چهارشنبه، ۹ بهمن ۱۳۸۷
گذری بر صدور انقلاب اسلامی و تاثير آن بر جنبشهاي معاصر
حسین عبدالملکی: به طور كلي، در نگاهي جريان شناختي، انقلابها را در سه سطح؛ عوامل به وجود آورنده انقلاب، دوران خيز انقلابي و پيامدهاي آن مورد تحليل و بررسي قرار مي دهند . اكنون كه سه دهه از وقوع انقلاب اسلامي گذشته است، فرصت آن است که به طور تفصيلي به بررسي پيامدهاي آن پرداخت و از آنجا كه مهمترين خصيصه انقلاب اسلامي ایران؛ ديني بودن آن است و در موازات اين مطلب، دين هميشه در پي تبليغ و اشاعه خود براي نجات و رهايي و سعادتمندي بشر است. در نتيجه، اشاعه انقلاب، در ميان ساير مولفه هاي پيامدهاي آن اهميت بسزايي داشته كه مي توان از آن در مفهوم «صدور انقلاب» ياد كرد . البته جريانهاي به وقوع پيوسته در لبنان و فلسطين و عراق از سال 2000 به بعد، از لحاظ معرفتي و تحليلي داراي تمايزات اساسي است و از اين رو، در اين پژوهش گنجانده نمي شود .
در این مقاله، عقیده بر این است که جهت تبیین واقع بینانه علل تحرک و تشدید موج اسلام گرایی سیاسی دهه ی 1980م. گذشته از نظام فکری و عقیدتی خاص اسلام ، متغیراساسی که نقش عمده ای در تشدید، گسترش واحیای جنبش های اسلامی و مشارکت فعالان و مومنین در آن ایفا کرده، انقلاب اسلامی مردم ایران است. فرض بر این است که نظام عقیدتی اسلام ، علت عمده شکل گیری جنبش های اسلامی است. انقلاب اسلامی، به لحاظ ایدئولوژی نهفته در آن و همچنین اصول و ماموریت هایی که برای معتقدان خود فراهم کرد. اما این زمینه به صورتی بالقوّه و پتانسیلی در ذهن و مخیّله ی اسلام گرایان نهفته بود و نیاز به عاملی داشت که آن را به صحنه ی عملی زندگی اجتماعی هدایت کند. این عامل، با وقوع انقلاب اسلامی وبه واقعیت پیوستن تئوری سیاسی اسلام هویدا شد. به عبارت دیگر، با وقوع انقلاب اسلامی، اکنون اسلام گرایان الگویی عملی از اجرای اصول و حکومت اسلامی پیش روی خود داشتند. همچنین رهاورد دیگر انقلاب اسلامی این بود که افتخار ،اعتماد وعزّت نفس مسلمانان را افزایش داد.
يک رژيم انقلابي ، زماني در پي صدور انقلاب و و اصول وارزش هاي آن به جهان خارج بر مي آيد که ادعاي جهان شمولي داشته باشد واين در صورتي امکان پذير است که ايدئولوژي مبتني بر فلسفه ي سياسي و اجتماعي ـ که اين فلسفه به طور مطلق و عام پذيرفته شده باشدـ به مثابه ي نسخه اي تلقي شود که قابليّت تجويز براي ظرفيت ها ي مکاني و زماني ديگر را داراست.
نکته قابل توجه دیگر در زمينه ي علل ظهور پديده ي انقلاب ـ و به تبع آن انقلاب اسلامي ايران ـ تاثيري است که پديده ي سياسي بر محيط هاي مجاور خود به صورت طبيعي مي گذارد. اين امر نيز از آن جايي ناشي مي شود که تحولات سياسي در کشورها منجر به عکس العمل متقابلي از سوي ديگر کشورها مي شود .
در راستاي ارائه ي تصوير کلّي از پديده ي انقلاب اسلامي در ايران، به برّرسي مقوله ي صدور انقلاب اسلامي از ديد امام خميني ـ با تکيه بر گفته هاي امام در اين زمينه ـ باید توجه کرد. امام، پيرامون ضرورت صدور انقلاب اسلامي مي فرمايند: نهضت اسلامي در يک زمينه نمي تواند محصور باشد.انقلاب بايد در تمام جهان صادر شود چرا که انقلابي اسلامي است.
