سخن روز

«المومن  من له قصد فی غنی، و تجمل فی فاقه»

مومن کسی است که در بی نیازی میانه روی می کند و هنگام تنگدستی ظاهری آراسته دارد.

A believer is the one who: Dos not abandon moderation when he is rich, and at the time of povetry shows his  outward pretty

نقد و بررسی کتاب "رجزمویه "  |  فقه در محك زمانه  |  مرتضي فخاري: رسالت كانون انديشه جوان، ترويج گفتمان انقلاب اسلامي است |  انتشار عقل و وحی به زبان مالایی |  انتشار ارتداد و آزادی به زبان مالایی |  همايش علمي اصلاح الگوي مصرف  |  برگزاری ششمین نشست از سلسله نشست های درباره علم |  نگاهی از درون به منابع تاریخ انقلاب اسلامی  |  این حرف ها مال مارکس نیست |  تبرك جستن  |  کانون اندیشه جوان  |  

تعداد بازدید : 462
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
یکشنبه، ۱۸ مرداد ۱۳۸۸
ظهور، نكته‌ها، نشانه‌ها و ياري‌گران

ظهور، نكته‌ها، نشانه‌ها و ياري‌گران

اداره كل پژوهش و آموزش سيما

بخش اول: نكاتي دربارة تعيين وقت براي ظهور

برخي حوادث و رويداد‌هايي كه در چند سال گذشته در جهان رخ داده، به ويژه انتشار اخباري در زمينه انتظار مسيحيان براي بازگشت حضرت عيسي در آغاز هزاره سوم ميلادي، شور و شوق ظهور مصلح آخر‌الزمان، حضرت بقيه ا... الاعظم‌ـ ارواحنا فداه‌ـ را در جامعه ما دامن زده و اين زمزمه را در ميان بسياري از مشتاقان و منتظران قدوم آن حضرت پديد آورده كه آيا ظهور نزديك نيست؟

آيا نبايد در آينده نزديك در انتظار وقوع حادثه خوش ظهور بود؟ و ...

حتي عده‌اي در اين ميان به پيش‌بيني زمان ظهور پرداخته و مردم را به آمادگي براي استقبال از قدوم حضرت مهديu  در آينده‌اي نزديك فرا خوانده‌اند، اگرچه گسترش شور و شوق عمومي براي ظهور حضرت حجت u، پديده‌ مباركي است و جاي اين دارد كه علاقه‌مندان آن حضرت، اشتياق ظهور را بيش از پيش در جامعه ما گسترش دهند و مردم را براي ظهور آماده سازند، اما اگر اين پديده به تعيين زمان براي ظهور و اميدوار ساختن مردم به ظهور حضرت حجتu  در زماني معين منجر گردد، جاي تامل بسيار دارد زيرا براساس برخي روايات نقل شده از ائمه اهل بيت u هيچ‌كس جز خداي تبارك و تعالي از زمان دقيق ظهور آگاهي ندارد و از اين‌رو تعيين وقت براي ظهور (توقيت) جايز نيست و هيچ‌كس حق ندارد كه براساس برداشت‌هاي شخصي خود به پيش‌بيني زمان رخداد عظيم ظهور بپردازد. (شفيعي سروستاني، 85، صص220-219)

در ادامه براي روشن شدن موضوع نكاتي را در اين زمينه يادآور مي‌شويم:

الف) نزديك شمردن ظهور

انتظار به طور كلي يك امر قلبي است و اين امر قلبي وقتي حاصل مي‌شود كه انسان در هيچ حالي از ظهور امامu  نااميد نباشد و آن را بعيد نشمارد.

انسان منتظر در زمان غيبت، صبح و شام چشم به ظهور امام‌اش دوخته است و هيچ‌گاه آن را  دور نمي‌داند. داشتن همين حالت قلبي در زمان غيبت امامu  مورد رضاي پروردگار و نجات‌بخش انسان است.

امام صادق u مي‌فرمايد:

«نزديك‌ترين حالت بنده نسبت به خداي عزوجل و بيشترين خشنودي او از بنده، در وقتي است كه بندگان، حجت خدا را گم كنند و بر ايشان آشكار نشود و از آنان پوشيده بماند، پس جاي او را نداند و در عين حال مي‌دانند كه دلايل و نشانه‌هاي الهي از بين نمي‌رود، پس در چنين وقتي هر صبح و شام منتظر فرج باشند».[1]

استعجال در حقيقت راضي نبودن به امر پروردگار نسبت به زمان ظهور امامu  است. اما نزديك شمردن ظهور خود از مصاديق تسليم مي‌باشد زيرا خداوند به آن راضي است و ائمه u سفارش آن را  كرده‌اند. (بني‌هاشمي، 76، صص275-274)

ب) پرهيز از تعيين وقت براي ظهور

نزديك شمردن زمان ظهور به معناي تعيين وقت براي آن نيست و پيشگويي دربارة زمان ظهور، همان اندازه از رضاي خدا و سنت ائمه طاهرين u دور است كه شتاب كردن در ظهور حضرت، امامان ما به شدت با كساني كه مي‌خواهند وقتي براي ظهور تعيين كنند، برخورد كرده و آن را دروغگو دانسته‌اند.

يك بار شخصي از امام صادق u دربارة وقت ظهور سئوال كرده و گفت:

فدايت گردم، به من خبر دهيد از اين امر (فرج امام u) كه منتظر آن هستيم كه چه وقت واقع مي‌شود؟ حضرت چنين پاسخ دادند:

«تعيين‌كنندگان وقت دروغ مي‌گويند و شتاب‌كنندگان هلاك مي‌شوند و اهل تسليم نجات مي‌يابند.»[2]

پس آنها كه وعدة نزديك بودن ظهور را به مردم مي‌دهند تا به خيال خود آنها را به امام زمانu  نزديك‌تر كرده و زمينة ظهور آن حضرت را فراهم كنند، هم خود گمراهند و هم ديگران را به گمراهي مي‌كشانند. وظيفة منتظر تسليم شدن نسبت به تقديرات الهي در مورد وقت ظهور است و در عين اين كه هيچ صبح و شام از ظهور امام غايبu  نااميد نباشد و آن را قلباً نزديك بشمارد. (بني‌هاشمي، 76، صص277-276)

ج) مَذَمّت استعجال

خطري كه در سختي‌ها و مصيبت‌ها، ايمان انسان را تهديد مي‌كند، همانا  از دست دادن صبر و ناراحت شدن از قضا و قدر الهي است. مومن بايد در هر شرايطي راضي به قضاي الهي باشد و از آنچه خداوند براي او خواسته است، ناراضي نباشد.

راضي شدن به طولاني شدن غيبت، در حقيقت راضي بودن به عدل خداست و شرط ايمان آن است كه انسان از آنچه خدا با او رفتار مي‌كند، قلباً راضي باشد.

امام صادق u مي‌فرمايند:

«بدانيد هرگز بنده‌اي از بندگان خدا ايمان نمي‌آورد، مگر آن كه رضايت داشته باشد، از خدا در آنچه براي او قرار داده و از آن‌گونه كه خدا با او رفتار كرده نسبت به آنچه خودش دارد و آنچه ناخوش دارد.»[3]

يكي از عواملي كه ايمان مومنان را در زمان غيبت امامu  تهديد مي‌كند، همين از دست دادن صبر و حوصله و ناراضي شدن از طولاني شدن آن است. نشانه اين حالت در انسان، شتاب ورزيدن در امر ظهور امامu  مي‌باشد كه در احاديث ما «استعجال» ناميده مي‌شود. اين امر داراي درجات است و هر چه تسليم در انسان كمتر و ضعيف‌تر باشد، استعجال شديدتر است و مرتبة بالاي آن مي‌تواند شخص را تا مرحلة انكار نسبت به اصل وعدة الهي بكشاند. استعجال در امر ظهور ايمان فرد را تباه مي‌كند و او را به هلاكت مي‌رساند. (بني‌هاشمي، 76، صص245-244)

2) نكاتي دربارة نشانة ظهور

ظهور مصلح آخرين‌ـ حضرت بقيه ا...‌ـ با حوادث طبيعي، رويدادهاي اجتماعي و تحولات سياسي، نظامي بسياري همراه است كه همه نشان از آماده شدن جهان براي ورود به عصري جديد و آغاز دوراني سرنوشت‌ساز از حيات كره خاك دارند.

از مجموع اين حوادث، رويدادها و تحولاتي كه پيش از ظهور و يا هم‌زمان با آن واقع مي‌شوند، تعبير به نشانه‌ها يا علائم ظهور مي‌شود.

البته به اين نكته بايد توجه داشت كه همة اين نشانه‌ها در يك زمان واقع نشده و از نظر دوري يا نزديكي به وقت ظهور با يكديگر تفاوت دارند.

از زمان پيامبر اكرمr كه بشارت به ظهور مردي از آل محمدr در آخر‌الزمان داده شده، بيان نشانه‌هاي ظهور او نيز آغاز شد. پس از ايشان امامان بعدي نيز هر يك به نوبة خود مردم را نسبت به نشانه‌هاي ظهور هشدار مي‌دادند.

اكنون ما مواجه با مجموعه‌اي قابل توجه از روايات و كلمات معصومينu هستيم كه در هر يك از آنها به گوشه‌اي از رويداد عظيم ظهور مصلح آخر‌الزمان اشاره شده و اگر ما آنها را در كنار هم قرار دهيم مي‌توان به تصوير نسبتاً واضحي از وضعيت اجتماعي، سياسي و نظامي و ... ظهور دست يابيم.

