نگاهی به شعر امام (ره)
رضا وحید زاده-شعر و شاعرانگی بسیاری از شاعران در پیچ و خم شخصیت چند بعدی و ذووجهین ایشان پنهان شده است. شاعران توانای بسیاری را میتوان سراغ گرفت که وجه سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی آنها چنان بر وجه ادبیشان سایه افکنده است که جهان شعر، ایشان را در هالهای از ابهام و کمتوجهی پنهان نموده است. علمای عالیقدر جهان اسلام و بهویژه تشیع، همیشه و در طول تاریخ پیوندی ناگسستنی با زبان و ادب ایرانزمین داشتهاند و به اقتضای شرایط و نیازهای خود و جامعهای که وظیفة خطیر هدایت آن بر عهدة ایشان بوده است، از این سرچشمة جوشان و زلال، جرعهها نوشیدهاند. در این میان کم نبودهاند بزرگانی که گاهی خود نیز زبان به سرایش شعر گشودهاند و خود در این میانه منبع فیضی شدهاند برای سیراب کردن تشنگان معرفت و زیبایی.
حضرت امام خمینی (رض)از جملة بزرگانی بودهاند که شاعرانگی و شعرشان در پس شخصیت سیاسی و مذهبی تاریخیشان پنهان مانده است.به وجهی که حتی میتوان گفت تا پیش از رحلت جانسوز رهبر کبیر انقلاب کسی به این بعد از شخصیت ایشان آگاهی نداشت و پس از انتشار بخشی از اشعار ایشان در روزنامة کیهان بود که مردم پی به این امر بردند.
حال میتوان به نحو دیگری نیز مسئله را از پیش روی گذراند. به همان اندازه که وجه سیاسی و مذهبی یک فرد میتواند وجوه دیگر شخصیت او را تحت تأثیر قرار دهد، به همان اندازه نیز میتواند زمینهساز رجوع و مداقه در دیگر وجوه شخصیتی او باشد.از دید بسیاری آشنایی با جهان خیال و عاطفة رهبری که همیشه به صلابت و استواری شناخته شده است، میتواند مورد توجه باشد.همیشه چهرة شناختهشدهای که از امام راحل برایمان تصویر شده است رهبری اندیشمند، عارفی پارسا و مبارزی نستوه بوده است.از این حیث دیدار چهرة لطیف و شاعرانة این مرد بزرگ برای بسیاری دیدنی و مطلوب است و شناختی بسیطتر و عمیقتر از او را به همراه دارد.
با این مقدمه نگارنده قصد آن را ندارد که مدعی شود در این مجال اندک میتواند آنچنان که شایسته و بایستة بحث است به بررسی و معرفی شعر حضرت امام بپردازد. اما غرض آن است که بنا به ضرورتی که شرح آن رفت توجهی هرچقدر اندک به شعر امام و ویژگیهای سبکی آن شود.