در راستاي ترسيم يک الگو براي زير بناي فلسفي وتئوريک صدور انقلاب اسلامي، می توان سه الگو را از هم تفکيک کرد : اول الگويي که اعتقاد به بهره گيري يک ملت از همه ي امکانات براي زندگي و نمو در جامعه ي بين المللي دارد که نتيجه ي تبعي آن صدور انقلاب در راستاي کسب قدرت براي ايرانيان مي باشد و هدف از حکومت اسلامي اجراي منويات ودستورات خدا در سراسر جهان است.
الگوي ديگر بر اين مبناست که بايد رفع عسرت و فقر مردم داخل کشور را ، در اولويّت قرار داد.از آن پس اگر امکاناتي ماند، بايد به صدور انقلاب نيز پرداخت. اما تز آخر مي گويد که ملاک وحدت در امّ القري يا ملت واحد اسلامي، صرف نظر از مرزها وحدت در اداي وظيفه است و ولايت فقيه نيز اساس و جوهره ي تشکيل حکومت اسلامي است که وظيفه ي او يعني حراست از ملت اسلامي کل ام القري را شامل مي شود.
در مورد جنبش هاي اسلامي معاصر می توان به نظریاتی اشاره کرد : از جمله نظريه ي خورشيد احمد، در ريشه يابي جنبش هاي اسلا مي معاصرکه از نظر او تجديد حيات طلبي اسلامي ، پديده اي است خاص دوران معاصر و محصول برخورد ميان اسلام و غرب در دوران استعمار ، به گونه اي که رويارويي کنوني بين غرب و جنبش هاي اسلامي را نمي توان پديده اي نهفته در درون انديشه ي اسلامي و بنابر اين دشمني ذاتي اسلام وغرب دانست ، بلکه بايد عکس العمل طبيعي مسلمانان در برابر تحقير غرب دانست .
طبق نظر يه ادواري هراير دکمجيان، جنبش هاي فکري ـ سياسي اسلامي معاصر پديده اي دوره اي هستد که در دوران خاص ظهور کرده و تحول يافته اند. در برابر هر سقوط در جهان اسلام يک جنبش فکري يا سياسي رستاخيزي به وقوع پيوسته است که هدف آن احياي مجدّد دين اسلام بوده است. اين حرکت ها ي رستاخيزي در شرايطي ظهور مي کنند که جامعه ي اسلامي در يک محيط گسترده ي بحراني گرفتار آمده است.
درتفسير اين آراء، نظام عقيدتي اسلامي را می توان علّت عمده ي شکل گيري جنبش هاي اسلامي و مشارکت اعضاي آن در اقدامات جمعيی دانست که ماموريت ها ي خاصي را براي معتقدان به اصول اسلامي مشخص مي کند و تلاش براي تحقق آن ها، بخش مهمي از تعهّدات مذهبي اسلام گرايان را تشکيل مي دهد که اين اصول عقيدتي ، اهداف سياسي اصولی را براي اعضاي آن نيز تعيين مي کند. بر خلاف انديشه ي کساني چون علي عبدالرزاق و سعيد عشماوي، انديشه ي عدم تفکيک دين از سياست، هنوز یک گرايش مسلط مي باشد.
اصول گرایی اسلامی، را می توان حرکتی دانست مبتنی بر بازگشت به خویشتن دینی خود و تاکید بر هویت فراموش شده ی اسلامی و تلاشی در جهت اینکه تمام جنبه های زندگی روزمره همچون سیاست ،اقتصاد ،قانون وآداب اجتماعی بر محور آموزه های دینی اسلام جهت گیری شود. آنچه موجب تفاوت بنیاد گرایی اسلامی و درنتیجه خطرناک بودن آن می شود ، برداشت سیاسی و اید ئولوژیک آن از اسلامی است که به مثابه ی گزینه ای است در مقابل ایدئو لوژی های غربی و سوسیالیستی .
اصول گرایی اسلامی ، مفروضات فلسفی دموکراسی غرب را که حاکمیت مردم باشد ، رد می کند . مردم در چارچوب اجتماعات شریعت ، دارای اقتدار هستند . سیاست نیز وسیله ای برای استقرار نظام عادلانه ی مشخص شده به وسیله ی قرآن وسنت است .