بدون شك مطالعه در روايات مربوط به نشانه‌هاي ظهور در عصر ما كه بيش از هر عصر ديگر التهاب جهاني براي ظهور احساس مي‌شود از ضرورت‌هاي بي‌چون و چراست و بر شيعيان آل محمدr واجب است كه با دقت تمام همه نشانه‌هاي ظهور را مورد توجه قرار دهند و با تطبيق آنها با وضعيت كنوني جهان، رسالت خويش را بهتر بشناسند. (شفيعي سروستاني، 85، صص270-269)

الف) دسته‌بندي نشانه‌هاي ظهور

در كتاب‌ها و منابع اسلامي از حوادث و رويدادهاي مختلفي به عنوان نشانه‌هاي ظهور ياد شده است تا جايي كه برخي از صاحب‌نظران شمار اين حوادث و رويدادها را تا بيش از شصت مورد رسانده‌اند، با بررسي اين نشانه‌ها به نظر مي‌رسد كه آنها به دو اعتبار قابل دسته‌بندي هستند.

1.به اعتبار نوع حادثه و رويداد

2. به اعتبار زمان وقوع حادثه و رويداد

در ديدگاه نخست ملاك دسته‌بندي اين است كه آيا آن حادثه و رويدادي كه در روايت ذكر شده از جمله رويدادها و حوادث اجتماعي است يا در زمرة وقايع و رخدادهاي طبيعي؟

اما در ديدگاه دوم آنچه ملاك  دسته‌بندي قرار گرفته، اين است كه آيا حادثة و رويدادي كه از آن به عنوان نشانه ظهور ياد شده در فاصله‌اي نزديك به عصر ظهور امام عصرu  رخ مي‌دهد، يا در فاصله‌اي دور از عصر ظهور؟

با تلفيق اين دو دسته‌بندي مي‌توان نشانه‌هاي ظهور را به 4 دسته كلي تقسيم كرد:

1ـ2 حوادث و رويدادهاي اجتماعي نزديك به عصر ظهور

براي اين‌گونه حوادث مي‌توان به وقايعي مانند قيام و شورش سفيان و كشته شدن نفس زكيه در مسجدالحرام اشاره كرد. (شفيعي سروستاني، 85، صص271-270)

2ـ2 حوادث و رويدادهاي اجتماعي دور از عصر ظهور

دستة دوم از حوادث و رويدادهاي اجتماعي، برخلاف دستة اول از نظر زمان به زمان قيام قائم نزديك نبوده و به يك تعبير بيش از آنچه علامت ظهور به حساب آيند، نشاني بر صدق گفتار پيامبر اكرمr و امامان معصوم u در مورد ظهور قائم آل محمدr هستند.

به عبارت ديگر وقتي پيامبر  اكرمr و يا ساير پيشوايان دين يك رويداد اجتماعي را در فاصله چند صد سال از عمر خويش پيش‌بيني مي‌كنند و ما به چشم خود وقوع اين حوادث را مشاهده مي‌كنيم، بيش از پيش در اعتقاد خود به ظهور منجي عالم بشريت يقين پيدا كرده و به خود اجازه شك در ساير وقايعي كه وقوع آنها در زماني نزديك به قيام قائم پيش‌بيني گرديده است، نمي‌دهيم.

نُعماني در كتاب خود از امام محمد باقر u نقل مي‌كند كه زوال دولت اميه و استقرار دولت بني عباس از وقايعي است كه در قبل از ظهور قائمu  رخ مي‌دهد. وقتي به اين توجه كنيم كه امام محمد باقر u هجده سال قبل از زوال دولت اموي و روي كار آمدن دولت عباسي وفات نموده‌اند، براي ما اين موضوع روشن مي‌شود كه كلام ائمه بي‌هيچ ترديدي براساس علم الهي صادر شده است و بر ما  مسلم مي‌شود كه كلام پيشوايان دين بي‌كم و كاست تحقق خواهد يافت.

در روايت‌هايي كه از پيامبر اكرمr و امامان معصوم u به ما رسيده، وقوع حوادث و رويدادهاي اجتماعي مختلفي در قبل از قيام امام مهدي u پيش‌بيني گرديده كه با بررسي اسناد و كتاب‌هاي تاريخي وقوع بسياري از آنها مسلم شده و به راحتي مي‌توانيم واقعة پيش‌بيني شده را با آنچه در خارج واقع شده و در كتاب‌هاي تاريخ نيز ثبت شده است، تطبيق دهيم. (شفيعي سروستاني، 85، با تلخيص صص274-273)

3ـ2 حوادث و رويدادهاي طبيعي نزديك به عصر ظهور

يكي از اين حوادث كه در فاصله كمي از قيام مهدي منتظرu  رخ مي‌دهد، نوايي است كه از آسمان برخاسته و نام حضرت قائمu  را به گوش تمام جهانيان مي‌رساند.

نعماني، شيخ صدوق و شيخ طوسي در كتاب‌هاي خود روايات زيادي را در اين مورد نقل كرده‌اند. از جمله وقايع طبيعي ديگري كه قبل از قيام منجي عالم بشريت رخ مي‌دهد و در روايات ما به آن اشاره شده است. نوعي از ماه گرفتگي و خورشيد گرفتگي است كه در تمام طول كره زمين سابقه نداشته و باعث برهم ريختن حساب تمام ستاره‌شناسان مي‌شود و در اين مورد نيز روايات زيادي نقل شده است زير براساس قواعد نجومي معمولاً ماه گرفتگي در نيمه ماه و خورشيد گرفتگي در اواخر ماه رخ مي‌دهد، درحالي كه در اين نشانه اتفاق مزبور به شكل برعكس رخ مي‌دهد كه سبب تعجب ستاره‌شناسان مي‌شود. (شفيعي سروستاني، 85، با تلخيص صص 276-275)

4ـ2 حوادث و رويدادهاي طبيعي دور از عصر ظهور

در روايات به نمونه‌هاي مختلفي از اين‌گونه حوادث و رويدادهاي طبيعي اشاره شده كه براي نمونه مي‌توان به طغيان رود فرات، جاري شدن آب در كوچه‌هاي كوفه، هجوم ملخ‌هايي كه به رنگ خون و نزول باران‌هايي فراوان كه قبل از آن سابقه نداشته است، اشاره كرد.

گفتني است كه به تصريح روايات، وقوع برخي از حوادث و رويدادهايي كه به عنوان نشانه‌هاي ظهور ذكر شده‌اند، حتمي و مسلم و وقوع برخي ديگر مشروط و غير قطعي است. (شفيعي سروستاني، 85، با تلخيص صص277-276)

در اين باره به موضوع امكان بدأ در علائم ظهور اشاره مي‌نماييم:

ب) امكان بدأ در علائم ظهور

به طور كلي نشانه‌هايي كه در احاديث ما براي ظهور امام عصرu  ذكر شده، هيچ كدام قطعي‌الوقوع نيستند. يعني ممكن است ظهور آن حضرت بدون آن كه  هيچ يك از آن علائم ظاهر گردد، واقع شود و اين از آن جهت است كه اين علائم همگي بدأپذير هستند. به اين معنا كه قبل از وقوع‌شان احتمال تغيير و حذف در مورد آنها منتفي نيست.

هر يك از اين نشانه‌ها يا وقتي براي وقوع‌اش معين نشده يا اگر معين شده، خداوند حكم به وقوع آن نكرده است. در صورت حكم به وقوع آن تا وقتي كه تحقق خارجي پيدا نكرده، باز هم خداوند ممكن است وقوع آن را منتفي گرداند كه اين قسم اخير در مورد علائمي است كه تصريح به حتمي بودن آنها شده است، مانند خروج سفياني كه از علائم حتمي ظهور شمرده شده است. البته در مورد خروج سفياني هم در عين محتوم دانسته شدن‌اش در روايات به بدأپذير بودن آن تصريح شده است.

ابوهاشم جعفري از حضرت جواد الائمه u سئوال مي‌كند كه با توجه به حتمي بودن خروج سفياني در روايات آيا ممكن است خداوند در آن بدأ كند؟ حضرت مي‌فرمايد: «بلي».

سپس ابوهاشم سئوال مي‌كند: پس مي‌ترسيم در اصل قيام قائم هم بدأ شود؟

 حضرت مي‌فرمايد:

«همانا قيام قائم از وعده‌هاست و خداوند خلف وعده نمي‌كند».[4]

از اين بحث نتيجه مي‌گيريم كه علائم ظهور اولاً هيچ كدام قطعي و غير قابل تخلف نيستند و ثانياً براي تشخيص اصل ظهور امام عصرu  به كار نمي‌آيد.

بنابراين در مطالعه آنها بايد به اين دو نكته توجه كرد و مراقب بود كه پرداختن به بحث علائم ظهور وظايف ما را در زمان غيبت نسبت به  امام غايب تحت‌الشعاع قرار ندهد و با سرگرم شدن به آنها از تكاليفي كه متوجه ماست غافل نشويم. (بني‌هاشمي، 76، با تلخيص صص 279-277)

3) نشانه‌هاي ظهور

در كتاب‌هاي معتبر مسلمانان، براساس روايات مستند از ائمه معصومين u مجموعه‌اي از حوادث و وقايع گوناگون به عنوان نشانه‌هايي كه پيش از ظهور حضرت مهديu  اتفاق خواهد افتاد، ذكر شده است كه به دو دسته علايم حتمي و غير حتمي تقسيم مي‌شوند.

علائم حتمي، علائمي هستند كه وقوع‌شان خدشه‌ناپذير است و البته سخن ما نيز در اين بخش از علائم حتمي است كه در روايات ذكر گرديده‌اند.