شعر امام (ره)به جهت سبکشناختی در نسبتی تنگاتنگ با شعر سبک عراقی قرار دارد و برای برشمردن ویژگیهای آن از مراجعه به ویژگیهای سبکی این مکتب[الف] گریزی نیست.سبک عراقی مهمترین مکتب ادبی شعر فارسی است که در حد فاصل مکاتب خراسانی و هندی قرارداد و از دیدگاه بسیاری از استادان و صاحبنظران نقطة شکوفایی و اوج شعر فارسی محسوب میشود. در مکتب عراقی و در ستیغ قلة آن یعنی شعر حافظ، دو جریان شعر عاشقانه و پارسایانه به یکدیگر درمیآمیزند و زمینه را برای برقراری پیوندی عاشقانه و لطیف با معشوق الهی و قدسی فراهم میسازند[1]. در شعر حضرت امام نیز مهمترین و بازرترین ویژگیای که میتوان برشمرد مغازلة عاشقانة شاعر با معشوق حقیقی است:
عاشق دوست ز رنگش پيداست بيدلى از دل تنگش پيداست
نتوان نرم نمودش به سخن اين سخن، از دل سنگش پيداست
از در صلح برون نايد دوست ديگر امروز، ز جنگش پيداست[2]
عمرى گذشت در غم هجران روى دوست مرغم درون آتش و ماهى برون آب
در شعر امام «دوست» را میتوان پربسامدترین واژه دانست[ب]. «دوست» عنصری است که دیگر مناسبتها و پیوندها را باید در نسبت با آن تعریف کرد و آن را نخ تسبیح ساختار اندیشگانی شعر امام (ره) خواند. تعریف دوست در شعر کهن فارسی با تعریف اومانیستی آن در شعر معاصر بهکلی تفاوت دارد و با وجود فاصلهگرفتن از وجوه زمینی و ایجاد محدودیت در برقراری ارتباط با زندگی عینی مردم، بهترین بستر برای معناپردازی در مصداق قدسی و لاهوتی آن است.دوستی که در شعر امام معرفی میگردد همان دوستی است که در غزل عراقی بهتصویر کشیده میشود و فرد عاشق، واله و سرگردان اوست و برای رسیدن به وصال او از همهچیز خود میگذرد و بهدلیل سوختن در هجرش نالههای جانگداز سرمیدهد.
* * *
عمرى گذشت و راه نبردم به كوى دوست مجلس تمام گشت و نديديم روى دوست
* * *
همه سرگشتة آن زلف چليپاى وياند در غم هجر رُخش، اين همه شور و غوغاست[3]
در شعر حافظ نیز باید جایگاه خطیری برای دوست قائل شد و آن را بیتالغزل شعر او دانست. حافظ علیه رحمه میفرماید:
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله گدای خاک در دوست پادشاه من است
* * *
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هرچه بر سر ما میرود ارادت اوست
نظیر دوست ندیدم اگرچه از مه و مهر نهادم آینهها در مقابل رخ دوست[4]
برای پیبردن عمیقتر به معنای این واژه باید نظر به کارکرد تاریخی آن در فرهنگ عرفانی انداخت.در این فرهنگ همهچیز از آنِ معشوق است و عاشق اراده و توانی مستقل از خواست او ندارد.کار معشوق همه ناز است و کار عاشق همه نیاز.قهر و رویگردانی ویژگی لاینفک معشوق است و عاشق چارهای جز سرسپردگی ندارد.[5]
واژة کلیدی دیگر در شعر امام (ره) کلمة «پیر» است.«پیر» در اندیشة عرفانی و سنت شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.امام (ره)نیز در شعر خود از این مفهوم عرفانی بسیار استفاده کرده است.
گر مرا ره به در پير خرابات دهى به سر و جان به سويش راه نوردم نه به پا
* * *
بهار آمده، دستار زهد پاره كنيد به پيش پير مغان، رفته استشاره كنيد
* * *
افطار به مى كرد برم پير خرابات گفتم كه تو را روزه به برگ و ثمر افتاد[6]
«پیر»در شعر حضرت امام همان کارکردی را دارد که در شعر سبک عراقی.در این ساختمان فکری «پیر»نماد انسان کامل و مرشد است[7]. سالکِ راه با دستگیری او قدم در طریقت میگذارد و با هدایت و رهنمایی او به سیر و سلوک میپردازد.عارف به فرمان «پیر»سجاده را در می رنگین میکند و از مدرسه سوی خرابات روی میگرداند و هرچه او فرمان میدهد بر چشم مینهد تا در طریق عاشقی راستی پیشه کرده باشد.