وجه تمایز انقلاب اسلامی از سایر جنبش ها ی اسلامی معاصر، یک منظومه ی فکری یا نظامی از اندیشه است که به دنبال یافتن راه حلی برای مشکلات جامعه ی اسلامی بوده است.
مبانی رویکرد بین المللی اصولگرایی اسلامی را می توان به شرح ذیل فهرست کرد :
1) جهانی بودن اسلام یا حقیقت مطلق که می بایست در عمل پیدا شود و به اجرا درآید.
2) جاهلیت جهان یا حقیقت جزیی بالفعل، که باید از آن رهایی یافت.
3) جهاد ومبارزه؛ به عنوان راهی برای پایان دادن به حقیقت جزیی بالفعل یعنی جاهلیت جهانی .
4) صلح؛ به عنوان شیوه ی عملی عینیت بخشی به حقیقت مطلق و نتیجه ی آن.
تحولات سیاسی انقلاب اسلامی بیش از هر کشور دیگری در کشور های حوزه ی خلیج فارس و خاور میانه ی مر کزی سر منشاء یک روند تحول بر جنبش های اسلامی از درون و بیرون گردید. ایده های انقلاب اسلامی بیش از هر منطقه ای در عراق تاثیر گذار شد و در برخورد بین گروه های مذهبی شیعه و دولت بعث برای نخستین بار در تاریخ ، حرکتی رادیکالی بعد از باز گشت رهبر انقلاب به تهران نمود پیدا کرد.
کشور عربستان نیز با چالش های چند جانبه ای که در این کشور ظهور کرد رو به رو شد . بعد جدیدی به چالش گذشته افزوده شد و آن چالش مذهبی ، ایدئولوژیکی و عملی برای مشروعیت دادن به حاکمیت سعودی بود .
در کویت بعد از وقوع انقلاب ، مجموعه ای از بمب گذاری ها و فعالیت های ضد دولتی انجام گرفت و ترس از شدت یافتن فعالیت ها و تحرکات بنیاد گرایی اسلامی ، به ویژه اقلیت شیعه ، همواره از نگرانی های عمده ی این ممالک بوده است .
در این دوره فلسطین شاهد حرکت های منسجم و بزرگ بیداری دینی به عنوان بخشی از نهضت عمومی اسلامی منطقه بود . انقلاب اسلامی ایران موجب شد نگریستن به قضیه ی فلسطین از یک دیدگاه اسلامی ممکن شود که این دیدگاه را جنبش جهاد اسلامی به عنوان یک الگو برای خود پذیرفته بود.
بازگشت تشیع به لبنان؛ قبل از انقلاب اسلامی ایران نیز تا حدودی در چار چوب ایرانی کردن روحانیت و تقویت روابط میان روحانیت و تقویت روابط آنها با لبنان شد . در این زمینه ملموس ترین پدید ه ی متأثر از انقلاب اسلامی، سازمان حزب الله لبنان است .
مثالهاي بالا تنها جزئي ناچيز از تاثيرات فراوان و در سطوح مختلفي از طرف انقلاب اسلامي بوده كه به واقع مي توان از آن به صدور انقلاب تعبير كرد. هرچند براي اثبات اين مدعا و به ترازوي تحليل گذاردن آن نياز به مثالها و نيز به موازات آن ابعاد تئوريك جزئي تري نيز هست اما از آنجا که اين تحليل به دليل چند جانبه بودن و داشتن سطوح مختلف با در نظر رفتن زمينه هاي گوناون بحث طولاني و دقيقي را مي طلبد كه در حوصله اين نوشتار گنجاندن آن امري نا ممكن است به همين چند مثال در حيطه عمل اكتفا مي نماييم .
به طور خلاصه می توان گفت انقلاب اسلامی ایران گرچه از مبانی اندیشه اسلامی نشأت گرفته است وحرکت های اسلامی قبل از آن نیز وجود داشت ، اما این انقلاب، از یک طرف توانست ایدئولوژی بالقوّه اسلام را به عرصه ی عمل برساند و ازطرف دیگر الگویی عملی برای جنبش های آرام اسلامی فراهم کند.