اميرالمومنان علي u مي‌فرمايند:

«ز نشانه‌هاي كه به قطع و يقين واقع خواهند شد، خروج سفياني، فرو رفتن زمين بيداء، قتل نفس زكيه، نداي آسماني و خروج يماني».[5]

علائم غير حتمي[6]  ظهور نيز، نشانه‌هايي هستند كه با توجه به حكمت خداوند ممكن است رخ ندهد. از جمله آنها مي‌توان به بارش باران‌هاي فراوان، فراواني زمين لرزه‌ها، خوف و فتنه‌هاي بسيار، نمايان شدن بدني در قرص خورشيد، ثابت ماندن خورشيد در آسمان، كسوف خورشيد و خسوف ماه به طور غير عادي و ... ياد كرد. (سادات مدني، 73، صص 13-12)

در ادامه به مهم‌ترين علائم حتمي ظهور از زبان روايات معصومين u مي‌پردازيم:

1ـ3 سفياني

سفياني از محور‌هاي مهم در نهضت حضرت مهديu  است. او دشمن سرسخت و روياروي آن حضرت مي‌باشد. روايات تصريح كرده است كه خروج سفياني از وعده‌هاي حتمي خداوند است. از امام زين العابدين u روايت شده است كه فرمود:

«امر قائم از سوي خداوند حتمي است و امر سفياني نيز از جانب خداوند قطعي مي‌باشد و قائمu  ظهور نمي‌كند مگر پس از آمدن سفياني»[7]

اينك شمه‌اي از چگونگي شخصيت و جنبش او را ذكر كرده، سپس به ارائه اخبار آن طوري كه روايات نقل كرده‌اند، مي‌پردازيم:

الف) بيوگرافي سفياني

بين دانشمندان اسلامي اتفاق نظر است كه وجه تسمية او به سفياني به خاطر نسبت داشتن با ابوسفيان است. چرا كه وي از تبار ابوسفيان به شمار مي‌آيد، همان‌گونه كه فرزند زن جگرخوار نيز مي‌باشد. (به علت نسبت وي با جده‌اش، هند، زن ابوسفيان كه در جنگ احد وقتي حمزه سيدالشهدا به شهادت رسيد، هند كوشيد تا جگر حمزه را به دندان بكشد).

از امير مومنان علي u نقل شده است كه فرمود:

«فرزند هند جگرخوار از وادي يابس (درة خشك) خروج مي‌كند. او مردي است چهار شانه و بدقيافه، داراي سري بزرگ، بر صورت او اثر آبله پيداست، وقتي او را مي‌بيني، پنداري كه يك چشم دارد، نامش عثمان و پدرش عنبسه است. او از فرزندان ابوسفيان است[8] ...» (كوراني، 82، با تلخيص صص116-115)

ب) پليدي و سركشي سفياني

راويان حديث در نفاق و بدسرشتي و دشمني او با خدا و پيامبرشr و حضرت مهديu  اتفا‌ق‌نظر دارند و رواياتي كه شيعه و سني دربارة شخصيت و كردار او نقل كرده‌اند، يكسان و تقريباً نزديك به هم است.

از امام باقر u روايت شده است كه فرمود:

«اگر سفياني را مشاهده كني، درواقع پليدترين مردم را ديده‌اي، وي داراي رنگي بور و سرخ و كبود است. هرگز سر به بندگي خدا فرود نياورده، مكه و مدينه را نديده است، مي‌گويد: پروردگارا انتقام من با آتش است».[9] [به معني اين كه ابتدا انتقام و سپس آتش دوزخ].

ج) فرهنگ و گرايش سياسي سفياني

روايات، نشانگر اين معناست كه سفياني فرهنگ و آموزش غربي دارد و چه بسا همانجا نشو و نما كرده باشد. در كتاب غيبت طوسي از بُشر بن غالب به صورت مرسل روايت شده است كه گفت:

«سفياني در حالي كه رهبري گروهي را به عهده دارد مانند شخص نصراني صليب بر گردن دارد و از سرزمين روميان روي مي‌آورد.»[10]

2ـ3 فرو رفتن لشكر سفياني در بيابان

همان‌گونه كه پيشتر اشاره شد «خسف بيداء» يا فرو رفتن در زمين بيداء يكي از نشانه‌هاي حتمي ظهور  است. واقعه‌اي است كه لشكريان سفياني را از ميان برمي‌دارد و راه را براي ظهور آن مهر انور سروري آماده مي‌سازد.

رواياتي كه در اين باره وارد شده، چه در كتب روايي شيعه و چه در مصادر حديثي اهل سنت بالاتفاق خبر از اين مي‌دهد كه فرو رفتن در زمين بيداء براي لشكريان سفياني اتفاق مي‌افتد.

اما خلاصله‌اي از جريان فرو رفتن لشكر سفياني در زمين بيداء

سفياني كه از ظهور حضرت مهديu  خبردار شده است سپاهي را به سوي حجاز گسيل مي‌دارد. آنها به مدينه مي‌رسند و سه روز در مدينه مي‌مانند و آن شهر را غارت و كشتارگاهي برپا مي‌كنند. و مردن آنها را كشته و زنان را اسير مي‌كنند، حتي منبر حضرت رسولr و قبر شريف‌شان را ويران مي‌كنند. سپس سپاه سفياني از مدينه به قصد مكه جهت سركوب كردن قيام امام مهديu  حركت مي‌نمايند. اين سپاه در ميانه راه مدينه و مكه اتراق مي‌كنند.

خداوند متعال  به جبرئيل فرمان داده و او بر سر آنها فريادي از غضب مي‌كشد:

«اي بيداء اين جمعيت ستمگر را در خود فرو بر».

زمين نيز آنها را با تمام سپاه و سلاح‌هايشان مي‌بلعد. تنها از اين سپاه دو نفر مي‌مانند كه جبرييل بر صورت آنها چنان سيلي مي‌زند كه چهره هر دو به عقب برمي‌گردد.

«بشير» به دستور جبرئيل به خدمت حضرت مهديu  رفته و خبر هلاكت لشكر سفياني را به ايشان مي‌دهد و سپس به دست حضرت توبه كرد و حضرت نيز او را به حالت اول‌اش برمي‌گرداند. و «نذير» هم براي انذار و برخورد حذر داشتن سفياني به شام مي‌رود و او را از اين جريان خبردار مي‌كند و پس از آن مي‌ميرد.» (الساده، 87، با تلخيص صص190-189)

د)كينه سفياني نسبت به  اهل بيت و شيعيان

كينه‌توزي، از بارزترين ويژگي‌هاي سفياني است كه روايات مربوط به او از آن ياد مي‌كنند. بلكه از آن روايات چنين برمي‌آيد كه نقش سياسي او ايجاد فتنه مذهبي در ميان مسلمانان و تحريك تسنن عليه شيعيان تحت شعار ياري اهل سنت است. در حالي كه وي هوادار زمامداران كفرپيشه غربي و يهوديان و مزدور آنهاست.

از امام صادق u روايت شده است:

«ما و اولاد ابوسفيان دو خاندان هستيم كه به خاطر خدا با يكديگر دشمني داريم. ما گفتيم خداوند راست گفت و آنها گفتند، دروغ گفت. ابوسفيان به جنگ پيامبر برخاست و معاويه فرزند ابوسفيان به جنگ علي بن ابيطالب رفت و يزيد پسر معاويه به نبرد با حسين بن علي u پرداخت و سفياني به مصاف حضرت قائمu  برمي‌خيزد.»[11]

جنبه‌هايي را كه روايت‌ـ آشكارا يا به اشاره ياد مي‌كند، به فهميدن سرعت و شدتي كه از ويژگي‌هاي جنبش سفياني مي‌باشد و روايات دربارة آنها سخن مي‌گويد، كمك مي‌كند.

از امام صادق u روايت شده است كه فرمود:

«سفياني از نشانه‌هاي حتمي ظهور است و خروج او از آغاز تا انجام پانزده ماه به طول مي‌انجامد. وي شش ماه كارزار مي‌كند، همين كه بر پنج شهر دست يافت، نه ماه فرمانروايي مي‌كند بي‌آن كه روزي بر آن افزوده شود.»[12]

حال به برخي از اين روايات كه در مورد سپاه سفياني است، اشاره مي‌كنيم:

به تعبير امام صادق u به خوبي مي‌توان در آن روز تأويل[13] اين آيه را مشاهده كرد. «اگر ببيني، هنگامي كه دچار وحشت شده‌اند و ديگر كسي رها نمي‌شود و از مكاني نزديك گرفتار مي‌شوند.»[14]

[... گرفته مي‌شوند از مكاني نزديك ـ يعني از زيرپاهاي خود].

يا در آيه‌اي[15] ديگر:

«اي كساني كه به آنها كتاب داده شده است (اي  اهل كتاب) به آنچه نازل كرده‌ايم و كتاب شما هم تصديق مي‌كند و ... نزد شماست، ايمان بياوريد، پيش از آن كه به صورت‌هايي بزنيم و آنها را به پشت سرشان برگردانيم يا همچنان كه اصحاب  سبت را لعنت كرديم، شما را هم لعنت مي‌كنيم و فرمان خداشدني است».[16]

جابربن يزيد جعفي از امام باقر u روايت كرده است:

«سفياني سپاهي را به مدينه مي‌فرستد كه حضرت مهديu  ناچار از آنجا دور شده و به مكه مي‌رود. به سپاهيان سفياني خبر مي‌رسد كه ايشان به مكه رفته‌اند. او هم سپاهي به دنبال ايشان مي‌فرستند‌، آنها به آن حضرت نمي‌رسند تا اين كه ايشان همانند حضرت موسي u ترسناك از تعقيب‌كنندگان وارد مكه مي‌شوند. فرماندة سپاه سفياني وارد بيداء (بيابان) مي‌شوند. منادي هم از آسمان ندا مي‌دهد كه اي بيداء! آنها را در كام گير و بيابان هم آنها را در خود فرو مي‌برد.[17]» (الساده، 87، با تلخيص صص199-193)

3ـ3 صيحة آسماني

اين نشانه، سومين نشانه حتمي ظهور است.

«صيحه» به صدا و ندا اطلاق مي‌شود و در اين جا منظور ندايي است كه شب بيست و سوم ماه رمضان كه همان شب قدر است از آسمان شنيده مي‌شود و از آن حيران و سرگردان مي‌گردند.

