را پی می گیرد. سرانجام در تاریخ 28 رجب 1308 امتیاز انحصاری توتون و تنباكوی ایران در 15 ماده تنظیم و به امضای ناصرالدین شاه می رسد.
بر اساس امتیازنامه رژی، زارع ایرانی ملزم بود كه محصول خود را با قیمت ارزان به كمپانی بفروشد و با قیمتی گزاف، توتون و تنباكوی مورد نیاز خودش را از کمپانی بخرد! هر نوع حق حمل و نقل و خرید و فروش توتون و تنباكو از تاجر كاسب و زارع و مصرف كننده ایرانی سلب شده بود و زارعان و تجار و کسبه باید از صاحبان امتیازنامه اجازه كتبی می گرفتند. دولت متعهد شده بود که در طول 50 سال بر رسوم گمرك و سایر عوارض آن به هیچ وجه نیفزاید، كسانی را كه بدون اجازه كمپانی به خرید و فروش دخانیات اقدام كنند، به كیفر سخت برساند و در صورت اختلاف بین كمپانی انگلیسی و دولت هم یك نفر از سفرای آمریکا، آلمان و اتریش به عنوان حكم داوری نمایند. طبق این امتیاز نامه کمپانی به راحتی می توانست با در اختیار گرفتن زارعین و حتی حکام ولایات برای کسب هر نوع خبر و جاسوسی از کشاورزی و سایر امور ایران اقدام کند. مرزهای ایران نیز بدون قید و شرط به روی اتباع انگلیس باز می شد و به آنان اجازه می داد که بی هیچ نظارتی هر چه که می خواهند به ایران وارد كنند، حتی اسلحه و مهمات جنگی!
پیداست که شرایط امتیازنامه توتون و تنباکو کاملاً استعماری و در حکم به آتش کشیدن اموال و کسب و دارایی مردم بوده است و درآمد کلانی هم كه انگلیسی ها از این امتیاز به دست می آوردند حکم گنج بادآورده را داشته است! احمد كسروی در مورد نارضایتی مردم و بازاریان از این حاتم بخشی حکومت قاجاریه، می نویسد: «از گام نخست مردم ناخشنودی نمودند و بازرگانان به میانجی گری امین الدوله به شاه نامه نوشتند و دادخواهی كردند ولی چون شاه و امین السلطان خودشان امتیاز را داده و هوادار آن بودند، نتیجه ای از دادخواهی دیده نشد و از آن سوی چون كاركنان كمپانی به همه شهرها رفته و شروع به كار كرده بودند، ناخشنودی فزون تر گردیده و كم كم شكل جنبش به خود گرفت.»
ناظم الاسلام كرمانی نیز درباره علل نگرانی روحانیت چنین می نویسد: «بزرگان ایران از علماء و غیر هم بر معایب و وخامت این عمل واقف شدند كه اگر امروز دخانیات محدود شد، فردا هم نمك و روز دیگر هیزم و ذغال و آب و غیره محدود مي شود و به ازای آن مبالغی گرفته خواهد شد و صرف آبادی مملكت نخواهد شد. یا تفاوت مواجب فلان شاهزاده است، یا مدد معاش فلان آقازاده یا خرج مسافرت فرنگ یا نیاز خانم قشنگ، ملت متضرر شده و نفع را خارجه برده و بر مملكت هم تسلط و نفوذ تامی حاصل خواهند كرد.»
امضای این امتیاز نامه اثرات اجتماعی فراوانی بر زندگی ایرانیان داشت. در مدت بسیار اندكی پس از ورود تالبوت و همراهان وی جمعیت بسیاری از كارگزاران این شركت به ایران اسلامی هجوم آوردند و موجی از خارجیان در خیابانهای هر شهر و ولایتی به راه افتاد. این جمعیت گروه گروه در شهرها و ولایات ایران مستقر شده و شكل ظاهری شهر و بازار مسلمین را تغییر می دادند. این افراد نه تنها زارعین و سایر سكنه نقاط را تحت سلطه خود در می آورند، بلكه حكام ولایات را هم به امر شاه و تصمیم و فرمان دولت زیر فرمان خود گرفتند. تکبر، ظلم، فساد و هنجارشکنی ای که اتباع کمپانی با خود همراه می آوردند باعث ناراحتی بیشتر مردم و روحانیت می شد.
اقدامات ابتدائی كمپانی و هجوم فرنگیان به ایران در آن سطح وسیع و گسترده، و رفتار ناهنجار و استعمارگرانه انگلیسی های به ظاهر عضو كمپانی، ترویج فساد و فحشا، تأسیس كلیساها و مدارس، استخدام بسیاری از مردان و زنان مسلمان و ... همه بیانگر این مطلب است كه كمپانی رژی و حکومت انگلستان با تحصیل این امتیاز خوابی همچون هند برای ایران دیده بودند و با این اقدامات به گونه غیرمستقیم در صدد بودند تا ایران را به سرنوشت هند دچار سازند و در نهایت آن را به صورت یكی از مستعمرات خویش در آورند. گزارش های تاریخی نشان می دهد كه رویای پیوستن ایران به مستعمرات انگلستان دراین دوره به سرعت به دست كمپانی رژی در حال تعبیر بوده است.