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
* * *
گفتم شراب و خرقه نه آیین مذهب است گفت این عمل به مذهب پیر مغان بود[8]
در شعر حضرت امام واژهها و اصطلاحات دیگری همچون می، میکده، زلف، بت، کوی یار، خرابات و... را نیز میتوان یافت که هریک بار معنایی ویژهای دارد و در اندیشة عرفانی و سنت شعر فارسی دارای سابقهای طولانی است.شعر امام پیوندی ناگسستنی با اندیشه و شعر عرفانی دارد و برای شناخت بیشتر زوایای نهان و پنهان آن باید به این منابع توجهی جدی داشت.
در اندیشة شعری امام رویکرد دیگری نیز وجود دارد و آن نگاه انتقادی و اصلاحی حضرت امام به انسان و جهان پیرامون اوست.در بخشی از اشعار ایشان تذکر و نهیبی نهفته است که حاکی از روح والا و وارستة سرایندة آنها دارد.
تا منصوری لاف انالحق بزنی نادیده جمال دوست غوغا فکنی
دک کن جبل خودی خود چون موسی تا جلوه کند جمال او چون ارنی
* * *
اين جاهلان كه دعوى ارشاد مىكنند در خرقهشان به غير «منم» تحفهاى مياب
ما عيب و نقص خويش و كمال و جمال غير پنهان نمودهايم، چو پيرى پس خضاب
دم در نیار و دفتر بيهوده پاره كن تا كى كلام بيهده گفتار ناصواب[9]
در کنار ابیات عاشقانهای که بازگوکنندة شیفتگی بسیار سرایندة آنها و حیرانی او در جمال معشوق است، وجود چنین اشعاری نشان میدهد که شاعر آنها در مجاورت دل سرمست و شیدای خود روحی آگاه و بیدار نیز دارد و با دیدی باز و نگاهی همهجانبه به جهان اطراف خویش مینگرد.
عيب از ماست، اگر دوست ز ما مستور است ديده بگشاى كه بينى همه عالم طور است
لاف كم زن كه نبيند رخ خـورشيد جهان چشم خفاش كه از ديدن نورى كور است
كاش در حلقه رندان خبرى بود ز دوست سخن آنجا نه ز «ناصر» بود از «منصور » است [ت]
* * *
اى وازده، ترّهات بس كن تكرار مكرّرات بس كن
بر بند زبان ياوهگويى بشكن قلم و دوات، بس كن[10]
البته اگر به بسامد این مفاهیم و تعابیر توجه شود، دیده میشود که حجم بیشتر اشعار را ابیاتی تشکیل میدهد که در وصف معشوق است و سوز و گدازهای خالصانة عاشق را حکایت میکند.بهطور کل در شعر امام (ره)ارتباط عاشقانه با محبوب بر انتقاد و تذکر مصلحانه غلبه دارد. طبیعی هم مینماید که در جهان شعر که عرصة خیال و عاطفه است[ث]بیشتر سخن از حالاتی باشد که جنبههای احساسی و درونگرایانه دارد و روایتگر ضمیر پنهان انسان است.
برای برسی وجه دیگر شعر حضرت امام باید به زبان آن توجه کرد. زبان شعر امام نیز در پیوند با همان منبع اندیشگانی است.این زبان از مکتب عراقی تأثیر بسیار پذیرفته است و در سطوح واژگانی و نحوی، بسیاری از ویژگیهای سبکی آن مکتب را در خود جای داده است.تسلط کامل امام (ره) بر این زبان و بهکارگیری صحیح و بدون لغزش آن، نشان از آشنایی دیرینه و عمیق ایشان با فرهنگ و ادبیات گذشتة ایرانی و اسلامی دارد.