دليل برخاستن اين صيحه آسماني از اين قرار است:

الف) توجه دادن مردم به نزديكي ظهور

ب) به وجود آوردن آمادگي دروني در ميان مومنان مخلص

ابوبصير از امام باقر u چنين روايت مي‌كند:

«صيحه تنها در ماه رمضان خواهد بود، چرا كه ماه رمضان ماه خداوند است و آن هم نداي جبرئيل است براي خلق»[18]

سپس فرمودند:

«منادي از آسمان به نام قائم ندا سر مي‌دهد و از شرق تا غرب صدايش را مي‌شوند. از ترس آن صدا هيچ خوابيده‌اي نمي‌ماند. مگر اين كه بيدار مي‌شوند و ايستادگان همگي مي‌نشينند و نشستگان هم بر دو پاي خويش برمي‌خيزند. خداوند بيامرزد هر كه از اين صدا عبرت بگيرد، صدا، صداي جبرئيل روح‌الامين است و صدا در شب جمعه بيست و سوم ماه رمضان خواهد بود. درباره آن شك نكنيد و گوش فرا دهيد و اطاعت كنيد. در انتهاي روز صداي ابليس ملعون [شنيده مي‌شود] كه ندا مي‌دهد آگاه باشيد كه فلاني [عثمان] مظلومانه كشته شد تا مردم را به شك بيندازد و آنها را مبتلا به فتنه كند. چقدر شك‌كنندگان متحير در آن روز زيادند كه در آتش افكنده شده‌اند.

وقتي صيحه را در ماه رمضان شنيديد، شك نداشته باشيد كه آن صداي جبرييل است و نشانة آن اين است كه به نام قائم و پدرش ندا مي‌دهد. به طوري كه حتي دوشيزگان در خلوتگاه‌هايشان در خانه آن را مي‌شنوند و پدر و برادر خويش را براي خروج [و قيام] تشويق مي‌كند.»[19] (الساده، 87، با تلخيص صص117-113)

4ـ3 قيام يماني

احاديث شريف ما از اين جنبش به عنوان پرچم هدايت ياد مي‌كنند كه همزمان با شورش سفياني در شام او هم در يمن قيام كرده و مردم را به  حق و حقيقت دعوت مي‌كند و اجابت دعوت‌اش واجب است پس از حركت به سمت عراق و شام و ملاقات‌اش با سيد خراساني [از ديگر شخصيت‌هاي سال ظهور] در جنگ با سفياني او را ياري مي‌رساند.

يماني از فرزندان زيد بن علي بن الحسين u است.

اينك مهم‌ترين روايات مربوط به اين نهضت را بررسي مي‌كنيم:

از امام باقر u روايت شده است كه فرمودند:

«خروج سفياني و يماني و سيد خراساني در يك سال، يك ماه و يك روز است كه مانند دانه‌هاي تسبيح به دنبال هم مي‌آيند و جنگ همه‌جانبه‌اي رخ مي‌دهد. واي بر كسي كه در مقابل آنها بايستند! در ميان اين پرچم‌ها هيچ كدام به اندازة پرچم يماني بر حق نيست. چرا كه شما را [به تبعيت از] امامتان دعوت مي‌كند.

پس از قيام يماني خريد و فروش اسلحه براي مردم و به خصوص مسلمانان ممنوع مي‌شود و هرگاه [يماني] قيام كرد به سوي او حركت كن و بشتاب كه آن را پرچم هدايت خواهي يافت. احدي از مسلمانان اجازه ندارد با او مقابله كند و هر كس چنين كند، جهنمي است چرا كه يماني به حق و صراط مستقيم دعوت مي‌كند.»[20] (الساده، 87، با تلخيص، ص90-89)

5ـ3 نفس زكيه

پس از وقوع حوادثي كه مختصراً از آنها ياد شد، شعاع‌هاي نوراني آن خورشيد تابان بيش از پيش نمايان گشته و حضرت مهديu  فرستاده‌اي از جانب خويش به مكه اعزام مي‌كنند كه علاوه بر روشن شدن اوضاع كسب خبر از آنها مقدمات آن انقلاب مبارك را فراهم كند.

جوانمردي هاشمي (محمد بن الحسن كه همان نفس زكيه است) در 25 ماده ذي‌الحجه پس از قيام خويش وارد مسجدالحرام شده و بين ركن و مقام ايستاده و نامه‌اي شفاهي از ناحية حضرت را براي مردم مكه قرائت مي‌كند كه در اين نامه خبري از توهين  و بي‌احترامي و تهديد نيست و ضمن آن حضرت از  مردم مكه طلب ياري و نصرت مي‌كند. اما بقاياي نظام منحطِِ حاكم در حجاز وي را در حالي كه بين ركن و مقام ايستاده، شهيد مي‌كنند. چنين فاجعة دردناكي بر سر پسرعموي نفس زكيه و خواهرش مي‌آيد كه هر دو را بر سر در مسجد النبيr اعدام مي‌كند.

امام صادق u فرمودند:

«... كشته شدن نفس زكيه از علايم حتمي [ظهور] است.»[21]

اميرالمومنين علي u مي‌فرمايند:

«...كشته شدن نفس حرام!  در روز حرام در شهر حرام، قسم به آن كه دانه را شكافت و آدمي را آفريد، پس از آن بيش از 15 روز حكمراني نخواهد كرد.»[22]

امام صادق مي‌فرمايد:

«بين قيام قائم» و قتل نفس زكيه جز 15 روز فاصله نيست.»[23]


 

بخش چهارم: ياران قائم

پس از بحث نشانه‌هاي ظهور مبحث كوتاهي را نيز به ياري‌گران حضرت اختصاص مي‌دهيم.

احاديث فراواني در ستايش اين گروه ممتاز‌ـ كه خداي تعالي آنان را به شرف مصاحبت با حضرت مهديu  برگزيده و در چگونگي ملحق شدن‌شان به آن حضرت و حضور يافتن‌شان در مكه‌ـ وارد شده و بلكه در قرآن كريم آياتي وجود دارد كه تاويل آنها به ياران امامu  است.

از امامان معصوم حضرت امام محمد باقر u و امام جعفر صادق u در تاويل اين سخن خداي متعال: «هر آينه اگر از آنان عذاب را تا مدتي معين [يا تا فراهم آمدن دسته‌اي به تعداد مشخص] به تاخير اندازيم[24]....» چنين فرمودند:

«مراد از امت، امت معدوده ياران مهدي در آخر‌الزمان‌اند، 313 نفر به تعداد افراد جنگ بدر، آنها در ساعتي جمع مي‌شوند، به مانند ابرهايي كه در پاييز جمع مي‌شوند.»[25] (قزويني، 76، با تلخيص صص513-512)

1ـ4 خصال ويژگي‌هاي ياران قائم

امام معصوم، در روايات متعددي به توصيف خصال و ويژگي‌هاي ياران آن حضرت پرداخته‌اند. برخي از آنها مربوط به ويژگي‌ها  و صفات ظاهري و جسماني و برخي ديگر مربوط به ويژگي‌ها و خصايل اخلاقي و روحي ايشان است.

الف) خصال روحي

 شايد بتوان گفت در بيان همة ويژگي‌هايي كه براي ياران امام منتظر برشمرده شده، يك ويژگي از همه بارزتر و با اهميت‌تر است و آن اين كه آنها مصداق كامل «اولياء ا...» (دوستان خدا) هستند كه در قرآن كريم بدان‌ها اشاره شده است. آنجا كه مي‌فرمايد:

«آگاه باشيد كه بر دوستان خدا بيمي نيست و غمگين نمي‌شوند.»[26]

امام علي u در وصف ياران مهديu مي‌فرمايد:

«خداوند تعالي مردمي را براي [ياري] او گرد مي‌آورد، همچنان كه پاره‌هاي ابر گرد آمده و به هم مي‌پيوندند، خداوند دل‌هاي آنها را به هم نزديك مي‌كند. آنها از هيچ‌كس ترسان نمي‌شوند و از اين كه كسي به آنها بپيوندد، شادمان نمي‌گردند. تعداد آنها همان تعداد اصحاب بدر است. هيچ كس از پيشينيان از آنها سبقت نمي‌گيرد و هيچ كس از آيندگان به آنها نمي‌رسد.»[27]

از روايت‌هاي مفصلي كه درباره تعداد ياران امام عصرu و كشور و سرزمين آنها نقل شده، چنين برمي‌آيد كه آنها عصارة فضايل همه ملت‌ها و برترين‌هاي همه اقوام روي زمين هستند.

ياران امام عصرu در چنان مرتبه‌اي زهد و تقواي و علم و معرفت قرار دارند كه همه كائنات در برابر آنها سر تسليم فرود مي‌آورند و زمين و آسمان به وجود آنها افتخار مي‌كند.

چنان كه در روايت نقل شده از امام محمد باقر u به اين نكته تصريح شده است:

«گويي كه ياران قائمu را مي‌بينم كه شرق و غرب [جهان را] درنورديده‌اند. همه چيز در برابر آنها سر تسليم فرود مي‌آورد. حتي حيوانات درنده و پرندگان شكاري به دنبال خشنود ساختن آنها هستند. قطعه‌اي از زمين به قطعه‌اي ديگر مباهات كرده و مي‌گويد: امروز مردي از ياران قائمu  از من گذر كرد.»[28]

ب) ويژگي‌هاي جسماني

ياران مهديu از نظر صفات جسمي و نيروي بدني نيز سرآمد روزگار هستند و كسي را ياراي مقابله با آنها نيست. در اين جا به برخي رواياتي كه به اوصاف ظاهري ياران آن حضرت پرداخته، اشاره مي‌كنيم:

امام صادق u در وصف توان جسمي و قدرت بدني ياران قائمu مي‌فرمايد:

«لوط u كه مي‌فرمود: «كاش در برابر شما قدرتي مي‌داشتم يا مي‌توانستم به تكيه‌گاهي استوار پناه ببريم.» در آرزوي نيرو و توان قائمu و به ياد قدرت و استواري ياران او بود، زيرا به هر كدام از آنها قدرت چهل مردم داده شده و قلب آنها محكم‌تر از پاره‌هاي آهن است. اگر به كوه‌هايي از آهن برخورد كنند آنها را از جا بركند و شمشيرهاي آنها از حركت باز نمي‌ايستند، مگر زماني كه خداوند عزوجل خشنود شود.»[29] (شفيعي سروستاني، 85، با تلخيص صص285-280)

2ـ4 تعداد ياران قائمu

نقل مشهور در مورد تعداد ياران امام عصرu اين است كه آنها 313 نفر هستند. در روايت‌هاي متعددي به اين موضوع اشاره شده است. از جمله روايتي از امام صادق u در اين زمينه نقل شده كه چنين است:

مردي از امام صادق پرسيد: «چند نفر به همراه قائمu قيام مي‌كنند؟ برخي مي‌گويند: همان تعدادي كه در بدر حضور داشتند. يعني 313 نفر. آن حضرت فرمود:

«او قيام نمي‌كند مگر با همراهي صاحبان قدرت كه كمتر از ده هزار نفر نيستند».