به این ترتیب شورش شهرهای مختلف به رهبری روحانیان، که از تسلط بیگانگان بر اموال و امورات مردم مسلمان ایران به خشم آمده بودند، آغاز شد. شهرهای شیراز و تهران و اصفهان و مشهد و تبریز یکی پس از این دیگری وارد مقابله عمومی با این امتیازنامه استعماری شدند. عده ای شیراز را مبدأ نهضت تنباکو می دانند. همزمان با ورود مأموران انگلیسی رژی، بازار شیراز تعطیل شد و مردم در مساجد اجتماع كردند. رهبری مردم در این حركت را "سیدعلی اكبر فال اسیری" (داماد میرزای شیرازی) برعهده داشت. فال اسیری بر فراز منبر شمشیری از زیر عبایش بیرون كشیده و فریاد بر می آورد كه: «موقع جهاد عمومی است. ای مردم بكوشید تا جامه زنان نپوشید. من یك شمشیر و دو قطره خون دارم هر بیگانه ای را كه برای انحصار دخانیات به شیراز بیاید، شكمش را با این شمشیر پاره خواهم كرد». حکومت فارس با كسب تكلیف از مركز به دستگیری و تبعید فال اسیری مبادرت می کند و مردمی را هم كه در اعتراض به این عمل جمع شده بودند را به گلوله می بندد. روحانیون از رفتن به مساجد خودداری می كنند و مقاومت مردم همچنان ادامه می یابد.
در تهران خانه میرزا حسن آشتیانی محل تجمع مردم معترض به این قرارداد ذلت آور بوده است. میرزای آشتیانی بارها با شاه و امین السلطان تماس می گیرد و درباره مضار و معایب امتیاز گفتگو می كند و لغو آن را از شاه می خواهد، ولی شاه و دربار به این درخواست ها توجهی نمی كنند. دراصفهان مردم به رهبری سه عالم مجاهد یعنی "حاج شیخ محمد تقی" (معروف به آقا نجفی)، "شیخ محمدعلی" و "ملا باقر فشاركی" در برابر كمپانی رژی مقاومت می کنند. شاه ضمن دستورات اكید به كارگزاران خود در اصفهان برای مقابله با علماء و مردم تلگرافی به "آقا نجفی" می فرستد اما این تلگراف نیز اثری در مقاومت مردم و روحانیون نمی گذارد. حاكم اصفهان با هماهنگی حكومت مركزی، آزار و اذیت علماء را آغاز كرده و آنان را سخت تحت فشار گذاشت تا جائی كه "منیرالدین" از علمای سرشناس بر جان خود ترسید و ناگزیر شبانه به نزد میرزای شیرازی در سامرا مهاجرت كرد. مردم و تجار اصفهان همچنان به مقاومت خود ادامه می دهند تا جائی كه عده ای تنباكوی خود را به جای فروش بین فقراء تقسیم می كنند و گروهی هم محصول خود را به آتش می كشند.
در تبریز كمپانی رژی، دولت و ایادی آنان با خشم و خروش مردم و رهبری روحانیت و پیشوایی میرزا جواد آقا مجتهد تبریزی رو به رو شدند. شاه مأیوسانه ضمن تلگرافی به امیر نظام گروسی (پیش كار آذربایجان) بعضی شرایط جدید را پیشنهاد می کند، اما مردم و علماء باز هم مقاومت می كنند و در نتیجه كمپانی رژی تصمیم می گیرد كه موقتاً از آذربایجان صرف نظر كند. در مشهد نیز مردم علی رغم تنگناهای مختلف از سوی كارگزاران حكومت، به رهبری "حاج شیخ محمدتقی بجنوردی" و "حاج شیخ حبیب مجتهد شهیدی" در برابر كمپانی رژی و عمال شاه ایستادند و جلودار تظاهرات مردم بودند. در نهایت چون حکومت اهمیتی به این درخواست ها و اعتراض ها نمی دهد، از این روی علمای تهران و دیگر شهرها از میرزای شیرازی مرجع بزرگ شیعیان استمداد می طلبند.
میرزای شیرازی در این ماجرا مرحله به مرحله عمل كرد. در گام نخست تلاش كرد شاه و دست اندركاران حكومت را از ادامه این راه باز دارد، لذا با لحنی نرم ولی هشدار دهنده تلگرافی برای شاه فرستاد كه در مقدماتش مراعات احترامات معمول آن زمان شده بود. شاه هم بدون عمل کردن به وعده خود در پاسخ دادن به این تلگراف از كارپرداز ایران در بغداد می خواهد تا میرزا را نسبت به امتیاز تنباكو توجیه كند اما هر چه او بیشتر از فوائد و منافع امتیاز سخن می گفت، میرزا زیادتر اصرار در لغو آن می كرد. مجدداً مرحوم میرزا تلگراف دومی به شاه می فرستد كه لحنش تندتر از اولی است. ناصرالدین شاه تلگراف دوم میرزا را با لحن بی ادبانه ای كه ناشی از عصبانیت بوده است پاسخ می دهد. معلوم می شود که نصایح میرزای شیرازی به گوش شاه و دربار نرفته و ناصرالدین شاه به هیچ وجه در صدد لغو این امتیاز نیست. پاسخ های منفی شاه به علماء و مردم، به اعتراضات و حركتهای انقلابی شتاب بیشتری داد. فكر مقاومت منفی در حال شكل گرفتن بود و این جا و آن جا سخن از تحریم می رفت. 