انقلاب اسلامی ایران، به لحاظ مبانی فکری خود وبه تبع آن احساس وظیفه ی فراگیر در امت اسلامی به منظور احیای اسلام و از این منظر که همه ی مسلمانان جهان وبالأخص مستضعفین را مخاطب خود قرار می دهد و سر و کار آن با فطرت انسانی است، ميل به صدور دارد و در قالب یک الگو، چه بسا که این رسالت خود را انجام نیز داده است.
در این مقاله، عقیده بر این است که جهت تبیین واقع بینانه علل تحرک و تشدید موج اسلام گرایی سیاسی دهه ی 1980م. گذشته از نظام فکری و عقیدتی خاص اسلام ، متغیراساسی که نقش عمده ای در تشدید، گسترش واحیای جنبش های اسلامی و مشارکت فعالان و مومنین در آن ایفا کرده، انقلاب اسلامی مردم ایران است. فرض بر این است که نظام عقیدتی اسلام ، علت عمده شکل گیری جنبش های اسلامی است. انقلاب اسلامی، به لحاظ ایدئولوژی نهفته در آن و همچنین اصول و ماموریت هایی که برای معتقدان خود فراهم کرد. اما این زمینه به صورتی بالقوّه و پتانسیلی در ذهن و مخیّله ی اسلام گرایان نهفته بود و نیاز به عاملی داشت که آن را به صحنه ی عملی زندگی اجتماعی هدایت کند. این عامل، با وقوع انقلاب اسلامی وبه واقعیت پیوستن تئوری سیاسی اسلام هویدا شد. به عبارت دیگر، با وقوع انقلاب اسلامی، اکنون اسلام گرایان الگویی عملی از اجرای اصول و حکومت اسلامی پیش روی خود داشتند. همچنین رهاورد دیگر انقلاب اسلامی این بود که افتخار ،اعتماد وعزّت نفس مسلمانان را افزایش داد.
يک رژيم انقلابي ، زماني در پي صدور انقلاب و و اصول وارزش هاي آن به جهان خارج بر مي آيد که ادعاي جهان شمولي داشته باشد واين در صورتي امکان پذير است که ايدئولوژي مبتني بر فلسفه ي سياسي و اجتماعي ـ که اين فلسفه به طور مطلق و عام پذيرفته شده باشدـ به مثابه ي نسخه اي تلقي شود که قابليّت تجويز براي ظرفيت ها ي مکاني و زماني ديگر را داراست.
نکته قابل توجه دیگر در زمينه ي علل ظهور پديده ي انقلاب ـ و به تبع آن انقلاب اسلامي ايران ـ تاثيري است که پديده ي سياسي بر محيط هاي مجاور خود به صورت طبيعي مي گذارد. اين امر نيز از آن جايي ناشي مي شود که تحولات سياسي در کشورها منجر به عکس العمل متقابلي از سوي ديگر کشورها مي شود .
در راستاي ارائه ي تصوير کلّي از پديده ي انقلاب اسلامي در ايران، به برّرسي مقوله ي صدور انقلاب اسلامي از ديد امام خميني ـ با تکيه بر گفته هاي امام در اين زمينه ـ باید توجه کرد. امام، پيرامون ضرورت صدور انقلاب اسلامي مي فرمايند: نهضت اسلامي در يک زمينه نمي تواند محصور باشد.انقلاب بايد در تمام جهان صادر شود چرا که انقلابي اسلامي است.
در راستاي ترسيم يک الگو براي زير بناي فلسفي وتئوريک صدور انقلاب اسلامي، می توان سه الگو را از هم تفکيک کرد : اول الگويي که اعتقاد به بهره گيري يک ملت از همه ي امکانات براي زندگي و نمو در جامعه ي بين المللي دارد که نتيجه ي تبعي آن صدور انقلاب در راستاي کسب قدرت براي ايرانيان مي باشد و هدف از حکومت اسلامي اجراي منويات ودستورات خدا در سراسر جهان است.
الگوي ديگر بر اين مبناست که بايد رفع عسرت و فقر مردم داخل کشور را ، در اولويّت قرار داد.از آن پس اگر امکاناتي ماند، بايد به صدور انقلاب نيز پرداخت. اما تز آخر مي گويد که ملاک وحدت در امّ القري يا ملت واحد اسلامي، صرف نظر از مرزها وحدت در اداي وظيفه است و ولايت فقيه نيز اساس و جوهره ي تشکيل حکومت اسلامي است که وظيفه ي او يعني حراست از ملت اسلامي کل ام القري را شامل مي شود.