مرحوم مجلسي در ذيل اين روايت مي‌فرمايد:

«معناي روايت اين است كه ياران قائمu منحصر در 313 نفر نمي‌باشند، بلكه اين تعداد كساني هستند كه در ابتداي قيام آن حضرت بر گرد او جمع مي‌شوند.»[30] (شفيع سروستاني، 85، با تلخيص صص287-285)

3ـ4 زنان و ياران قائمu

براساس پاره‌اي از روايات تعدادي از ياران قائمu را زنان تشكيل مي‌دهند از جمله در بخشي از روايتي كه «ام سلمه» درباره نشانه‌هاي ظهور از پيامبر اكرمr روايت كرده است، چنين مي‌خوانيم:

«پس پناهنده‌اي به حرم [الهي] پناه مي‌آورد و مردم همانند كبوتراني كه از چهار سمت به يك سو هجوم مي‌برند به سوي او جمع مي‌شوند تا اين كه در نزد آن حضرت سيصد و سيزده نفر گرد آمده كه برخي از آنان زن مي‌باشند كه بر هر جبار و جبارزاده‌اي پيروز مي‌شوند.»[31]

در روايتي ديگر كه «جابربن يزيد جعفري» از امام باقر u نقل كرده، در اين زمينه چنين آمده است:

«به خدا سوگند، سيصد و سيزده نفر كه پنجاه نفر از آنها زن هستند، بدون هيچ قرار قبلي در مكه كنار يكديگر جمع خواهند شد.»[32] (شفيعي سروستاني، 85، صص289-287)

4ـ4 چگونگي اجتماع ياران قائم

امام عصرu در روز و ساعتي مشخص در مكه ظهور كرده و ياران او چون پروانه‌هايي عاشق از سراسر جهان به گرد او جمع مي‌شوند.

امام علي uدر اين زمينه تعبير جالبي دارند كه ما را در درك چگونگي اجتماع ياران قائم u ياري مي‌كند، ايشان مي‌فرمايد:

«چون وقت آن برسد، آقاي بزرگوار و پيشواي دين مستقر و پابرجا گردد. پس نزد آن بزرگوار گرد آيند. چنان كه پاره‌هاي ابر در فصل پاييز گرد آمده و به هم مي‌پيوندند.»[33]

تشبيه جمع شدن ياران آن حضرت به جمع شدن ابرهاي پاييزي نشان از سرعت اجتماع و به هم پيوستن آنها دارد.

از اين روايات و ديگر روايات مشابه كه همگي بر اجتماع ناگهاني و از پيش تعيين نشده ياران قائمu در يك شب مشخص در مسجدالحرام دلالت دارند. روشن مي‌شود كه  تنها به مدد قدرت بي‌مانند خداوند متعال است كه ياران برگزيدة امام مهديu در مدت زمان و يا به تعبير برخي از روايات «در كمتر از يك چشم بر هم زدن» به گرد آن حضرت جمع مي‌شوند.»[34] (شفيعي سروستاني، 85، ص292)

5ـ4 سلاح ياران قائمu

همواره اين پرسش مطرح بوده كه امام عصرu و ياران‌اش از چه سلاحي در مبارزه با مستكبران و گردنكشان عصر استفاده مي‌كنند؟

براي يافتن پاسخ پرسش ياد شده به سراغ روايت مي‌رويم تا ببينيم از آنها چه چيزي به دست مي‌آيد.

امام باقر u درضمن روايتي كه در آن ما به بيان شباهت‌هاي امام مهديu با انبياي الهي مي‌پردازد، شباهت آن امام را با جد بزرگوارش پيامبر اكرمr چنين برمي‌شمارد:

«... امام شباهت او با جد برگزيده‌اش كه درود بر او و بر خاندان‌اش باد، اين است كه او با شمشير قيام مي‌كند و دشمنان رسول خداr و هم ستمگران و گردنكشان را به قتل مي‌رساند و او با شمشير و ترسي [كه در دل دشمنان مي‌افكند] به پيروزي مي‌رسد[35] ...».

چنان كه ملاحظه مي‌كنيد در اين روايت به دو شباهت عمده حضرت مهديu با جد بزرگوارشان اشاره شده است، در اين جا براي روشن شدن بيشتر موضوع اين دو شباهت به اختصار توضيحاتي را ارائه مي‌كنيم:

الف) نبرد و پيروزي با شمشير

در روايات بسياري بر اين نكته تصريح شده كه امام مهديu با شمشير قيام مي‌كند تا آنجا كه حضرت را «قائم بالسيف» يا «صاحب السيف» ناميده‌اند كه براي نمونه مي‌توان به روايت زير كه از امام صادق u نقل شده اشاره كنيم:

امام صادق u در پاسخ فردي كه در مورد قائم از ايشان پرسيده بود، فرمود:

«همه ما يكي پس از ديگري، برپا دارنده (قائم) امر خداييم، تا اين كه صاحب شمشير ظهور كند. پس آنگاه كه صاحب شمشير ظهور كند، شيوه‌اي غير از آنچه پيش از آن بوده است، در پيش مي‌گيرد.[36] ».

اما چرا امام زمانu و يارانشان از ميان همة سلاح‌ها، شمشير را برگزيده است، احتمالات مختلفي داده شده است. اولين دليل اين است كه خداوند نمي‌خواهد عهدي از ستمگران بر گردن آن حضرت باشد، حتي به اندازة استفاده از سلاح‌هاي كه ستمگران روزگار به وجود آورندة آنها بوده‌اند.

احتمال دوم اين است كه: اساساً قيام امام مهديu از نسخ قيام پيامبران الهي است و چنان كه مي‌دانيم آنها معمولاً  با قدرت معنوي خود و نه با سلاح‌هاي كشنده و ادوات جنگي، قدرت‌هاي عصر خود را به زانو درآورند. نمونة بارز آن حضرت موسيu است كه تنها با يك عصا به جنگ فرعون زمان خود رفت. بنابراين امام عصرu نيز با تاييدات الهي و امدادهاي غيبي و از سوي ديگر با خيل مردان و زنان مومن و عدالتخواه ياري مي‌شود.

ب) ايجاد وحشت در دل دشمنان

يكي از ويژگي‌هايي كه در روايات براي قيام امام مهديu برشمرده شده، رسيدن به فتح و پيروزي به وسيلة ايجاد وحشت و هراس در دل دشمنان است. يعني همان ويژگي كه در صدر اسلام و در حركت رهايي‌بخش پيامبر اكرمr وجود داشت.

در آيات متعددي از قرآن كريم به اين موضوع اشاره شده كه خداوند مومنان را با ترس و وحشتي كه در دل‌هاي كافران ايجاد مي‌كند، بر دشمنانشان غالب مي‌نمايد.

در قرآن كريم آمده است:

«به ياد آر آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان وحي كرد: من با شمايم، مومنان را ثابت قدم بداريد كه همانا من ترس در دل كافران خواهم افكند.[37]».

امام محمد باقرu در روايتي مي‌فرمايد:

«همانا قائمu با ترس و بيم ياري شده و با نصرت [الهي] تاييد گشته است، زمين براي او درهم پيچيده مي‌شود و گنج‌هايش را آشكار مي‌كند. نفوذ و اقتدار او شرق و غرب [جهان] را دربرمي‌گيرد و خداوند به وسيله او دين خودش را برخلاف ميل مشركان، غلبه مي‌بخشد.[38]».

همچنين از ايشان در مورد لشكريان امام مهدي منقول است:

«خداوند او را با سه لشكر ياري مي‌كند، فرشتگان، مومنان و هراس».[39]

بنابراين، با توجه به آيات قرآن كريم و صراحت گفتار ائمه كه رعب و ترس را از لشكريان امامu دانسته‌اند، مي‌توان نتيجه گرفت كه به هنگام ظهور خداوند چنان ترس و وحشتي را در دل دشمنان آن امام مي‌افكند كه آنها را از تصميم‌گيري درست و به موقع در برابر قيام مهدوي باز مي‌دارد. (شفيعي سروستاني، 85، با تلخيص صص300-292)

6ـ4 عيسي بن مريمu از ياران امام مهديu

از ديگر ياران امام عصرu در زمان قيام‌شان، حضرت عيسي بن مريمu است.

نزول پيامبر بزرگ خدا يعني عيسي بن مريمu از آسمان به هنگام قيام حضرت مهديu از حقايق ثابت نزد همه مسلمانان است و از اموري است كه به هيچ عنوان نمي‌توان درباره آن شك و مجادله نمود.

شايد تنها حكمت در نزول آن پيامبر بزرگ به هنگام قيام حضرت بقيه ا... تقويت جبهه امام عصرu و اعتراف و تصديق به اين مطلب باشد كه آن امام بزرگوار، حق است و در آن ترديدي نتوان داشت، به ويژه پس از اقتداي آن حضرت به حضرت ولي عصرu در نماز.

بنابراين نزول حضرت عيسيu به زمين از عجيب‌ترين عجائب و مهم‌ترين حوادث و عظيم‌ترين نشانه‌ها و بزرگ‌ترين دلايل محسوب مي‌شود.