مشخص است که برای حکومت قاجار و شخص شاه، وطن به عنوان خانه مردم مسلمانی که تسلط کفار را بر خود حرام و ننگ می شمردند هیچ ارزشی نداشت و به همین دلیل هم حاضر نبودند از امتیازی که بیگانگان داده اند عقب نشینی کنند. آخرالأمر تلگراف های متقابل شاه و میرزای شیرازی، اعتراض علماء شهرستانها، شورش مردم، وقت گذارنی شاه و دربار، و همچنین زمینه های مبرم برای تحریم تنباكو كه نشانه های آن در درخواست های مكرر علماء و مردم به چشم می خورد میرزا را بر آن داشت كه حكم به تحریم تنباكو را در عبارتی كوتاه و به شیوه ای مؤثر و محرك صادر كند. فتوای میرزای شیرازی بر ترک استعمال و خرید و فروش تنباکو، بارزترین نمونه ي «مقاومت منفی» در برابر استبداد داخلی و استعمار بریتانیاست. این حکم چنان نفوذ پیدا کرد که همه اصناف مردم با هر فکر و نظری بر این نقطه متفق و هم داستان شدند. فتوا به سرعت گسترش یافت، به گونه ای که در اندک زمانی قلیانها و وسایل و ابزار استعمال دخانیات جمع شد و حتی یهود و نصاری هم به ملت مسلمان ایران پیوستند و در ظاهر ترک دخانیات کردند.
شیوه مبارزه منفی در میان شیعیان، به لحاظ وضعیت ویژه در برابر مخالفان حكومتگر مكرر مورد استفاده قرار گرفته است و آثار سودمندی در برداشته كه تحریم تنباكو توسط میرزای شیرازی از آن جمله بوده است،‌ مبارزه‌ای مسالمت‌ آمیز كه ایران را از سلطه استعمار بریتانیا نجات داد. نتیجه مبارزه منفی و نافرمانی عمومی این شد كه حركت مردم ایران به رهبری میرزای شیرازی، بدون خونریزی و هرج و مرج و هرز رفتن نیروها به ثمر نشست، شاه تسلیم شد و بساط كمپانی رژی هم برچیده شد. این شیوه مبارزه منفی امروز به اسم «ماهاتما گاندی» شناخته می شود که جنبش خود را سایتاگراها می نامید و بر مبارزه منفی و ترک هرگونه ارتباط و وابستگی به استعمارگران تأکید می کرد. اما پیش از گاندی نهضت تنباکو و مقاومت مردم و روحانیون ایران استعمارگران انگلیسی را در رسیدن به اهدافشان ناکام گذاشته و قبل از استقلال هند باعث عزت مسلمانان شده است.
نهضت تنباکو یک خیزش دینی و وطن پرستانه بود که در جریان آن روحانیت به دفاع از منافع مردم و کیان دین به «قیام فقهی» علیه استبداد و استعمار دست زده است. این نهضت که واقعه ای به محاق رفته در میان تاریخ نگاری روشنفکران است، تأثیر شگرفی بر آینده پس از خود می گذارد. پس از نهضت تنباکوست که خود باوری و اعتماد به نفسی در میان مردم و روحانیون پیدا می شود و راه آنها را برای مقابله با ظلم و استبداد و مقاومت در برابر غارت کشور تسهیل می نماید. با پیروزی در این مبارزه مردم بیش از پیش به اهمیت روحانیون پی بردند و روحانیت مبارز و سیاسی نیز که دین و سیاست را ممتزج با هم می دانست، به عنوان مظهر و تجسم آرمانهای ملی مطرح شد. مردم مسلمان حول محور رهبری روحانیت تشکل یافتند و از آن پس وجود روحانیون در نهضت های اعتراضی و انقلابی باعث قوت جنبش های ملی و مردمی بوده و هر جا که روحانیون با تخطئه و فریبکاری مستبدین یا مخالفت روشنفکران و غربزدگان از میدان بیرون شده اند، (مانند مشروطه و نفت) بیرون ماندن آنها از نهضت خود به خود آثار سوئی بر آن جنبش ها به جا گذاشته است.






عناوین دیگر :
ضيافت الهي
روز جوان
بررسی مبانی دینی و اجتماعی اندیشه روشنفكری علی شریعتی
بررسی نظریاتی پیرامون رابطه ی دین و علم
مؤتلفه اسلامي، با نظر امام خميني تأسيس شد
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 963
بازدید دیروز: 2229
بازدید از ابتدا: 1291777
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۹ شهریور ۸۹