در سطح واژگانی وجود کلماتی همچون صعق، مندک، غماز، مهطلعت و فکندن حاکی از ریشه داشتن این زبان در گذشتة زبان فارسی است و نحوة تلفظ برخی از واژهها مانند نَبْوَد (نَبُوَد)، بَتَر (بد تر)، ز (از)، اندر (در)و بیهده (بیهوده) بر همین نکته تأکید دارد. در سطح جمله نیز برخی ساختهای نحوی در همین نسبت قرار میگیرد. از این دست است چنین ابیاتی:
اى پريروى كه گُلبرگِ تَرَت ساختهاند ز چه رو قلبِ ز خارا بَتَرت ساختهاند؟
* * *
حلقة صوفى و دير راهبم هرگز مجوى عشق را انجام نبود، چون ورا آغاز نيست
* * *
چه كنم تا به سر كوى توام راه دهند؟ كاين سفر توشه همىخواهد و اين ره دور است[11]
در بخش عمدهای از این ابیات، ضمن ملاحضة ویژگیهای سبکی بیانشده، شاهد شیوایی و سلامت زبانی هستیم. این سلامت زبانی و رعایت قواعد و قوانین زبان، در کنار روشنی و شیوایی بیان سبب شده است که شعر حضرت امام در میان آثار دیگر شاعران جریان حوزوی از برجستگی و تمایز حائز اهمیتی برخوردار باشد.
اگر به تبحر و تسلط امام (ره) در زمینة شعر و شاعری، در کنار زبان ساده و صمیمی و همهفهم ایشان در برقراری ارتباط با تودههای مردم، توجه شود، میتوان به نتایج در خورد توجهی رسید.بهراستی باید توجه داشت که رهبری که اینچنین در سرایش شعر و بیان هنرمندانة اندیشهها و عواطفش تواناست، به هنگام گفتگو با تودههای جامعه و مردم عادی از زبانی بهره میبرد که برای همگان قابل فهم است و عوامترین مخاطبان نیز میتوانند زبان او را صمیمانه و روشن دریابند و با آن ارتباط برقرار کنند.
[الف] . بسیاری از استادان زبان و ادبیات فارسی سبکهای ادبی خراسانی، عراقی، هندی و بازگشت را مکاتبی میدانند که به تسامح نام سبک بر آنها نهاده شده است. برای مطالعه بیشتر رجوع شود به کتاب جریانهای شعر معاصر فارسی از دکتر علی حسین پور چافی، انتشارات امیرکبیر.
[ب] . منظور از دوست این واژه و دیگر واژههای مترادف آن و عباراتی است که فحوای آنها به این معنا اشاره دارد.
[ت] . منظور از ناصر حضرت حق و منظور منصور سالک جوینده است. یعنی جویندگان راه حقیقت هم بهجای پرداختن به محبوب دم از خود و سیری که دارند میزنند.
[ث] . استاد شفیعی کدکنی در کتاب «ادوار شعر فارسی» شعر را اینگونه معرفی میکند: شعر گرهخوردگی عاطفه و تخیل است که در زبانی آهنگین شکل میگیرد.
[1] . ر. ک سبکشناسی شعر از دکتر سیروس شمیسا؛ تهران: انتشارات فردوس؛ چاپ نهم، 1382
[2] . دیوان امام خمینی (ره)
[3]. همان
[4] . دیوان حافظ
[5] . ر.ک مقدمهای بر مبانی عرفان و تصوف از دکتر سید ضیاءالدین سجادی؛ تهران: سمت؛ چاپ اول، 1383
[6] . دیوان امام خمینی (ره)
[7] . کلیات فخرالدین عراقی؛ اصطلاحات فخرالدین عراقی، ص 362- 378.
[8] . دیوان حافظ
[9] . دیوان امام خمینی (ره)
[10] . همان
[11] . همان
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
حنجرهاي كه از آن به روحانيت اهانت شده، بايد دريده شود
نگاهی به شعر امام (ره)
امام خميني در تاريخ با تاريخ و براي تاريخ
مستندات انتخابات از ديدگاه مقام معظم رهبري
پوشش اسلامی، لازمۀ حضور اجتماعی زنان از دیدگاه استاد شهید مطهری
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايستهها و بايستهها، به مدد دانش و پژوهش ميكوشد تا خواستهاي خردگونهي جوانان و دانشجويان دانشپژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعلهي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد.