خديقه بن يمان از رسول اكرمr چنين نقل مي‌كند:

«وقتي عيسي بن مريمu فرود مي‌آيد، مهديu به وي‌ـ كه گوي از موي سرش آب مي‌چكد[40]‌ـ روي مي‌كند و مي‌گويد: پيش آي و با مردم نماز بگذار. عيسي بن مريمu مي‌گويد: نماز براي تو به پا شده است. پس عيسيu پشت سر مردي از فرزندان من نماز مي‌گذارد.

وقتي نماز خوانده شد، عيسي بن مريمu برمي‌خيزد تا آن كه در مقام مي‌نشيند و با وي بيعت مي‌نمايد.[41]».

از عبدا... بن عباس نقل است كه گويد:

رسول خدا فرمودند:

«سوگند به آن كس كه مرا به حق به عنوان بشير مبعوث فرمود، اگر از دنيا يك روز باقي مانده باشد، خداي تعالي آن روز را آن قدر طولاني مي‌فرمايد تا در آن روز فرزندم مهديu ظهور كند. پس عيسي بن مريم فرود آمده و پشت سر او نماز مي‌گذارد.»[42]

در حديثي ديگر در مورد بازگشت حضرت عيسيu بخاري از راويان اهل سنت از ابوهريره نقل كرده است كه پيامبرا كرمr فرمود:

«سوگند به آن كه جانم در دست اوست، زود است كه فرزند مريم (مسيح) به عنوان داوري عادل در ميانشان فرود آيد و صليب را بشكند، خوك را بكشد، جزيه را برقرار كند و آن قدر از اموال به مردم بدهد كه ديگر كسي آن را نپذيرد و وضع آن‌گونه شود كه يك سجده براي خدا بهتر از دنيا و هر چه در آن است خواهد شد .... و از اهل كتاب كسي نيست مگر آن كه پيش از مرگ خود حتماً به او ايمان مي‌آورد.»[43]

آن چنان كه در حديث آمده: از ماموريت‌هاي حضرت مسيحu پشتيباني از مومنان در سطح جهان و پيكار با كافران و منحرفان است. با كافران براي پذيرفتن اسلام مي‌جنگد، صليب را مي‌شكند، يعني مسيحيت منحرف را از ميان برمي‌دارد، خوردن خوك را حرام مي‌كند و جزيه را براي كساني كه همچنان مسيحي و يهودي باقي مانده‌اند، برقرار مي‌سازد. (صدر، 84، با تلخيص صص511-510)

5ـ ايرانيان[44] و نقش آنان در دوران ظهور

قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، كشور ايران در تصور غربي‌ها پايگاهي حياتي آن هم در مرز شوروي و در قلب جهان اسلام به حساب مي‌آمد و از ديدگاه مسلمان‌ها كشوري اسلامي و اصيل به شمار مي‌رفت كه «شاه» سرسپردة غرب و هم‌پيمان اسرائيل برآن حكومت مي‌كرد، و براي خوش‌خدمتي به اربابانش كشورش را دربست در اختيار و خدمت آنان قرار داده بود.

علاوه بر آنچه كه در تصور ديگران بود، در ذهن يك فرد شيعه، ايران كشوري بود كه در آن مرقد مطهر امام رضاu و حوزة  علميه قم وجود داشت و كشوري داراي تاريخي اصيل و ريشه‌دار در تشيع و علما و انديشمندان شيعه و داراي تأليفات گرانبهاست.

بنابراين رواياتي كه در مدح و ستايش ايرانيان وجود داشت به نظر مربوط به تاريخ گذشته و احوال مختلف اقوام در صدر اسلام مي‌آمد. اما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران مسلمانان در سطح جهان را غافلگير كرد و قلب‌هاي غمگين آنان را چنان از خوشحالي و شادي سرشار نمود كه در قرن‌هاي گذشته بي‌سابقه بود. بنابراين روايات مربوط به ايرانيان بيش از آن كه مربوط به گذشته باشد، مربوط به آينده است.

در روايات مربوط به حضرت مهديu و زمينه‌سازي حكومت آن بزرگوار ايرانيان سهم به سزايي دارند و كساني هستند كه به مقام ايجاد زمينه مناسب براي ظهور آن حضرت و شركت در نهضت وي نائل شدند. (كوراني، 82، ص218)

اينك رواياتي را كه پيرامون ايرانيان به طور عموم وارد شده، نقل مي‌نماييم و سپس به نقش آنان در زمان ظهور مي‌پردازيم:

در تفسير قول خداي سبحان كه فرمود:

«اينك شما كساني هستيد كه فراخوانده مي‌شويد تا در راه خدا انفاق كنيد، برخي از شما در انفاق بخل مي‌ورزند و كسي كه بخل كند به خويش بخل مي‌كند و خداوند بي‌نياز است و شما نيازمنديد و اگر روگردان شويد خدا گروهي را غير از شما جايگزينتان مي‌نمايد و آنان مثل شما نيستند».

صاحب كشاّف نقل كرده كه از پيامبرr درباره كلمه (قوم) كه در آيه شريفه آمده است، سئوال شد. سلمان فارسي نزديك پيامبرr نشسته بود آن حضرت با دست مبارك خود به رانِ پاي سلمان زد و فرمود:

«به خدايي كه جان من در دست اوست اگر ايمان به كهكشان‌ها بستگي داشته باشد، مرداني از فارس به آن دست مي‌يابند.»

به نقل صاحب مجمع البيان از امام باقرu روايت شده كه فرمود:

« اي اعراب اگر روي برگردانيد، خداوند گروه ديگري را جايگزين شما مي‌گرداند، يعني ايرانيان.»(كوراني، 82، ص223)

1ـ5 ستايش ايرانيان در احاديث سني‌ها

اين نكته بسيار قابل توجه است كه احاديث نبوي در ستايش ايرانيان در منابع سني‌ها بسيار بيشتر از منابع شيعي است. آن چنان كه يك محقق به راحتي مي‌توان از روايات مصادر سني‌ها كتابي در فضائل و مناقب ايراني‌ها و برتري آنها بر عرب بنويسد!

الف) حديث پشتيباني فارس‌ها از اهل بيت

ابونعيم از ابن عباس روايت مي‌كند:

«نزد رسول خداr از ايرانيان سخن به ميان آمد. حضرت فرمود:‌ ايرانيان پشتوانة ما اهل بيت‌اند.»

ب) حديث اطمينان پيامبر به فارس‌ها

ابونعيم از ابوهريره روايت مي‌كند:

«نزد رسول خداr يادي از عجم شد، حضرت فرمود: به خدا قسم اطمينان من به آنها بيش از اطمينان به شما يا بعضي از شماست.»[45] (كوراني، 82، صص228-226)

2ـ5 روايات مربوط به شهر قم و مرد موعود اين شهر

از زمرة روايات ظهور به پا خواستن مردي از قم و ياران وي مي‌باشد.»

از امام كاظمu روايت شده است كه فرمود:

«مردي از قم، مردم را به سوي خدا دعوت مي‌كند، افرادي گرد او جمع مي‌شوند كه قلب‌هايشان همچون پاره‌هاي آهن ستبر است كه بادهاي تند حوادث آنان را نمي‌لغزاند، از جنگ خسته نشده و نمي‌ترسند، اعتماد آنان بر خداست و سرانجام، كار از آن پرهيزكاران است.»[46]

بنابر روايت، زمان وجود اين امر را كه بر آن بشارت داده است، مشخص نكرده است، اما در تاريخ قم و ايران چنين شخصيت و ياراني داراي اين صفات برجسته، قبل از امام خميني (ره) و طرفدارانش بي‌سابقه است.

عفّان بصري از امام صادقu روايت كرده است كه فرمود:

«آيا مي‌داني از چه رو اين شهر را قم مي‌نامند؟ عرض كردم: خدا و رسول‌اش آگاه‌ترند. فرمود:

«همانا قم نامگذاري شده براي اين كه اهل قم، اطراف قائمu گرده آمده و با وي قيام مي‌نمايند و در كنار او ثابت قدم مانده و او را ياري مي‌كنند.[47]».

همان‌گونه كه از اين روايت برمي‌آيد آغاز تاسيس شهر قم به امر امام باقرu بوده است و اين نام را آن حضرت براي اين شهر انتخاب نموده‌اند.

از روايت بعدي كه از امام رضاu نقل شده است، معنا مي‌شود كه امامانu از بدو تاسيس شهر قم مردم اين شهر را به عنوان ياران حضرت مهديu به شمار آورده‌اند و دوستي و محبت مردم اين شهر نسبت به حضرت مهديu قبل از ولادت آن حضرت معروف بوده است.

از صفوان بن يحيي نقل شده است كه گفت:

روزي خدمت امام رضاu بودم. سخن از اهل قم و علاقه آنان نسبت به حضرت مهديu به ميان آمد. آن حضرت براي آنان طلب آمرزش كرد و فرمود:

«خداوند از آنان خشنود باشد و آنگاه فرمود، بهشت داراي هشت در است كه يكي از آنها مخصوص اهل قم است آنان (اهل قم) بهترين پيروان ما از بين شيعيان جهان هستند. خداوند سبحان محبت و دوستي ما را در سرشت آنان قرار داده است.»[48] (كوراني، 82، با تلخيص، صص242-237)

3ـ5. روايت گنج‌هاي طالقان

پيرامون اين روايت، حديثي از اهل سنت، از حضرت عليu نقل شده است كه فرمود:

آفرين به حال طالقان، خداوند متعال داراي  گنج‌هايي در آنجاست كه نه از طلا و نه از نقره‌اند اما در آن خطه مرداني وجود دارد كه خدا را آن‌طور كه شايستة معرفت است، شناخته‌اند، و آنان ياران مهدي در آخرالزمان مي‌باشند[49]».