در مورد جنبش هاي اسلامي معاصر می توان به نظریاتی اشاره کرد : از جمله نظريه ي خورشيد احمد، در ريشه يابي جنبش هاي اسلا مي معاصرکه از نظر او تجديد حيات طلبي اسلامي ، پديده اي است خاص دوران معاصر و محصول برخورد ميان اسلام و غرب در دوران استعمار ، به گونه اي که رويارويي کنوني بين غرب و جنبش هاي اسلامي را نمي توان پديده اي نهفته در درون انديشه ي اسلامي و بنابر اين دشمني ذاتي اسلام وغرب دانست ، بلکه بايد عکس العمل طبيعي مسلمانان در برابر تحقير غرب دانست .
طبق نظر يه ادواري هراير دکمجيان، جنبش هاي فکري ـ سياسي اسلامي معاصر پديده اي دوره اي هستد که در دوران خاص ظهور کرده و تحول يافته اند. در برابر هر سقوط در جهان اسلام يک جنبش فکري يا سياسي رستاخيزي به وقوع پيوسته است که هدف آن احياي مجدّد دين اسلام بوده است. اين حرکت ها ي رستاخيزي در شرايطي ظهور مي کنند که جامعه ي اسلامي در يک محيط گسترده ي بحراني گرفتار آمده است.
درتفسير اين آراء، نظام عقيدتي اسلامي را می توان علّت عمده ي شکل گيري جنبش هاي اسلامي و مشارکت اعضاي آن در اقدامات جمعيی دانست که ماموريت ها ي خاصي را براي معتقدان به اصول اسلامي مشخص مي کند و تلاش براي تحقق آن ها، بخش مهمي از تعهّدات مذهبي اسلام گرايان را تشکيل مي دهد که اين اصول عقيدتي ، اهداف سياسي اصولی را براي اعضاي آن نيز تعيين مي کند. بر خلاف انديشه ي کساني چون علي عبدالرزاق و سعيد عشماوي، انديشه ي عدم تفکيک دين از سياست، هنوز یک گرايش مسلط مي باشد.
اصول گرایی اسلامی، را می توان حرکتی دانست مبتنی بر بازگشت به خویشتن دینی خود و تاکید بر هویت فراموش شده ی اسلامی و تلاشی در جهت اینکه تمام جنبه های زندگی روزمره همچون سیاست ،اقتصاد ،قانون وآداب اجتماعی بر محور آموزه های دینی اسلام جهت گیری شود. آنچه موجب تفاوت بنیاد گرایی اسلامی و درنتیجه خطرناک بودن آن می شود ، برداشت سیاسی و اید ئولوژیک آن از اسلامی است که به مثابه ی گزینه ای است در مقابل ایدئو لوژی های غربی و سوسیالیستی .
اصول گرایی اسلامی ، مفروضات فلسفی دموکراسی غرب را که حاکمیت مردم باشد ، رد می کند . مردم در چارچوب اجتماعات شریعت ، دارای اقتدار هستند . سیاست نیز وسیله ای برای استقرار نظام عادلانه ی مشخص شده به وسیله ی قرآن وسنت است .
وجه تمایز انقلاب اسلامی از سایر جنبش ها ی اسلامی معاصر، یک منظومه ی فکری یا نظامی از اندیشه است که به دنبال یافتن راه حلی برای مشکلات جامعه ی اسلامی بوده است.
مبانی رویکرد بین المللی اصولگرایی اسلامی را می توان به شرح ذیل فهرست کرد :
1) جهانی بودن اسلام یا حقیقت مطلق که می بایست در عمل پیدا شود و به اجرا درآید.
2) جاهلیت جهان یا حقیقت جزیی بالفعل، که باید از آن رهایی یافت.
3) جهاد ومبارزه؛ به عنوان راهی برای پایان دادن به حقیقت جزیی بالفعل یعنی جاهلیت جهانی .
4) صلح؛ به عنوان شیوه ی عملی عینیت بخشی به حقیقت مطلق و نتیجه ی آن.