و در روايتي: «مبارك باد مبارك باد بر طالقان»[50]

همين روايت با لفظ ديگري در منابع شيعه نيز موجود است ... از امام صادقu نقل است كه فرمود: «خداوند متعال را گنج‌هايي است در طالقان كه نه طلاست و نه نقره و نه درفشي كه از آغاز تاكنون باز نشده و به اهتزاز درنيامده است. اين خطه داراي مرداني است كه قلب‌هاي آنها مانند پاره‌هاي آهن محكم و نستوه است. نسبت به ذات مقدس خداوند ترديدي در آن قلب‌ها ايجاد نمي‌شود.

شديدتر از آتش‌آند اگر بر كوه حمله‌ور شوند آن را از جاي برمي‌كنند با به  دست داشتن پرچم، آهنگ هر دياري كه نمايند آن را ويران و منهدم مي‌سازند. بر اسب‌هايشان همچون عقاب سوارند، به عنوان تيمن و تبرك زين مركب امامu را بوسه زده و با دست لمس مي‌نمايند. آن بزرگوار را پروانه‌‌وار در وسط گرفته و به هنگام خطر آن وجود مقدس را با جان خود حفظ مي‌كنند. شب‌ها را با مناجات سپري مي‌كنند و روز سواران كارزارند.

آنان زاهدان شب و شيران روزند. در اطاعت از امام و رهبرشان مطيع‌ترند از كنيزكان نسبت به مولاي خويش‌اند. درخشندگي آنها مانند چراغ‌هاي پرنور است. مثل اين كه قلب‌هايشان چراغي از ايمان است. از بيم خدا مي‌هراسند، شهادت‌طلب‌اند و آرزوي كشته شدن در راه خدا را دارند. شعار آنها خونخواهي سالار شهيدان حسينu است. هنگامي كه به پيش مي‌تازند رعب و وحشت آنان به مسافت يك ماه راه رفتن (به سرعت) در قلب‌هاي دشمنان جايگزين مي‌شود.

گروه گروه به سوي حضرت روانه مي‌شوند. به واسطة اين رادمردان خداوند امام برحق (مهدي (عج)) را پيروز مي‌گرداند.[51]».

به نظر نويسندة محترم ـ علي كوراني‌ـ و پس از بررسي بيشتر روايات مربوط به طالقان، آنچه معنا مي‌شود اين است كه مراد از اهل طالقان، اهل ايران است. (كوراني، 82، با تلخيص صص261-258)

 منابع و مآخذ

ـ ابن الحماد المروزي، ابوعبدا... النعيم، الفتن، تحقيق سهيل زكار، چاپ اول.

ـ ابن طاووس، سيدعلي بن موسي، الملاحم و الفتن، مترجم محمد جواد نجفي.

ـ ابن الحنبل، احمد، المسند، 3 ج.

ـ باقي، عمادالدين. (1362)، در شناخت حزب قاعدين زمان. تهران: انتشارات دانش اسلامي.

ـ باهنر، ناصر. (1381)، «از دين تلويزيوني تا آرمان تلويزيون ديني». هفته‌نامه سروش. اسفندماه. ص86.

ـ باهنر، ناصر. (1382)، «راهبردهاي آموزش ديني در تلويزيون با مطالعه در تطبيق رسانه‌هاي ديني»، فصلنامه پژوهش و سنجش، ويژه‌نامه آموزش.

ـ البحراني، السيد هاشم، البرهان في تفسير قرآن.

ـ البحراني، السيد هاشم، محجه.

ـ البخاري، ابوعبدا... محمدبن اسماعيل، الصحيح البخاري.

ـ بني هاشمي، سيد محمد. (1384)، راز پنهاني و رمز پيدايي. چاپ اول، تهران: نيك معارف.

ـ بني هاشمي، سيد محمد. (1375). معرفت امام عصرu. چاپ اول، تهران: نيك معارف.

ـ تاجري، حسين. (1358). انتظار بذر انقلاب (يادي از قيام جهاني مهديu). تهران: بدر.

ـ ترمذي، محمدبن عيسي، الجامع الصحيح.

ـ ترمذي، محمدبن عيسي، السنن.

ـ تفسير عياشي.

- جعفري، محمدصابر، (1387)، انديشه مهدويت و آسيب‌ها. چاپ سوم، تهران: بنياد فرهنگي مهدي‌موعودu.

ـ جمعي از نويسندگان، (1379)، انتظار در انديشه‌ها، تهران: انتشارات بنياد فرهنگي حضرت مهدي‌ موعودu.

ـ جمعي از نويسندگان، (1384). شميم (گزيده‌اي از مباحث مهدويت). چاپ اول. تهران: بنياد فرهنگي مهدي موعودu.

- حائري يزدي، شيخ علي. چهره درخشان امام زمانu (ترجمه الزام الناصب في اثبات حجه‌ا...الغائبu)، مترجم، سيد محمد جواد مرعشي نجفي، 3 ج، چاپ اول، قم: علميه.

ـ الحاكم النيسابوري، محمدبن عبداله، المستدرك علي الصحيحين في الحديث.

ـ حرعاملي، محمدبن حسن، (1366)، اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، 7 ج، تصحيح سيد هاشم رسولي محلاتي، مترجم احمد جنتي، چاپ اول: تهران، دارالكتب اسلاميه.

ـ حرعاملي، محمدبن حسن، (1314 ه.ش). وسائل‌الشيعه الي التحصيل مسائل الشريعه.

ـ حكيمي، محمدرضا. (1360)، خورشيد مغرب. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي.

ـ حيدري، معصومه. (1381)، نظرسنجي از مردم 30 شهر كشور درباره برنامه «به سوي ظهور». گروه سنجش افكار. شماره تحقيق 166/81.

ـ الحميري، ابوالحسن، قرب‌الاسناد.

ـ خليل بيگي، نغمه. (1385). «بررسي بازنمايي‌هاي مهدي در سري چهارم برنامه «به سوي ظهور». پايان‌نامه مقطع كارشناسي ارشد رشته تحقيق در ارتباطات دانشكده صدا و سيما.

ـ خميني(ره)، روح‌ا... (1379)، ولايت فقيه، چاپ دهم. تهران: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره).

ـ خميني(ره)، روح‌ا...، صحيفه نور (مجموعه رهنمودهاي امام خميني (ره)).

ـ روضه الكافي.

ـ سادات مدني، علي‌اصغر (1373). نشانه‌هاي ظهور. (بحثي پيرامون علائم حتميه ظهور). تهران: منير.

ـ الساده، مجتبي. (1387). شش ماه پاياني. (تقويم حوادث شش ماهه پيش از ظهور) ترجمه محمود مطهري‌نيا. چاپ پنجم، تهران: موعود عصرu.

ـ سليمان، كامل. (1376). روزگار رهايي (ترجمه يوم الخلاص). 2ج. ترجمه علي‌اكبر مهدي‌پور. چاپ سوم. تهران: آفاق.

ـ سرايي، علي، (1385)، بشارت به منجي موعود. چاپ دوم، تهران: موعود عصرu

ـ سياح، احمد، (1385)، صفات و خصال حضرت مهديu، چاپ اول، تهران: موعود عصرu.

ـ السيوطي، جلال‌الدين عبدالرحمن بن ابي بكر، الحاوي الفتاوي.

ـ شفيعي سروستاني، ابراهيم. (1383)، انتظار، بايدها و نبايدها. چاپ اول، قم: مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما.

ـ شفيعي سروستاني، ابراهيم. (1385)، معرفت امام زمانu و تكاليف منتظران. چاپ دوم، تهران: انتشارات موعود عصرu.

ـ صبور، رضا. (1385)، گفتگوي نگارنده با تهيه‌كننده برنامه «به سوي ظهور».

ـ صدر، سيدمحمد باقر، (1384). تاريخ پس از ظهور. ترجمه حسن سجادي‌پور، چاپ اول. تهران: موعود عصرu.

ـ صدوق، محمدبن علي بن الحسين (ابن بابويه)، (1380). كمال‌الدين و تمام النعمه. 2 ج، تحقيق و تصحيح علي‌اكبر غفاري، مترجم منصور پهلوان، چاپ اول: قم، چاپ و نشر دارالحديث.

ـ صحيفه سجاديه

ـ ضميري، محمدرضا، (1384) رجعت (بازگشت به زمان)، چاپ چهارم. تهران: موعود عصرu

ـ فرائد السمطين.

ـ قرآن كريم.

ـ قزويني، سيد محمد كاظم، (1376)، امام مهديu از ولادت تا ظهور. چاپ اول، تهران: دفتر نشر آفاق.

ـ قمي(ره)، عباس، (1386). برگزيده منتهي الآمال (زندگي چهارده معصومu)، به كوشش رضا استادي. چاپ سوم، قم: دفتر نشر مصطفي.

ـ قمي(ره)، عباس. مفاتيح الجنان.

ـ طبرسي، احمد بن علي بن ابيطالب. (1413). الاحتجاج، تحقيق ابراهيم البهادري، محمدهادي به كوشش جعفر سبحاني، 2 ج، چاپ اول، قم: اسوه.

ـ طوسي، محمدبن حسن، مصباح المتهجد.

ـ طوسي، محمدبن حسن، (1417 ق). كتاب الغيبه، عباداله طهراني و علي احمد ناصح، چاپ دوم، قم: موسسه معارف الاسلاميه.

ـ قندوزي، حافظ سليمان بن ابراهيم، (1416 ق). ينابيع الموده، 3 ج، چاپ اول، تهران: اسوه.

ـ كليني، محمدبن يعقوب، اصول كافي (اعتقادي، اجتماعي، اخلاقي و علمي)، 4 ج، ترجمه سيد جواد مصطفوي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل بيتu.

ـ كوراني، علي (1382)، عصر ظهور. ترجمه عباس جلالي. تهران: انتشارات اميركبير، شركت چاپ و نشر بين‌الملل.

ـ كنزالعمال.

ـ عليا نسب، سيدضياءالدين و علوي نيك، سلمان (1385). جريان‌شناسي انجمن حجتيه. چاپ دوم. قم: زلال كوثر.

ـ عقدالدرر.u

ـ مجموعه مقالاتي از نشريه راه مجاهد، (1368). انجمن حجتيه، نسلي مايوس از حركت و انقلاب. چاپ اول، تهران: انتشارات راه مجاهد.

ـ مطهري، مرتضي (1374). قيام و انقلاب مهديu از ديدگاه فلسفه تاريخ. چاپ پانزده، تهران: انتشارات صدرا.

ـ مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، 110 ج.

ـ مفيد، محمد بن محمد نعمان، الارشاد في معرفه حجج‌ا... علي العباد، 2 ج، ترجمه و شرح سيد هاشم رسولي محلاتي، تهران: علميه اسلاميه.

ـ موسسه المعارف الاسلاميه، معجم احاديث امام المهديu. زير نظر علي كوراني، 5 ج، چاپ اول، قم: موسسه المعارف الاسلاميه.

ـ نعماني، ابن ابي زينب محمد بن ابراهيم بن جعفر، (1376). كتاب الغيبه، تحقيق و تصحيح علي‌اكبر غفاري، مترجم محمد جعفر غفاري، چاپ دوم، تهران: صدوق.

ـ نويسندگان مجله حوزه، (1375). چشم به راه مهدي(عج). قم: دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم.

ـ نهج‌البلاغه ترجمه فولادوند.

ـ واحد پژوهش موعود (1384)، موعود قرآن. تهران: انتشارات موعود عصرu.

ـ هاشمي شهيدي، سيد اسدا... (1381). ظهور حضرت مهديu از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، چاپ دوم، قم: مسجد مقدس جمكران.

ـ هيات تحريريه موسسه در راه حق، (1370)، پيشواي دوازدهم، حضرت امام حجته بن الحسن المهدي. چاپ نهم، قم: انتشارات موسسه در راه حق.

ـ هيثمي، شهاب الدين، الصوائق المحرقه في الرد علي اهل البدع و الزندقه.

ـ مهدي‌پور، مهدي. (1385). شبهات مهدوي دوران ما (نقدي بر بهاييت). چاپ اول. قم: سازمان تبليغات اسلامي، دبيرخانه دائمي اجلاس حضرت مهديu.

ـ موسوي اصفهاني، سيد محمد تقي. مكيال المكارم في قوائد الدعاء للقائمu. 2 ج، ترجمه سيد مهدي حائري قزويني، چاپ دوم، تهران: دفتر تحقيقات و انتشارات بدر.

ـ منتظر قائم، خليل (1385)، «مهدويت و بازتاب آن در رسانه ملي». ماهنامه موعود، شماره 68.

 

وب‌سايت:  www. bashgah.net

ساير منابع مطالعه شده:

ـ جاسم حسين، (1367)، تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم (عج)، مترجم، محمدتقي آيت اللهي. تهران: اميركبير.

ـ سعيدي، احمد (1386)، نشانه‌هايي از مهديu، چاپ اول، قم: انتشارات مسجد مقدس جمكران.

ـ شاكري زواردهي، روح‌ا... (1387)، ضرورت طرح مباحث مهدويت، چاپ سوم، قم: مركز تخصصي مهدويت.

ـ شمس‌الدين، زين‌العابدين. (1385). شبهات مهدوي دوران ما (نقدي بر نظريه همگرايي ابن خلدون) چاپ اول، قم: سازمان تبليغات اسلامي، دبيرخانه دائمي اجلاس حضرت مهديu.

ـ صدر، سيد محمد باقر، (1385)، رهبري بر فراز قرون (پژوهشي درباره امام مهديu). تحقيق عبدالجبار شراره. ترجمه مصطفي شفيعي، چاپ چهارم، تهران: موعود عصرu.

ـ صدر، سيد محمد باقر. فلسفه غيبت صغري. ترجمه محمد امام شيرازي. قم: دارالتبليغ.

ـ فخرالدين، سيدطلال (1385). شبهات مهدوي دوران ما (پاسخ به شبهات احمدالكاتب) چاپ اول، قم: سازمان تبليغات اسلامي، دبيرخانه دائمي اجلاس حضرت مهديu.

ـ گروه پژوهشي موسسه فرهنگي موعودu، (1386). انتظار منتظر، تكايف منتظران. چاپ دوم، تهران: موعود عصرu.

ـ گروه پژوهشي موسسه فرهنگي موعودu، (1386)، آخرالزمان در آيينه روايات، چاپ اول، تهران: موعود عصرu.

ـ مفيد، محمدبن محمد، ده انتقاد و پاسخ پيرامون حضرت مهديu. ترجمه محمدباقر خالصي. تهران: راه امام.

ـ خادمي شيرازي، محمد. (1378). نشانه‌هاي ظهور او. قم: مسجد مقدس جمكران.

 

 



[1]. صدوق، محمد بن علي، كمال الدين و تمام النعمه، باب 37، ح 17، به نقل از بني‌هاشمي، ص274.

[2]. نعماني، محمد بن ابراهيم، كتاب الغيبه، باب 16، ح 11، به نقل از بني‌هاشمي، ص 276.

[3]. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 78، ص 217، به نقل از بني‌هاشمي، ص244.

[4]. نعماني، محمد بن ابراهيم، باب 18، ح 1، به نقل از بني‌هاشمي، ص 278.

[5]. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 205، به نقل از سادات مدني، ص12.

[6]. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 221 و 337، به نقل از همان، ص13.

[7]. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ح 213، به نقل از كوراني ص 115.

[8]. همو، همان.

[9]. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ح 190، به نقل از همان منبع .

[10]. طوسي، محمد بن حسن، كتاب الغيبه، ص 278، به نقل از كوراني، صص 118-117.

[11]. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ح 190، به نقل از كوراني، ص122.

[12]. همو، همان.

[13]. همو، همان، صص316-324، به نقل از همان منبع.

[14]. سبأ/ 51.

[15]. نساء/ 47

[16]. نعماني، محمد بن ابراهيم، الغيبه، ص150، به نقل از الساده، ص194.

[17]. نعماني، محمد بن ابراهيم، الغيبه، ص188، به نقل از همان، ص195.

[18]. همو، همان، ص 17، به نقل از همان.

[19]. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 231، به نقل از الساده، ص114.

[20]. نعماني، محمد ابن ابراهيم، كتاب الغيبه، ص 171، و مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 232، به نقل از الساده، ص89.

[21]. همو، همان، ص 169، به نقل از همان.

[22]. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 234، به نقل از سادات مدني، ص73.

[23]. صدوق، محمد بن علي، كمال الدين و تمام النعمه، ج 2، ص 659، به نقل از همان.

[24]. هود/ 8

[25]. نعماني، محمد بن ابراهيم، كتاب الغيبه، باب بيستم، ح 3، به نقل از قزويني.

[26]. يونس/ 62

[27]. معجم الاحاديث الامام المهديu ج 3، ص 100.

[28]. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج52، ص 327، ح 43، به نقل از شفيعي سروستاني، ص 281.

[29]. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص 327، ح 44، به نقل از همان منبع.

[30]. همو، همان، ص 323، ح 3، به نقل از همان.

[31]. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ص 223، به نقل از شفيعي سروستاني.

[32]. همو، همان، به نقل از همان منبع.

[33]. نهج البلاغه، (ترجمه و شرح)، ص 1202، ح 1.

[34]. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج51، ص 286، 316، 323، 342، 368، 329، به نقل از شفيعي سروستاني، ص291

[35]. همو، همان، ص 217، ح 6، به نقل از شفيعي سروستاني، ص292.

[36]. مجلسي، محمدباقر، ج 23، ص 189، ح 4، به نقل از همان منبع.

[37]. انفال/ 12

[38]. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 191، ح 24، به نقل از شفيعي سروستاني.

[39]. همو، همان، ص 356، ح 119، به نقل از همان منبع.

[40]. يعني موي سر او مي‌درخشد، گويي كه آن را روغن آلود كرده است يا آن كه با آب شسته است.

[41]. عقد الدرر، صص 230ـ 229، به نقل از قزويني، ص 577.

[42]. فرائد المسطين، ج 2، ص 312، به نقل از همان منبع.

[43]. البخاري، محمد بن اسماعيل، صحيح البخاري، ج 4، ص 205.

[44]. علاقه‌مندان براي آشنايي با نقش روميان، ترك‌ها، يهوديان، اعراب و ... درزمان ظهور و حوادث آن بر طبق روايات معصومينu به كتاب «عصر ظهور» نويسندة محترم علي كوراني، انتشارات اميركبير مراجعه نمايند.

[45]. به نقل از ذكر اصبهان ص 12 با سندهاي گوناگون از راويان معتبر سني  و سنن ترمذي، ج 5، ص 382، به نقل از كوراني، ص227.

[46]. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 6، ص 216، به نقل از همان منبع.

[47]. همو، همان، به نقل از همان منبع.

[48]. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 60، ص 216 به نقل از كوراني.

[49]. الحاوي سيوطي، ج 2، ص 82، و كنزالعمال، ج 7، ص 262، به نقل از همان.

[50]. ينابيع الموده قندوزي، ص 449، به نقل از همان.

[51]. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 307، به نقل از كوراني.




- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
انتظار در جهان معاصر
بايسته‌هاي موضوع مهدويت
ظهور، نكته‌ها، نشانه‌ها و ياري‌گران
صبح بي تو رنگ بعد از ظهر يک آدينه دارد
تاريخ معلم انسان‌ها است
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايسته‌ها و بايسته‌ها، به مدد دانش و پژوهش مي‌كوشد تا خواست‌هاي خردگونه‌ي جوانان و دانش‌جويان دانش‌پژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعله‌ي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
سرفصل هاي دوره آموزشي
هم صحبتي فرهنگ، انديشه و سياست 2
وبگاه نقد ادبی چامه
قول و غزل

آمار
بازدید امروز: 119
بازدید دیروز: 1935
بازدید از ابتدا: 888805
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۱۸ اسفند ۸۸