تحولات سیاسی انقلاب اسلامی بیش از هر کشور دیگری در کشور های حوزه ی خلیج فارس و خاور میانه ی مر کزی سر منشاء یک روند تحول بر جنبش های اسلامی از درون و بیرون گردید. ایده های انقلاب اسلامی بیش از هر منطقه ای در عراق تاثیر گذار شد و در برخورد بین گروه های مذهبی شیعه و دولت بعث برای نخستین بار در تاریخ ، حرکتی رادیکالی بعد از باز گشت رهبر انقلاب به تهران نمود پیدا کرد.
کشور عربستان نیز با چالش های چند جانبه ای که در این کشور ظهور کرد رو به رو شد . بعد جدیدی به چالش گذشته افزوده شد و آن چالش مذهبی ، ایدئولوژیکی و عملی برای مشروعیت دادن به حاکمیت سعودی بود .
در کویت بعد از وقوع انقلاب ، مجموعه ای از بمب گذاری ها و فعالیت های ضد دولتی انجام گرفت و ترس از شدت یافتن فعالیت ها و تحرکات بنیاد گرایی اسلامی ، به ویژه اقلیت شیعه ، همواره از نگرانی های عمده ی این ممالک بوده است .
در این دوره فلسطین شاهد حرکت های منسجم و بزرگ بیداری دینی به عنوان بخشی از نهضت عمومی اسلامی منطقه بود . انقلاب اسلامی ایران موجب شد نگریستن به قضیه ی فلسطین از یک دیدگاه اسلامی ممکن شود که این دیدگاه را جنبش جهاد اسلامی به عنوان یک الگو برای خود پذیرفته بود.
بازگشت تشیع به لبنان؛ قبل از انقلاب اسلامی ایران نیز تا حدودی در چار چوب ایرانی کردن روحانیت و تقویت روابط میان روحانیت و تقویت روابط آنها با لبنان شد . در این زمینه ملموس ترین پدید ه ی متأثر از انقلاب اسلامی، سازمان حزب الله لبنان است .
مثالهاي بالا تنها جزئي ناچيز از تاثيرات فراوان و در سطوح مختلفي از طرف انقلاب اسلامي بوده كه به واقع مي توان از آن به صدور انقلاب تعبير كرد. هرچند براي اثبات اين مدعا و به ترازوي تحليل گذاردن آن نياز به مثالها و نيز به موازات آن ابعاد تئوريك جزئي تري نيز هست اما از آنجا که اين تحليل به دليل چند جانبه بودن و داشتن سطوح مختلف با در نظر رفتن زمينه هاي گوناون بحث طولاني و دقيقي را مي طلبد كه در حوصله اين نوشتار گنجاندن آن امري نا ممكن است به همين چند مثال در حيطه عمل اكتفا مي نماييم .
به طور خلاصه می توان گفت انقلاب اسلامی ایران گرچه از مبانی اندیشه اسلامی نشأت گرفته است وحرکت های اسلامی قبل از آن نیز وجود داشت ، اما این انقلاب، از یک طرف توانست ایدئولوژی بالقوّه اسلام را به عرصه ی عمل برساند و ازطرف دیگر الگویی عملی برای جنبش های آرام اسلامی فراهم کند.
انقلاب اسلامی ایران، به لحاظ مبانی فکری خود وبه تبع آن احساس وظیفه ی فراگیر در امت اسلامی به منظور احیای اسلام و از این منظر که همه ی مسلمانان جهان وبالأخص مستضعفین را مخاطب خود قرار می دهد و سر و کار آن با فطرت انسانی است، ميل به صدور دارد و در قالب یک الگو، چه بسا که این رسالت خود را انجام نیز داده است.
- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
حنجرهاي كه از آن به روحانيت اهانت شده، بايد دريده شود
نگاهی به شعر امام (ره)
امام خميني در تاريخ با تاريخ و براي تاريخ
مستندات انتخابات از ديدگاه مقام معظم رهبري
پوشش اسلامی، لازمۀ حضور اجتماعی زنان از دیدگاه استاد شهید مطهری
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايستهها و بايستهها، به مدد دانش و پژوهش ميكوشد تا خواستهاي خردگونهي جوانان و دانشجويان دانشپژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعلهي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد.



